توجه: محتویات این صفحه به صورت خودکار پردازش شده و مقاله‌های نویسندگانی با تشابه اسمی، همگی در بخش یکسان نمایش داده می‌شوند.
۱بررسی تاثیر سبک های رهبری بر رضایت شغلی کارکنان نیروی انتظامی (مطالعه موردی کارکنان معاونت طرح و برنامه و بودجه ناجا)
اطلاعات انتشار: توسعه انساني پليس، فروردين و ارديبهشت, دوره  ۷ , شماره  ۲۸، سال
تعداد صفحات: ۱۷
رضایت شغلی از مهمترین متغیرها در حیطه رفتار سازمانی محسوب می شود و تحقق اهداف سازمانی بدون رضایت شغلی امکان پذیر نمی باشد. یکی از وظایف مهم مدیران در سازمان ها، شناسایی استعدادهای بالقوه کارکنان و فراهم نمودن زمینه های رشد و شکوفایی آنان است که زمینه ارتقای بهره وری را فراهم می کند. با توجه به اهمیت نقش مدیران در ایجاد و ارتقا رضایت شغلی کارکنان سازمان، در این مقاله ارتباط بین شیوه رهبری مدیران (سبک رهبری فیدلر) و رضایت شغلی کارکنان، با مطالعه توصیفی و آماری پرسشنامه های سبک رهبریLPC  و پرسشنامه های رضایت شغلی JDI تکمیل شده از بین کارکنان و مدیران معاونت طرح و برنامه و بودجه ناجا، بررسی شده است. آزمون همبستگی اسپیرمن برای بررسی رابطه بین دو متغیر مورد استفاده قرار گرفته و تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS نشان داد که بین سبک رهبری و رضایت شغلی یک رابطه معنی دار وجود دارد. هم چنین در معاونت طرح و برنامه و بودجه نیروی انتظامی بین سبک رهبری رابطه گرا و رضایت شغلی یک رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد.

۲تبیین پیش ‌آیندهای تعلق خاطر کاری و تاثیر آن بر تعهد سازمانی
اطلاعات انتشار: پژوهش هاي مديريت در ايران (مدرس علوم انساني)، تابستان, دوره  ۱۶ , شماره  ۲ (پياپي ۷۵)، سال
تعداد صفحات: ۱۶
در سالیان گذشته تعلق‌ خاطر کاری یکی از موضوع های مورد علاقه مشاوران و پژوهشگران حوزه رفتار سازمانی و منابع انسانی بوده است. این علاقه ‌مندی مرهون وجود یافته‌ های علمی نشان از تاثیرگذاری چشمگیر تعلق‌ خاطر کاری بر نتایج عملکردی کسب و کار و در عین حال پایین بودن سطح تعلق خاطر کارکنان در سازمان ‌ها بوده است که این امر خود هزینه ‌های میلیارد دلاری در قالب بهره‌ وری از دست رفته برای سازمان ‌ها دربر داشته است. عوامل مختلف (از جمله الزام های شغلی، منابع شغلی، منابع شخصی) به عنوان پیش ‌آیندهای تعلق خاطر کاری و همچینین عوامل مختلف (از قبیل تعهد سازمانی، رضایت شغلی، رفتار شهروندی سازمانی و ...) به عنوان پیامدهای تعلق خاطر کاری بیان شده ‌اند.در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف تبیین پیش‌ آیندهای تعلق خاطر کاری و همچینن تاثیرگذاری تعلق خاطر کاری بر تعهد سازمانی انجام شده است.نتایج پژوهش نشان می ‌دهد که منابع شغلی (استقلال و آزادی عمل، حمایت اجتماعی، بازخورد، مربی ‌گری سرپرستی، فرصت ‌های رشد و یادگیری) و منابع شخصی (خوداثربخشی، شخصیت پیش ‌قدم، وظیفه ‌شناسی) به عنوان پیش ‌آیندهای تعلق خاطر کاری مطرح هستند و تعلق خاطر کاری به طور مثبت بر تعهد سازمانی تاثیرگذار است.

۳اندازه گیری ظرفیت غیرحاکمیتی: مفاهیم، مدل و روش اندازه گیری
اطلاعات انتشار: پژوهش نامه مديريت تحول (پژوهش نامه مديريت)، پاييز و زمستان, دوره  ۴ , شماره  ۸، سال
تعداد صفحات: ۲۸
ظرفیت دولت و حاکمیت از جمله مفاهیم جدیدی است که در طول دهه اخیر به ادبیات مدیریت دولتی و علوم سیاسی وارد شده است. در کنار این مفهوم، مفهوم ظرفیت نهادهای غیرحاکمیتی نیز مورد نظر بوده است. در این مقاله، ظرفیت غیرحاکمیتی در ابعادی چون ظرفیت یک کشور در حوزه رسانه ها، احزاب، سازمان های پژوهشی و تحقیقاتی، گروه های ذی نفوذ، بخش خصوصی و شهروندان دیده شده است. نکته نوآورانه این نوشتار در ارائه مدلی است که هم ابعاد مفهومی و نظری ظرفیت غیرحاکمیتی را معرفی می نماید و هم تدوین شاخص ها و جمع آوری اطلاعات این شاخص ها را در مورد کشورهای مختلف جهان مدنظر دارد. این پژوهش از لحاظ پارادایم پژوهشی از پارادایم اثبات گرا بهره برده است و از لحاظ گونه شناسی پژوهش در دسته پژوهش های بنیادی قرار دارد. از لحاظ گردآوری داده ها نیز در دسته پژوهش های کمی می گنجد که با ابزار مدل سازی معادلات ساختاری انجام شده است. روش گردآوری داده ها نیز مرور اسناد و مدارک بوده و محدوده پژوهش نیز دربر گیرنده کشورهای جهان است. اجرای روش مدل سازی معادلات ساختاری نشان از آن دارد که داده های گردآوری شده به نحو مناسبی مدل مفهومی مطرح شده در پژوهش را تایید می کنند. در این مدل، ظرفیت غیرحاکمیتی از طریق ظرفیت رسانه ها، سازمان های پژوهشی، بخش خصوصی و ظرفیت شهروندان اندازه گیری شده است. برای این اندازه گیری اطلاعات مربوط به 40 شاخص برای 159 کشور گردآوری شده و مدل مفهومی پژوهش با استفاده از داده های این 40 شاخص مورد تایید قرار گرفته است. بنا به نتایج این پژوهش، ظرفیت غیر حاکمیتی از چهار خرده مقیاس ظرفیت رسانه ها، ظرفیت سازمان های پژوهشی، ظرفیت بخش خصوصی و ظرفیت شهروندان تشکیل شده است و از طریق این چهار خرده مقیاس، می توان سازه ظرفیت غیرحاکمیتی را اندازه گیری کرد.

۴تبیین نقش فرهنگ سازمانی در سکوت سازمانی در بخش دولتی
اطلاعات انتشار: چشم انداز مديريت دولتي، زمستان, دوره  ۲ , شماره  ۸، سال
تعداد صفحات: ۲۲

۵بکارگیری QFD برای ایده سازی در فرآیند تفکر تئوری محدودیت ها (TOC–TP): (مطالعه موردی گلوگاه نظام نوآوری ایران)
اطلاعات انتشار: بهبود مديريت، بهار, دوره  ۷ , شماره  ۱ (پياپي ۱۹)، سال
تعداد صفحات: ۲۷
بکارگیری متدولوژی های علمی در استخراج سیاست های توسعه علم و فناوری از ملزومات استقرار در مسیر توسعه است. با توجه به ابعاد چندگانه فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی توسعه فناورانه، تدوین سیاست در این بستر نیازمند دیدگاهی کل نگر و روش مند می باشد. در این مقاله سعی شده تا با تجمیع دو تئوری مجزا، یکی در حل مساله با دیدگاه سیستمی (شامل فرآیند تفکر تئوری محدودیت ها) و دیگری در تصمیم گیری و تدوین راهبرد (QFD)، دریچه جدیدی به سوی بکارگیری تئوری هایی با بنیاد و شالوده کاربری در محیط های ساخت و تولید (حوزه های سخت) به سمت محیط های سیاستی و اجتماعی (حوزه های نرم) در ایران باز شود. مطالعه موردی تحقیق حاضر ارائه راهکارهای عملی در رفع گلوگاه های نظام نوآوری کشور با نظرات خبرگان این حوزه می باشد.

۶فهم انتقال خط مشی اصلاحات اداری در ایران پژوهشی بر مبنای راهبرد داده بنیاد
اطلاعات انتشار: مديريت فرهنگ سازماني، پاييز و زمستان, دوره  ۱۰ , شماره  ۲، سال
تعداد صفحات: ۲۳
برای تبیین نوع اصلاحات اداری در هر کشوری دو نحله بزرگ فکری وجود دارد. نحله نخست عوامل موجد اصلاحات اداری را در درون هر کشور جستجو می کند، در حالی که نحله دوم اشاعه بسته های اصلاحات اداری در کشور را به عوامل بین المللی و جهانی نسبت می دهد. با اتکا به چارچوب نظری دوم، این پژوهش کیفی تلاش دارد فرایند رخداد انتقال بسته اصلاحات اداری از عرصه بین المللی به ایران را تئوریزه کند. نظریه حاصل نشان می دهد که پدیده محوری چنین فرایندی مضمونی تحت عنوان «درس آموزی مدیریتی ملی» است که در فرایندی از عوامل بستری و مداخله گر و به اتکای دسته ای از عوامل علی، انتقال اصلاحات اداری را تبیین می کند.

۷بررسی اثرات تعدیل کننده مهارت سیاسی و اراده سیاسی در ارتباط بین درک سیاست های سازمانی و رفتار سیاسی مورد مطالعه: صنعت آب ایران
اطلاعات انتشار: پژوهش هاي مديريت در ايران (مدرس علوم انساني)، بهار, دوره  ۱۸ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۲۹
طی سالیان متمادی رفتار سیاسی یکی از موضوعات مورد علاقه پژوهشگران حوزه رفتار سازمانی بوده است. دلیل این علاقه مندی گستردگی و فراگیر بودن این شیوه رفتاری در سازمان ها می باشد. پژوهش حاضر با در نظر گرفتن مهارت سیاسی و اراده سیاسی به عنوان متغیرهای تعدیل کننده به بررسی تاثیر درک سیاست های سازمانی بر رفتار سیاسی پرداخته است. جامعه آماری شامل مدیران و کارکنان صنعت آب کشور می باشد.در این تحقیق از روش نمونه گیری گروهی (طبقه بندی شده) استفاده شده است. برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه در مقیاس پنج گزینه ای لیکرت استفاده شده و روایی و پایایی پرسشنامه ها برای هر متغیر مورد تایید قرار گرفته است. تحلیل داده های تحقیق توسط مدل یابی معادلات ساختاری و تحلیل مسیر با بهره گیری از نرم افزار لیزرل و اسمارت پی ال–اس انجام شد.نتایج حاصله نشان می دهد درک سیاست ها منجر به رفتار سیاسی می شود و اراده سیاسی ارتباط بین درک سیاست ها و رفتار سیاسی را در جهت منفی تعدیل می کند. در این تحقیق نقش تعدیل کنندگی مهارت سیاسی مورد تایید قرار نگرفت.
نمایش نتایج ۱ تا ۷ از میان ۷ نتیجه