توجه: محتویات این صفحه به صورت خودکار پردازش شده و مقاله‌های نویسندگانی با تشابه اسمی، همگی در بخش یکسان نمایش داده می‌شوند.
۱اثر کاربرد کلینوپتیلولیت روی سلامتی و فراسنجه های خونی – ایمنی گوساله های شیر خوار
اطلاعات انتشار: علوم كشاورزي ايران، , دوره  ۳۵ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۹

۲اثر فرآیند حرارتی بر تجزیه پذیری پروتئین کنجاله سویا در شکمبه گاو
اطلاعات انتشار: علوم كشاورزي، پاييز, دوره  ۱۱ , شماره  ۳، سال
تعداد صفحات: ۱۲
به منظور مطالعه روند تجزیه پذ یری ماده خشک، پروتئین خام و تعیین نوع پروتئین عبوری کنجاله سویای فرآیند نشده و تف داده شده، آزمایشی با تلفیق روش کیسه های نایلونی و تکنیک الکتروفورز ژل پلی آکریلامید (SDS– PAGE) انجا م شد. تفاوت معنی دار (P<0.05) بین فراسنجه های مختلف تجزیه پذ یری و تجزیه پذ یری موثر ماده خشک و پروتئین خام کنجاله سویای فرآیند نشده و تف داده شده وجود داشت. دو نوع پروتئین عمده در کنجاله سویا شامل بتا کنگلیسینین با سه زیر واحد a' و a و b به وزن مولکولی 90.5، 71.5 و 55.2 کیلو دالتون و گلیسینین با دو زیر واحد اسیدی و بازی به وزن مولکولی 37.6 و 19.8 کیلو دالتون مشاهده شد ند که به ترتیب 31.0 و 38.8 درصد کل پروتئین کنجاله سویا بود ند. زیر واحدهای a و a' بتا کنگلیسینین کنجاله سویای فرآیند نشده طی 2 ساعت و زیر واحد b این پروتئین طی 12 ساعت انکوباسیون به طور کامل تجزیه شد. تجزیه پذ یری گلیسینین کمتر از بتا کنگلیسینین بود. زیر واحد اسیدی این پروتئین تا 24 ساعت و زیر واحد بازی آن تا 48 ساعت انکوباسیون تجزیه نشد. تف دادن اثری بر زیر واحدهای پروتئین بتا– کنگلیسینین نداشت، ولی سبب محافظت پروتئین گلیسینین شد. بین قابلیت هضم پروتئین عبوری کنجاله سویای فرآیند نشده و تف داده شده تفاوت معنی دار (P<0.05) مشاهده شد.فرآیند تف دادن در دمای 125 درجه سانتیگراد به مدت 15 دقیقه تجزیه پذ یری پروتئین خام در شکمبه و قابلیت هضم آزمایشگاهی را کاهش داد.

۳مطالعه روند تجزیه پذیری پروتیین کنجاله منداب فرآیند نشده و تف داده شده در شکمبه گاو با روش کیسه های نایلونی و الکتروفورز ژل پلی آکریلامید
اطلاعات انتشار: پژوهش و سازندگي، بهار, دوره  ۱۹ , شماره  ۱ (پي آيند ۷۰) در امور دام و آبزيان، سال
تعداد صفحات: ۸
به منظور مطالعه روند تجزیه پذیری ماده خشک، پروتیین خام و تعیین نوع پروتیین قابل تجزیه کنجاله منداب فرآیند نشده و تف داده شده، آزمایشی با تلفیق روش کیسه های نایلونی و تکنیک الکتروفورز ژل پلی آکریلامید (SDS–PAGE) انجام شد. با استفاده از روش کیسه های نایلونی، مقدار 5 گرم نمونه کنجاله منداب (فرآیند نشده و تف داده شده) به مدت صفر، 2، 4، 6، 8، 12، 24 و 48 ساعت در شکمبه سه راس گاو نر اخته بالغ سیستانی فیستوله دار انکوباسیون شد. پس از انکوباسیون و سشتشوی کیسه ها، مواد باقی مانده منجمد و با فریز درایر (خشک برودتی) خشک شد. ماده خشک، پروتیین خام، الگوی زیر واحدهای پروتیین های کنجاله منداب و دنسیتومتری پروتیین ها تعیین شد. تفاوت معنی دار بین فراسنجه های مختلف تجزیه پذیری و تجزیه پذیری موثر ماده خشک و پروتیین خام کنجاله منداب فرآیند نشده و تف داده مشاهده شد (p<0.05). تجزیه پذیری موثر پروتیین خام کنجاله منداب فرآیند نشده و تف داده شده در سرعت عبور 5 درصد در ساعت به ترتیب 65.18 و 51.36 درصد بود. دو نوع پروتیین عمده در کنجاله منداب شامل آلبومین 2S (ناپین) با دو زیر واحد به وزن مولکولی 8.5 و 10.8 کیلودالتون و گلوبولین 11S (کروسیفرین) با چهار زیر واحد به وزن مولکولی 32.0، 26.8، 21.1 و 20.5 کیلودالتون مشاهده شد که به ترتیب 18.8 و 52.9 درصد از کل پروتیین کنجاله منداب را شامل شدند. زیرواحدهای ناپین کنجاله منداب فرآیند نشده درزمان صفر دیده نشد. این پروتیین در زمان صفر انکوباسیون کنجاله فرآیند شده دیده شد و پس از 12 ساعت انکوباسیون تجزیه شد. تجزیه پذیری کروسیفرین کمتر از ناپین بود، به طوری که چهار زیرواحد این پروتیین در کنجاله فرآیند نشده و فرآیند شده پس از 48 ساعت انکوباسیون درشکمبه به طور کامل تجزیه نشد. قابلیت هضم پروتیین خام کنجاله منداب فرآیند نشده در زمان صفر، 8، 12 و 48 انکوباسیون به ترتیب 65.32، 73.38، 73.50 و 75.30 درصد و برای کنجاله تف داده شده به ترتیب 66.28، 71.38، 73.12 و 75.50 درصد بود.

۴مطالعه روند تجزیه پذیری پروتئین کنجاله سویا با روش کیسه های نایلونی و الکتروفورز ژل پلی آکریلامید
اطلاعات انتشار: علوم كشاورزي ايران، , دوره  ۳۶ , شماره  ۳، سال
تعداد صفحات: ۱۲
به منظور مطالعه روند تجزیه پذیری ماده خشک، پروتئین خام، پروتئین حقیقی و تعیین نوع پروتئین قابل تجزیه کنجاله سویا در شکمبه، آزمایشی با تلفیق روش in situ و تکنیک الکتروفورز ژل پلی آکریلامید (SDS–PAGE) انجام گردید. با استفاده از کیسه های نایلونی، مقدار 5 گرم نمونه کنجاله سویا به مدت صفر24, 12, 8, 6, 4, 2,  و 48 ساعت در شکمبه سه راس گاو نر بالغ سیستانی انکوباسیون شد. پس از سپری شدن زمان انکوباسیون و شستشوی کیسه ها، مواد باقیمانده منجمد و با فریز درایر (انجماد خشک) خشک گردید. ماده خشک، پروتئین خام، پروتئین حقیقی، الگوی زیرواحدهای پروتئین های عمده کنجاله سویا و دنسیتومتری پروتئین ها تعیین شد. تجزیه پذیری ماده خشک، پروتئین خام، پروتئین حقیقی و مجموع زیرواحدهای پروتئین کنجاله سویا در سرعت عبور 5, 2 و 8 درصد در ساعت به ترتیب 71.4, 83.3 و 63.5 درصد (برای ماده خشک)؛ 68.3, 82.7 و 59.2 درصد (برای پروتئین خام)؛ 69.2, 82.7 و 60.3 درصد (برای پروتئین حقیقی)؛ 70.1, 83.8 و 60.9 درصد (برای مجموع زیرواحدها) بود. تفاوت غیرمعنی دار (P>0.05) بین تجزیه پذیری پروتئین خام، پروتئین حقیقی و مجموع زیرواحدهای پروتئین های کنجاله سویا در سرعت های عبور مختلف مشاهده شد. دو نوع پروتئین عمده در کنجاله سویا شامل بتاکنگلیسینین با سه زیرواحد a , a¢ و b به وزن مولکولی 71.5, 90.5 و 55.2 کیلودالتون و گلیسینین با دو زیرواحد اسیدی و بازی به وزن مولکولی 37.6 و 19.8 کیلودالتون مشاهده شد که به ترتیب 31 و 38.8 درصد از کل پروتئین کنجاله سویا را به خود اختصاص دادند. زیرواحد a و a¢ بتاکنگلیسینین طی 2 ساعت و زیرواحد b پروتئین بتاکنگلیسینین طی 12 ساعت انکوباسیون به طور کامل تجزیه شد. تجزیه پذیری گلیسینین کمتر از بتاکنگلیسینین بود. زیرواحد اسیدی این پروتئین تا 24 ساعت و زیرواحد بازی آن تا 48 ساعت انکوباسیون تجزیه نشد. نتایج تعیین قابلیت هضم به روش آزمایشگاهی سه مرحله ای نشان داد که با افزایش ساعات انکوباسیون کنجاله سویا در شکمبه، قابلیت هضم پروتئین خام کنجاله سویا افزایش می یابد. قابلیت هضم باقیمانده نمونه کنجاله سویا در زمان صفر، 12, 8 و 48 انکوباسیون به ترتیب 94.2, 83.2, 69.7 و 96.8 درصد بود.

۵اثر عمل آوری میکروویو تجزیه پذیری پروتئین کنجاله منداب در شکمبه گاو
اطلاعات انتشار: پژوهش و سازندگي، بهار, دوره  ۲۱ , شماره  ۱ (پي آيند ۷۸) در امور دام و آبزيان، سال
تعداد صفحات: ۸
به منظور مطالعه روند تجزیه پذیری پروتئین خام و تعیین نوع پروتئین عبوری کنجاله منداب عمل آوری نشده و عمل آوری شده با میکروویو با قدرت 1000 وات به مدت 1، 2 و 3 دقیقه، آزمایشی با تلفیق روش کیسه های نایلونی و تکنیک الکتروفورز ژل پلی آکریلامید (SDS–PAGE) انجام شد. تفاوت معنی دار (p<0.05) بین فراسنجه های مختلف تجزیه پذیری و تجزیه پذیری موثر پروتئین خام کنجاله منداب عمل آوری نشده و عمل آوری شده مشاهده شد. تجزیه پذیری موثر پروتئین خام کنجاله منداب عمل آوری نشده در سرعت عبور 5% در ساعت برابر 65.9% و برای کنجاله منداب عمل آوری شده با میکروویو به مدت 1، 2 و 3 دقیقه به ترتیب 60.3، 57.3 و 50.8% بود. دو نوع پروتئین عمده در کنجاله منداب شامل ناپین با دو زیر واحد به وزن مولکولی 8.0 و 9.6 کیلودالتون و کروسیفرین با چهار زیر واحد به وزن مولکولی 31.9، 26.0، 21.4 و 19.5 کیلودالتون تشخیص داده شد که به ترتیب 24 و 51 درصد از کل پروتئین کنجاله منداب بودند. زیر واحدهای ناپین کنجاله منداب عمل آوری نشده طی 2 ساعت و کنجاله عمل آوری شده پس از 12 ساعت انکوباسیون به طور کامل تجزیه شد. در کنجاله عمل آوری شده با میکروویو به مدت 2 و 3 دقیقه، چهار زیر واحد پروتئین کروسیفرین پس از 48 ساعت انکوباسیون در شکمبه تجزیه نشد بین قابلیت هضم پروتئین خام کنجاله منداب عمل آوری نشده و عمل آوری شده با میکروویو به مدت 1، 2 و 3 دقیقه تفاوت معنی دار (p<0.05) وجود داشت. قابلیت هضم بعد شکمبه ای پروتئین خام کنجاله منداب 72.3 درصد و برای کنجاله منداب عمل آوری شده با میکروویو به مدت 1، 2 و 3 به ترتیب 74.4، 76.9 و 79.1 درصد بود. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که عمل آوری کنجاله منداب با قدرت 1000 وات میکروویو به مدت 3 دقیقه تجزیه پذیری پروتئین خام را در شکمبه کاهش و قابلیت هضم پروتئین خام را در روده افزایش می دهد.

۶بررسی اثرات اسید لینولئیک مزدوج بر فاکتورها و هورمون های موثر در فرایند تخمک گذاری در موش های آزمایشگاهی
اطلاعات انتشار: باروري و ناباروري (JOURNAL OF REPRODUCTION AND INFERTILITY)، تابستان, دوره  ۱۰ , شماره  ۲ (مسلسل ۳۹)، سال
تعداد صفحات: ۸
زمینه و هدف: فرآیند تخمک گذاری واکنشی فیزیولوژیک–التهابی و وابسته به هماهنگی فعالیت گنادوتروپینها و هورمون های استروئیدی است. علاوه بر آن میانجی های درگیر در واکنش های التهابی همچون سایتوکینها، پروستاگلاندینها، لپتین، نیتریک اکساید و ... در آن دخیلند. اسیدلینولئیک مزدوج (CLA) گروهی از اسیدهای چرب غیر اشباع با زنجیره بلند بیش از یک پیوند دوگانه هستند که در محصولات لبنی، گوشت گاو و گوسفند یافت می شوند. بر اساس شواهد موجود، CLA خوراکی بر میانجی های درگیر در فرایند تخمک گذاری اثر می گذارد. هدف از این مطالعه تعیین اثرات دوزهای مختلف CLA در رژیم غذایی بر هورمونها و عوامل سیستمیک و موضعی است که بر تخمک گذاری اثر می گذارند.روش بررسی: در این مطالعه 80 سر موش ماده سفید (سوری) با سن 50±2 روز در چهار گروه به طور تصادفی تقسیم شدند (گروه شاهد C و گروه های تیمارT2, T1  و T3) هر گروه واجد 4 تکرار و در هر تکرار 5 موش (واحد آزمایشی) قرار داشت (مجموعا 20 موش در هر گروه). موشها برای مدت 120 روز در گروه کنترل دریافت کننده جیره فاقد اسیدلینولئیک مزدوج و در گروه های تیمار دریافت کننده جیرها  0.3g\kg, 0.1g\kg و 0.5g\kg سید لینولئیک مزدوج بودند که جایگزین روغن ذرت جیره شده بود. 120 روز پس از شروع آزمایش از ده موش در هر گروه که علایم فحلی داشتند بوسیله قطع دم خونگیری شد و غلظت های سرمی استرادیول، پروژسترون، LH، FSH، نیتریک اکساید، لپتین و TNFa اندازه گیری شدند. همچنین اثر CLA بر تولید پروستاگلاندینها و نیتریک اکساید تخمدانی بررسی شد. داده ها توسط نرم افزار SAS با تشکیل جدول ANOVA و آزمون مقایسه بین میانگین های دانکن آنالیز شد. احتمال کمتر از 05\0 معنی دار در نظر گرفته شد.نتایج: اسیدلینولئیک مزدوج به طور معنی داری باعث کاهش سطوح سرمی(p<0.05) FSH ، استرادیول، LH، نیتریک اکساید، لپتین و TNFa گردید (p<0.01) همچنین CLA سطح پروژسترون سرم را کاهش داد، اما این کاهش معنی دار نبود. اثر منفی CLA بر کاهش میزان PGE2 و PGF2a تولیدی تخمدان به طور معنی داری دیده شد (p<0.01).نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاصل می توان عنوان کرد CLA دارای اثری معنی دار بر تولیدمثل حیوان ماده است. همچنین واجد یک اثر بازدارنده بر هورمون های سیستمیک و موضعی موثر بر تخمک گذاری است. بنابراین ممکن است CLA نقش اثرگذار بر کاهش نرخ تخمک گذاری در موش داشته باشد.

۷تاثیر کلینوپتیلولیت بر عملکرد و خصوصیات لاشه گوساله های پرواری
اطلاعات انتشار: علوم كشاورزي، تابستان, دوره  ۱۱ , شماره  ۲، سال
تعداد صفحات: ۱۱
به منظور مطالعه اثر کاربرد کلینوپتیلولیت بر مقدار نیتروژن آمونیاکی شکمبه، نیتروژن اوره ای پلاسما، خصوصیات لاشه و عملکرد گوساله های پرواری تغذیه شده با اوره، آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی با 3 گروه آزمایشی در 8 تکرار انجام شد. 24 راس گوساله نر هلشتاین با متوسط وزن 275 کیلوگرم با جیره های آزمایشی شامل: 1– بدون اوره و کلینوپتیلولیت، 2– 2 درصد اوره بدون کلینوپتیلولیت، 3– 2 درصد اوره با 4 درصد کلینوپتیلولیت به مدت 110 روز تغذیه شدند. میانگین های مربوط به افزایش وزن روزانه و ضریب تبدیل غذایی بین گروه های آزمایشی تفاوت معنی دار (P<0.05) و ماده خشک مصرفی تفاوت غیر معنی دار (P>0.05) نشان داد. میانگین های مربوط به گروه آزمایشی 1، 2 و 3 برای افزایش وزن روزانه 1.3، 1.21 و 1.26 کیلوگرم در روز؛ برای ماده خشک مصرفی 7.64، 7.59 و 7.68 کیلوگرم در روز و برای ضریب تبدیل غذایی 5.81، 6.04 و 5.93 بود. تفاوت معنی داری بین گروه های آزمایشی از نظر نیتروژن اوره ای پلاسما و نیتروژن آمونیاکی شکمبه مشاهده شد (P<0.05). به طوری که کمترین میانگین مربوط به گروه آزمایشی 1 و بیشترین به گروه آزمایشی 2 تعلق داشت. سطح مقطع ماهیچه راسته، قطر چربی روی ماهیچه راسته و وزن چربی حفره بطنی اختلاف معنی دار (P<0.05). بین گروه های آزمایشی نشان داد. وزن قطعات لاشه به جز ران، بین گروه های آزمایشی اختلاف معنی دار نشان نداد (P>005). تفاوت معنی دار بین گروه های آزمایشی از نظر درصد رطوبت و خاکستر گوشت ناحیه دنده های 11–10–9 مشاهده نشد (P>0.05)، ولی درصد چربی خام و پروتئین خام اختلاف معنی دار (P<0.05) نشان داد. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که افزودن 4 درصد کلینوپتیلولیت به جیره ها حاوی 2 درصد اوره سبب کاهش مقدار نیتروژن آمونیاکی شکمبه و نیتروژن اوره ای پلاسما، بهبود جزیی خصوصیات لاشه و بهتر شدن جزیی عملکرد گوساله های هلشتاین می شود.

۸مطالعه اثرات پرتو گاما بر ترکیبات شیمیایی، عوامل ضد تغذیه ای، روند تجزیه پذیری و قابلیت هضم برون تنی پروتئین خام کنجاله منداب بومی و اصلاح شده (کانولا)
اطلاعات انتشار: علوم دامي (پژوهش و سازندگي)، پاييز, دوره  ۲۴ , شماره  ۳ (پياپي ۹۲)، سال
تعداد صفحات: ۱۲
به منظور مطالعه اثرات پرتو گاما بر تجزیه پذیری ماده خشک و پروتئین خام، قابلیت هضم برون تنی پروتئین خام، مواد ضد تغذیه ای و ترکیب شیمیایی کنجاله منداب بومی و کنجاله منداب اصلاح شده (کانولا) آزمایش حاضر انجام شد. کیسه های حاوی مواد خوراکی عمل آوری نشده و پرتوتابی شده با دزهای 15، 30 و 45 کیلوگری به مدت صفر، 2، 4، 8، 16، 24 و 48 ساعت در شکمبه سه راس گاو نر تالشی دارای فیستولای شکمبه ای انکوباسیون شدند. پارامترهای تجزیه پذیری ماده خشک و پروتئین خام با استفاده از مدل رگرسیون غیر خطی برآورد شد. قابلیت هضم برون تنی پروتئین خام به روش سه مرحله ای آنزیمی تعیین شد. نحوه تجزیه شدن پروتئین حقیقی کنجاله منداب بومی و اصلاح شده عمل آوری نشده و پرتوتابی شده در ساعات مختلف انکوباسیون در شکمبه با روش الکتروفورز SDS–PAGE تعیین شد. با افزایش دز پرتودهی، اسید فایتیک کنجاله منداب بومی و اصلاح شده کاهش یافت ولی پرتوتابی تا دز 30 کیلوگری سبب کاهش مقدار کل گلوکوسینولات های آن ها شد (0.05>P). پرتو گاما اثر معنی داری بر ترکیبات شیمیایی کنجاله های مورد مطالعه نداشت. پرتوتابی سبب کاهش بخش سریع تجزیه و تجزیه پذیری موثر و افزایش بخش کند تجزیه ماده خشک و پروتئین خام کنجاله ها شد (0.05>P). پرتوتابی سبب افزایش قابلیت هضم برون تنی پروتئین خام شد (0.05>P) آنالیزهای الکتروفورز پروتئین کنجاله منداب بومی و اصلاح شده نشان داد که پرتوتابی در دزهای 30 و 45 کیلوگری سبب کاهش تجزیه پذیری زیرواحدهای کروسیفرین و به ویژه ناپین در شکمبه شد. بر پایه یافته های این آزمایش، پرتو گاما در دز بیشتر از 15 کیلوگری تجزیه پذیری شکمبه ای پروتئین و مقدار ترکیبات ضد تغذیه ای کنجاله منداب بومی و اصلاح شده را کاهش و قابلیت هضم برون تنی پروتئین آن ها را افزایش داد.

۹ویژگی ها و جایگاه انسان و کرامت او از دیدگاه مولانا مبتنی بر قرآن و روایات
نویسنده(ها):
اطلاعات انتشار: ادب و زبان (نشريه دانشكده ادبيات و علوم انساني كرمان)، زمستان, دوره  جديد , شماره  ۳۰ (پياپي ۲۷)، سال
تعداد صفحات: ۲۲
بحث انسان و جایگاه او و تبیین کرامت و منزلت او، از مهم ترین مباحثی است که همواره در مثلث معرفتی خداشناسی، جهان شناسی و انسان شناسی مورد توجه اندیشمندان و نوابغ بشری و از آن جمله، مولانا قرار گرفته است. در این مقاله سعی شده تا به آیات و روایاتی اشاره شود که مولانا در قالب اشعاری نغز و پرمعنی، در مورد چگونگی خلقت انسان و عظمت وجودی او، استعدادهای بالقوه و ابعاد نظری، فکری، روحی و جسمی و نحوه سیر تکاملی و آفات و موانع سیر تعالی و تقربش به ساحت کبریایی حق به گونه ای عمیق و دقیق مطرح نموده است و سرانجام، به ارزش های متعالی پایگاه و موقعیت او در نظام آفرینش و برخی ویژگی ها و صفات و خصوصیات عالی ودانی و در نهایت، هدف خلقت او با تمسک به معدودی از اشعار مثنوی از منظر قرآن و روایات اشاره شود.

۱۰بررسی استفاده از تغذیه جنینی جوجه های گوشتی به عنوان یک روش تغذیه اولیه
اطلاعات انتشار: كشاورزي پويا، زمستان, دوره  ۵ , شماره  ۴ (علوم دامي)، سال
تعداد صفحات: ۹
این تحقیق به منظور ارزیابی قابلیت تغذیه جنینی در جبران دسترسی دیر هنگام جوجه های گوشتی به غذا و تاثیر آن بر عملکرد و ویژگی های مورفولوژیک روده جوجه های گوشتی انجام شد. در روز 16 انکوباسیون، 400 عدد تخم مرغ بارور، وزن کشی شده و به 4 گروه آزمایشی با 4 تکرار و هر تکرار شامل 25 عدد تخم مرغ تقسیم شدند. طرح مورد استفاده به صورت فاکتوریل (2×2) در قالب طرح کاملا تصادفی بود. یک میلی لیتر از محلول کربوهیدرات در روز 17.5 انکوباسیون به مایع آمنیوتیک تخم مرغ های بارور دو گروه تزریق شد و در دو گروه دیگر بدون تزریق هیچ ماده ای، مشابه گروه های تزریق شده عمل شد. پس از هچ، جوجه ها شمارش، وزن کشی و بلافاصله به سالن آزمایشی منتقل شدند. دو گروه آزمایشی تزریق شده و بدون تزریق، به مدت 12 ساعت از دسترسی به خوراک محروم شدند، در حالی که دو گروه دیگر که شامل تزریق شده و بدون تزریق بودند، از زمان ورود به سالن آزمایشی، به طور آزاد به خوراک دسترسی داشتند. در روز دوم پرورش، نمونه برداری از روده جهت بررسی مورفولوژیکی صورت گرفت. تزریق کربوهیدرات به داخل تخم مرغ های جوجه کشی، به طور معنی داری موجب افزایش وزن جوجه های هچ شده و نسبت وزن جوجه هچ شده به وزن تخم مرغ جوجه کشی گردید (P<0.01). تزریق محلول کربوهیدرات توانست اثر منفی کاهش وزن سینه (P<0.05) و ران (P<0.01) ناشی از دسترسی دیر هنگام به خوراک در سن 2 روزگی را مرتفع نماید. دسترسی سریع تر به خوراک، موجب افزایش معنی دار وزن بدن (P<0.01) و خوراک مصرفی (P<0.05) در دوره 21–1 روزگی شد، اما این تاثیر در دوره 42–21روزگی و کل دوره مشاهده نگردید. اثر تزریق کربوهیدرات بر وزن بدن و خوراک مصرفی در دوره های مختلف، معنی دار نبود (P>0.05). نحوه تزریق و روش تغذیه، تاثیر معنی داری بر ضریب تبدیل خوراک نداشت (P>0.05). تزریق کربوهیدرات ها و دسترسی سریع تر به خوراک موجب افزایش طول و مساحت پرزهای روده در سن 2 روزگی شد (P<0.05).بر اساس نتایج این آزمایش، تزریق کربوهیدرات توانست بخشی از اثرات منفی محرومیت غذایی در سنین اولیه را جبران نماید، اما تزریق کربوهیدرات و گرسنگی اولیه کوتاه مدت بر عملکرد نهایی سویه گوشتی به کار رفته در این آزمایش بی تاثیر بود.

۱۱شناسایی و اولویت بندی قطعات حادثه خیز راه با رویکرد قطعه بندی مسیر و تحلیل پوششی داده ها
اطلاعات انتشار: مهندسي حمل و نقل، پاييز, دوره  ۳ , شماره  ۱ (پياپي ۹)، سال
تعداد صفحات: ۱۴
هدف از این پژوهش، ارایه روش جدیدی برای در نظر گرفتن تصادفها با توجه به شرایط محیطی، ترافیکی و هندسی راه است که تصادفها را با توجه به اندرکنش مولفه های منجر به آن در نظر می گیرد. این رویکرد برای وارد کردن مشخصات فیزیکی، راه را به واحدها یا قطعات با مشخصات فیزیکی همگن قطعه بندی کرده و در نتیجه تصمیم گیری در مورد وضعیت ایمنی راه به جای یک نقطه، برای طولی از راه با خصوصیات مشخص انجام می شود. این رویکرد با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ها (DEA) انجام شده است که بر خلاف روشهای رگرسیونی نیازمند به دست آوردن تابع توزیع و در نظرگرفتن فرضیه هایی در مورد آن نیست. این روش امتیازهایی (ناکارآیی هایی) را به دست می دهد که اجازه می دهد قطعات راه به طور مناسبی از نظر حادثه خیز بودن، رتبه بندی و اولویت بندی شوند. در پژوهش حاضر یک مطالعه موردی بر روی مسیرهایی به طول 144.4 کیلومتر انجام شد که حاصل آن شناسایی 154 قطعه راه با امتیازات خطر نسبی متفاوت بود، به این ترتیب قطعات حادثه خیز با روش پیشنهادی شناسایی و اولویت بندی شدند که از نظر تعریف شاخص های ورودی و خروجی بر مبنای روش تحلیل پوششی داده ها برای اولویت بندی قطعات راه، تجربه جدیدی به شمار می آید.

۱۲اثرات پرتوتابی گاما بر تجزیه پذیری شکمبه ای و قابلیت هضم روده ای پروتئین کنجاله منداب
اطلاعات انتشار: علوم دامي ايران ( علوم كشاورزي ايران)، , دوره  ۳۹ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۱۰
به منظور تعیین اثرات پرتوتابی گاما بر تجزیه پذیری ماده خشک و پروتئین خام و تعیین نوع پروتئین قابل تجزیه کنجاله منداب فرآیند شده با دزهای صفر، 25، 50 و 75 کیلوگری (Kilogray) پرتو گاما در شکمبه گاو، آزمایشی با تلفیق روش کیسه های نایلونی و تکنیک الکتروفورز ژل پلی آکریلامید (SDS–PAGE) انجام شد. با استفاده از تکنیک کیسه های نایلونی متحرک قابلیت هضم پروتئین خام در روده تعیین شد. تفاوت معنی دار (P<0.05) بین فراسنجه های مختلف تجزیه پذیری و تجزیه پذیری موثر ماده خشک و پروتئین خام کنجاله منداب فرآیند نشده و فرآیند شده مشخص شد. تجزیه پذیری موثر ماده خشک و پروتئین خام کنجاله منداب فرآیند نشده و فرآیند شده با دزهای 25، 50، 75 کیلوگری پرتو گاما در سرعت عبور 5 درصد در ساعت به ترتیب 67.8، 61.1، 54.1 و 50.5 درصد و 65.9، 53.4، 47.9 و 44.5 درصد بود. دو نوع پروتئین عمده در کنجاله منداب شامل آلبومین  2S(ناپین) با دو زیرواحد به وزن مولکولی 9.6 و 8 کیلودالتون و گلوبولین 11S (کروسیفرین) با چهار زیرواحد به وزن مولکولی 31.9، 26، 21.4 و 19.5 کیلودالتون مشخص شد که به ترتیب 24 و 51 درصد از کل پروتئین کنجاله منداب را شامل می شدند. زیرواحدهای ناپین کنجاله منداب فرآیند نشده و فرآیند شده با دزهای مختلف به ترتیب تا زمان صفر و 4 ساعت انکوباسیون مشاهده شد. تجزیه پذیری کروسیفرین کمتر از ناپین بود، به طوری که چهار زیرواحد این پروتئین در کنجاله فرآیند نشده و فرآیند شده با دزهای مختلف به ترتیب تا زمان 24 و 48 ساعت انکوباسیون در شکمبه مشاهده شد. بین قابلیت هضم پروتئین عبوری کنجاله منداب فرآیند نشده و فرآیند شده با دزهای مختلف تفاوت معنی دار (P<0.05) مشاهده شد. قابلیت هضم روده ای پروتئین خام کنجاله منداب فرآیند نشده 72.3 درصد و برای کنجاله فرآیند شده با دزهای 25، 50 و 75 کیلوگری پرتو گاما به ترتیب 76.2، 78.5 و 80.1 درصد بود. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که می توان از پرتو گاما برای فرآوری کنجاله منداب استفاده نمود. با افزایش دز پرتو گاما تجزیه پذیری پروتئین کنجاله منداب در شکمبه کاهش و قابلیت هضم پروتئین در روده افزایش یافت.

۱۳مدل پیش بینی شدت وقوع تصادف برای گذرگاه های ریلی–جاده یی ایران
اطلاعات انتشار: شريف ويژه مهندسي عمران، تابستان, دوره  ۲۸-۲ , شماره  ۲، سال
تعداد صفحات: ۱۰

۱۴اثر دوره زمانی مصرف روغن ماهی در جیره غذایی بر پروفیل اسیدهای چرب لاشه جوجه های گوشتی
اطلاعات انتشار: علوم دامي (پژوهش و سازندگي)، زمستان, دوره  - , شماره  ۱۰۱، سال
تعداد صفحات: ۶
به منظور تعیین مناسب ترین مدت زمان افزودن روغن ماهی به جیره جوجه های گوشتی جهت افزایش غلظت اسیدهای چرب امگا–3 لاشه، پژوهش حاضر انجام شد. در یک طرح کاملا تصادفی، تعداد 600 قطعه جوجه یکروزه سویه راس 308 به شش گروه آزمایشی با چهار تکرار اختصاص داده شد. جوجه ها در گروه شاهد جیره بدون روغن ماهی و حاوی 5 درصد روغن ذرت طی دوره پرورش (49 روز) دریافت کردند و در سایر گروه های آزمایشی روغن ماهی به ترتیب از 2، 3، 4، 5 و 6 هفتگی دوره پرورش جایگزین روغن ذرت شد. در آخر دوره پرورش الگوی اسیدهای چرب کل لاشه جوجه ها مورد اندازه گیری قرار گرفت. نتایج نشان داد که با افزایش مدت زمان مصرف روغن ماهی غلظت اسیدهای چرب لینولئیک و آراشیدونیک کاهش یافت (p<0.05). هر چند با افزایش مدت زمان مصرف روغن ماهی غلظت اسیدهای چرب امگا–3 افزایش یافت، ولیکن به دلیل کاهش زیاد غلظت اسیدهای چرب امگا–6، غلظت اسیدهای چرب با چند پیوند دوگانه به طور خطی کاهش یافت (p<0.05). این موضوع سبب کاهش معنی دار نسبت اسیدهای چرب غیر اشباع به اشباع و کاهش معنی دار نسبت اسیدهای چرب امگا–6 به امگا–3 شد (p<0.01). غلظت هر یک از اسیدهای چرب امگا–3 (اسید لینولنیک، اسید ایکوزا پنتانوئیک، اسید دکوزا هگزانوئیک و اسید دکوزاپنتانوئیک) و مجموع آنها با مصرف سه هفته روغن ماهی نسبت به دو هفته افزایش پیدا کرد و تغذیه جیره حاوی روغن ماهی بیش از سه هفته اثر معنی دار بر غلظت اسیدهای چرب مذکور نداشت. نتایج این پژوهش نشان داد که مصرف روغن ماهی به مدت دو هفته جهت افزایش اسیدهای چرب امگا–3 در لاشه جوجه های گوشتی کافی است.

۱۵ترکیبات ضد تغذیه ای و تجزیه پذیری شکمبه ای ماده خشک و پروتئین خام دانه منداب بومی عمل آوری شده با پرتو گاما و میکروویو
اطلاعات انتشار: پژوهش هاي علوم دامي ايران، بهار, دوره  ۸ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۱۴
نمایش نتایج ۱ تا ۱۵ از میان ۱۵ نتیجه