توجه: محتویات این صفحه به صورت خودکار پردازش شده و مقاله‌های نویسندگانی با تشابه اسمی، همگی در بخش یکسان نمایش داده می‌شوند.
۱فخر رازی بر سر دو راهی جبر و اختیار
اطلاعات انتشار: انديشه ديني، زمستان, دوره  - , شماره  ۴۱، سال
تعداد صفحات: ۳۰
مساله جبر و اختیار یکی از مسایل مهم در حوزه افعال الاهی است که همواره ذهن انسان ها را از ابتدای تاریخ تاکنون به خود مشغول داشته است. در این میان، جهمیه را طرف داران جبر محض، اشاعره را طرف داران جبر محض در یک مرحله و طرف دار کسب در مرحله دیگر، معتزله و قدریه را طرف داران اختیار محض و امامیه را طرف داران امر بین الامرین یاد کرده اند. بر این اساس، فخر رازی نیز به منزله یکی از برجسته ترین متکلمان اشعری، جبرگرا دانسته شده است.نگارنده در این مقاله، با جست وجوی کامل در آثار فخر رازی، موضع وی در قبال نظریات فوق را به دست آورده و نشان داده است که فخر رازی نه یک جبرگرای محض است و نه یک اختیارگرای محض، بلکه ضمن قادر و مختار دانستن انسان از یک طرف، و قول به عمومیت قضا و قدر الاهی از طرف دیگر، سعی کرده است تا میان این دو قول جمع نماید، ولی با وجود آن که همواره در جست وجوی راهی میان جبر و اختیار بوده و برای فرار از جبر و توجیه اختیار و مسوولیت انسان، همانند سایر اشاعره، به نظریه کسب گراییده، چون آن را ناتمام یافته، به نظریه امر بین الامرین روی آورده است. البته در تبیین این نظریه نیز توفیقی نیافته و آن را طوری تبیین نموده که به جبر منجر شده است. بنابراین به رغم اعتراف به اختیار انسان، بر سر دو راهی تردید میان جبر و اختیار باقی مانده، ضمن معرفی انسان به منزله مضطری در صورت مختار، قائل به غموض و پیچیدگی مساله شده و افراد را از خوض در این مسایل غامض بر حذر داشته است.

۲عنوان فارسی: بررسی برخی پیامدهای رویکرد نوین دو حوزه سینوی– صدرایی در معرفت شناسی قوه خیال (عنوان عربی: دراسة بعض نتائج المقاربة الجدیدة السینویة و الصدرائیة للخیال المعرفی)
اطلاعات انتشار: معرفت فلسفي، زمستان, دوره  ۹ , شماره  ۲ (پياپي ۳۴)، سال
تعداد صفحات: ۲۲
چکیده فارسی:در نمط دهم کتاب اشارات، گفتمان فلسفی ابن سینا در باب قوه خیال و حس مشترک صورتی نو به خود گرفته است. وی در ذیل کارکردهای این دو قوه، ادراک و حفظ صوری را لحاظ می کند که به لحاظ وجودشناختی، متعالی از ماده بوده، در عالم غیب و ملکوت حضور دارند و به گونه مشاهده و از طریقی غیرحصولی برای نفس به دست می آیند. لحاظ این رویکرد به نتایجی چند در قلمرو معرفتی حکمت سینوی می انجامد. از جمله این پیامدها می توان به حل معمای تجرد یا مادیت خیال نزد ابن سینا، اذعان ضمنی وی به نظریه حرکت جوهری و لحاظ فاعلیت و پویایی نفس در فرایند ادراک اشاره کرد. در حوزه صدرایی، ملاصدرا حس مشترک و خیال را قوه ای واحد لحاظ می کند. وی یکی از علل دشواری پذیرش معاد جسمانی را در نحوه نگرش جمهور به این قوه و لحاظ مادی آن می داند و دماغ را مظهر خیال به شمار می آورد، نه محل آن. او به جهت جنبه عرفانی فلسفه خویش، قوه خیال را دارای سه ویژگی تجرد مثالی، خلاقیت و جامعیت اضداد می داند. از جهت دین شناختی، به واسطه این سه ویژگی، مساله معاد جسمانی و وقوع تناسخ ملکی به گونه ای اتم تبیین می شود. چکیده عربی:لقد أخذ الخطاب الفلسفی لابن سینا صورة جدیدة فی دراسته للقوة الخیالیة و الحس المشترک فی النمط العاشر من کتاب الإشارات و التنبیهات، فهو فی ذیل بیانه لوظائف هاتین القوتین و اللتان تعدان مجردتان عن المادة انطولوجیا، و حاضرتان فی عالم الغیب و الملکوت و مشاهدتان من قبل النفس بطریق غیر حصولی. إن التأمل فی هذه المقاربة تؤدی بنا إلی نتائج عدة فی المجال المعرفی للحکمة السینویة، و من جملة هذه النتائج إمکانیة حل لغز تجرد الخیال أو مادیته عند ابن سینا، فهو یشیر فی حدیثه عن عملیة الادراک إلی إذعانه الضمنی بنظریة الحرکة الجوهریة و لحاظه لفاعلیة النفس و دینامکیتها. أما فی الفضاء الصدرائی، یعتقد ملاصدرا بأن الحس المشترک و الخیال قوة واحدة و یعتبر أن من أحد الأسباب التی تؤدی إلی صعوبة الاعتقاد بالمعاد الجسمانی إنما یرجع إلی نوع النظرة التی یری بها الجمهور هذه القوة و لحاظ مادیتها، و یعتقد بأن الدماغ مظهر للخیال و لیس محلا له. کما یعتبر (من حیث الجنبة العرفانیة لفلسفته) أن للقوة الخیالیة ثلاث خصائص و هی التجرد المثالی، الإبداع، و شمولیتها للأضداد. و من حیث المعرفة الدینیة فهو یوضح مسألة المعاد الجسمانی و وقوع التناسخ الملکی بشکل کامل من خلال هذه الخصائص الثلاث.

۳عنوان فارسی: پژوهشی در تقریرات ابن سینا از برهان صدیقین و تاثیرگذاری آن بر سایر تقریرات (عنوان عربی: بحث فی تقریرات ابن‌سینا لبرهان الصدیقین و تأثیره فی سائر التقریرات)
اطلاعات انتشار: فصلنامه انديشه نوين ديني، تابستان, دوره  ۸ , شماره  ۲۹، سال
تعداد صفحات: ۲۳
چکیده فارسی:برهان صدیقین اولین بار توسط ابن سینا با ملاک «واسطه قرار ندادن غیر وجود در اثبات واجب الوجود» مطرح شد و سپس تقریرهای گوناگونی از آن ارائه گشت. با تقویت ملاک های ارائه شده در مکاتب متاخر درباره روش یکی از تقریرات بوعلی اشکالی مطرح شده است؛ اما پس از تحلیل براهین به مقدمات و بررسی تقریرات شیخ، از لحاظ منطقی (صورت برهان) و فلسفی (ماده برهان) و با توجه به «جنبه برهانی» و «جنبه صدیقین» هر تقریر، «صدیقین بودن» برهان آوری وی ثابت می شود. در این پژوهش تقریرات مختلف ابن سینا از برهان صدیقین از جنبه های «برهانی» و «صدیقین» ارزشیابی گشته و نقدهایی که به آن تقریرات شده، بررسی می شود.چکیده عربی:طرح برهان الصدیقین لأول مرة علی ید ابن‌سینا بمعیار «عدم اتخاذ غیر الوجود واسطة لاثبات واجب الوجود»، ثم طرحت تقریرات مختلفة له. و بترصین المعاییر التی تم عرضها فی المدارس المتأخرة طرح اشکال حول طریقة أحد تقریرات ابن‌سینا. ولکن من بعد تحلیل البراهین وبحث تقریرات الشیخ، تبین ان برهانه یثبت کونه برهان الصدیقین من الناحیة المنطقیة (صورة البرهان) ومن الناحیة الفلسفیة (مادة البرهان). ونظرا إلی «الجانب البرهانی» و «جانب الصدیقین» لکل تقریر یثبت کون البرهان الذی جاء به هو «برهان الصدیقین». فی هذا التحقیق تقیم التقریرات المختلفة لابن‌سینا لبرهان الصدیقین من حیث البرهان، و من حیث الصدیقین؛ وتبحث الانتقادات التی وجهت لهذه التقریرات.

۴عنوان فارسی: بررسی حکم رجم (سنگسار) و اجرای آن در زمان غیبت کبری (عنوان عربی: دراسة حکم الرجم و تنفیذه فی زمن الغیبة)
اطلاعات انتشار: پژوهش هاي فقه و حقوق اسلامي (فقه و مباني حقوق اسلامي)، زمستان, دوره  ۸ , شماره  ۲۶، سال
تعداد صفحات: ۱۶
چکیده فارسی:حکم رجم از مسلمات احکام اسلام می باشد. این حکم مستقیما از قرآن کریم استفاده نمی شود و دلالت آیاتی که برای اثبات حکم رجم به آنها استناد شده، تمام نیست و عمده ادله، روایات می باشد. روایات در این زمینه، فراوان از لحاظ سند معتبر و از لحاظ دلالت بر مدعا کاملا روشن و واضح اند. باید توجه داشت که فلسفه حکم سنگسار در اسلام مانند دیگر حدود، بازدارندگی و جلوگیری از مفاسد و ناهنجاری های بزرگ جامعه است. از سوی دیگر علاوه بر اینکه دلیلی بر اختصاص حکم رجم به زمان مخصوصی مانند زمان حضور وجود ندارد؛ اطلاق آیات و روایات باب حدود که مجموعا متواتر و از لحاظ سند و دلالت تمامند، دلالت بر اجرای آن در زمان غیبت نیز دارد و مجوزی برای کنار گذاشتن این آیات و روایات وجود ندارد.چکیده عربی:إن حکم الرجم من مسلمات الشریعة الإسلامیة. هذا الحکم لا یستفاد من الآیات القرآنیة مباشرة و لم یتم الاستدلال بالآیات المدعاة، و الدلیل الرئیسی و الأساس هو الروایات. و الروایات المعتنقة بحکم الرجم کثیرة من جهة و معتبرة سندا و مبینة دلالة من جهة اخری.و جدیر بالالتفات أن فلسفة الرجم فی الإسلام– کسائر الحدود– هی المنع من المفاسد و الزیغانات الهائلة فی المجتمع.و من جانب آخر یدل إطلاق الآیات و الروایات المتواترة و التامة سندا و دلالة فی باب الحدود علی تنفیذه فی ز من الغیبة علی أنه لا دلیل علی اختصاصه بزمن الحضور و من هنا لا مبرر لترک هذه الآیات و الروایات.

۵عنوان فارسی: نقد و بررسی استدلال متکلمان بر حدوث زمانی عالم از طریق اکوان اربعه و برهان تطبیق (عنوان عربی: بحث و نقد لاستدلال المتکلمین علی الحدوث الزمانی للعالم عن طریق الأکوان الأربعة و برهان التطبیق)
اطلاعات انتشار: فصلنامه انديشه نوين ديني، زمستان, دوره  ۸ , شماره  ۳۱، سال
تعداد صفحات: ۱۶
چکیده فارسی:یکی از مهم ترین ادله متکلمان بر حدوث زمانی عالم، استدلال از طریق حدوث اکوان اربعه است. تمامیت این استدلال مبتنی بر آن است که تناهی حوادث متعاقب در گذشته به اثبات برسد. خواجه طوسی با استناد به برهان تطبیق درصدد اثبات این مدعاست که حوادث ماضی متناهی بوده، در نتیجه جسم حادث است.این نوشتار درصدد بررسی توانمندی برهان تطبیق در اثبات تناهی حوادث است و روشن خواهد نمود که حتی تقریر اختصاصی خواجه از برهان تطبیق نیز اثبات کننده تناهی حوادث گذشته نیست.  چکیده عربی:من الأدلة التی یأخذ بها المتکلمون علی الحدوث الزمانی للعالم، هو الاستدلال عن طریق حدوث الأکوان الأربعة. تمامیة هذا الاستدلال مبنیة علی اثبات تناهی الحوادث المتعاقبة فی الماضی. و قد حاول الخواجة نصیرالدین الطوسی من خلال الاستناد إلی برهان التطبیق، اثبات هذا الادعاء و هو أن الحوادث الماضیة کانت متناهیة، وبالنتیجة فإن الجسم حادث.هذه المقالة ترمی إلی بحث قدرة برهان التطبیق علی اثبات تناهی الحوادث، و توضح أنه حتی التقریر الخاص للخواجة لبرهان التطبیق أیضا لا یثبت تناهی حوادث الماضی.

۶عنوان فارسی: اعتبارسنجی محرک های دنیوی در نظام اخلاقی اسلام (عنوان عربی: قیاس اعتبار المحفزات الدنیویة فی النظام الاخلاقی فی الإسلام)
اطلاعات انتشار: پژوهش نامه اخلاق، زمستان, دوره  ۴ , شماره  ۱۴، سال
تعداد صفحات: ۱۷
چکیده فارسی:مکاتب اخلاقی برای تشویق به زیست اخلاقی از محرک های مختلفی استفاده می کنند که برخی از آنها دنیوی و شماری اخروی است. با توجه به انگیزش قوی در محرک های دنیوی، بسیاری از مکاتب اخلاقی بشری به ویژه در اخلاق اجتماعی و حرفه ای، فراوان از این محرک ها استفاده می کنند. هر چند بیم آن می رود استفاده از این محرک ها اخلاق انسان را از هدف اصلی خود (قرب الی اله) خارج کند و به سوی دنیوی شدن سوق دهد.بر اساس اعتبارسنجی محرک های دنیوی در نظام اخلاقی اسلام که مبتنی بر آموزه های قرآن و احادیث است، این محرک ها با بیانی که در مقاله ارائه خواهد شد دارای اعتبار مورد پسند شارع می باشند. چکیده عربی:تعتمد المذاهب الاخلاقیة محفزات مختلفة لدفع اتباعها نحو انتهاج حیاة اخلاقیة، و قسم هذه المحفزات دنیوی، والقسم الآخر أخروی. و نظرا إلی الجانب القوی فی المحفزات الدنیویة، فان الکثیر من المذاهب الاخلاقیة البشریة و خاصة فی حقل الاخلاق الاجتماعیة والمهنیة، کثیرا ما توظف هذه المحفزات من أجل هذه الغایة. و رغم الخشیة من ان تفضی الاستفادة من هذه المحفزات إلی اقصاء الإنسان عن الغایة الأساسیة و هی القرب إلی الله، و دفعه نحو الانهماک فی النزعة الدنیویة. و علی هذا الأساس فان قیاس اعتبار الحوافز الدنیویة فی النظام الاخلاقی الإسلامی الذی یقوم علی تعالیم القرآن والأحادیث، فان هذه المحفزات – بالنحو الذی بینته هذه المقالة یتصف بالاعتبار الذی ترمی إلیه الشریعة المقدسة.

۷بررسی برهان های صدرالمتالهین در باب اصالت وجود
اطلاعات انتشار: فلسفه و كلام اسلامي (مقالات بررسي ها)، پاييز و زمستان, دوره  ۴۲ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۱۶
با مطالعه در تمام آثار ملاصدرا چهارده برهان برای اثبات اصالت وجود به دست می آید که این نوشتار آن ها را مورد بررسی قرار داده و بدین نتیجه رسیده است که صدرالمتالهین برای اثبات اصالت وجود به مثابه محور هستی شناسی حکمت متعالیه دو رهیافت کلی را به کار گرفته است:1. اثبات اصالت وجود از راه سلب ویژگی های امر اصیل از ماهیت،2. ابطال اصالت ماهیت از طریق لوازم محال.و در پایان، معلوم می شود که رهیافت نخست و برهان هایی که بر آن مبتنی است وافی به مقصود و قوی تر از رهیافت دیگر و استدلالهای ناشی از آن است.

۸بررسی و نقد ادله تحقق وجود ذهنی در فلسفه اسلامی
اطلاعات انتشار: فلسفه و كلام اسلامي (مقالات بررسي ها)، بهار و تابستان, دوره  ۴۳ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۲۰
از زمان ابن سینا تاکنون دلایل گوناگونی بر اثبات وجود ذهنی ارایه شده است که مهم ترین آن ها ده دلیل است. این مقاله می کوشد تا، ضمن بررسی و نقد این براهین ده گانه، نشان دهد که: 1) اثبات وجود ذهنی برای ادراکات حصولی صرفا با یاری مقدمه ای تعمیم دهنده ممکن است. 2) دو برهان حکم بر معدومات و قضایا‏ی حقیقیه صرفا در صورت ارجاع به برهان تصور معدومات نتیجه بخش اند. 3) هفت برهان از براهین وجود ذهنی از قبیل تکثیر مثال برای برهان تصور معدومات به شمار می آیند و خود برهان مستقلی نیستند. 4) از میان براهین ده گانه تنها دو برهان تصور معدومات و خطای ادراک قادر به اثبات وجود ذهنی اند و سایر براهین در اثبات مدعا ناکافی اند.

۹عنوان فارسی: حس مشترک در فلسفه اسلامی و کارکرد معرفت شناختی و دین شناختی آن در حکمت سینوی (عنوان عربی: الحس المشترک فی الفلسفة الإسلامیة، ودوره المعرفی والدینی فی الحکمة المشرقیة لابن سینا)
اطلاعات انتشار: فصلنامه انديشه نوين ديني، تابستان, دوره  ۷ , شماره  ۲۵، سال
تعداد صفحات: ۱۷
چکیده فارسی:در حیطه علم النفس فلسفه اسلامی، حس مشترک به منزله قوه ای ادراکی مطرح شده است که مفاهیم حسی، جعلی و شهودی را ادراک می کند. در این مقاله، رویکرد تاریخی فلاسفه مسلمان در این باب بررسی شده است. در حوزه معرفتی، ادراکات حس مشترک به جهت حصول و حضور بررسی شده است. به واسطه کارکرد معرفتی این قوه در حکمت سینوی، یکی از مهم ترین مسایل حوزه معرفت شناسی (مطابقت و واقع نمایی) واکاوی شده است؛ و در نهایت، کارکرد دین شناختی این قوه در حوزه فلسفه نبوی شیخ در تبیین، دریافت و انتقال جزییات وحی نبوی، ارایه شده است.چکیده عربی:فی مجال علم النفس فی الفلسفة الإسلامیة، تطرح مسألة الحس المشترک بمثابة قوة إدراکیة تدرک المفاهیم الحسیة والجعلیة والشهودیة. تتناول هذه المقالة إبتداء المنهج التاریخی الذی اتبعه الفلاسفة فی نظرتهم إلى هذه القوة. فی الحقل المعرفی بحثت إدراکات الحس المشترک لجهة الحصول والحضور. وبالوظائفیة المعرفیة لهذه القوة فی الحکمة السینویة بحثت احدى أهم قضایا حقل نظریة المعرفة، أی المطابقة وإظهار الواقع. وفی الختام عرضت وظائفیة هذه القوة فی معرفة الدین فی حقل الفلسفة النبویة للشیخ فی تبیین، وتلقی، وانتقال جزئیات الوحی النبوی.

۱۰عنوان فارسی: بررسی ادله قائلین به حرمت ریش تراشی در میان فقهای امامیه (عنوان عربی: دراسة عن أدلة المعتقدین بحرمة حلق اللحیة لدی علماء الإمامیة)
اطلاعات انتشار: پژوهش هاي فقه و حقوق اسلامي (فقه و مباني حقوق اسلامي)، تابستان, دوره  ۷ , شماره  ۲۴، سال
تعداد صفحات: ۲۳
چکیده فارسی:یکی از مسائلی که اذهان متشرعین را به خود مشغول کرده حکم شرعی ریش تراشی می باشد. مساله حلق لحیه در میان فقهای امامیه اولین بار در اواخر قرن هفتم مطرح شد اما تصریح به حرمت از قرن دهم یا یازدهم هجری قمری در کتب فقهی شیعه آغاز شده است. قائلین به حرمت ریش تراشی به ادله مختلف – کتاب، روایات، اجماع، شهرت، سیره مسلمین، ارتکاز متشرعین و عقل – استدلال کرده اند که با بررسی دقیق آنها روشن می گردد که هیچ یک از آن مستندات، صلاحیت وافی برای اثبات حرمت ریش تراشی را ندارد و ادله اصل برائت مقتضی جواز حلق لحیه می باشد اما چون از طرفی دیگر، هیچ یک از انبیا و اولیا (معصومین) و علمای اسلام از صدر تا به حال ریش تراشی نکرده اند مقتضای احتیاط، نتراشیدن ریش خواهد بود.چکیده عربی:من المسائل التی شغلت أذهان المتشرعین بها هی حکم الشریعة الإسلامیة حیال مسألة حلق اللحیة. قد طرحت المسألة – لاول مرة – فی أواخر القرن السابع الهجری بین علماء الإمامیة و لکنهم صرحوا بالحرمة مبتدئین من القرنین الهجریین العاشر او الحادی عشر.قد استدل المعتقدون بالحرمة بأدلة مختلفه – القرآن، الروایات الاجماع، الشهرة، هیرة المسلمین، ارتکاز المتحرعین، العقل – علی ان المستندات لیست ذات صلاحیة وافیة لإثبات الحرمة قطعا بل ادلة البرائة لجواز حلق اللحیة تقتضی الامر.ومن جانب آخر الاحتیاط یقتضی عدم الحلق، لان الأنبیاء و الأولیاء المعصومین (علیهم السلام) و العلماء المتشرعین لم یحلقوا لحاهم إلی الآن.
نمایش نتایج ۱ تا ۱۰ از میان ۱۰ نتیجه