اضافه کردن به علاقه‌مندی‌ها

محل انتشار

-

اطلاعات انتشار

خرداد- شماره ۷۸، سال

صفحات

۷ صفحه، از صفحه‌ی ۷۵ تا صفحه‌ی ۸۱

کلمات کلیدی

تاریخ، فلسفه، زمان، کتاب، هرمنوتیک

«هرمنوتیک» یعنی «هنر تأویل». در اصل ارائه نظریه و روش درباره تأویل کتاب مقدس و دیگر متون دشوار بود. ویلهلم دیلتای آن را به تأویل تمامی اعمال و دستاوردهای انسانی، از جمله تاریخ و تأویل زندگی انسانی گسترش داد. هایدگر در وجود و زمان (1927)، تأویلی از وجود انسانی ارائه کرد؛ وجودی که خود می‌فهمد و تأویل می‌کند. هرمنوتیک تحت تأثیر او به عنوان مسئله‌ای اساسی در فلسفه قاره‌ای مطرح و موجب بحث و مناقشه‌های بسیاری گردید. در تأویل یک متن، آیا از اندیشه‌ها و نیات مؤلف پرده برمی‌داریم و خود را در جایگاه او تصور می‌کنیم؟ یا آن را با یک کل گسترده‌تری که به آن معنا می‌بخشد، مربوط می‌سازیم؟ دیدگاه دوم از دور هرمنوتیکی سربرمی‌آورد: نمی‌توان به فهم یک کل (مثلا، یک متن) رهنمون شد، مگر آنکه اجزای آن را فهمید، و نمی‌توان اجزای آن را فهمید، مگر اینکه به فهم کل آن راه یافت. هایدگر دور دیگری را کشف کرد: از آن‌رو که ما به طور اجتناب‌ناپذیر پیش‌فرض‌ها را بر آنچه قابل تأویل است، تحمیل می‌کنیم، آیا این بدان معناست که هر تأویلی پایان‌ناپذیر است، دست کم بی‌نهایت قابل بازنگری است؟

راهنمای دریافت مقاله‌ی «درآمدی بر هرمنوتیک» در حال تکمیل می‌باشد.

دریافت فایل PDF

۴۶۵۰ تومان

دریافت فایل Word + PDF

۷۹۰۰ تومان