توجه: محتویات این صفحه به صورت خودکار پردازش شده و مقاله‌های نویسندگانی با تشابه اسمی، همگی در بخش یکسان نمایش داده می‌شوند.
۱تاثیر پلی مورفیسم val66met ژن عامل رشد عصبی مشتق شده از مغز بر یادگیری مهارت حرکتی پیچیده
اطلاعات انتشار: مجله دانشکده پزشکي اصفهان، هفته دوم تير, دوره  ۳۴ , شماره  ۳۸۲، سال
تعداد صفحات: ۹
مقدمه: عامل رشد عصبی مشتق شده از مغز (BDNF یا Brain–derived neurotrophic factor)، پروتئینی است که نقش مهمی در حفاظت نورونی، نورون زایی و شکل پذیری سیناپسی دارد و به واسطه آن، می تواند نقش مهمی در یادگیری حرکتی ایفا کند. وجود پلی مورفیسم تک نوکلئوتیدی val66met در یکی از نواحی ژن BDNF، منجر به اختلال در بیان این پروتئین می شود. هدف از انجام تحقیق حاضر، بررسی تاثیر این پلی مورفیسم بر یادگیری مهارت حرکتی پیچیده بود.روش ها: 100 دانشجو از دانشگاه های شهر کاشان (با میانگین سنی 21.60±2.20) به صورت تصادفی انتخاب شدند و پس از انجام آزمایش های ژنتیک، 46 نفر فاقد پلی مورفیسم val66met و 54 نفر تحت تاثیر این پلی مورفیسم شناسایی شدند. 28 نفر از افراد هر دو گروه ژنتیک (56 نفر)، پس از اجرای پیش آزمون، به 10 جلسه تمرین دراپ کنترلی بدمینتون پرداختند و 72 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، پس آزمون اجرا شد. برای بررسی طبیعی بودن توزیع داده ها، از آزمون Kolmogorov–Smirnov و برای تحلیل داده ها، از آزمون های Independent t وRepeated masseurs ANOVA ، در سطح معنی داری a=0.05 استفاده شد.یافته ها: هر چند هر دو گروه، پیشرفت قابل توجهی در اثر تمرین داشتند، تفاوت معنی داری در مراحل پیش و پس آزمون بین دو گروه وجود نداشت.نتیجه گیری: در کل، نتایج این تحقیق نشان از عدم تفاوت بین افراد دارای پلی مورفیسم val66met و افراد فاقد این پلی مورفیسم در یادگیری مهارت دراپ کنترلی بدمینتون بود. این عدم تفاوت، می تواند ناشی از عوامل بسیاری از جمله نوع تکلیف و شیوه نامه تمرینی مورد استفاده در این تحقیق باشد.

۲اثرتعاملی الگودهی(الگوی ماهر و الگوی از خود) و نوع بازخورد براجرا و یادگیری مهارت پرتاب دارت
اطلاعات انتشار: حركت، سال
تعداد صفحات: ۲۰
هدف از پژوهش حاضر، تعیین تاثیر تعاملی شیوه های مختلف نمایش ویدیویی و نوع بازخورد بر اجرا و یادگیری مهارت پرتاب دارت بود. 90 آزمودنی به صورت تصادفی در 6 گروه بازخورد خودکنترل، آزمونگر کنترل و جفت شده قرار گرفتند که یکی از دو الگوی ماهر یا الگوی از خود را دریافت می کردند. سه گروهی که الگوی ماهر را مشاهده کردند، ابتدا و در فاصله های استراحت، اجرای پرتاب یکی از اعضای تیم ملی پرتاب دارت را ملاحظه کردند، درحالی که گروه های مشاهده الگوی از خود، اجرای خود را مشاهده کردند. گروه های خودکنترل، در حین اجرا از آزمونگر درخواست بازخورد می کردند، گروه های جفت شده، در کوشش هایی که گروه خودکنترل در خواست بازخورد کرده بودند، بازخورد دریافت می کردند و گروه های آزمونگر کنترل به صلاحدید آزمونگر بازخورد می گرفتند. تمرین طی 6 روز انجام گرفت و آزمون یادداری و انتقال، 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین برگزار شد. روش تحقیق نیمه تجربی بود و برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر، تحلیل واریانس دوطرفه و آزمون های تعقیبی توکی و بونفرونی استفاده شد. نتایج نشان داد پیشرفت از مرحله پیش آزمون به مراحل اکتساب، یادداری و انتقال در هر شش گروه رخ داده است. فارغ از نقش بازخورد، تفاوتی بین الگوی ماهر و الگوی از خود در هیچ یک از مراحل وجود نداشت. از طرفی بازخورد آزمونگر کنترل در اکتساب سودمندی بیشتر از دو نوع بازخورد دیگر داشت، ولی در یادداری و انتقال بازخورد خود کنترل بهتر بود. تحلیل بیشتر نتایج نشان داد افرادی که بازخوردی خودکنترل دریافت کردند، زمانی که الگوی از خود را مشاهده کرده بودند، یادگیری بیشتری در آنها نسبت به گروه های دیگر رخ داد. برتری گروه الگوی از خود – بازخورد خودکنترل را می توان به تاثیر فرایندهای انگیزشی حاصل از این تعامل و نیز همخوانی بیشتر این نوع بازخورد با نیاز آزمودنی ها نسبت داد.
نمایش نتایج ۱ تا ۲ از میان ۲ نتیجه