توجه: محتویات این صفحه به صورت خودکار پردازش شده و مقاله‌های نویسندگانی با تشابه اسمی، همگی در بخش یکسان نمایش داده می‌شوند.
۱بررسی حوزه های دانش جدید در مدیریت پروژه های دفاعی
اطلاعات انتشار: دومین کنفرانس بین المللی مدیریت استراتژیک پروژه ها، سال
تعداد صفحات: ۹
امروزه صنایع نظامی با بزرگترین چالش یعنی حفظ بقا در بازارهای رقابتی مواجه اند. در عین حال مسائلی از قبیل لزوم کاهش هزینه های نظامی، افزایش پیچیدگی کسب و کار در بخش نظامی و افزایش قوانین و مقرارات بر این دشواریها می افزاید. این مسائل منجر به ایجاد تغییرات سریع در مدیریت پروژه های نظامی شده که می بایست برای آن یک زیربنای تئوری و عملیاتی مشترک وجود داشته باشد تا کاربران بتوانند با اتکا بر آن به انجام فعالیتها بپردازند. الحاقیه دفاعی پیکرده دانش مدیریت پروژه به عنوان راهنمایی جهت مدیریت پروژه های نظامی در اختیار سیاست گذاران، فرماندهان نظامی، مدیران پروژه های نظامی و مدیران بخشهای وظیفه ای درگیر در امور دفاعی قرار داده شده است. در این مقاله حوزه های دانشی و الزامات خاص مورد نیاز در مدیریت پروژه های دفاعی و عناصر مرتبط با آن مورد بررسی قرار گرفته است.

۲هم افزایی مدل بلوغ قابلیت (CMMI) و سیستم مدیریت کیفیت ISO9001:2008 در مدیریت کیفیت پروژه
اطلاعات انتشار: دومین کنفرانس بین المللی مدیریت استراتژیک پروژه ها، سال
تعداد صفحات: ۱۳
اهمیت راهبردی پروژه ها و حجم سرمایه گذاری لازم به تناسب وسعت و ا همیت آنها، موجب شده است تا پروژه ها از اهمیت ویژه ای نزد سازمانها برخوردار باشند. از این رو مدیریت پروژه ها، ظرافتهای خاصی در بهینه سازی و موازنه عواملی همجون محدوده، زمان، هزینه و سایر منابع لازم به گونه ای که کیفیت فعالیتها به نحو مناسب برآورده شوند دارند. توسعه کیفیت در پروژه ها با اثرات مستقیم و غیرمستقیم خود، موجب رشد و بالندگی سازمانها و نیز بهره مندی و رضایت مشتری و سایر طرفهای ذی نفع پروژه می شود. در راستای دستیابی به این اهداف، سازمانها در اجرای پروژه ها از تدوین استانداردهایی برای انجام فعالیتها فراتر رفته و به سوی دستیابی به مدلهایی که وضعیت فعلی آنها را از اجرای استاندارد فعالیتهای پروژه به سوی اجرای متعالی پروژه سوق دهد روی آورده اند. به همین جهت امروزه شاهد معرفی و تکوین انواع مدلهای بلوغ و تعالی پروژه هستیم. مقاله حاضر به منظور بررسی میزان هم پوشانی مدلهای بلوغ و استاندارد سیستم مدیریت کیفیت و تعیین نقاط ارتقا اثر بخشی این استاندارد توسط مدلهای بلوغ به بررسی میزان هم افزایی مدل بلوغ قابلیت (CMMI) و استاندارد سیستم مدیریت کیفیت (ISO9001) پرداخته است. نتایج حاصل نشان می دهد می توان مدل قابلیت بلوغ (CMMI) را ابزاری برای اجرای موفق و اثربخش فرآیندهای سیستم مدیریت کیفیت در راستای تبدیل نیاز مشتری به فرآیندهای تولید و ارائه خدمات در مدیریت کیفیت پروژه دانست.

۳بررسی نقش، کاربرد و نحوه انتخاب گزینه های اتحادراهبردی درمدیریت پروژه ها
اطلاعات انتشار: فصلنامه مديريت استاندارد و كيفيت، دوم،شماره۱(پياپي ۳)، بهار ، سال
تعداد صفحات: ۸
افزایش محدودیت های موجود در تامین مالی پروژه ها، ریسک های مرتبط با پروژه و نیز افزایش رقابت و از سوی دیگر نیاز به توسعه و بهبود در سیستم های موجود اجرای پروژه موجب گسترش تمرکز بروی نحوه تامین پروژه ها و از جمله کاربرد اتحاد راهبردی در دهه های اخیر شده است. علی رغم بهبود ها و توسعه کاربرد ها و مزایای اتحاد راهبردی به نظر می رسد کاربرد آن در کشور ما همچنان نیازمند ایجاد بستر ها و حمایت های لازم و همچنین توسعه مبانی نظری آن باشد. با توجه به ضرورت این موضوع، مقاله حاضر به بررسی تعاریف و انواع مختلف اتحادهای راهبردی و نیز جایگاه آنها در بهبود مدیریت پروژه پرداخته است. در نهایت این مقاله به بررسی نحوه انتخاب گزینه بهینه اتحاد راهبردی در پروژه ها با توجه به تحقیقات صورت گرفته می پردازد و راهکارهای پیشنهادی نیز جهت تعیین جایگاه و انتخاب گزینه های اتحاد راهبردی در پروژه ارایه می نماید.

۴درس آموخته های کلیدی در مدیریت پروژه های پیچیده؛ مطالعه موردی : توسعه فازهای پارس جنوبی
اطلاعات انتشار: فصلنامه مديريت استاندارد و كيفيت، سوم،شماره۱(پياپي ۷)، بهار ، سال
تعداد صفحات: ۱۲
درشرایط کنونی ، با ظهور اقتصادهای نوظهور و حرکت پرشتاب کشورهای در حال توسعه در راستای کاهش فاصله سنتی با کشورهای توسعه یافته ، توجه به توسعه هرچه سریع تر زیر ساخت ها و تبدیل قابلیت های بالقوه به بالفعل به خصوص منابع زیر زمینی در این کشورها افزایش یافته است. با توجه به این موضوع، ایران را می توان یکی از این کشورها دانست که با تدوین سند چشم انداز جمهوری اسلامی و برنامه بیست ساله، سعی در دستیابی به نرخ رشد 8 درصدی سالیانه در اقتصاد دارد. ویژگی اصلی توسعه در قالب پروژه های زیر بنایی، حجم، گستردگی و پیچیدگی قابل ملاحظه آن است که بیش از پیش بر ضرورت مدیریت بهینه این پروژه ها می افزاید. از سوی دیگر، تجارب نشان می دهد استفاده از ابزارهای سنتی در مدیریت پروژه های پیچیده از اثر بخشی کمی برخوردار بوده و تبدیل قابلیت های بالقوه به بالفعل در این پروژه ها نیاز به قابلیت، مهارت و دانش تخصصی بیشتری دارد. در این مقاله با استفاده از رویکرد مطالعه موردی و استفاده از نظرات کارشناسان و خبرگان به بررسی یکی از عظیم ترین پروژه های کشور یعنی توسعه فازهای پارس جنوبی پرداخته شده و درس آموخته های کلیدی در این پروژه پیچیده، در راستای بهبود و توسعه مدیریت کلان پروژه ها ارایه شده است.

۵ارزیابی تطابق مدل های مهندسی معکوس با حوزه های دانشی مدیریت پروژه
اطلاعات انتشار: فصلنامه مديريت استاندارد و كيفيت، چهارم،شماره۳(پياپي ۱۳)، پاييز ، سال
تعداد صفحات: ۳۰
با توجه به توسعه روز افزون تکنولوژی در صنایع مختلف و ضرورت کسب آن به خصوص در کشورهای در حال توسعه ،ضرورت یافتن راهکارهای اثربخش انتقال تکنولوژی از جمله مسائلی است که همواره مورد توجه این کشور ها بوده است. یکی از راهکارهای انتقال تکنولوژی که به خصوص در ایران اهمیت ویژهای یافته ، انتقال تکنولوژی به روش مهندسی معکوس است. دراین مقاله با استفاده از روش تحقیق کیفی و استفاده از نظرات کارشناسان ضمن بررسی تعاریف و طبقه بندی مهندسی معکوس و ارائه مدلهای متداول آنبا تمرکز بر روش مبتنی بر MIL–HDBK– 115 ، با توجه به الزامات پیکره دانش مدیریت پرو‍ژه مزایای این مدل مفهومی نسبت به سایر مدلها مورد ارزیابی قرار گرفته است.

۶بررسی عوامل کلیدی موفقیت در همکاریهای فناورانه؛ مطالعه موردی : صنایع های تک کشور ایران
اطلاعات انتشار: فصلنامه مديريت استاندارد و كيفيت، ششم،شماره۱(پياپي ۱۹)، بهار ، سال
تعداد صفحات: ۱۱
قرن بیست و یکم، قرنی است که در آن، تحولات عظیم علمی و فناورانه، باعث شده است تا کشورها و بنگاه های اقتصادی برای باقی ماندن در عرصه جهانی، به رقابتی تنگاتنگ با یکدیگر بپردازند. درواقع، در جهانی که اقتصاد تحت تاثیر مسائل سیاسی و فناوریکی قرار دارد، چالش فراروی مدیران و سیاستگذاران کشورهای در حال توسعه (از جمله ایران) با توجه به محدودیت منابع، فشارها و تحریم های علمی، فناورانه و اقتصادی وعقب افتادگی فناوریکی، برخورد هوشمندانه و آگاهانه تر با موضوع کسب توانمندی های فناوریکی است. در این خصوص توجه و اهمیت به موضوع همکاریهای فناورانه روز به روز رو به افزایش بوده و اهمیت بیشتری پیدا کرده است. هدف از این پژوهش شناسایی عوامل کلیدی موفقیت در همکاریهای فناورانه در صنایع کلیدی کشور که با تحریم های شدید ذکر شده مواجه می باشند، است. در این پژوهش در دو مرحله نسبت به شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر موفقیت همکاریهای پرداخته شده است. در مرحله اول با استفاده از روش دلفی نسبت به تعیین عوامل موثر در صنایع مذکور اقدام شده و سپس در مرحله دوم، بر اساس روش تحلیل عاملی تاییدی میزان تاثیر هر یک از این عوامل بر هریک از معیارهای موفقیت همکاری های فناورانه ارزیابی شده است. در نهایت عواملی مانند فهم مشترک، وجود فرآیند منسجم و یکپارچه طراحی، بازنگری، تصدیق، صحه گذاری و کنترل تغییرات، اشتراک دانش، اعتماد و حمایت و پذیرش خطاها، نظام پایش و کنترل سیستماتیک و .. به عنوان عوامل کلیدی موثر بر موفقیت همکاریهای فناورانه در صنایع مورد بررسی در این پژوهش (صنایع تحریمی خاص) شناسایی شدند.
نمایش نتایج ۱ تا ۶ از میان ۶ نتیجه