توجه: محتویات این صفحه به صورت خودکار پردازش شده و مقاله‌های نویسندگانی با تشابه اسمی، همگی در بخش یکسان نمایش داده می‌شوند.
۱بیماری ذخیره گلیکوژن نوع I و همراهی آن با بیماری التهابی روده و آدنوم کبد
اطلاعات انتشار: مجله بيماريهاي كودكان ايران، زمستان, دوره  ۱۶ , شماره  ۴، سال
تعداد صفحات: ۴
هدف: بیماری های ارثی متابولیک به علت ازدواج های فامیلی در ایران شیوع فراوانی دارد. بیماری ذخیره گلیوکوژن نوع I بیماری اتوزومال مغلوب و اختلال متابولیسم کروبوهیدرات می باشد. در نتیجه تولید ناکامی گلوکز بیماران دچار هپوگلیسمی شدید و اختلالات متابولیک ثانویه همچون لاکتیک اسیدمی، هیپراوریسیمی و هیپرلیپیدمی پیدا می کنند.معرفی بیمار: کودک 12 ساله با سابقه تشنج نوزادی هیپوگلیسمیک و هپاتومگالی مبتلا به بیماری ذخیره گلکوژن نوع یک تا 17 سالگی پیگیری گردیده و همراهی آن با کولیت اولسروز و آدنوم کبدی گزارش می شود.نتیجه گیری: بیماری های التهابی روده با تابلوی شبیه آن در بیماری ذخیره گلیکوژن در مقالات معدودی تاکنون گزارش گردیده است. آدنوم کبد از عوارض دراز مدتی است که این بیماران را تهدید می کند.

۲تاثیر فشار مثبت مداوم از طریق بینی بعد از تزریق سورفاکتانت در نوزاد نارس زیر 32 هفته دچار سندرم دیسترس تنفسی
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك (ره‌ آورد دانش)، پاييز, دوره  ۱۳ , شماره  ۳ (پياپي ۵۲)، سال
تعداد صفحات: ۸
زمینه و هدف: در بین روش های حمایت تنفسی، فشار مثبت هوایی از طریق بینی و تهویه مکانیکی به دلیل تاثیر در کاهش عوارض سندرم دیسترس تنفسی شناخته شده تر می باشند. به علاوه تجویز زود هنگام این فشار و سورفاکتانت در کاهش نیاز به تهویه مکانیکی و عوارض آن موثر است. مطالعه با هدف مقایسه فشار مثبت هوایی و تهویه مکانیکی در نوزادان نارس دچار سندرم دیسترس تنفسی طراحی گردیده است. مواد و روش ها: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 60 نوزاد نارس (کمتر از 32 هفته) بررسی شدند. نوزادان پس از دریافت یک دوز سورفاکتانت داخل تراشه (4 سی سی بر کیلوگرم وزن بدن)، به طور تصادفی به ترتیب در دو گروه مورد و شاهد قرار گرفتند و حمایت تنفسی با استفاده از فشار مثبت هوایی یا تهویه مکانیکی برقرار شد. یافته ها: نوزادان دوگروه از نظر سن حاملگی و وزن تولد اختلاف معنی دار نداشتند. متوسط مدت زمان تهویه مکانیکی در گروه مورد به طور معنی داری کمتر بود (P=0.001). در روز سوم، تعداد نوزادان وابسته به ونتیلاتور در گروه شاهد بیشتر بود (26.7 درصد در برابر 83.3 درصد). از نظر تعداد دوزهای ثانویه سورفاکتانت، میزان مرگ و تعداد بیماران دچار عوارض کوتاه مدت طی بستری بیمارستانی تفاوت معنی داری بین دو گروه وجود نداشت. نتیجه گیری: در تعداد قابل توجهی از نوزادان نارس دچار سندرم دیسترس تنفسی می توان پس از دریافت سورفاکتانت، لوله تراشه را خارج نموده و تحت درمان با فشار مثبت هوایی از طریق بینی قرار داد. این امر روشی بالقوه مفید جهت حمایت تنفسی با میزان مرگ و میر و عوارض کم در نوزادان بسیار نارس می باشد.
نمایش نتایج ۱ تا ۲ از میان ۲ نتیجه