توجه: محتویات این صفحه به صورت خودکار پردازش شده و مقاله‌های نویسندگانی با تشابه اسمی، همگی در بخش یکسان نمایش داده می‌شوند.
۱اثر اسید آسکوربیک و تجویز توام آن با L–NIL در جلوگیری از کاهش ویتامین E ناشی از LPS در کلیه موش صحرایی
اطلاعات انتشار: مجله دانشكده پزشكي، , دوره  ۶۲ , شماره  ۵، سال
تعداد صفحات: ۱۱
مقدمه: امروزه بسیاری از بیماری ها را به نوعی با استرس اکسیداتیو مرتبط می دانند. رادیکال های آزاد اکسیژن و نیتروژن به عنوان عامل ایجاد استرس اکسیداتیو مطرح میباشند. لیپوپلی ساکارید با دو مکانیسم تولید مقادیر فراوان نیتریک اکساید (NO) به دنبال القای Inos (inducible Nitric oxide synthase) و ایجاد رادیکال های آزاد اکسیژن OFR موجب شوک سپتیک میشود. این سندرم معمولا با نارسایی ارگان های حیاتی از جمله کلیه همراه است. ویتامین E مهمترین آنتی اکسیدان محلول در چربی است که نقش مهمی در حفاظت غشاءهای بیولوژیک در برابر استرس اکسیداتیو دارد. ویتامین C نیز مهمترین آنتی اکسیدان محلول در آب و رفته گر رادیکال های آزاد بوده که به علت خاصیت رژنراسیون و احیای مجدد ویتامین E  اکسید شده در حفاظت سلولها حائز اهمیت است. در این مطالعه میزان تغییرات ویتامین E پلاسما و کلیه موش صحرایی به دنبال تزریق لیپوپلی ساکارید و نیز اثر مهار تولید نیتریک اکساید توسط) [L–N(6)–(1–IMINOETHYL)LYSINE] L–NIL مهار کننده اختصاصی (Inos   و برداشت رادیکال های آزاد اکسیژن توسط ویتامین C و اثر توام این دو بر این تغییر سنجیده شد. مواد و روشها: بدین منظور موش های صحرایی نر از نژاد Sprague–Dawley را به 5 گروه تقسیم کردیم: دریافت نرمال سالین (کنترل)، دریافت  (Lipopolysaccharide) LPS، دریافت LPS همراه با L–NIL دریافت LPS پس از گاواژ ویتامین C و دریافت L–NIL,LPS  پس از گاواژ ویتامین C. متغیرهای مورد مطالعه شامل Creatinine, LDH BUN  سرم، ویتامین E پلاسما و کلیه بود که ویتامین E با دستگاه HPLC اندازه گیری شد. یافته ها: نتایج حاصله نشان داد که LPS سبب کاهش غلظت ویتامین E پلاسما و کلیه (p<0.001)  شده و غلظت LDH,BUN را (p<0.001) افزایش می دهد. L–NIL و ویتامین C و ترکیب توام آنها موجب بازگشت پارامترهای فوق به حد نرمال شدند تجویز توام ویتامین C و L–NIL موجب افزایش قابل توجه ویتامین E کلیه و پلاسما نسبت به گروه کنترل شد. (p<0.001).نتیجه گیری و توصیه ها: این نتایج موید این مطلب ایت که مهار تولید نیتریک اکساید و برداشت رادیکال های آزاد می تواند از کاهش ویتامین E پلاسما و کلیه در شوک سپتیک جلوگیری نموده و عملکرد کلیه را بهبود بخشد.

۲استفاده از اطلاعات بالینی در دسترس، توافق میان معیار جدید قند ناشتای مختل و دیس گلیسمی را افزایش می دهد
اطلاعات انتشار: مجله ديابت و متابوليسم ايران (مجله ديابت و ليپيد ايران)، پاييز, دوره  ۶ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۱۰
مقدمه: هدف از این مطالعه توصیف توافق بین قند ناشتای مختل (IFG=Impaired fasting glucose) و تحمل گلوکز غیرطبیعی با در نظر گرفتن معیارهای قدیم و جدید تعریف IFG است. همچنین اثر اضافه شدن داده های بالینی نیز بر این توافق مورد ارزیابی قرار گرفت.روش ها: در یک مطالعه از نوع توصیفی و مقطعی، 8766 مرد و زن بالای 20 سال از جمعیت شهری تهران مورد مطالعه قرار گرفتند. بعد از خروج افراد با سابقه دیابت قبلی و یا قند خون ناشتا و بالای 126mg\dl، در باقی مانده افراد قند خون ناشتا و 2 ساعته اندازه گیری شد. پارامترهای تشخیصی و ضریب توافق کاپا برای معیارهای قدیم و جدید IFG در تشخیص تحمل گلوکز مختل(IGT=Impaired glucose tolerance) و دیس گلیسمی (IGT یا دیابت) محاسبه شد. آنالیز رگرسیون لجستیک و منحنی های ROC برای تعیین عوامل خطر بالینی و تعیین cut– point های آنها برای IGT و دیس گلیسمی مورد استفاده قرار گرفت.یافته ها: بعد از اعمال معیارهای جدید، حساسیت IFG برای تشخیص IGT با دیس گلیسمی افزایش یافت اما ویژگی و نسبت درست نمایی مثبت (LR+) کاهش یافت و کاپا افزایش مختصری پیدا کرد (0.158 به 0.286 برای IGT و 0.283 به 0.354 برای دیس گلیسمی). هنگامی که داده های بالینی شامل سن بالای 28 سال، نمایه توده بدنی بالای28 kg\m² و فشار خون سیستولیک بالایmmHg  125 به تعریف جدید IFG اضافه شدند، توافق IFG با IGT و دیس گلیسمی افزایش محسوسی پیدا کرد، به طوری که کاپا از 0.286 به 0.470 برای IGT و از 0.354 به 0.574 برای دیس گلیسمی افزایش یافت. همچنین +LR از 3.86 به 14.5 برای تشخیص IGT و از 4.46 به 17.4 برای تشخیص دیس گلیسمی افزایش یافت.نتیجه گیری: تعریف جدید IFG همراه با عوامل خطر ساز بالینی در دسترس گروهی از افراد را تشکیل می دهند که احتمال پیش بینی IGT با دیس گلیسمی بر اساس نتایج IFG در آنها زیاد است و ممکن است یک گروه هدف برای برنامه های پیشگیری کننده از دیابت باشند.

۳بررسی شکنندگی اسموتیکی گلبول های قرمز در بیماران هیپو و هیپرتیروئیدی و مقایسه آن با افراد شاهد
اطلاعات انتشار: مجله غدد درون ريز و متابوليسم ايران، زمستان, دوره  ۸ , شماره  ۴ (مسلسل ۳۲)، سال
تعداد صفحات: ۹
مقدمه: تعدادی از بیماران مبتلا به پرکاری و کمکاری تیروئید دچار کم خونی هستند. با توجه به این که تغییرات غلظت هورمون های تیروئید با اثر بر روی تعداد و فعالیت پمپ های سدیم پتاسیم ATPase و نیز ترکیب فسفولیپید و کلسترول غشای گلبول های قرمز می تواند نسبت سطح به حجم و نیز استحکام غشا را تحت تاثیر قرار دهد در این مطالعه مقاومت گلبول های قرمز بیماران مبتلا به پرکاری و کمکاری تیروئید با گروه شاهد مقایسه شده است. مواد و روش ها: شکنندگی گلبول های قرمز 21 بیمار هیپوتیروئید، 26 بیمار هیپرتیروئید و 24 فرد سالم با هم مقایسه شد. تشخیص عملکرد غدهی تیروئید بر مبنای یافته های بالینی و آزمایشگاهی بود. هیچ کدام از بیماران در زمان تشخیص دارویی مصرف نمی کردند. اندازه گیری هورمون ها و کمیت های بیوشیمیایی سرم با استفاده از روش های رایج انجام شد و تشخیص بالینی توسط یک فوق تخصص غدد گذاشته شد. یافته ها: نتایج آزمون شکنندگی اسموتیکی گلبول های قرمز در مقابل فشارهای اسمزی مختلف (غلظت های مختلف کلرور سدیم: صفر تا 0.9 گرم در صد) نشان داد که مقاومت گلبول های قرمز بیماران مبتلا به کمکاری تیروئید تفاوتی با افراد سالم ندارد در حالی که مقاومت این سلول ها در بیماران مبتلا به پرکاری تیروئید از افراد طبیعی بیشتر است. همولیز گلبول های قرمز بیماران مبتلا به پرکاری تیروئید در غلظت های 0.45 گرم در صد 30.2±74.6%، (میانگین ± انحراف معیار) به طور معنی دار از میزان همولیز در همان غلظت در افراد شاهد (9.1±93.8%) کمتر بود (p<0.01). در غلظت 0.5 گرم در صد کلرورسدیم نیز میزان همولیز بیماران مبتلا به پرکاری تیروئید (26.0±27.8%) به طور معنی داری از گروه شاهد (27.3±63.5%) کمتر بود (p<0.001). نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان دادند کم خونی در بیماران مبتلا به کمکاری یا پرکاری تیروئید مربوط به کاهش مقاومت گلبول های قرمز در مقابل تغییر فشار اسمزی نیست و دلایل دیگری باید مورد توجه قرار گیرد.

۴اثر ورزش بر تغییرات لاکتات خون و بزاق در مصدومین شیمیایی و افراد سالم
اطلاعات انتشار: مجله طب نظامي، تابستان, دوره  ۶ , شماره  ۲ (مسلسل ۲۰)، سال
تعداد صفحات: ۵
مقدمه : آستانه لاکتات که معرف ظرفیت ورزش در افراد است، بالاترین میزان مصرف اکسیژن در طی ورزش بدون بروز اسیدوز لاکتیک می باشد. استاندارد طلایی برای تعیین آستانه لاکتات، اندازه گیری آن در خون است. گزارش شده است که در افراد ورزشکار اندازه گیری لاکتات بزاق می تواند به عنوان یک روش غیر تهاجمی جایگزین اندازه گیری لاکتات خون گردد. این مطالعه طراحی شد تا مشخص کند که آیا اندازه گیری لاکتات بزاق در مصدومین شیمیایی می تواند جایگزین اندازه گیری لاکتات خون گردد.روش کار: در این تحقیق 17 مصدوم شیمیایی به طور تصادفی انتخاب شدند. آن ها پس از یک دوره دو دقیقه ای برای گرم کردن، تا حد ممکن روی ارگومتر پدال زدند تا دیگر قادر به ادامه این کار نبودند. لاکتات خون و بزاق قبل، بلافاصله بعد و سی دقیقه بعد از ورزش اندازه گیری شد و با گروه کنترل که افراد سالم بودند و از نظر سن و جنس متناسب شده بودند، مقایسه گردید.نتایج: نتایج نشان داد که اگرچه لاکتات خون و بزاق بعد از ورزش در هر دو گروه افزایش می یابد (P<0.05) اما این افزایش، همبستگی معناداری را بین لاکتات خون و بزاق نشان نداد.بحث: در مجموع بر اساس نتایج این مطالعه می توان گفت: اندازه گیری لاکتات بزاق نمی تواند جایگزین مناسبی برای سنجش لاکتات خون باشد.

۵اثر مهاری پاروکسان در برداشت گابا در سیناپتوزوم در مخچه موش
اطلاعات انتشار: فيزيولوژي و فارماكولوژي، پاييز, دوره  ۱۰ , شماره  ۳، سال
تعداد صفحات: ۹
مقدمه: ترکیباتی که امروزه برای درمان اثرات طولانی مدت ارگانوفسفات ها استفاده می شوند، کارآمد نیستند. این داروها برای درمان عوارض کولینرژیکی ارگانوفسفات ها به کار می روند، حال آنکه ترکیبات ارگانوفسفات علاوه بر اثرات کولینرژیکی واجد اثرات غیر کولینرژیکی نیز می باشند که یکی از آنها درگیری سایر سیستم های نوروترانسمیتری، بخصوص مسیرهای گاباارژیک است. مرحله برداشت گابا می تواند تحت تاثیر گازهای شیمیایی قرار بگیرد. بمنظور بررسی هر گونه تداخلی بین پاروکسان و برداشت گابا از فضای سیناپسی ما از سیناپتوزوم های مخچه موش استفاده کردیم.روش ها: مخچه پس از خارج کردن از جمجمه، هموژنیزه، و سانتریفوژ شد، سپس سیناپتوزوم های به دست آمده از این فرآیند با گابای نشان دار شده با تریتیوم با غلظت 0.01 میکرومولار، در حضور دوزهای مختلف پاروکسان در دمای 37 درجه سانتیگراد و به مدت 10 دقیقه انکوبه شدند. با استفاده از دستگاه سوپرفیوژن سیناپتوزوم ها از مایع اطراف خود جدا شدند. در نهایت گابای نشان دار، توسط دستگاه شمارشگر اشعه بتا شمارش شد و از این طریق مقدار برداشت گابا توسط سیناپتوزوم ها محاسبه شد.یافته ها: بررسی ما در دوزهای 0.01، 0.1، 1، 10 و 100 میکرومولار پاروکسان صورت گرفت. میانگین مقدار برداشت گابا در این دوزها به ترتیب: 111.42، 95.37، 71.6، 73.53 و 75 درصد مقادیر گروه کنترل بود، که این تغییرات در دوزهای 1، 10 و 100 میکرومولار از نظر آماری معنی دار بودند (p<0.05).نتیجه گیری: به این ترتیب به نظر می رسد که پاروکسان توانسته است در دوزهای بالاتر، برداشت گابا توسط سیناپتوزوم های مخچه موش را مهار کند. با توجه به تاثیر برداشت گابا در رهایش مجدد آن مهار برداشت می تواند منجر به کاهش تاثیر مهاری سیستم گابا شود، این مسیر می تواند یکی از مسیرهای اثر گذاری ارگانوفسفات ها در بروز تشنج باشد.

۶مقایسه روش های پروتئین زدایی در سنجش نیتریک اکساید سرمی به روش گریس
اطلاعات انتشار: پژوهش در پزشکي، بهار, دوره  ۳۱ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۵
سابقه و هدف: نیتریک اکساید در بسیاری از فرآیندهای فیزیولوژیک و پاتولوژیک نقش دارد. اخیرا توجه زیادی به اندازه گیری نیتریک اکساید سرمی معطوف شده است. ما در مطالعه قبلی روشی ساده، ارزان و سریع برای اندازه گیری نیتریک اکساید سرمی را طبق واکنش گریس ارزیابی کردیم. از آنجایی که پروتئین زدایی نمونه ها برای سنجش نیتریک اکساید سرمی با روش گریس ضروری است، در این مطالعه روش های مختلف پروتئین زدایی سرم برای سنجش نیتریک اکساید سرمی مورد بررسی قرار گرفت.روش بررسی: ده روش پروتئین زدایی شامل استفاده از متانل، اتانل، سولفات روی، متانل\دی اتیل اتر، استونیتریل، TCA، PCA، تنگستات سدیم و سولفات آمونیوم و فیلتر 10000 دالتونی، روی 42 نمونه سرم انسانی مورد بررسی قرار گرفت و نتایج سنجش نیتریک اکساید در روش های مختلف با روش فیلتر به عنوان مرجع مقایسه شد. همچنین میزان نیتریک اکساید در 60 نمونه سرمی تهیه شده از افراد بالغ داوطلب سنجش گردید.یافته ها: ضریب همبستگی رسوب دهی با متانل، اتانل، سولفات روی، متانل\ دی اتیل اتر، استونیتریل، TCA، PCA، تنگستات سدیم و سولفات آمونیوم با روش فیلتر به ترتیب 84\0، 92\0، 91\0، 79\0، 88\0، 85\0، 93\0، 53\. و 78\0 با 001\0>P بود. متانل، اتانل و متانل\ دی اتیل اتر سبب تخمین بیش از حد و TCA، PCA، تنگستات سدیم و سولفات آمونیوم سبب تخمین کمتر از حد نیتریک اکساید سرمی در مقایسه با فیلتر شدند. نتایج سنجش نیتریک اکساید در سرم افراد بالغ دارای توزیع نرمال با میانگین ± خطای معیار 3\1±33 میکرومول در لیتر بود.نتیجه گیری: اگر چه در مطالعات مختلف از روش های متفاوتی جهت پروتئین زدایی نمونه های سرمی جهت سنجش نیتریک اکساید استفاده می شود، طبق نتایج حاصل از این مطالعه به نظر می رسد استفاده از سولفات روی بهترین انتخاب باشد.

۷ارزیابی روشی ساده و سریع برای اندازه گیری اکسید نیتریک سرمی در میکروپلیت
اطلاعات انتشار: مجله غدد درون ريز و متابوليسم ايران، زمستان, دوره  ۷ , شماره  (ضمیمه ۴)، سال
تعداد صفحات: ۷
مقدمه: علاقه فزاینده به بررسی اثرات نیتریک اکساید بیانگر اهمیت نیاز به یک روش ساده برای اندازه گیری غلظت این ماده است. به دلیل کوتاه بودن نیمه عمر، اندازه گیری مستقیم نیتریک اکساید نسبتا مشکل است، لذا با استفاده از متابولیت های پایدار آن یعنی نیتریت و نیترات اندازه گیری آن انجام پذیر است و این سنجش یک تخمین قابل اطمینان از برون ده نیتریک اکساید در محیطin vivo  فراهم می آورد. اگرچه اندازه گیری این آنیون ها به روش گریس از مدت ها قبل انجام می شود، با توجه به نیاز به حجم بالای اندازه گیری نیتریک اکساید در طرح های پژوهشی مختلف، هدف از این مطالعه راه اندازی، بهینه سازی و بررسی اعتبار اندازه گیری میزان نیتریت + نیترات(NOx)  سرم طبق واکنش گریس در میکروپلیت با روشی ساده و ارزان است. مواد و روش ها: برای انجام این کار نیترات موجود در نمونه ها با استفاده از کلرید وانادیوم به نیتریت تبدیل شد. سپس از دی آزوتاسیون سولفونامید به کمک نیتریت در محیط اسیدی و کنژوگاسیون آن با یک آمین دو حلقه ای ماده رنگی تشکیل و جذب نوری آن در 540 نانومتر خوانده شد و با استفاده از منحنی استاندارد غلظت نمونه های مجهول محاسبه شد. یافته ها: نتایج نشان داد که منحنی استاندارد رسم شده تا غلظت 150 میکرومولار خطی و حساسیت روش 2 میکرومولار بود. ضریب تغییرات درون و برون آزمون کمتر از 6 درصد و بازیافت 93–91 درصد نشان دهنده دقت و صحت قابل قبول روش است. نتیجه گیری: استفاده از روش ارایه شده برای اندازه گیری متابولیت های نیتریک اکساید با استفاده از واکنش گریس در میکروپلیت از دقت و صحت قابل قبولی برخوردار است.

۸بررسی پارامترهای اسپرم در موش NMRI نر تیمار شده با روغن ذرت
اطلاعات انتشار: (علوم تشريح ايران) Anatomical sciences journal، پاييز, دوره  ۴ , شماره  ۳، سال
تعداد صفحات: ۱۲
هدف: بررسی تعداد، تحرک، قابلیت زنده ماندن، مورفولوژی، کیفیت کروماتین اسپرم، تولید روزانه اسپرم (DSP: Daily Sperm Production) و تعداد اسپرماتیدها در هر گرم بافت بیضه ای (TSN: Testicular Spermatid Number per gram testis) موشهای سوری نر تیمار شده با روغن ذرت.مواد و روشها: در این تحقیق موشهای نر نژاد NMRI با میانگین سنی 4 هفته انتخاب و سپس به سه گروه، یک گروه کنترل و دو گروه تجربی تقسیم شدند. گروههای تجربی به ترتیب به مدت 14 روز روزانه ml 150 و ml 100 روغن ذرت از طریق دهان دریافت کردند در حالی که گروه کنترل روغن ذرت دریافت نکرد. وزن موشها در روز اول و آخر آزمایش اندازه گیری و ثبت شد. موشها از طریق قطع نخاع گردنی کشته شدند و پس از خارج کردن دم اپیدیدیم راست، این ناحیه به وسیله قیچی تحت شرایط استریل قطعه قطعه و داخل محیط کشت T6 حاوی (Bovine Serum Albumine)BSA برای 4mg\ml به مدت یک ساعت در انکوباتور (co37) نگهداری شدند. آنالیز اسپرم بر اساس معیارهای سازمان بهداشت جهانی (WHO) انجام شد. برای بررسی مورفولوژی اسپرم و کیفیت کروماتین اسپرم به ترتیب از رنگ آمیزی پاپانیکولاو آنیلین بلو استفاده شد. بیضه راست و چپ را بطور جداگانه وزن کرده و پس از حذف کپسول اطراف بیضه راست عمل هموژنیزاسیون انجام شد. سرهای مقاوم به هموژن توسط یک لام هموسیتومتر شمارش شد. تعداد اسپرماتیدها به عنوان TSN بیان شد.DSP به وسیله تقسیم تعداد کل اسپرماتید در هر گرم بیضه به 84\4 به دست می آمد.یافته ها: مطالعه نشان داد که مصرف 14 روزه روغن ذرت با مقادیر ml 150 و 100 میکرولیتری باعث کاهش تعداد، قابلیت زنده ماندن، تحرک کیفیت کروماتین و مرونولوژی اسپرم اپیدیدیم موش سوری DSP، TSN و وزن بدن موش در مقایسه با گروه کنترل می شود، اما این اختلاف از نظر آماری معنی دار نیست (p>0.05).نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده مشخص شد مصرف 14 روزه روغن ذرت تاثیر منفی بر کلیه پارامترهای اسپرم، DSP و TSN موش دارد، اما این میزان معنی دار نیست. بنابراین استفاده از این میزان روغن ذرت به عنوان یک حلال خوب می تواند در مطالعات تحقیقاتی روی سیستم تولید مثــل موش توصـیه می شود.

۹بررسی اثر تجویز پروپیل تیواوراسیل در دوره حاملگی و شیردهی روی پاسخ دهی آئورت جدا شده فرزندان بالغ در موش صحرایی نر
اطلاعات انتشار: پژوهش در پزشکي، زمستان, دوره  ۳۰ , شماره  ۴، سال
تعداد صفحات: ۸
سابقه و هدف: در این مطالعه اثر کم کاری تیروئید دوره جنینی و نوزادی روی پاسخ دهی آئورت جدا شده نوزادان نر بالغ شده موش های صحرایی ماده ای که در زمان بارداری و شیردهی به کم کاری تیروئید مبتلا بوده اند، مورد بررسی قرار گرفته است. روش بررسی: سه گروه موش صحرایی ماده با محدوده وزنی 250–200 گرم انتخاب گردیدند. در یک گروه از اولین روز بارداری تا آخر دوران بارداری پروپیل تیواوراسیل به میزان 100 ppm در آب آشامیدنی اضافه شد (گروه جنینی). در گروه دوم پروپیل تیواوراسیل با همان مقدار، از زمان زایمان به مدت 25 روز به آب آشامیدنی مادران اضافه گردید (گروه نوزادی). گروه سوم گروه کنترل بودند که به آب آشامیدنی آنها دارویی اضافه نشد. در هر سه گروه مادران، بلافاصله پس از قطع دارو TSH، تیروکسین کل، تری یدوتیرونین کل، تیروکسین آزاد و تری یدوتیرونین آزاد اندازه گیری شد. پس از دو ماه نوزادان بالغ شده آنها تشریح و تانسیون آئورت آنها در برابر کلرور پتاسیم و فنیل افرین بررسی شد و هورمون های تیروئیدی در آنها اندازه گیری شد. یافته ها: تانسیون حاصل از کاربرد کلرورپتاسیم در غلظت های 40 و 60 میلی مول بر بافت آئورت به ترتیب در گروه کنترل 2±0.22 (n=14) و 2.35±0.25، در گروه جنینی 1.38±0.08 (n=12) و 1.5±0.095 و در گروه نوزادی 1.38±0.08 (n=12) و 2.59±0.25 گرم بر میلی متر مربع بود. تانسیون ناشی از فنیل افرین در غلظت های 10–7 و 10–6 به ترتیب در گروه کنترل 2.3±0.25 و 2.6±0.28، در گروه جنینی 1.4±0.15 و 1.8±0.18 و در گروه نوزادی 2.65±0.15 و 3.27±0.29 گرم بر میلی متر مربع بود. در هر دو مورد تانسیون های گروه جنینی به طور معنی داری نسبت به گروه کنترل کمتر بود. غلظت TSH مادران گروه کنترل (n=9)، جنینی (n=11) و نوزادی (n=10) به ترتیب 61.9±1.75, 1.42±0.46 و 28.9±6.75 نانوگرم در میلی لیتر بود. نتیجه گیری: نتایج این بررسی مشخص می کند که کم کاری تیروئید در دوره جنینی اثرات معنی داری در تمایز، تکامل و رشد بستر عروقی دارد که پس از دوران بلوغ قابل ارزیابی است.

۱۰اثر کاهش دمای محلول همودیالیز در تثبیت متغیرهای همودینامیک در بیماران دیابتی تحت همودیالیز
اطلاعات انتشار: مجله غدد درون ريز و متابوليسم ايران، آذر, دوره  ۹ , شماره  ۳ (مسلسل ۳۵)، سال
تعداد صفحات: ۶
مقدمه: افت فشارخون شایع ترین عارضه حاد همودیالیز است. کاهش دمای محلول همودیالیز به عنوان یک راهکار برای جلوگیری از کاهش فشار خون حین همودیالیز پیشنهاد شده و مورد استفاده قرار گرفته است. پژوهش ها نشان می دهد که کاهش دمای محلول همودیالیز در همه بیماران موثر نیست. بنابراین منطقی به نظر می رسد که بیمارانی که بیشترین بهره را از کاهش دمای محلول همودیالیز می برند، شناسایی شوند. هدف از این مطالعه بررسی اثر کاهش دمای محلول همودیالیز بر متغیرهای همودینامیک در بیماران دیابتی بود. هم چنین سطح اکسیدنیتریک سرم در این افراد اندازه گیری شد تا در صورت وجود ارتباط با کاهش دمای محلول همودیالیز این رابطه مشخص شود.مواد و روش ها: 20 بیمار دیابتی با متوسط سن 63.3±7.5 سال وارد مطالعه شدند. هر بیمار دوبار تحت دیالیز قرار گرفت کهک بار آن دیالیز در دمای پایین (35oC) و یک بار دیالیز استاندارد (37oC) بود. به جز کاهش دما به 35oC سایر شرایط در طول مطالعهکسان بود. متغیرهای همودینامیک شامل فشارخون سیستولی و دیاستولی، و ضربان قلب هر ساعت اندازه گیری شد. تعداد موارد افت فشار خون نیز تعیین شد. درجه حرارت دهانی قبل و بعد از دیالیز اندازه گیری شد. اوره سرم و سطح سرمی متابولیت های اکسید نیتریک (NOx) قبل و بعد از دیالیز اندازه گیری شد.یافته ها: فشار خون سیستولی، دیاستولی و فشار متوسط شریانی طی دیالیز با محلول گرم نسبت به دیالیز با محلول سرد کاهش معنی داری پیدا کرد (P<0.05). حداکثر افت فشار خون سیستولی، دیاستولی و فشار متوسط شریانی که در ساعت سوم دیالیز مشاهده شده برای دیالیز گرم 18، 17، 14 درصد و برای دیالیز سد 6، 1 و 4 درصد بود. تغییرات ضربان قلب اختلالات معنی داری را بین دو گروه نشان نداد. سطوح سرمی متابولیت های اکسید نیتریک بعد از دیالیز در هر دو شرایط دیالیز گرم و سرد نسبت به قبل از دیالیز کاهش معنی داری نشان داد (59±5 در برابر 37±4 میکرومول در لیتر برای شرایط گرم و 63±7 در برابر  41±5میکرومول در لیتر برای شرایط سرد، p<0.05).نتیجه گیری: دیالیز با محلول سرد (35oC) سبب کاهش تعداد موارد هیپوتانسیون و پایدار کردن متغیرهای همودینامیک در این بیماران می شود. به نظر می رسد هیپوتانسیون حین همودیالیز در بیماران دیابتی ناشی از مکانیسم دیگری به جز افزایش سطح سرمی اکسید نیتریک باشد.

۱۱اثر منیزیم خوراکی بر پاسخ انقباضی آئورت جدا شده بدون اندوتلیوم در موش های صحرایی دیابتی و سالم
اطلاعات انتشار: مجله غدد درون ريز و متابوليسم ايران، آذر, دوره  ۹ , شماره  ۳ (مسلسل ۳۵)، سال
تعداد صفحات: ۷
مقدمه: گروهی از بررسی ها نشان می دهند که کمبود منیزیم در عوارض قلبی– عروقی مرتبط با دیابت شیرین نقش دارد. از این رو، در این مطالعه اثر طولانی مدت مصرف خوراکی منیزیم در پاسخ دهی آئورت ایزوله به کلرید پتاسیم و فنیل افرین در نبود اندوتلیوم بررسی گردید.مواد و روش ها: 60 عدد موش صحرایی نر با نژاد ویستار (250–180 گرم) به دو دسته دیابتی و دو دسته شاهد تقسیم شدند. یک گروه از هر دسته حیوانات دیابتی و سالم سولفات منیزیم اضافه شده در آب آشامیدنی و گروه دیگر تنها آب معمولی دریافت کردند. در انتهای 8 هفته، آئورت سینه ای با دقت جدا، به حلقه های 3–2 میلی متری تقسیم و پس از زدودن اندوتلیوم به حمام بافت منتقل گردید. پس از آن بافت در معرض غلظت های 10، 20، 40، 60، 80 میلی مولار کلرید پتاسیم و نیز غلظت های 10–9، 10–8، 10–7، 10–6،10–5  مولار فنیل افرین به صورت تجمعی قرار گرفت و پاسخ های انقباضی با استفاده از ترانس دیوسر ایزومتریک ثبت شد. هم چنین در طول این مدت، هر 2 هفته یک بار، از حیوانات برای اندازه گیری گلوکز پلاسما خون گیری به عمل آمد.یافته ها: پاسخ های انقباضی عروق به کلرید پتاسیم و فنیل افرین در گروه شاهد به طور معنی داری بالاتر از گروه دیابتی بوده (P<0.05) و تفاوت معنی داری بین موش های درمان شده با منیزیم و موش های درمان نشده، یافت نشد. داده های حاصل از حداکثر پاسخ انقباضی عروق به کلرید پتاسیم 2.32±0.23، 2.76±0.19، 1.96±0.11 و 1.84±0.21 و بیشترین پاسخ به فنیل افرین 2.94±0.24، 3.38±0.20، 2.24±0.27 و 2.61±0.27 (گرم به ازای میلی متر مربع) به ترتیب در گروه های شاهد، شاهد دریافت کننده منیزیم، دیابتی و دیابتی دریافت کننده منیزیم بود. از سوی دیگر، بین موش های درمان شده با منیزیم و موش های درمان نشده تفاوت معنی داری در گلوکز پلاسما مشاهده نگردید.نتیجه گیری: مصرف خوراکی منیزیم به مدت 8 هفته تاثیر قابل ملاحظه ای در انقباض پذیری آئورت ایزوله بدون اندوتلیوم مدل تجربی دیابت نوع 1 ندارد.

۱۲بررسی هماتولوژی و شکنندگی اسموتیکی گلبول های قرمز در موش های صحرایی با پرکاری تیروئید
اطلاعات انتشار: مجله غدد درون ريز و متابوليسم ايران، آذر, دوره  ۹ , شماره  ۳ (مسلسل ۳۵)، سال
تعداد صفحات: ۱۰
مقدمه: پرکاری تیروئید با کم خونی همراه است و هورمون های تیروئید با تاثیری که بر تعداد و فعالیت پمپ سدیم\ پتاسیم– ATPase و هم چنین ترکیب لیپیدی غشای سلول دارند می توانند شکنندگی گلبول های قرمز را تغییر دهند. در این مطالعه شکنندگی اسموتیکی گلبول های قرمز موش صحرایی مبتلا به پرکاری تیروئید با گروه شاهد مقایسه شد.مواد و روش ها: 48 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با میانگین وزن 221±4 گرم به چهار گروه تقسیم شدند. گروه اول به مدت 30 روز لووتیروکسین به مقدار 12 میلی گرم در لیتر که به آب آشامیدنی اضافه شده بود مصرف کرد، گروه دوم شاهد گروه اول بود. گروه سوم به مدت 60 روز لووتیروکسین مصرف کرد و گروه چهارم شاهد گروه سوم بود. در آخر دوره، اندازه گیری کمیت های هورمونی و بیوشیمیایی خون انجام شد. برای ارزیابی شکنندگی اسموتیکی، گلبول های قرمز به مدت 30 دقیقه در غلظت های مختلف کلرورسدیم در 37 درجه سانتیگراد انکوبه شدند و میزان همولیز به وسیله رنگ سنجی محلول بالایی اندازه گیری شد. همولیز بر اساس درصد از همولیز گلبول های قرمز در حضور آب مقطر (همولیز صد در صد) بیان شد.یافته ها: در این مطالعه اگرچه میزان هموگلوبین، هماتوکریت، میانگین هموگلوبین در هر گلبول قرمز و میانگین حجم هر گلبول قرمز در گروه سوم به طور معنی دار (p<0.05) نسبت به گروه چهارم داشت ولی شکنندگی اسموتیکی گلبول ها اختلاف معنی داری نشان نداد.نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که اولا پرکاری تیروئید در موش صحرایی احتمالا آنمی ایجاد نمی کند و ثانیا شکنندگی اسموتیکی گلبول های قرمز تفاوتی با گروه شاهد ندارد.

۱۳) LPS( پلاسما و علیه موش صحرایی ناشی از لیپوپلی ساکارید E تغییرات ویتامین
اطلاعات انتشار: Trauma Monthly، سال
تعداد صفحات: ۶

۱۴مقایسه تاثیر لباس های NBC ایرانی و آلمانی بر برخی پارامترهای فیزیولوژیک بدن انسان
اطلاعات انتشار: مجله طب نظامي، بهار, دوره  ۷ , شماره  ۱ (مسلسل ۲۳)، سال
تعداد صفحات: ۹
مقدمه: جنگ افزارهای شیمیایی در دنیای امروز یک واقعیت است. به دلایل نظامی از جمله احتمال تهاجم کشورهای دیگر و غیر نظامی نظیر انفجارات غیر منتظره و احتمال وقوع حوادث در کارخانجات سازنده این مواد منطقی به نظر می رسد که هر کشوری برای محافظت افراد خود، لباس های محافظتی داشته باشد و روی آنها مطالعاتی انجام دهد. در ایران کارخانه میلاد تولید کننده لباس های محافظتی NBC می باشد. لذا، هدف از این مطالعه مقایسه لباس های NBC ساخت کارخانه میلاد ایران و لباس های آلمانی، از نظر تاثیر بر برخی پارامتر های فیزیولوژیک بدن انسان است.مواد و روش ها: به این منظور 20 نفر داوطلب مرد سالم انتخاب گردید. این افراد در دو شرایط آب و هوایی ضمن پوشیدن لباس های NBC میلاد و آلمانی یک فعالیت فیزیکی سنگین را انجام دادند. قبل و بعد از انجام این فعالیت فیزیکی پارامتر هایی مثل لاکتات خون، میزان تعریق، درجه حرارت، ضربان قلب، تعداد تنفس و فشار خون متوسط شریانی در این افراد اندازه گیری شد. زمان فرسودگی و مسافت طی شده نیز در هر دو شرایط اندازه گیری شد.نتایج: نتایج نشان داد که این دو لباس از نظر تاثیر بر پارامترهایی نظیر لاکتات خون، میزان تعریق، درجه حرارت، ضربان قلب، تعداد تنفس و فشار خون متوسط شریانی یکسان عمل می کنند. در مورد زمان فرسودگی و مسافت طی شده مقادیر به دست آمده برای لباس آلمانی بیشتر از لباس میلاد است(P<0.05) .بحث: در مجموع نتایج این مطالعه نشان داد؛ از نظر تاثیر بر برخی پارامترهای فیزیولوژیک بدن نتایج کسب شده در مورد لباس NBC ساخت کارخانه میلاد و لباس آلمانی نسبتا یکسان است. اگر چه در برخی موارد مثل تبخیر عرق و زمان تحمل، لباس آلمانی ظاهرا بهتر عمل می کند.

۱۵استفاده از سیستم SBR پیشرفته جهت حذف دترجنت و مواد آلی از فاضلاب بیمارستانی
اطلاعات انتشار: یازدهمین همایش ملی بهداشت محیط، سال
تعداد صفحات: ۱۲
برای تصفیه فاضلاب روش های گوناگون فیزیکی، شیمیایی و زیست شناختی زیادی وجود دارد که از جمله فرایندهای تصفیه زیست شناختی فرایند لجن فعال است که خود اصلاحات مختلفی دارد. یکی از این سیست مها، راکتور ناپیوسته متوالی (SBR) است که به عنوان یک روش موثر تصفیه فاضلاب اثبات شده است. قابلیت انعطاف و سادگی این فرایند، به ویژه در رابطه با بارهای آلودگی صنعتی، همچون صنایع غذایی، صنایع پتروشیمی و حذف فلزات سنگین و مقرون به صرفه بودن این سیستم باعث اهمیت استفاده از آن در تصفیه فاضلاب گردیده است. در سال های اخیر پیشرفت های قابل توجهی در سیستم SBR به وجود آمده است، که از آن جمله می توان به قابلیت تصفیه مقادیر زیاد فاضلاب و بهبود زمان عملکرد SBR اشاره کرد. یکی از اصلاحی ههای انجام شده در فرایند SBR ، سیستم هوادهی گسترده با چرخه متناوب (ICEAS) می باشد که برای تغذیه پیوسته و به صورت متناوب انجام می گیرد و از یک مخزن ذخیره و یک مخزن SBR تشکیل شده است که جهت تامین جریان ورودی ثابت فاضلاب به تصفی هخانه می باشد. در پروژه حاضر پس از طی فاز مطالعات مقدماتی طرح، سیستم در مقیاس پایلوت طراحی و ساخته شد. فاضلاب بیمارستان شهدای کارگر یزد به عنوان مطالعه موردی انتخاب شد. فاضلاب این بیمارستان به صورت روزانه به اتاق پایلوت منتقل و توسط سیستم SBR پیشرفته مورد تصفیه قرار گرفت. آزمایشهای روزانه از ورودی و خروجی سیستم به عمل آمد. پس از ثبت نتایج آزمایشها، کارایی سیستم SBR پیشرفته در حذف BOD , COD و دترجنت ها ارزیابی گردید. نمونه گیری به صورت حضوری و با استفاده از ظروف مخصوص نمونه برداری فاضلاب (جهت آنالیز شیمیایی) از وروی سیستم (فاضلاب بیمارستان شهدای کارگر یزد) و خروجی سیستم انجام شد وآزمایشهای مربوط، طی 2 ماه بر روی ورودی و خروجی سیستم انجام گرفت. نتایج آزمایشها نشان داد که این سیستم پیشرفته دارای قابلیت های فراوانی در تصفیه فاضلاب بیمارستانی و حذف آلاینده هایی چون دترجنت می باشد. درصد حذف LAS ,COD ,BOD به ترتیب 94\54 ، 92\97 ، 99\84 اندازه گیری شد.

۱۶اثر مهاری گابا بر ترشح انسولین تحریک شده توسط گلوکز از جزایر لانگرهانس جدا شده پانکراس موش صحرایی
اطلاعات انتشار: مجله غدد درون ريز و متابوليسم ايران، ارديبهشت, دوره  ۱۰ , شماره  ۱ (مسلسل ۳۷)، سال
تعداد صفحات: ۸
مقدمه: اسید آمینه گابا در بعضی از نورون های مهاری سیستم عصبی مرکزی وجود دارد و در سال های اخیر وجود آن در پانکراس نیز ثابت شده است. در مورد اثر گابا بر ترشح انسولین از جزایر لانگرهانس گزارش های متناقضی وجود دارد. هدف از این مطالعه، بررسی اثر گابا بر ترشح انسولین تحریک شده توسط گلوکز از جزایر جدا شده  لانگرهانس بود. مواد و روش ها: جزایر لانگرهانس از پانکراس 45 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار در محدوده وزن 250–200 گرم با روش هضمی کلاژناز جدا شد و ترشح آن ها به صورت هشت تایی در کاپ های حاوی کربس در معرض غلظت های مختلف گلوکز در حضور و عدم حضور گابا (25، 50 و 100 میکرومولار)، باکلوفن (10، 20 و 50 میکرو مولار) (آگونیست GABAB) و ساکلوفن (50 و 100 میکرو مولار) ( آنتاگونیست GABAB) مورد ارزیابی قرار گرفت. غلظت انسولین به روش الایزا اندازه گیری شد. یافته ها به صورت میانگین ± خطای استاندارد میزان ترشح انسولین در هر جزیره در دقیقه گزارش و P کمتر از 0.05 معنی دار تلقی شد. یافته ها: وجود گابا در محیط انکوباسیون در حضور گلوکز 8.3 و 16.7 میلی مولار گلوکز ترشح انسولین را از جزایر لانگرهانس به طور معنی داری کاهش داد. غلظت های مختلف باکلوفن در حضور 8.3 و 16.7 میلی مولار گلوکز اثری بر ترشح انسولین نداشت. حضور غلظت 100 میکرومولار ساکلوفن همراه با 16.7 میلی مولار گلوکز (91±8.8  mU\islet\60min) به طور معنی داری ترشح انسولین را در مقایسه با غلظت 16.7 میلی مولار گلوکز به تنهایی (67.7±2.58 mU\islet\60min) افزایش داد. نتیجه گیری: گابا بر ترشح انسولین تحریک شده توسط گلوکز اثر مهاری دارد. نقش تنظیمی گابای موجود در سلول های بتا (b) در ترشح انسولین و اثر احتمالی آن در فیزیوپاتولوژی دیابت نیاز به توجه بیشتری دارد.

۱۷اثر منیزیم خوراکی بر انقباض پذیری آئورت ایزوله موش های دیابتی شده با استرپتوزوتوسین
اطلاعات انتشار: مجله غدد درون ريز و متابوليسم ايران، زمستان, دوره  ۹ , شماره  ۴ (مسلسل ۳۶)، سال
تعداد صفحات: ۷
مقدمه: گروهی از بررسی ها نشان می دهند که کمبود منیزیم در عوارض قلبی– عروقی مرتبط با دیابت شیرین نقش دارد. از این رو، در این مطالعه اثر طولانی مدت مصرف خوراکی منیزیم در پاسخ دهی آئورت ایزوله به کلرید پتاسیم و فنیل افرین بررسی گردید. مواد و روش ها: 60 عدد موش صحرایی نر با نژاد ویستار (250–180 گرم) به دو دسته دیابتی و دو دسته شاهد تقسیم شدند. یک گروه از هر دسته حیوانات دیابتی و سالم سولفات منیزیم اضافه شده در آب آشامیدنی و گروه دیگر تنها آب معمولی دریافت کردند. در انتهای 8 هفته، آئورت سینه ای با دقت جدا، به حلقه های 3–2 میلی متری تقسیم و به حمام بافت منتقل گردید. پس از آن بافت در معرض غلظت های 10، 20، 40، 60، 80 میلی مولار کلریدپتاسیم و نیز غلظت های 10–5, 10–6, 10–7, 10–8, 10–9 مولار فنیل افرین به صورت تجمعی قرار گرفت و پاسخ های انقباضی با استفاده از ترانس دیوسر ایزومتریک ثبت شد. هم چنین در طول این مدت، هر 2 هفته یک بار، از حیوانات برای اندازه گیری گلوکز پلاسما خونگیری به عمل آمد. یافته ها: پاسخ های انقباضی عروق به کلریدپتاسیم و فنیل افرین در گروه کنترل به طور معنی داری بالاتر از گروه دیابتی بود (P<0.05) و تفاوت معنی داری بین موش های درمان شده با منیزیم و موش های درمان نشده، یافت نشد. داده های حاصل از حداکثر پاسخ انقباضی عروق به کلرید پتاسیم 2.37±0.16, 2.79±0.18, 2.91±0.31 و 2.42±0.11 و بیشترین پاسخ به فنیل افرین 2.57±0.33, 3.12±0.25, 3.25±0.17 و 2.73±0.21 (گرم به ازای میلی مترمربع) به ترتیب در گروه های شاهد، شاهد دریافت کننده منیزیم، دیابتی و دیابتی دریافت کننده منیزیم بوده است. از سوی دیگر، بین موش های درمان شده با منیزیم و موش های درمان نشده تفاوت معنی داری در گلوکز پلاسما مشاهده نشد. نتیجه گیری: مصرف خوراکی منیزیم به مدت 8 هفته تاثیر قابل ملاحظه ای در انقباض پذیری آئورت ایزوله مدل تجربی دیابت نوع 1 ندارد.

۱۸برگشت پذیری اثر استرس فیزیکی و روانی بر پاسخ انقباضی آئورت جدا شده و مقدار کورتیکوسترون سرم در موش صحرایی یک ماه پس از استرس
اطلاعات انتشار: مجله غدد درون ريز و متابوليسم ايران، زمستان, دوره  ۹ , شماره  ۴ (مسلسل ۳۶)، سال
تعداد صفحات: ۸
مقدمه: در بسیاری از مطالعه ها تاثیر استرس بر سیستم قلبی– عروقی نشان داده شده است اما برگشت پذیری این اثر تاکنون خیلی مورد مطالعه قرار نگرفته است. هدف از این مطالعه تعیین برگشت پذیری تغییرهای ایجاد شده در اثر استرس روانی و فیزیکی بر پاسخ دهی آئورت جدا شده موش صحرایی بود. مواد و روش ها: 36 سر موش صحرایی نر در سه گروه شاهد، استرس فیزیکی و استرس روانی تقسیم بندی شدند. تمام حیوانات در شرایط متعارف 12 ساعت تاریکی و 12 ساعت روشنایی و دمای 23±2 درجه سانتی گراد با دسترسی آزاد به آب و غذا نگهداری شدند. گروه های استرس به مدت سه هفته تحت استرس فیزیکی و روانی با استفاده از Communication Box قرار گرفتند. استرس فیزیکی با اعمال جریان الکتریکی به میزان 1 میلی آمپر، 1 هرتز، با طول 10 ثانیه در هر دقیقه و به مدت یک ساعت، دو بار در روز انجام شد و استرس روانی در اثر مشاهده موش های تحت استرس فیزیکی اعمال شد. بعد از یک ماه دوره بازگشت از زمان اتمام استرس پاسخ دهی آئورت جدا شده به فنیل افرین و کلریدپتاسیم با استفاده از ترانس دیوسر ایزومتریک بررسی شد. یافته ها: یافته های حاصل از این مطالعه نشان داد که یک ماه دوره بازگشت بعد از استرس، سبب برگشت سطح کورتیکوسترون سرم و پاسخ دهی آئورت در موش به حد طبیعی شده است هم چنین وزن غده فوق کلیه که در اثر استرس فیزیکی افزایش پیدا کرده بود، یک ماه پس از قطع استرس به حد طبیعی بازگشت. نتیجه گیری: اثرهای استرس روانی و فیزیکی بر تانسیون (انقباض) آئورت جدا شده در موش صحرایی پایدار نیست. 

۱۹اثر پاراکسان بر عملکرد ترانسپورترهای گابا در سیناپتوزم های مغز موش
اطلاعات انتشار: پژوهنده، بهمن و اسفند, دوره  ۱۲ , شماره  ۶ (پي در پي ۶۰)، سال
تعداد صفحات: ۸
سابقه و هدف: پاراتیون یک ترکیب ارگانوفسفره است که مصرف فراوانی به عنوان حشره کش دارد. پاراکسان نیز متابولیت پاراتیون است که نشان داده شده برداشت گابا در سیناپتوزوم های کورتکس رت را مهار می کند. هدف این مطالعه بررسی مکانیسم های اثر مهاری پاراکسان بر برداشت گابا در سیناپتوزوم های کورتکس رت می باشد.مواد و روش ها: بعد از تهیه سیناپتوزوم مطالعات کینتیک جهت تعیین اثر پاراکسان بر Km و Vmax برداشت گابا انجام شد. از استیل کولین و آنتاگونیست های آن )آتروپین و مکامیل آمین( برای ارزیابی وابستگی کولینرژیک برداشت گابا و از بتا آلانین و دابا برای تعیین نوع ترانسپورتر درگیر در برداشت گابا استفاده گردید.یافته ها: بر اساس نتایج حاصل از این مطالعه، پاراکسان به طور معنی داری Vmax برداشت گابا را کاهش می دهد (175.2±4.23 در برابر 80.4±2.03 پیکومول به ازای هر میلی گرم پروتئین در دقیقه، (P<0.001 در حالی که اثر معنی داری بر Km آن ندارد (9.80±1.02 در برابر 9.09±0.92 میکرومولار در گروه های پاراکسان و کنترل(. دابا سبب کاهش معنی دار برداشت گابا شد (P<0.001)، در حالی که بتا آلانین اثری بر برداشت نداشت. استیل کولین اثری بر برداشت اعمال نکرد و آتروپین و مکامیل آمین نیز نتوانستند اثرات مهاری پاراکسان بر برداشت گابا را معکوس نمایند.نتیجه گیری: در مجموع می توان گفت که پاراکسان یک آنتاگونیست غیر رقابتی عمل برداشت گابا می باشد که می تواند در پایانه های عصبی کینتیک برداشت گابا را متاثر کند. هم چنین می توان نتیجه گیری کرد که مهار برداشت گابا توسط پاراکسان مستقل از اثرات کولینرژیک آن است.

۲۰اندازه گیری حداکثر مصرف اکسیژن و حداکثر ضربان قلب در مصدومین شیمیایی و مقایسه آن با مقادیر پیش بینی شده
اطلاعات انتشار: مجله پزشكي كوثر، پاییز, دوره  ۱۰ , شماره  ۳، سال
تعداد صفحات: ۶
هدف: مطالعه اندازه گیری VO2max وحداکثر ضربان قلب (HRmax) در مصدومین شیمیایی دارای تست های عملکرد ریوی طبیعی اما مبتلا به تنگی نفس کوششی و مقایسه آن با مقادیر پیش بینی شده است.روش بررسی: در 19 نفر از مصدومین شیمیایی ضمن انجام تست ورزش VO2max و HRmax اندازه گیری شد و با مقادیر پیش بینی شده از روابط موجود مقایسه شد.یافته ها: VO2max و HRmax اندازه گیری شده کمتر از مقادیر پیش بینی شده بود (P<0.05). همچنین همبستگی نسبتا قوی بین VO2max و HRmax اندازه گیری شده دیده شد (P<0.05, r=0.75).نتیجه گیری: این مطالعه نشان می دهد که میزان  VO2maxو HRmax مصدومین شیمیایی کمتر از مقادیر پیش بینی شده است. همچنین پیش بینی VO2max با تعیین HRmax میسر است.

۲۱ارزیابی تعاریف متفاوت سندرم متابولیک در بروز دیابت در جامعه شهری ایران: مطالعه قند و لیپید تهران
اطلاعات انتشار: مجله ديابت و متابوليسم ايران (مجله ديابت و ليپيد ايران)، بهار, دوره  ۷ , شماره  ۳ (پياپي ۲۴)، سال
تعداد صفحات: ۱۱
مقدمه: بررسی ابتلا به سندرم متابولیک به عنوان روش جایگزین آزمون تحمل گلوکز خوراکی توصیه شده است. هدف این مطالعه مقایسه توانایی تعاریف متفاوت سندرم متابولیک در پیش بینی بروز دیابت در جامعه شهری ایران می باشد.روش ها: 4756 نفر فرد غیردیابتی به مدت 3.6 سال مورد پیگیری قرار گرفتند.یافته ها: در طی مطالعه 188 نفر به دیابت مبتلا شدند IGT و تعاریف متفاوت سندرم متابولیک توانستند بروز دیابت نوع 2 را پیش بینی کنند به طوری که نسبت شانس دامنه ای از 3.7 تا 11.9 داشت (همه مقادیر P کمتر از 0.05)، اما IGT نسبت به سایر تعاریف سندرم متابولیک بیشترین سطح زیرمنحنی Roc را دارا بود. کاهش سطح گلوکز از 110 mg\dl به 100 در تعریف NCEP قدرت پیش بینی دیابت توسط این تعریف را افزایش داد اما تغییر معیار مربوط به چاقی یا اضافه کردن سابقه خانوادگی مثبت دیابت به این تعریف تغییری در سطح زیر منحنی Roc ایجاد نکرد. تعریف IDF بالاترین حساسیت و مقدار مثبت کاذب (72.2 و 35.1%) و تعریف WHO کمترین حساسیت و مقدار مثبت کاذب (54.8 و 9.2%) را در پیش بینی بروز دیابت داشت.نتیجه گیری: در جامعه ایرانی، IGT در پیش بینی بروز دیابت بر سندرم متابولیک ارجحیت دارد. تعاریف NCEP (با سطح قند بزرگتر یا مساوی (100 mg\dl و IDF در پیش بینی بروز دیابت نوع 2 مانند تعریف WHO عمل کردند.

۲۲کمبود منیزیم و نقش منیزیم خوراکی بر میزان گلوکز و انسولین پلاسما در موش های دیابتی
اطلاعات انتشار: مجله ديابت و متابوليسم ايران (مجله ديابت و ليپيد ايران)، تابستان, دوره  ۷ , شماره  ۴ (پياپي ۲۵)، سال
تعداد صفحات: ۷
مقدمه: یافته های متناقضی در مورد ارتباط کمبود منیزیم و دیابت و همچنین نقش درمانی مکمل های منیزیم در دیابت وجود دارد، از این رو این مطالعه به بررسی کمبود منیزیم و نیز اثر منیزیم خوراکی بر میزان گلوکز، انسولین، منیزیم و کلسیم پلاسما پرداخته است.روش ها: شصت عدد موش صحرایی نر با نژاد ویستار (250–180 گرم) به 2 دسته دیابتی و 2 دسته کنترل تقسیم شدند. یک گروه از هر دسته حیوانات، سولفات منیزیم اضافه شده در آب آشامیدنی و گروه دیگر تنها آب معمولی دریافت کردند. در طول 6 هفته، هر 2 هفته از حیوانات جهت اندازه گیری غلظت های گلوکز، انسولین، منیزیم و کلسیم پلاسما خونگیری به عمل آمد.یافته ها: کمبود منیزیم و افزایش  کلسیم پلاسما در گروه دیابتی مشاهده نگردید. همچنین مصرف منیزیم فاقد تاثیر قابل ملاحظه ای بر میزان گلوکز، انسولین و کلسیم پلاسما بود.نتیجه گیری: به نظر می رسد مصرف خوراکی منیزیم به مدت 6 هفته، تاثیر بارزی در میزان گلوکز و انسولین مدل تجربی دیابت نوع 1 ندارد.

۲۳اثر تجویز خوراکی عصاره تتراکلریدکربنی بذر شنبلیله بر میزان گلیکوژن کبدی در موش صحرایی دیابتی شده با استرپتوزوسین
اطلاعات انتشار: گياهان دارويي، زمستان, دوره  ۵ , شماره  ویژه نامه دیابت، سال
تعداد صفحات: ۸

۲۴اثر کم کاری تیروئید مادری در دوره حاملگی بر متابولیسم کربوهیدرات در زمان بلوغ در موش صحرایی نر
اطلاعات انتشار: فيزيولوژي و فارماكولوژي، زمستان, دوره  ۱۲ , شماره  ۴، سال
تعداد صفحات: ۷
مقدمه: بسیاری از بیماری های شایع در بلوغ ناشی از اختلال در روند رشد داخل رحمی است. با توجه به اهمیت هورمون های تیروئیدی در رشد و نمو جنینی در این مطالعه اثر کم کاری تیروئید مادری در دوره حاملگی بر متابولیسم کربوهیدرات در زمان بلوغ مورد بررسی قرار گرفت.روش ها: برای القای کم کاری تیروئید در موش های صحرایی ماده از نوع ویستار پس از جفت گیری حیوانات گروه کم کار تیروئید جنینی در طول حاملگی آب حاوی پروپیل تیوراسیل (100 ppm) و حیوانات گروه کنترل فقط آب مصرف نمودند. پس از زایمان و بالغ شدن نوزادان نر تست تحمل گلوکز وریدی انجام شد. برای انجام این تست حیوان بیهوش و کاتتر داخل شریان و ورید فمورال قرار داده شد. پس از تهیه اولین نمونه شریانی در دقیقه صفر، محلول گلوکز از طریق ورید تزریق و سپس نمونه های شریانی در دقایق 5، 10، 15، 20، 30 و 60 تهیه شد. گلوکز با روش گلوکز اکسیداز و انسولین با روش الایزا اندازه گیری شد.یافته ها: غلظت گلوکز در دقیقه پنج تست تحمل گلوکز وریدی گروه کم کار تیروئیدی جنینی (239.2±15.6 میلی گرم در صد میلی لیتر) به طور معنی داری از گروه کنترل (190.1±4.5 میلی گرم درصد میلی لیتر) بالاتر بود (p<0.05). غلظت انسولین پلاسما اختلاف معنی داری بین دو گروه نشان نداد. در گروه کنترل میزان مصرف آب مادران در طول حاملگی و افزایش وزن در طی نوزادی تا بلوغ بیشتر از گروه کم کار تیروئیدی جنینی بود (p<0.05).نتیجه گیری: عوارض کم کاری تیروئید مادران در دوران حاملگی بر متابولیسم کربوهیدرات نوزادان آنها در بلوغ اثر دارد که می تواند زمینه ساز ایجاد دیابت باشد.

۲۵ارتباط بین مصرف دخانیات و غلظت سرمی متابولیت های اکسید نیتریک
اطلاعات انتشار: فيزيولوژي و فارماكولوژي، زمستان, دوره  ۱۲ , شماره  ۴، سال
تعداد صفحات: ۶
مقدمه: دود سیگار تولید اکسید نیتریک را تحت تاثیر قرار می دهد. هدف این تحقیق بررسی ارتباط بین مصرف دخانیات و سطح سرمی متابولیت های اکسید نیتریک (NOx) می باشد.روش ها: غلظت سرمی NOx در 230 فرد غیر سیگاری، 238 فرد سیگاری فعال، 196 فرد سیگاری غیر فعال و 29 فرد مصرف کننده قلیان با استفاده از روش گریس اندازه گیری شد. افراد از مطالعه قند و لیپید تهران انتخاب شدند و نمونه گیری خونی پس از 12 تا 14 ساعت ناشتا بودن انجام شد. میانگین NOx با استفاده از آنالیز واریانس بین گروه ها مقایسه شد و P کمتر از 0.05 معنی دار تلقی گردید.یافته ها: غلظت سرمی NOx در افراد سیگاری فعال (28.2±1.0 میکرومول در لیتر) بالاتر از افراد سیگاری غیر فعال (25.6±1.0 میکرومول در لیتر) و افراد غیر سیگاری (25.3±1.0 میکرومول در لیتر) بود (P<0.05)، در حالیکه غلظت سرمی NOx در افراد سیگاری غیر فعال و مصرف کننده قلیان (29.0±1.1) در مقایسه با افراد غیر سیگاری تفاوت معنی دار نشان نداد.نتیجه گیری: این مطالعه نشان می دهد که غلظت سرمی اکسید نیتریک در افراد سیگاری فعال تغییر می کند و این تغییر ممکن است در القا و تشدید بیماری های عروقی نقش داشته باشد.
نمایش نتایج ۱ تا ۲۵ از میان ۵۰ نتیجه