توجه: محتویات این صفحه به صورت خودکار پردازش شده و مقاله‌های نویسندگانی با تشابه اسمی، همگی در بخش یکسان نمایش داده می‌شوند.
۱طراحی و ساخت مدل آزمایشگاهی جهت بررسی دقت و تکنیک‌ های مختلف مواد قالب ‌گیری
نویسنده(ها):
اطلاعات انتشار: مجله دانشکده دندانپزشکي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، بهار, دوره  ۲۱ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۱۱
جهت بررسی روشها و دفت مواد قالب‌گیری به مدل آزمایشگاهی نیاز است. مدل‌های آزمایشگاهی بر اساس سه روش تهیه می‌شوند:1– روش 2 Replica– روش 3 Simulation– روش Abstract این مدل آزمایشگاهی بر اساس روش Simulation و با تغییراتی نسبت به مدل Carig ساخته شد. مدل دارای دو دای (یکی دارای اندرکات در زیر خط خاتمه تراش و دیگری بدون آندرکات)، تری اختصاصی و میله‌های راهنما جهت یکسان نمودن نشست و برخاست تری اختصاصی می باشد.

۲بررسی Closest Speaking Space در کلاسهای مختلف انگل در دانشجویان و مراجعین به بخش تشخیص دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
اطلاعات انتشار: مجله دانشکده دندانپزشکي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، بهار, دوره  ۲۲ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۸
سابقه و هدف: تشخیص و بازسازی ارتفاع عمودی یکی از مراحل مهم و اساسی در دندانپزشکی ترمیمی می‌باشد. یکی از روشهای رایج تعیین V.D استفاده از تکلم میزان (C.S.S) می‌باشد. هدف از اجرای این تحقیق بررسی ارتباط میان متغیر CSS و متغیرهای زاویه سر (وضعیت بیمار)، الگوی اکلوژنی، جنس و میزان همپوشانی عمودی اینسایزورها بود. مواد و روشها: مطالعه از نوع اپیدمیولوژیک مشاهده‌ای و به صورت توصیفی انجام گردید. متغیر Closest Speaking Space در 106 نمونه شامل 56 نفر افراد دارای الگوی اکلوژنی C1 I،25  نفر دارای اکلوژن C1 II، در سه وضعیت نشسته، نیمه نشسته و خوابیده ارزیابی گردید. اندازه‌گیری C.S.S به وسیله خط کش با دقت 1 میلی‌متر در کلینیک به وسیله محاسبه فاصله عمودی بین موقعیت مندیبل حین تلفظ حرف «س» و حالت Maximum Intercuspation انجام شد. آزمونهای آماری مورد استفاده در این تحقیق عبارت بودند از Mann–Whitny (مقایسه CSS و الگوهای مختلف اکلوژنی و دو جنس) Paired t–test (مقایسه CSS در زاویه مختلف سر) و Pearson (ارتباط CSS و Over bite). یافته‌ها: میانگین C.S.S برای افراد C1 I دندانی 44\1±31\2 میلی‌متر، برای افراد C1 II دندانی 3.39±1.48 میلی‌متر و برای افراد C1 III دندانی 54\1±33\2 میلی‌متر محاسبه گردید. میانگین کلیC.S.S ، 2.328±1.54 میلی‌متر با محدوده 6–0 بود.نتیجه‌گیری: مقایسه C.S.S در افراد دارای الگوهای اکلوژنی مختلف (کلاسهای مختلف انگل) تفاوت آماری قابل توجهی را بین C.S.S  در افراد C1 I، C1 II،C1 III  نشان دادند (P<0.005) مقایسه C.S.S در وضعیتهای مختلف (نشسته، نیمه نشسته و خوابیده) تفاوت آماری قابل توجهی را نشان داد. همبستگی بین متغیر C.S.S و میزان همپوشانی عمومی اینسایزورها (Overbite) از نظر آماری قابل توجه ارزیابی گردید (P<0.01، r=0.779) و بالاخره تفاوت آماری قابل توجه بین CSS در دو جنس مشاهده نگردید.

۳بررسی تاثیر تکنیک های قالبگیری نهایی با ماده Speedex بر دقت ابعادی کست نهایی
اطلاعات انتشار: مجله دانشکده دندانپزشکي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، تابستان, دوره  ۲۲ , شماره  ۲، سال
تعداد صفحات: ۱۲
سابقه و هدف: قالبگیری در پروتز ثابت یکی از مهمترین مراحل کار است و نظریات متفاوتی در رابطه با تکنیکهای مختلف قالبگیری و دقت آنها وجود دارد. این تحقیق با هدف مقایسه دقت سه تکنیک قالبگیری دو مرحله ای با فضا، دو مرحله ای بدون فضا و یک مرحله ای با ماده قالبگیری Speedex (بسته بندی در شرکت آپادانا تک) انجام گردید.مواد و روشها: تحقیق به روش تجربی (experimental) بر روی مدل آزمایشگاهی انجام شد. با استفاده از ماده قالبگیریSpeedex ، برای هر تکنیک 10 قالبگیری و جمعا 30 قالب بدست آمد. قالبها پس از 0.5 ساعت با گچ (Master Die) ریخته شدند. ارتفاع و قطر دای با و بدون آندرکات و فاصله بین دو دای در مدلهای گچی توسط فرد متخصصی که از تکنیک قالبگیری مطلع نبود با دستگاه Profile Projector در حد میکرون، سه بار اندازه گیری شده، میانگین اندازه ها بدست آمد. اختلاف اندازه ها در مدل گچی با مدل اصلی محاسبه گردید. ابتدا با آماره ANOVA وجود یا عدم وجود اختلاف بررسی و در صورت وجود اختلاف با آماره LSD، تکنیک قالبگیری برتر تعیین شد.یافته ها: براساس نتایج حاصله، بین سه تکنیک در کلیه ابعاد اختلاف معنی دار وجود دارد. تکنیک قالبگیری دو مرحله ای بدون فضا از نظر ارتفاع و قطر دای بدون آندرکات از تکنیک یک مرحله ای دقیق تر است و تکنیک قالبگیری یک مرحله ای از نظر ارتفاع و قطر دای با اندرکات و فاصله بین دو دای نسبت به تکنیک قالبگیری دو مرحله ای بدون فضا دقت بیشتری دارد.نتیجه گیری: تکنیک قالب گیری دو مرحله ای با فضا در تمامی ابعاد از دو تکنیک دیگر دقیق تر است. در صورت وجود اندرکات قالبگیری یک مرحله ای نسبت به تکنیک قالبگیری دو مرحله ای بدون فضا ارجحیت دارد.

۴بررسی تأثیر روشهای سیلندر گذاری با رینگ و بدون رینگ بر تطابق مارجین کراون ریختگی
اطلاعات انتشار: مجله دندانپزشکي (جامعه اسلامي دندانپزشکان ايران)، زمستان, دوره  ۱۴ , شماره  ۴ (مسلسل ۴۳)، سال
تعداد صفحات: ۲۲

۵@بررسی دقت ابعادی محصولات گچی Type IV مورد استفاده در تهیه دای پروتز ثابت
اطلاعات انتشار: مجله دندانپزشکي (جامعه اسلامي دندانپزشکان ايران)، زمستان, دوره  ۱۴ , شماره  ۴ (مسلسل ۴۳)، سال
تعداد صفحات: ۶

۶مقایسه اثر کامپوزیت قابل سیلان و سمان رزینی بر استحکام برشی اتصال ونیر پرسلنی به مینا
اطلاعات انتشار: مجله دندانپزشکي (جامعه اسلامي دندانپزشکان ايران)، پاييز, دوره  ۱۹ , شماره  ۳ (مسلسل ۶۴)، سال
تعداد صفحات: ۸
زمینه و هدف: اطلاعات کمی از استحکام برشی اتصال ونیرهای پرسلنی به مینا با استفاده از کامپوزیت قابل سیلان به عنوان ماده Luting وجود دارد. این مطالعه با هدف مقایسه اثر کامپوزیت قابل سیلان و سمان رزینی بر استحکام برشی اتصال ونیر پرسلنی به مینا انجام گردید. روش بررسی: مطالعه به روش تجربی و به صورت کارآزمایی آزمایشگاهی یک سو بی خبر انجام گردید. سی عدد دندان قدامی پایین تازه خارج شده گاوی سالم و بدون نقایص مینایی تهیه و به دو گروه تقسیم شدند. دیسک های پرسلنی فلدسپاتی آماده شده با استفاده از دو گروه سمان رزینی Panavia F2 و کامپوزیت قابل سیلان Filtek flow مطابق دستور کارخانه به مینای گاوی متصل گردیدند. نمونه ها به مدت سی روز در آب 37 درجه سانتی گراد نگهداری شده و تحت پانصد سیکل حرارتی قرار گرفتند. سپس به وسیله Universal testing machine برای تعیین استحکام برشی اتصال مورد آزمایش قرار گرفتند. سطوح شکسته شده با استفاده از Stereomicroscop مورد مشاهده قرار گرفته و الگوی شکست برای هر نمونه مشخص شد. از آزمون t برای مقایسه دو گروه استفاده گردید. یافته ها: میانگین استحکام اتصال در گروه Ppanvia F2 برابر 26.42±8.2 و در گروه Fitek Flow برابر 17.25±8.1 مگاپاسکال بوده است. مقایسه دو گروه با استفاده از آزمون t نشان دهنده تفاوت معنی دار آماری بین دو گروه بود (P<0.005) و الگوی شکست در نمونه های گروه اول اکثرا %46.7 به صورت Cohesive و در گروه دوم اکثرا %86.7 به صورت Adhesive بوده است. نتیجه گیری: در محدوده این مطالعه استحکام برشی حاصل از Dual cure panavia F2 به طور معنی داری بیشتر از Light cure Filtek Flow بود.

۷بررسی تکرار پذیری گروه های آزماینده در انتخاب رنگ در دو منبع نوری با دو نمونه رنگ
اطلاعات انتشار: مجله دانشکده دندانپزشکي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، تابستان, دوره  ۲۴ , شماره  ۲ (پی در پی ۶۸)، سال
تعداد صفحات: ۸
سابقه و هدف: تکرار پذیری انتخاب رنگ توسط آزمایندگان از جمله مشکلات موجود در درمان های پروستودنتیک به شمار می رود. با توجه به تاثیر نمونه های رنگ، همچنین منابع نوری مختلف بر انتخاب رنگ و تکرار پذیری آن، این تحقیق با هدف بررسی تاثیر تکرارپذیری گروه های آزماینده در انتخاب رنگ در دو منبع نوری با دو نمونه رنگ انجام گرفت. مواد و روش ها: در این تحقیق توصیفی – تحلیلی سه متخصص پروتز های دندانی، سه دستیار وسه تکنسین انتخاب شدند. پس از اطمینان از سلامت دید رنگی آزماینده ها با انجام آزمون ایشیهارا (Ishihara) هر یک از آن ها رنگ بیست دندان کانین سمت چپ فک بالا را با دو نمونه رنگ Vitapan 3 D– Master و Vita Classic در زیر دو نور روز و نور چراغ تصحیح شده دایالیت (Dialite) تعیین کردند. برای جلوگیری از ایجاد حافظه، نمونه رنگ ها کد بندی شدند. قبل از انتخاب رنگ دندان ها پالیش شدند و تکرار آزمایش یک ماه بعد آزماینده ها و بیماران انجام گرفت. اطلاعات ثبت شده در جداول اطلاعات با آزمون آماری آنالیز واریانس دو طرفه (ANOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: نتایج حاکی از آن است که اثر متقابل معنی داری بین نمونه رنگ ها و میزان تجربه و آگاهی افراد در تکرار پذیری انتخاب رنگ وجود دارد (0.05>P) درصد تکرار پذیری متخصصین در کاربرد دو نمونه رنگ به طور معنی داری بیش از دستیاران و تکنسین ها بود (0.05>P). درصد تکرارپذیری دستیاران درکابرد نمونه رنگ Vitapan 3 D –Master به طور معنی داری افزایش می یابد (0.05>P).این افزایش در مورد تکنسین ها و متخصصین معنی دار نبود (0.05>P). منبع نوری اثر معنی دار آماری در میزان درصد تکرار پذیری نداشت (0.05>P).نتیجه گیری: افراد متخصص توانایی بیشتری در تکرار پذیری انتخاب رنگ داشتند به خصوص وقتی که از نمونه رنگ Vita Classic استفاده می شد. استفاده از نمونه رنگ Vitapan 3 D– Master افزایش قابل ملاحظه ای در درصد تکرار پذیری دستیاران ایجاد کرد.

۸بررسی اثر ضدعفونی کنندگی+ Micro 10 و Deconex 53 plus بر وسایل دندانپزشکی
اطلاعات انتشار: مجله دندانپزشکي (جامعه اسلامي دندانپزشکان ايران)، بهار, دوره  ۱۸ , شماره  ۱ (مسلسل ۵۸)، سال
تعداد صفحات: ۷
زمینه و هدف: ترکیبات چهارتایی آمونیوم (QAC) یک گروه از ترکیبات شیمیایی دزانفکتانت را تشکیل می دهند. این ترکیبات از سال 1978 از لیست ضدعفونی کننده حذف شدند ولی از سال 1990 نسل جدید این ترکیبات تولید و ارایه شدند. Micro 10+ و Deconex 53 plus دو نمونه رایج از این نسل می باشند. هدف از انجام این مطالعه، بررسی اثر ضدعفونی کنندگی Micro 10+ و Deconex 53 plus بر وسایل دندانپزشکی می باشد.روش بررسی: روش مطالعه توصیفی و بر روی سی نفر از مراجعان به بخشهای ترمیمی و اندو و جراحی دانشکده دندانپزشکی شهید بهشتی انجام گرفت. برای این کار از سه فایل استریل برای هر بیمار و در نهایت نود فایل استفاده شد. پس از نمونه گیری از فلور دهان، نمونه ها به آزمایشگاه میکروبیولوژی منتقل گردید. سه نمونه بدست آمده از هر فرد در نهایت در سه  محلول آب مقطر (کنترل)، دکونکس و میکروتن قرار می گرفت. از سوش اسپوردار باسیلوس سوبتیلیس به عنوان شاهد مطالعه استفاده شد. فایل های آلوده در تماس با Micro 10+ (%2) و Deconex 53 plus (%1) قرار گرفتند. زمان تماس بر اساس پیشنهاد کارخانه های سازنده یک ساعت منظور شد. پس از این مدت مجددا کشت تهیه و نتیجه کار بررسی گردید.یافته ها: میکروارگانیسم های مشاهده شده در کشت از فایل های آلوده عبارت بودند از: Nonpathogenic، Staphylococous، Candida albikans، Corynebaterium، Neisseriae suprophyticous، Paneumococci، Streptococci، staphylococous، Bacillus subtilis در بررسی کشتها پس از تماس با محلولهای مورد نظر هیچ یک رشد کلونی میکروبی مشاهده نگردید.نتیجه گیری: محلولهای ضدعفونی Micro 10+ با غلظت %2 و Deconex 53 plus با غلظت %1 به مدت یک ساعت خواص ضدعفونی کنندگی قابل قبول بر روی وسایل دندانپزشکی دارند.

۹بررسی نگرش دانشجویان تخصصی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در مورد امتحانات Objective Structured Clinical Examinations (OSCE) در سال تحصیلی 89–1388
اطلاعات انتشار: مجله دانشکده دندانپزشکي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، تابستان, دوره  ۲۸ , شماره  ۲ (پي در پي ۸۴)، سال
تعداد صفحات: ۷
سابقه و هدف: آزمون (Objective Structured Clinical Examination) OSCE روش مناسبی برای ارزیابی مهارت های بالینی دانشجویان است. ولی به نظر می رسد در مورد نحوه اجرای آن دستورالعمل استانداردی وجود ندارد. هدف از مطالعه حاضر بررسی نگرش دانشجویان تخصصی دانشکده دندانپزشکی شهید بهشتی نسبت به ارزشیابی به روش OSCE در سال تحصیلی 89–1388 می باشد.مواد و روشها: در این مطالعه توصیفی، از تمامی دانشجویان تخصصی سال اول تا چهارم و یا بیشتر (در رشته جراحی فک و صورت) دانشکده دندانپزشکی شهید بهشتی در سال تحصیلی 89–1388 (87 نفر) خواسته شد تا به دو پرسشنامه (یکی قبل و یکی بعد از آزمون OSCE) پاسخ دهند. هر یک از پرسشنامه ها شامل هشت پرسش پنج گزینه ای بودند. پرسشنامه ها شامل سوالات عمومی در خصوصOSCE  و نیز سوالات مختص آزمون مورخ اسفند 1388 بودند. پس از پایان آزمون، پرسشنامه ها از بخش های مربوطه جمع آوری شده، داده ها جهت آنالیز وارد نرم افزار SPSS شدند. یافته ها: نگرش دانشجویان تخصصی نسبت به روش OSCE در مجموع مثبت بود که البته در گروه های مختلف آموزشی قبل و بعد از برگزاری آزمون با هم به طور معنی داری متفاوت بود P<0.05)) اکثر دانشجویان با سوالات کتبی در این روش موافق بودند (4\44%). همچنین بیشتر دانشجویان این روش را اضطراب زا دانستند که البته در این باره نظرات آنها قبل و بعد از آزمون تفاوت معناداری با هم نشان نداد. نتیجه گیری: استاندارد نبودن آزمون و افزایش تنش دانشجویان در ارزشیابی به روش OSCE می تواند بر نظر آنها در مورد ادامه این روش، تاثیرگذار باشد. بنابراین، با توجه به موفقیت روش OSCE در سطح جهانی، باید تمهیداتی اندیشیده شود تا کیفیت آن در سطح مطلوبی قرار گیرد.

۱۰بررسی اثر موقعیت ایمپلنت بر گیر و ثبات اوردنچرهای متکی بر ایمپلنت در فک پایین
اطلاعات انتشار: مجله دانشکده دندانپزشکي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، بهار, دوره  ۳۰ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۱۰
سابقه و هدف: درمان بی دندانی با اوردنچر متکی بر ایمپلنت استاندارد درمان بی دندانی در آینده است. هدف از این تحقیق مقایسه گیر و ثبات اوردنچرهای متکی بر ایمپلنت در سه موقعیت مختلف از قرارگیری ایمپلنت ها) ABDE) استخوان قدام فک پایین که به پنج ستون مساوی بین سوراخ های چانه ای با نام های A، B، C، D و E تقسیم می شود)، 6AE6 (6 موقعیت اولین دندان مولر فک پایین است) و 6BD6) روی یک مدل بی دندانی فک پایین با استفاده از اوردنچر متکی بر ایمپلنت بود.مواد و روشها: در مطالعه تجربی آزمایشگاهی حاضر یک مدل آزمایشگاهی آکریلی فک پایین با امکان قرارگیری ایمپلنت در شش محل در موقعیت های مولر اول سمت راست و چپ، حد فاصل دندان های لترال و کانین راست و چپ و حد فاصل دندان های پرمولر اول و دوم راست و چپ ساخته شد. بر روی این مدل فک پایین یک اوردنچر فلزی منطبق ساخته، در مقابل محل هر ایمپلنت یک housing اتچمنت از نوع Ball تعبیه گردید، به نحوی که در آزمایش اول موقعیت های ABDE، در آزمایش دوم موقعیت های 6AE6 و در آزمایش سوم موقعیت های  6BD6دارای اتچمنت فعال باشند. به منظور اندازه گیری گیر و ثبات اوردنچر در حالات و موقعیت های مختلف، توسط ماشین Zwick با سرعت 51 میلی متر در دقیقه نیروی کششی در سه جهت عمودی، مایل و قدامی خلفی به اوردنچر فلزی وارد شد. هر آزمایش پنج بار انجام گردید. سپس Maximum Dislodging Force یعنی حداکثر نیرویی که اوردنچر تحمل می کند تا به طور کامل از مدل جدا شود برای هر نمونه توسط دستگاه اندازه گیری شد. بررسی نرمال بودن توزیع داده ها توسط آزمون آماری Shapiro–Wilk و تساوی واریانس ها توسط آزمون Levene انجام گرفت. برای بررسی اثر سه عامل موقعیت ایمپلنت، نحوه اعمال نیرو و وضعیت بر متغیر وابسته کمی میزان نیرو از تحلیل واریانس سه عامله (Three–way ANOVA) و برای مقایسه های دو به دو از روشTukey HSD  استفاده شد.یافته ها: بر اساس تحلیل واریانس سه طرفه اثر متقابل بین موقعیت ایمپلنت، نحوه اعمال کشش معنی دار نبود ((P=0.821. اما اثر متقابل معنی دار ordinal بین موقعیت ایمپلنت با نحوه اعمال کشش وجود داشت (P<0.001). اثر موقعیت ایمپلنت و نحوه اعمال کشش نیرو اثر معنی دار آماری بر میزان نیرو داشتند (P<0.001). کمترین میزان نیرو در موقعیت ABDE و بیشترین میزان نیرو در موقعیت  6BD6دیده شد (میانگین نیرو در موقعیت 64.51=ABDE نیوتن، میانگین نیرو در موقعیت  66.06=6AE6نیوتن و میانگین نیرو در موقعیت 68.54=6BD6 نیوتن). کمترین میزان نیرو در کشش مایل و بیشترین نیرو در کشش عمودی دیده شد (میانگین نیروی عمودی=87.95 نیوتن، نیروی مایل=48.10 نیوتن و نیروی قدامی–خلفی=63.06 نیوتن(.نتیجه گیری: تحقیق حاضر نشان داد میزان گیر اوردنچر همچنین میزان ثبات طرفی اوردنچر در برابر نیروی مایل در موقعیت 6BD6 بیشتر است. از طرف دیگر میزان ثبات طرفی اوردنچر در برابر نیروی قدامی– خلفی در موقعیت 6BD6 بیشتر است. با قرار دادن ایمپلنت دیستالی در موقعیت خلفی تر گیر و ثبات بیشتر می شود. میزان گیر اوردنچر بیشتر از ثبات آن است. همچنین میزان ثبات قدامی– خلفی از ثبات طرفی بیشتر است.

۱۱مقایسه گیر اوردنچر با اتچمنت ball در قدامی ترین و خلفی ترین موقعیت قرارگیری ایمپلنت ها بین سوراخ های چانه ای
اطلاعات انتشار: مجله دانشکده دندانپزشکي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، بهار, دوره  ۳۰ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۷
سابقه و هدف: در پروتز متکی بر بافت و ایمپلنت(RP–5) ، ایمپلنت ها را می توان در مکان های متفاوتی بین دو سوراخ چانه ای قرار داد. هدف از این بررسی، مقایسه گیر اوردنچرهای متکی بر بافت و ایمپلنت با اتچمنت ball در قدامی ترین و خلفی ترین موقعیت ایمپلنت ها در محدوده سوراخ های چانه ای بود.مواد و روشها: در بررسی تجربی آزمایشگاهی حاضر ابتدا یک مدل آزمایشگاهی فک پایین بی دندان، با استفاده از رزین آکریلیک تهیه شد. سپس با استفاده از میلینگ ماشین، دو جفت ایمپلنت به صورت قرینه در طرفین خط وسط و موازی با یکدیگر در قدامی ترین و خلفی ترین موقعیت سمفیز، روی مدل گذاشته شدند. یک اوردنچر فلزی بر روی مدل تهیه شد. سپس over denture housing از جنس آکریل پختنی، آماده و به قسمت قاب مانند اوردنچر در قدام آن متصل گردید. پس از پیچ کردن ball abutment بر روی ایمپلنت ها، در دو موقعیت مختلف،attachment housing  و clinical insert داخل آن، درونover denture housing  قرار گرفتند. در بین مراحل مختلف با تراشover denture housing ، نمونه ها تعویض شدند. توسط ماشین زوئیک (zwick) با سرعت 51 میلی متر در دقیقه نیروی کششی در جهت عمودی، اعمال گردید. برای هر موقعیت پنج نمونه در نظر گرفته شد Maximum Dis lodging Force .(حداکثر نیرویی که اوردنچر تحمل می کند و از مدل جدا نمی شود) برای هر نمونه اندازه گیری و ثبت گردید. آزمون independent sample t برای تحلیل آماری داده ها به کار رفت و نتایج با ضریب اطمینان %95 به دست آمد.یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد میزان گیر اوردنچر درموقعیت قدامی و خلفی ایمپلنت ها از نظر آماری، تفاوت معنی داری ندارد (P>0.05).نتیجه گیری: بر اساس نتایج این تحقیق، میزان گیر اوردنچر در موقعیت های قدامی و خلفی ایمپلنت ها یکسان است.

۱۲بررسی تاثیر استریلیزاسیون با اتوکلاو بدون آماده سازی بر دقت محدود کننده های مکانیکی تورک از نوع اصطکاکی در ایمپلنت های دندانی
اطلاعات انتشار: مجله دانشکده دندانپزشکي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، زمستان, دوره  ۲۹ , شماره  ۴ (پي در پي ۹۱) (ويژه نامه)، سال
تعداد صفحات: ۹
سابقه و هدف: تورک نامناسب در هنگام بستن پیچ عامل موثر در لقی و شکستگی پیچ و سایر مشکلات تکنیکی در سیستم های ایمپلنت دندانی عنوان شده است. کاربرد محدود کننده های مکانیکی تورک Mechanical Torque Limiting Devices, MTLDs))، جهت کنترل تورک نهایی و دستیابی به تورک هدف موثر می باشد. دقت این وسایل به خصوص در انواع اصطکاکی در کارکرد کلینیکی در محدوده های متفاوت گزارش شده است. با توجه به احتمال تاثیر استریلیزاسیون بر دقت این وسایل واحتمال تاثیرسوء روغن کاری و نامشخص بودن مراحل آماده سازی بر دقت محدود کننده های مکانیکی تورک از نوع اصطکاکی (Lubrication) این تحقیق هدف خودرا به تعیین تاثیر استریلیزاسیون بدون آماده سازی (باز کردن قطعات–روغن کاری– ایجاد زاویه بین سر وبدنه) بر دقت محدود کننده های مکانیکی تورک از نوع اصطکاکی اختصاص داد.مواد و روشها: 15 عدد (MTLDs) جدید از نوع اصطکاکی (5 عدد از هر گروه)، از سه گروه سازنده مختلف خریداری شدند. میزان تورک نهایی با توجه تورک هدف درهر گروه، 10 بار متوالی توسط گیج تورک تونیچی قبل از استریلیزاسیون اندازه گیری شد. در مرحله استریلیزاسیون صد سیکل اتوکلاو انجام شد.در مجموع هر نمونه جهت ارزیابی دقت ده بار قبل وده بار بعد از استریلیزاسیون مورد آزمایش قرار گرفت. قبل از هر سیکل استریلیزاسیون نمونه ها بدون آماده سازی استریل شدند. میزان خطا (اختلاف میان تورک نهایی و تورک هدف) و دامنه اختلاف با تورک هدف قبل و بعد از استریلیزاسیون با در نظر گرفتن نوع دستگاه به عنوان between subject comparison با استفاده از آزمون One Way Repeated Measure ANOVA مقایسه شد. جهت مقایسه دو بدو گروه های مورد آزمون از Bonferroni post hoc استفاده شد.یافته ها: پس از استریلیزاسیون بدون مراحل آماده سازی در هر سه گروه مورد مطالعه میزان خطا به طور معنی داری افزایش یافت (P<0.05) و در مواردی از محدوده 10% خطای قابل قبول کلینیکی فراتر رفت. دامنه خطا پس از استریلیزاسیون، در گروهAstra Tech (1– تا 3 Ncm) در گروهDr Idhe (1– تا 4 Ncm) و در گروه) Biohorizon (3.5– تا 1Ncm) بوده است.نتیجه گیری: در محدوده نتایج این تحقیق پس از استریلیزاسیون بدون آماده سازی، حد اکثر میزان خطا در گروه Astra Tech 12%، در گروهDr Idhe 13.3% و در گروهBiohorizon 11.7% بوده است. پراکندگی در دو گروه Biohorizon و Dr Idhe بیش از گروه Astra Tech بود.کاربرد کلینیکی: استریلیزاسیون بدون مراحل آماده سازی بر دقت محدود کننده های مکانیکی تورک از نوع اصطکاکی تاثیر می گذارد. بررسی تاثیر توام دفعات کارکرد و استریلیزاسیون نیاز به تحقیقات بیشتر دارد.

۱۳اثر میزان و نوع ماده به کار رفته برای بستن حفره دسترسی پیچ اباتمنت بر میزان گیرروکش های متکی بر ایمپلنت سمان شونده
اطلاعات انتشار: مجله دانشکده دندانپزشکي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، زمستان, دوره  ۲۹ , شماره  ۴ (پي در پي ۹۱) (ويژه نامه)، سال
تعداد صفحات: ۶
سابقه و هدف: فاکتورهای موثر بر گیر پروتزهای ثابت متکی بر دندان به خوبی شناخته شده است. در مقابل، اطلاعات کمی پیرامون فاکتورهای موثر بر گیر پروتزهای متکی بر ایمپلنت موجود است. هدف از مطالعه حاضر، بررسی اثر نوع و میزان ماده پرکننده حفره دسترسی پیچ اباتمنت بر میزان گیر روکش های متکی بر ایمپلنت سمان شونده بود.مواد و روشها: در این مطالعه، یک اباتمنت زاویه دار 15 درجه به آنالوگ ایمپلنت (noble biocare) متصل شد. و تعداد 10 عدد روکش، بر روی آن ساخته شد و از 3 نوع ماده پرکننده سیلیکون، کامپوزیت وگوتاپرکا جهت بستن حفره دسترسی اباتمنت استفاده گردید. پرکردن حفره دسترسی به دو فرم کامل و ناقص انجام و روکش ها با سمان موقت TempBond چسبانده شدند. نیروی کششی لازم برای جداکردن روکش با استفاده از Universal testing machine اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از آزمون آماری ANOVA ارزیابی شدند.یافته ها: میزان گیر روکش در صورت پرکردن ناقص حفره دسترسی، بیشتر از پر کردن کامل حفره بود. همچنین در صورت استفاده از ماده پرکننده کامپوزیت، گیر روکش بیشتر از گوتاپرکا و آن هم بیشتر از سیلیکون بود.نتیجه گیری: گیر روکش های متکی بر ایمپلت سمان شونده، توسط نوع و میزان ماده پرکننده حفره دسترسی تحت تاثیر قرار می گیرد.

۱۴بررسی و مقایسه دقت تکنیک قالب گیری پوتی – واش دو مرحله ای با فضا وتکنیک پوتی– واش مجدد با قوام Light و Super Light
اطلاعات انتشار: مجله دانشکده دندانپزشکي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، زمستان, دوره  ۲۹ , شماره  ۴ (پي در پي ۹۱) (ويژه نامه)، سال
تعداد صفحات: ۶
سابقه و هدف: قالبگیری در پروتز ثابت از اهمیت ویژه ای برخوردار است. تحقیقات نتایج متناقضی در این خصوص نشان دادند. این مطالعه با هدف مقایسه دو تکنیک قالب گیری پوتی– واش دو مرحله ای با فضا وتکنیک پوتی– واش مجدد با قوام Light و Super Light انجام گردید.مواد و روشها: تحقیق به روش تجربی بر روی مدل آزمایشگاهی انجام شد. ازهر یک از دو تکنیک 10 قالب و در مجموع 20 نمونه گچی بدست آمد.ارتفاع و قطر دای بدون آندرکات و فاصله دو دای در مدل آزمایشگاهی 6 بار و در نمونه های گچی 3 بار با دستگاه profile projector اندازه گیری شد و میانگین آنها بدست آمد. ابعاد نمونه های گچی با مدل آزمایشگاهی مقایسه و توسط t–test آزمون گردید.یافته ها: درهردو تکنیک ارتفاع دای کاهش یافته و معنی دار نمی باشد (P<0.05). قطر دای توسط تکنیک دو مرحله ای با فضا افزایش و تکنیک واش مجدد کاهش یافته است که این کاهش قطر معنی دار می باشد (P<0.0001). از نظر فاصله بین دو دای، تکنیک قالبگیری دو مرحله ای با فضا دارای تغییرات بسیارکمی بوده، در حالی که در تکنیک واش مجدد فاصله بین دای ها بیشتر شده و معنی دار می باشد (P<0.0001).نتیجه گیری: در تکنیک قالبگیری پوتی– واش مجدد با قوام Light و Light Super قطر دای کوچک می شود و فاصله بین دندان های پایه افزایش می یابد و استفاده از این تکنیک سوال برانگیز است و نیاز به بررسی های بیشتری دارد.

۱۵بررسی و مقایسه تاثیر مواد ضدعفونی کننده هیپوکلریت سدیم 5\25 و گلوتارآلدیید 2 برثبات ابعادی ماده قالبگیری SPEEDEX
نویسنده(ها):
اطلاعات انتشار: Journal of Dental School Shahid Beheshti University of Medical Sciences، سال
تعداد صفحات: ۹

۱۶بررسی تاثیر وجود و یا عدم وجود فضا جهت ماده واش در تکنیک قالبگیری پوتی – واش
نویسنده(ها):
اطلاعات انتشار: Journal of Dental School Shahid Beheshti University of Medical Sciences، سال
تعداد صفحات: ۱۰

۱۷مقایسه اثر کامپوزیت قابل سیالن و سمان رزینی براستحکام برشی اتصال ونیر پرسلنی به مینا
اطلاعات انتشار: دندانپزشكي - جامعه اسلامي داندانپزشكان، سال
تعداد صفحات: ۸

۱۸پروتکل های بار گذاری توصیه شده جهت ایمپلنت های دندانی در افراد بی دندان و نیمه بی دندان با پروتز های ثابت و متحرک
اطلاعات انتشار: مجله دانشکده دندانپزشکي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، تابستان, دوره  ۲۹ , شماره  ۲ (پي در پي ۸۸)، سال
تعداد صفحات: ۲۲
سابقه و هدف: میزان آگاهی و توقع بیماران از درمان با ایمپلنت های دندانی در سالهای اخیر افزایش قابل توجهی یافته است. همچنین درمان با ایمپلنت های دندانی به عنوان یک راه قابل پیش بینی درمانی جهت جایگزینی دندان های از دست رفته با انواع پروتزهای ثابت و متحرک، ثابت شده است. در گذشته تصور می شد که 3 تا 6 ماه زمان جهت بهبودی بعد از جراحی لازم است تا بارگذاری صورت گیرد، اما مطالعات اخیر نشان دهنده موفقیت بالای بارگذاری فوری و زود هنگام می باشند. هدف از این مطالعه ارزیابی شواهد جهت پروتکل های پیشنهادی بارگذاری ایمپلنت های دندانی بود.مواد و روشها: در مطالعه حاضر مروری جامع بر مقالات مرتبط صورت پذیرفت. محل اصلی جستجو سایت های Pubmed و Science–direct بودند. سایت های فوق تا پایان سپتامبر 2010 مورد جستجو قرار گرفتند. مطالعاتی که پروتکل های بارگذاری بر روی انسان ها را مورد بررسی قرار داده بودند، همچنین واجد معیارهای لازم بودند، انتخاب شدند.یافته ها: در نهایت از میان 971 مقاله 138 مقاله انتخاب شدند. 40 مقاله بارگذاری فوری (Immediate)،39  مقاله بارگذاری زود هنگام (Early)،52  مقاله بارگذاری متداول  (Conventional) و 7 مقاله بارگذاری فوری در ایمپلنت هایی که به صورت Fresh socket گذاشته شده اند را مورد بررسی قرار داده بودند.نتیجه گیری: شواهد موجود از بارگذاری ایمپلنت های دندانی با سطح Microroughened در بیماران بی دندان و نیمه بی دندان طی 6 تا 8 هفته پس از جایگذاری با پروتز ثابت یا متحرک، حمایت می کنند. همچنین می توان ایمپلنت های دندانی در مندیبل را با پروتزهای ثابت و متحرک در کمتر از یک هفته تحت بارگذاری قرار داد. اما شواهد موجود از بارگذاری ایمپلنت های دندانی در فک بالای فرد بی دندان و نیمه بی دندان در کمتر از 8 هفته حمایت نمی کنند و بارگذاری تاخیری (بعد از 3 ماه) را پیشنهاد می نمایند. شرایط خاص نظیر کمبود ثبات اولیه، انجام آگمانتاسیون، بالا بردن سقف سینوس، وجود پارا فانکشن، شرایط سازش میزبان و عوارض دندانی بعنوان ریسک جهت بارگذاری فوری و زود هنگام محسوب می شوند. بارگذاری بین هفته های سوم و ششم نیز توصیه نمی شود.

۱۹بررسی میزان شکست پرسلن در روکش های متال– سرامیک متکی بر ایمپلنت در مقایسه با روش های متال– سرامیک متکی بر دندان طبیعی در بیماران مراجعه کننده به بخش تخصصی پروتز ثابت دانشکده دندانپزشکی شهید بهشتی در سال تحصیلی 89–1388
اطلاعات انتشار: مجله دانشکده دندانپزشکي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، بهار, دوره  ۲۹ , شماره  ۱ (پي در پي ۸۷)، سال
تعداد صفحات: ۷
سابقه و هدف: کاربرد روکشهای متال– سرامیک در بازسازی دندانهای از دست رفته به عنوان یک درمان متداول در دندانپزشکی ایمپلنت مطرح می باشد. همچنین، شکستگی پرسلن در روکشهای متال– سرامیک متکی بر ایمپلنت در مقایسه با روکش های متال– سرامیک متکی بر دندان طبیعی با فراوانی بیشتری روی داده و در نتیجه، ارزیابی متغیرهای مختلف در این زمینه اهمیت خاصی دارد. هدف از این تحقیق مقایسه میزان شکست پرسلن درپروتتز های متکی بر دندان های طبیعی و ایمپلنت ها و تعیین عوامل موثر در این زمینه می باشد.مواد و روش ها: در این تحقیق توصیفی– گذشته نگر، 42 بیمار دریافت کننده روکشهای متال– سرامیک متکی بر ایمپلنت یا دندان طبیعی (24 مرد، 18 زن) دارنده ١٨٥ واحد پروتز متکی بر دندان و ١٥٨ واحد پروتز متکی بر ایمپلنت توسط 2 معاینه گر ارزیابی شدند. شکست پرسلن با معیارهای California Dental Association (شکستگی شدید، شکستگی خفیف و سالم) تعیین و متغیرهایی مانند سیستم دندانی مقابل، وجود عادت پارافانکشنال، موقعیت درمان، نوع پروتز، سیستم ایمپلنت، نوع اکلوژن، تعداد واحدهای پروتز و نوع سمان به کار رفته در بیماران ارزیابی شد.یافته ها: شکستگی پرسلن در 5.4% روکشهای متکی بر دندان (1.6% شکستگی شدید و 3.8% شکستگی خفیف) و 10.2% روکش های متکی بر ایمپلنت (5.1% شکستگی شدید و 5.1% شکستگی خفیف) روی داده بود (بدون تفاوت آماری معنی دار). احتمال شکستگی پرسلن در افراد دارای براکسیزم نیز به صورت معنی داری بیشتر از افراد بدون ابتلا به این عادت (odd's ratio=2.1)، در فک پایین بیشتر از فک بالا، در نواحی خلفی بیشتر از نواحی قدامی و در پروتزهای ثابت چند واحدی نیز بیشتر از نمونه های تک واحدی برآورد گردید. میزان اورجت، اوربایت، نوع اکلوژن و طبقه بندی انگل در بیماران اثر معنی داری بر احتمال بروز شکستگی پرسلن نداشته اند.نتیجه گیری: با وجود افزایش دو برابری شکستگی پرسلن در روکش های متکی بر ایمپلنت در مقایسه با پروتزهای متکی بر دندان و با اینکه میزان مشکلات پس از درمان در این روکشها به صورت آشکاری بیشتر از پروتزهای متکی بر دندان بود، تفاوت آنها از نظر میزان شکست پرسلن معنی دار نبود.

۲۰ساخت توام پروتز ایمپلنتی پیچ شونده وسمان شونده–گزارش مورد
اطلاعات انتشار: مجله دانشکده دندانپزشکي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، پاييز, دوره  ۳۰ , شماره  ۳، سال
تعداد صفحات: ۵
سابقه و هدف: تکنیک های پروتزی گوناگونی برای درمان بیماران ایمپلنتی بکار می روند. یکی از این تکنیک ها ساخت پروتز سمان شونده روی یک فریم ورک پیچ شونده می باشد. این نوع پروتز بر روی ایمپلنت هائی که در موقعیت نامناسب یا بطور زاویه دار قرار گرفته اند، بکار برده می شود. مزیت این روش در سهولت بازیابی، تعمیر و مراقبت از پروتز است. هدف از گزارش مورد حاضر توضیح روش ساخت پروتزهای ایمپلنت ساپورت می باشد که در آن روکش های مجزا، روی فریم ورک پیچ شونده ای سمان می شوند. این اسکلت فلزی به منظور ساپورت بافت نرم با پرسلن رنگ لثه پوشیده شده است.گزارش مورد: بیمار خانمی بود 56 ساله با بی دندانی کامل که بواسطه استفاده طولانی مدت از دنچر به تحلیل شدید استخوانی مبتلا بود بطوری که حتی پس از بازسازی استخوانی وسیع با استخوان ایلیاک نیز فرم نرمال ریج ایجاد نشده بود، بنابراین از روش ساخت توام پروتز پیچ شونده وسمان شونده برای درمان ایمپلنت بیمار استفاده گردید.نتیجه گیری: این تکنیک مزایای دو روش پیچ شونده وسمان شونده را از نظر عملکرد و زیبایی داراست. همچنین علی رغم مکان نامناسب کانال دسترسی پیچ در فریم، بررسی ایمپلنت ها با بازکردن اسکلت فلزی همواره قابل انجام بوده است. در عین حال روکش های ساخته شده نیز بدون باز کردن فریم ورک قابل تعویض یا تعمیر می باشند.

۲۱بررسی شیوع ناهنجاری های مفصل گیجگاهی – فکی (TMD) در بیماران مراجعه کننده به بخش پروتز دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در پاییز 1389
اطلاعات انتشار: مجله دانشکده دندانپزشکي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، , دوره  ۳۰ , شماره  ۵ (ويژه نامه)، سال
تعداد صفحات: ۸
سابقه و هدف: اختلالات مفصل گیجگاهی – فکی (TMD) یکی از شایع ترین اختلالات در ناحیه فک و صورت بوده، اغلب به همراه درد، عملکرد ناقص مفصل TMJ و عضلات جونده تشخیص داده می شود. به دلیل وجود معیارهای متفاوت برای تشخیص این اختلالات، مقادیر متفاوتی از شیوع TMD در جوامع مختلف ارائه شده است. هدف از تحقیق حاضر، تعیین شیوع ناهنجاری های مفصل گیجگاهی – فکی در بیماران مراجعه کننده به بخش پروتز دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در پاییز 1389 بوده است.مواد و روشها: در تحقیق توصیفی حاضر 150 نفر از مراجعین عمومی بخش پروتز ثابت (86 زن، 64 مرد) به صورت تصادفی انتخاب و با استفاده از پرسشنامه (subjective) و معاینات بالینی (objective) مورد ارزیابی قرار گرفتند. در این معاینات، جنبه های مختلفی از اختلالات TMD نظیر کلیک، حساسیت عضله و مفصل در بیماران بررسی و شیوع آنها تعیین شد. مقایسات آماری با استفاده از آزمون chi–square انجام گرفتند.یافته ها: کلیک در %21.3 بیماران، حساسیت عضله به لمس در %18.7، حساسیت مفصل TMJ در %5.3، اختلالات  TMDدر %18.7 معاینه شوندگان و محدودیت در باز کردن دهان نیز در %1.3 گزارش گردید. علیرغم شیوع بیشتر اختلالات TMD در زنان، تفاوت معنی داری از این جهت بین زنان و مردان مشاهده نشد (%39.3 در برابر %60.7).نتیجه گیری: بر اساس نتایج تحقیق حاضر، شیوع اختلالات TMD و عوارض مرتبط با این اختلالات در میان مراجعین به بخش پروتز دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در پاییز سال 1389، %18.7 بدست آمد که کمتر از مقادیر موجود در پیشینه های مطالعاتی بوده است.

۲۲بررسی تاثیر دفعات کارکرد بر دقت محدودکننده های مکانیکی تورک از نوع فنری در ایمپلنت های دندانی
اطلاعات انتشار: مجله دانشکده دندانپزشکي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، بهار, دوره  ۳۱ , شماره  ۱ (پي در پي ۹۷)، سال
تعداد صفحات: ۹
سابقه و هدف: اخیرا تنوع فراوانی در ارائه تورک هدف توسط محدودکننده های مکانیکی تورک از نوع فنری(Mechanical Torque Limiting Devices, MTLDs) ، گزارش شده است. تاکنون تاثیر دفعات کارکرد بر دقت این وسایل به صورت مستقل مورد بررسی قرار نگرفته است. بنابراین این تحقیق با هدف تعیین تاثیر دفعات کارکرد بر دقت محدودکننده های مکانیکی تورک از نوع فنری صورت پذیرفت.مواد و روشها: در این تحقیق تجربی15 (In vitro)  عدد (MTLDs) جدید از نوع فنری، از سه گروه سازنده مختلف انتخاب شدند. جهت ثبت دقت، میزان تورک نهایی10 (Peak torque value)  بار متوالی و در 10 نوبت توسط گیج تورک تونیچی (قبل و بعد از 1000 بار کارکرد) اندازه گیری شد. علاوه بر محاسبه ضریب تکرارپذیری ICC، آزمون واریانس داده های تکراری دو طرفه Repeated–measures two way ANOVA جهت ارزیابی قدر مطلق خطا در میان سه گروه مورد آزمون بکار رفت.یافته ها: محدوده قدر مطلق خطای محاسبه شده برای گروه 3i (3 Ncm تا –3.5)، برای گروه ITI، (1 Ncm تا –2.5) و برای گروه Nobel (–4, +2 Ncm) Biocare بود که با دو گروه دیگر اختلاف معنی داری داشت (P<0.05).تمامی نمونه ها در گروه ITI در محدوده خطای %10 قرار داشتند. در گروه Nobel Biocare در حدوده %5 اندازه گیری ها (%11.4 حداکثر) و در گروه  3iدر حدود %9 اندازه گیری ها (%14.53 حداکثر) خطای بیش از %10 نشان دادند.نتیجه گیری: دفعات کارکرد دقت محدودکننده های تورک از نوع فنری را کاهش می دهد. میزان و روند کاهش دقت در گروه های مختلف متفاوت است.

۲۳بازاندیشی در باب بازاریابی
اطلاعات انتشار: گزيده مديريت، سال
تعداد صفحات: ۹

۲۴The Prevalence of Temporomandibular Disorders in Patients Referred to the Prosthodontics Department of Shahid Beheshti Dental School in Fall 2010
اطلاعات انتشار: Journal of Dental School Shahid Beheshti University of Medical Sciences، سال
تعداد صفحات: ۸
سابقه و هدف: اختلالات مفصل گیجگاهی–فکی (TMD) یکی از شایع‌ترین اختلالات در ناحیه فک و صورت بوده، اغلب به همراه درد، عملکرد ناقص مفصل TMJ و عضلات جونده تشخیص داده می‌شود. به دلیل وجود معیارهای متفاوت برای تشخیص این اختلالات، مقادیر متفاوتی از شیوع TMD در جوامع مختلف ارایه شده است. هدف از تحقیق حاضر، تعیین شیوع ناهنجاری‌های مفصل گیجگاهی–فکی در بیماران مراجعه کننده به بخش پروتز دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در پاییز 1389 بوده است. مواد و روشها: در تحقیق توصیفی حاضر 150 نفر از مراجعین عمومی بخش پروتز ثابت (86 زن، 64 مرد) به صورت تصادفی انتخاب و با استفاده از پرسشنامه (subjective) و معاینات بالینی (objective) مورد ارزیابی قرار گرفتند. در این معاینات، جنبه‌های مختلفی از اختلالات TMD نظیرکلیک، حساسیت عضله و مفصل در بیماران بررسی و شیوع آنها تعیین شد. مقایسات آماری با استفاده از آزمون chi–square انجام گرفتند. یافته‌ها: کلیک در 3\21% بیماران، حساسیت عضله به لمس در 7\18%، حساسیت مفصل TMJ در 3\5%، اختلالات TMD در 7\18% معاینه شوندگان و محدودیت در باز کردن دهان نیز در 3\1% گزارش گردید. علیرغم شیوع بیشتر اختلالات TMD در زنان، تفاوت معنی‌داری از این جهت بین زنان و مردان مشاهده نشد (3\39% در برابر 7\60%). نتیجه‌گیری: براساس نتایج تحقیق حاضر، شیوع اختلالات TMD و عوارض مرتبط با این اختلالات در میان مراجعین به بخش پروتز دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در پاییز سال 1389، 7\18% بدست آمد که کمتر از مقادیر موجود در پیشینه‌های مطالعاتی بوده است.

۲۵بررسی تاثیر تعداد رینگ لاینرهای مرطوب بر تطابق مارجین کراون ریختگی
نویسنده(ها):
اطلاعات انتشار: دندانپزشكي - جامعه اسلامي داندانپزشكان، سال
تعداد صفحات: ۱۸
نمایش نتایج ۱ تا ۲۵ از میان ۲۷ نتیجه