توجه: محتویات این صفحه به صورت خودکار پردازش شده و مقاله‌های نویسندگانی با تشابه اسمی، همگی در بخش یکسان نمایش داده می‌شوند.
۱روند شکل گیری حماسه های دینی در ادب فارسی
نویسنده(ها):
اطلاعات انتشار: هشتمین همایش بین المللی انجمن ترویج زبان و ادب فارسی ایران، سال
تعداد صفحات: ۲۱
حماسه های دینی یکی از انواع حماسه هی تاریخی اند که درباره یکی از بزرگان یا آیین نامه مذهبی سروده شده اند. این نوع حماسه در ادب فارسی، از دیرباز تاکنون مصادیق فراوانی داشته است. به همین منظور در این مقاله، با مروری بر حماسه انواع آن چگونگی شکل گیری ویژگی و جایگاه این نوع حماسه در ادب فارسی بررسی شده و مثلاً مشخص گردیده است که اولاً حماسه سرایی دینی، صرفاً معلول افول حماسه سرایی ملی نیست و حتی در بزرگ ترین حماسه ملی ایران، یعنی شاهنامه فردوسی، انواعی از حماسه ها (اساطیری، ملیف تاریخی و دینی) را در کنار هم شاد هستیم. اگرچه بسیاری از این حماسه ها از نظر زیان و بیان ضعیف اند و در آن ها نشانه های آشکاری دال بر تقلید از زبان و بیان فردوسی وجود دارد.

۲هیچ، هم چون پوچ، عالی نیست
نویسنده(ها):
اطلاعات انتشار: فصلنامه رشد آموزش زبان و ادب پارسي، شماره۹۶، زمستان ، سال
تعداد صفحات: ۱۴

۳دگردیسی و جابه‌جایی در اسطوره "ضحّاک"
نویسنده(ها):
اطلاعات انتشار: پژوهش هاي نقد ادبي و سبك شناسي، سال
تعداد صفحات: ۲۲
چگونگی دگردیسی و جابه‏جایی در اساطیر، موضوعی مهم در بازشناخت آن‏هاست. اساطیر در گذر زمان از شکل و کاربرد ویژه خود فاصله می‏گیرند و دست‏خوش تحوّل و دگرگونی می‏شوند. این تحوّل و دگرگونی در اساطیر، خود را به صورت تغییر فرم، بیان، ساختار و کاربرد خود را نشان می‏دهد. پی بردن به چگونگی این دگرگونی‏ها، به ما در شناخت صورت اصلی اساطیر کمک می‏کند. در اسطوره "ضحّاک" که یکی از کهن‏ترین و رمزآلودترین اساطیر ایرانی است، این فرایند به نحو چشمگیری خود را نشان داده، به گونه‏ای که برخی "ضحّاک" را صورت تحوّل‏یافته اهریمن در هزاره اهریمنی و برخی دیگرگون‏شده اسطوره "پهلوان اژدرکش" و بعضی آن را مثالی برای دیو خشک‏سالی می‏دانند. بنا به اهمیّت بازشناخت این اسطوره در "شاهنامه فردوسی"، نگارنده بر آن شد تا در قالب این مقاله و با مروری بر متون پیش و پس از اسلام، نشان دهد که این اسطوره در روند انتقال و جابه‏جایی، چگونه از شکل و فرم اصلی خود خارج شده، به گونه پادشاهی دژرفتار در "شاهنامه" در آمده‏است. نتایج این مقاله می‏تواند الگویی باشد برای بررسی روند انتقال در سایر اساطیر و بازشناخت ماهیّت اسطوره‏هایی که در حماسه ملّی ایران جای گرفته‏است.

۴حماسه حسینی در گستره ادبیّات تطبیقی
اطلاعات انتشار: نقد و ادبيات تطبيقي، سال
تعداد صفحات: ۲۰
حماسه عظیم امام حسین (ع) در ادبیّات عربی و فارسی، بازتابی بس گسترده دارد. این حماسه به دلیل ماهیت عزّت مدار و ظلم ستیز خود، به عنوان الگویی ممتاز در برابر ادیبان و سخنوران قرار گرفت. بسیاری از آن ها با الگوگیری از این حماسه، نوای پایداری، آزادی و بیداری را در جامعه نواختند. می‌توان این سروده ها را در گستره ادبیّات تطبیقی، بررسی و تحلیل کرد تا ضمن نقد، نشانه های پیوند و اختلاف آن ها روشن گردد. در نوشتار حاضر، ضمن تبیین بازتاب حماسه عاشورا در گستره ادبیّات تطبیقی، سروده های جواد جمیل و سیّد حسن حسینی، به عنوان نمایندگان شعر عاشورایی عراق و ایران، مورد تحلیل قرار می‌گیرد. جمیل، شاعر نام‌آشنای شعر و ادبِ امروزِ عراق، در دفتر شعرش به نام «الحسین لغهٌ ثانیهٌ» (حسین، زبان دوّم)، با زبانی نمادین حماسه عاشورا و شخصیّت های موجود در آن را به تصویر می کشد. حسینی نیز ضمن بهره گیری فراوان از رمز در مجموعه شعر «گنجشک و جبرییل»، به بازخوانی این حماسه پرداخته و آن را به حوادث امروز گره می زند. از بررسی حاصل، چنین به نظر می آید که هر دو شاعر در برخی مضامین اشتراک داشته و به دلیل به کارگیری نمادها، گاه شعرشان به ابهام گرایش دارد.

۵نقد زبان حماسی در خاوران‌نامة ابن‌حسام خوسفی
اطلاعات انتشار: جستارهاي ادبي، سال
تعداد صفحات: ۲۴
نقد زبان حماسی در راستای تحقیقات مربوط به نقد نوعی (نقد بر اساس اصول و شاخص‌های انواع ادبی) است. در نقد زبان حماسی، چگونگی به کار رفتن زبان در نوع ادبی حماسه بررسی می‌شود، بر این اساس که بین نوع ادبی حماسه و زبان به‌ کار رفته در آن، ارتباط تنگاتنگی وجود دارد و نوع حماسی، زبان حماسی را می‌طلبد. در همین خصوص، «نقد زبان حماسی در خاوران‌نامه» موضوعی است که طیّ آن شاخص‌های اصلی زبان حماسی (وزن و قافیه، واژگان و ترکیبات، نحو کلام، صورخیال و محتوا) در خاوران‌نامه مورد بررسی قرار گرفته ‌‌است. به این ترتیب که با ملاک قراردادن بخشی از این منظومه (به‌ عنوان حجم نمونه، بر اساس الگوهای نقد زبان شعر، به‌ویژه الگوهای فرمالیستی) به بررسی زبان حماسی در این اثر پرداخته شده ‌است. در این بررسی مشخص شده‌‌ است که اولاً شاعر در برخی از سطوح زبان حماسی، ازجمله واژگان و نحو متأثّر از زبان فردوسی است؛ ثانیاً نوع حماسه ( دینی) و عوامل مربوط به سبک دوره و فردی سبب شده‌اند که زبان حماسی در این منظومه از وحدت و یکپارچگی زبان حماسی معیار برخوردار نباشد. این مقاله و نتایج آن می‌تواند برای کسانی که می‌خواهند از چگونگی زبان حماسی و تحول آن در یکی از حماسه‌های دینی پس از فردوسی مطلع شوند، سودمند واقع شود.
نمایش نتایج ۱ تا ۵ از میان ۵ نتیجه