توجه: محتویات این صفحه به صورت خودکار پردازش شده و مقاله‌های نویسندگانی با تشابه اسمی، همگی در بخش یکسان نمایش داده می‌شوند.
۱مدل سازی فرایند تراوایی گازهای چند جزیی از غشاهای پلیمری شیشه ای به کمک فرمول بندی استفان – ماکسول
اطلاعات انتشار: علوم و تكنولوژي پليمر (فارسي)، بهمن - اسفند, دوره  ۱۸ , شماره  ۶ (پیاپی ۸۰)، سال
تعداد صفحات: ۱۰
در بیشتر مدل های انتقال جرم در غشاها، جریان عبوری از غشا تنها با پارامتر تراوایی به گرادیان آن جزء در غشا مرتبط می شود و آثار گرادیان جزء دوم روی جریان جزء اول نادیده گرفته می شود. در این مدل ها گزینش پذ یری غشا از نسبت پارامتر تراوایی دو جزء در حالت خالص با عنوان گزینش پذیری ایده آل معین می شود. در حالی که انتقال جرم در حالت چند جزیی به دلیل برهمکنش بین اجزا پیچیده می شود. در این پژوهش، مدل کلی انتقال برای مخلوط گازها از غشاهای پلیمری در چهارچوب روش استقان – ماکسول برای سامانه های چند جزئی ارائه شده است که در آن اثرپذیری جریان جزیی از برهمکنش های ترمودینامیکی و سینتیکی بین اجزا به شکل جداگانه در نظر گرفته شده است. سامانه انتخاب شده برای بررسی نتایج مدل عبور گزینش پذیری مخلوط گازی CO2\CH4 از درون پلی ایمید شیشه ای است. اطلاعات تجربی مربوط به منحنی جذب همدما و تراوایی اجزای خالص CO2 و CH4 موجود در منابع علمی برای تعیین ماتریس ضرایب ترمودینامیکی و سینتیکی در سامانه چند جزیی استفاده شد. پیش بینی مقدار تراوایی و نیز گزینش پذیری غشا نسبت به اجزای تراوا در تراوایی چند جزئی گازها به وسیله مدل توسعه یافته بیانگر توافق خوبی بین مقادیر پیش بینی شده و اطلاعات تجربی است نتایج بدست آمده نشان می دهد که برهمکنش سینتیکی در مورد انتقال مخلوط گازها در سامانه مورد بررسی اهمیت چندانی نداشته، می توان از آن صرف نظر کرد. در حالی که برهمکنش ترمودینامیکی در جریان و انتقال نقش دارد، باید با استفاده از مدل ترمودینامیکی مناسب در توصیف مدل انتقال انتظار منظور شود.

۲توسعه یک مدل انتقال عمومی برای پیش بینی عملکرد جداسازی مخلوط گازهای اولفینی– پارافینی به وسیله غشاهای پلیمر شیشه ای
اطلاعات انتشار: علوم و تكنولوژي پليمر (فارسي)، بهمن و اسفند, دوره  ۲۰ , شماره  ۶ (پياپي ۹۲)، سال
تعداد صفحات: ۱۴
جداسازی اولفین ها از پارافین ها یکی از مهم ترین فرایندهای صنعتی پتروشیمی است که در حال حاضر به کمک فرایندهای انرژی بر یا پیچیده انجام می پذیرد. در این راستا فرایندهای جداسازی غشایی مورد توجه قرار گرفته اند. از این رو، توسعه یک مدل عمومی که به وسیله آن بتوان پدیده های انتقال اجزا را از میان غشا تفسیر کرد، نقشی اساسی در طراحی و کاربرد این فرایندها ایفا می کند. بررسی ها نشان می دهد، غشاهای پلیمری به ویژه پلیمرهای شیشه ای در جداسازی اولفین ها از پارافین ها خواص نسبتا مطلوبی دارند. در این مطالعه، رفتار و جداسازی مخلوط های اولفینی– پارافینی به وسیله غشاهای پلیمر شیشه ای به سه روش مدل دوجذبی، مدل کلاسیک جذب– نفوذ و فرمول بندی استفان– ماکسول مدل سازی شد. سامانه های انتخاب شده برای بررسی صحت مدل های انتقال، جداسازی مخلوط اتان و اتیلن با غشای پلی آمید 6FDA–6FpDA و مخلوط پروپان و پروپیلن با غشای پلی آمید 6FDA–TrMPD بوده است. نتایج نشان داد، مدل دوجذبی در هر حال قادر به پیش بینی درستی از عملکرد جداسازی مخلوط نیست. نتایج مدل سازی بر مبنای نظریه کلاسیک جذب– نفوذ بیانگر آن است که فقط با استفاده از داده های تراوایی مخلوط (نه تنها داده های خالص) برای تخمین ضرایب نفوذ، می توان نتایج رضایت بخشی به دست آورد که این امر مزیت پیش بینی عملکرد جداسازی مخلوط چندجزیی از داده های خالص را کم رنگ می سازد. در نهایت، مدل کلی انتقال برای مخلوط گازها از غشاهای پلیمری در چهارچوب ساز و کار استفان– ماکسول برای سامانه های چندجزیی ارایه شده است که در آن اثرپذیری شار یک جزء از برهم کنش های ترمودینامیکی و سینتیکی بین اجزا و نیز جریان غیرگزینشی توده ای در داخل پلیمر لحاظ شده است. نتایج نشان می دهد، این مدل تنها با استفاده از داده های جذب و تراوایی اجزای خالص می تواند عملکرد جداسازی مخلوط را برحسب میزان تراوایی و گزینش پذیری به خوبی توصیف کند.

۳حذف آنیون کروم شش ظرفیتی از محلول های آبی با استفاده از ماده نانو حفره MCM–41 عامل دار شده با گروه آمینی
اطلاعات انتشار: آب و فاضلاب، , دوره  ۲۷ , شماره  ۴ (مسلسل ۱۰۴)، سال
تعداد صفحات: ۱۳
در این پژوهش به منظور حذف کروم از محلول های آبی ماده نانو حفره MCM–41 آمین دار شده با استفاده از روش پیوندزنی پس سنتزی به وسیله گروه 3–آمینوپروپیل تری متوکسی سیلان تولید شد. آنالیزهای پراش پرتو ایکس، جذب – واجذب گاز نیتروژن، وزن سنجی حرارتی و طیف سنجی عبوری مادون قرمز فوریر (FT–IR)، تشکیل ماده میان حفره با ساختار منظم و عامل دار شدن با گروه آمین را تصدیق کرد. NH2–MCM–41 به عنوان جاذب برای حذف یون های کروم شش ظرفیتی از محلول های آبی استفاده شد. جذب در سیستم ناپیوسته برای ارزیابی اثر متغیرهای pH محلول، مقدار جاذب، غلظت یون های فلزی و دما انجام شد. نتایج به دست آمده نشان داد که با افزایش مقدار جاذب، درصد جذب افزایش و ظرفیت جذب کاهش یافت، به طوری که بیشترین میزان ظرفیت جذب 124 میلی گرم در گرم با مقدار جاذب 0.2 گرم در لیتر به دست آمد. همچنین pH برابر 3 به عنوان pH بهینه به دست آمد. بررسی تغییرات میزان جذب با افزایش غلظت یون های کروم نشان داد که با افزایش غلظت، درصد جذب کاهش و میزان ظرفیت جذب افزایش می یابد. نتایج مطالعه ترمودینامیک نشان داد که فرایند جذب به شدت وابسته به دما است و ظرفیت جذب با افزایش دما افزایش یافت که بیانگر گرماگیر بودن و طبیعت خودبخودی فرایند جذب است.
نمایش نتایج ۱ تا ۳ از میان ۳ نتیجه