توجه: محتویات این صفحه به صورت خودکار پردازش شده و مقاله‌های نویسندگانی با تشابه اسمی، همگی در بخش یکسان نمایش داده می‌شوند.
۱ویژگی های کانی شناسی، دگرسانی متاسوماتیکی و شرایط تشکیل اسکارن آهن پهناور، خاور سیه رود، آذربایجان شرقی
اطلاعات انتشار: علوم زمين، تابستان, دوره  ۱۵ , شماره  ۶۰، سال
تعداد صفحات: ۱۲
اسکارن پهناور، در خاور سیه رود، نمونه ای شاخص از اسکارن های غنی از مگنیت است که در محل همبری توده نفوذی کوارتز–دیوریتی قولان با مشخصه گرانیتوییدی تیپ I (به سن الیگومیوسن) با سنگ های کربناتی غالبا آهکی کرتاسه بالایی تشکیل شده است. مشاهدات صحرایی و مطالعات کانی شناسی نشان می دهند اسکارن پهناور از نوع کلسیک بوده و شامل دو زون 1) درون اسکارن و  2) برون اسکارن است. برون اسکارن زون اصلی بوده و خود شامل دو زون مشخص 1) گارنت اسکارن در سمت همبری و 2) اپیدوت اسکارن با فاصله دورتر از همبری می باشد. دو مرحله کلی اسکارن زایی در پهناور تشخیص داده شد، 1) مرحله پیشرونده و 2) مرحله پسرونده. مرحله پیشرونده که در محدوده دمایی 470–550°C تشکیل شده، خود شامل دو مرحله مجزا، الف) تشکیل اسکارنویید هورنفلسی (بای متاسوماتیک) و آهک های دوباره تبلور یافته (مرمر) به صورت ایزوشیمیایی و ب) تشکیل اسکارن متاسوماتیک که در طی آن یک سری کانی های سیلیکات کلسیم بدون آب دانه متوسط تا درشت تشکیل شدند. مرحله پسرونده در دمای کمتر از 470°C شروع شده و شامل دو مرحله جداگانه است. الف) مرحله پسرونده پیشین که در آن مجموعه کانیایی سیلیکات کلسیم بدون آب تشکیل شده در مرحله پیشرونده توسط یک سری کانی های سیلیکات های کلسیم آبدار (اپیدوت، ترمولیت– sاکتینولیت)، سیلیس (کوارتز)، کربنات (کلسیت) و کانی های مات (مگنتیت، هماتیت و پیریت) جانشین شده اند. مگنتیت عمدتا در طی این مرحله تشکیل شده است. ب) مرحله پسرونده پسین که در جریان آن بیشتر کانی های تشکیل شده در مراحل قبلی متحمل دگرسانی شده و به یک سری مجموعه دانه ریز شامل کلریت، کلسیت، کوارتز، هماتیت و کانی های رسی تبدیل شده اند.

۲بررسی کانیهای مات (سولفیدها و اکسیدها) در کمپلکس آذرین مافیک– اولترامافیک میشو، جنوب باختر مرند، شمال باختر ایران
اطلاعات انتشار: علوم زمين، پاييز, دوره  ۱۲ , شماره  ۵۳، سال
تعداد صفحات: ۱۲
کمپلکس مافیک– اولترامافیک میشو(پیش از پرمین) در 8 کیلومتری جنوب باختر مرند در آذربایجان خاوری قرار دارد و در سنگهای رسی پروتروزوییک (سازندکهر) نفوذ کرده و باعث گرگونی همبری در همبری آنها شده است. این کمپلکس، در بخش شمالی منطقه مورد مطالعه، توسط یک گسل معکوس در کنار سنگهای مارنی و ماسه سنگی ژیپس دار میوسن قرار گرفته است. براساس شواهد صحرایی، بافتی، و ساختاری، نفوذیهای مافیک– اولترامافیک میشو به دودسته تقسیم بندی می شود(1) گابروهای اولیه و (2) گابروهای ثانویه. گابروهای اولیه به صورت توده های سنگی بزرگ و خشن برونز داشته و بخش عمده ، منطقه مورد مطالعه را می پوشانند. درحالی که گابروهای ثانویه، به صورت نفوذیهای کم حجم و نسبتا کوچک دایک وسیل مانند و نامنظم در داخل گابروهای اولیه ظاهر می شوند.براساس کانی شناسی سیلیکاتها، بافت و محتوای کانیهای سولفیدی گابروهای اولیه به سه زیر گروه (1) گابروهای اولیه معمولی، (2) لکه های گابرویی غنی از سولفید،و (3) لکه های پیروکسینیتی غنی از سولفید، و گابروهای ثانویه به دو زیر گروه(1) دیابازی و (2) میکروپیروکسنیتی غنی از سولفید رده بندی شده اند.فازهای تیره (سولفیدی و اکسیدی) در این سنگها عمدتا فضای خالی میان کانیهای سیلیکاتی را به صورت انبوهه های گرد شده و خمیده پر کرده و یا گاه در لکه های غنی از سولفید به طور کامل فازهای کانیایی سیلیکاتی را احاطه کرده اند. در گابروهای اولیه معمولی، پیروتیت و ایلمنیت فراوان ترین کانیهای سولفیدی واکسیدی بوده و مقادیر مودال آنها به ترتیب در محدوده 3–0.5% و 10–0.5% قرار می گیرند.مقدار پیروتیت کمتر از 2% بوده و گاه به 3% می رسد. تجزیه شیمیایی این گابروها نشان می دهد که مقادیر عناصر Ni,Cu و Cr به ترتیب <170PPm,<250PPm,<410PPm است.در لکه های کوچک گابرویی و پیروکسینیتی غنی از سولفید، مقادیر مودال سولفیدها و اکسیدها به ترتیب 40–10 و 2–0.2 درصد است.گابروهای ثانویه از نظر کانی شناسی کاملا مشابه گابروهای اولیه بوده و فازهای کانیهای مات و آنها عمدتا شامل ایلمنیت(8–3 درصد) و پیروتیت(2–0.2 درصد) است. مقادیر عناصر    (91PPM)Cr,(57PPm)Ni,(55PPm)Cu نیز در این سنگها بسیار پایین است.مقادیر Au و Pt در هر دو گروه کابرو(اولیه و ثانویه) حدود PPb 5 می باشد.  

۳اکتشافات ژئوشیمیایی و مطالعه کانیهای سنگین رسوبات رودخانه ای در برگه توپوگرافی 1:50000 برندق، شمال خاور زنجان، ایران
اطلاعات انتشار: علوم زمين، زمستان, دوره  ۱۶ , شماره  ۶۲، سال
تعداد صفحات: ۱۴
برگه توپوگرافی 1:50000 برندق، در شمال خاوری استان زنجان و جنوب خاوری استان اردبیل، بخشی از حوزه چند فلزی طارم– هشتجین است. نتایج اولیه حاصل از اکتشافات ژئوشیمیایی ناحیه ای در برندق، منجر به شناسایی بی هنجاریهایی از عناصر مختلف گردید. کنترل بی هنجاریهای ژئوشیمیایی از طریق مطالعات کانیهای سنگین در رسوبات آبراهه ای و نمونه های کانی سازی شده و دگرسان شده در سطح برونزدها انجام گرفت. مهم ترین کانیهای سنگین شناسایی شده شامل هماتیت، گوتیت، پیریت، باریت، ایلمنیت، مس طبیعی، روی طبیعی، مالاکیت، مولیبدنیت، اولیژیست، لیمونیت، سرب طبیعی، سروسیت،‌ گالن،‌ اسمیت سونیت،‌ مارکاسیت،‌ کریزوکلا، روتیل، زیرکن، پیروکسن، آمفیبول و آپاتیت هستند. کانیهای سنگین فلزی شناسایی شده عمدتا در ارتباط تنگاتنگ با مناطقی با دگرسانی گسترده و کانی سازیهای رگه ای و پراکنده می باشند. تجزیه بعضی از نمونه های لیتوژئوشیمیایی برداشت شده از محدوده بی هنجاریها، برای عناصری مانند Ba، Zn، Cu، Sr، Mo و Be عیار قابل ملاحظه ای نشان دادند. بیشتر مناطق بی هنجار منطبق بر زونهای دگرسانی ناحیه هستند. براساس شواهد صحرایی و مطالعات کانی شناسی، این دگرسانیها به دو گروه کاملا مجزا قابل تفکیک می باشند: 1) دگرسانیهای اسید– سولفاتی مرتبط با زونهای برشی منطقه که شامل زونهای سیلیسی، آلونیتی، آرژیلیک پیشرفته، فیلیک و پروپیلیتیک بوده و 2) دگرسانیهای با pH خنثی که عمدتا در حاشیه رودخانه قزل اوزن واقع شده و شامل زونهای آرژیلیک، کالک سیلیکاتی و زئولیتی می باشند. تلفیق یافته های حاصل از تجزیه های شیمیایی،‌ مطالعات کانیهای سنگین، سنگ نگاری نمونه های کانی سازی شده و دگرسان شده، و روابط صحرایی، منجر به شناسایی ده محدوده بی هنجاری شد که بعضی از آنها در جنوب و حاشیه رودخانه قزل اوزن پتانسیل معدنی بیشتر دارند. انطباق نقشه بی هنجاریهای نهایی با نقشه چگالی گسلهای ناحیه برندق نشان می دهد که همبستگی خوبی میان آنها وجود دارد و احتمالا دال بر نقش مهم گسلها در ایجاد این بی هنجاریهاست. نتایج کلی به دست آمده از بررسیهای ژئوشیمیایی نشان می دهند که بی هنجاریهای شناسایی شده عمدتا متعلق به عناصر Pb, Bi, Au, W, Ag, As, Sb, Sn بوده که می توانند به عنوان عناصر ردیاب مهم در اکتشاف کانسارهای طلا و نقره اپی ترمال و همچنین کانسارهای چند فلزی طلا– نقره– مس– سرب– روی به کار روند.

۴کانی شناسی، نوع و توان فلززایی زون های دگرسان در چهارگوش برندق (شمال شرق زنجان)
اطلاعات انتشار: بلورشناسي و كاني شناسي ايران، بهار و تابستان, دوره  ۱۴ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۱۶
چهارگوش برندق، واقع در شمال شرق زنجان، بخشی از حوزه چند فلزی طارم – زنجان است. شواهد صحرایی و مطالعات میکروسکوپی نشان از رابطه نزدیک بین بی هنجاری های زمین شیمیایی بدست آمده و زون های دگرسان ناحیه دارند. بر اساس مشاهدات صحرایی و مطالعات کانی شناسی این زون های دگرسان از لحاظ وسعت، موقعیت مکانی، و مجموعه کانیهای تشکیل دهنده، متفاوت بوده و در امتداد زون برشی منطقه و حاشیه رودخانه قزل اوزن گسترش دارند. زون های دگرسان اصلی مرتبط با زون برشی منطقه، به دو نوع جدا از هم دگرسانی 1) اسید سولفاتی هیپوژن (مثل زون های سیلیسی، آلونیتی، آرژیلیک پیشرفته، سریسیتی، و پروپلیتیک) و 2) اسید سولفاتی سوپرژن (با مجموعه کانیایی جاروسیت، آلونیت، لیمونیت، گوتیت، ژیپس و سولفور طبیعی) طبقه بندی می شوند. زون دگرسانی حاشیه رودخانه قزل اوزن شامل انواع دگرسانی های با pH خنثی (زون های آرژیلیکی، کالک سیلیکاتی و زئولیتی) است. در کل این زون های دگرسان در اثر عملکرد یک سیستم زمین گرمایی وسیع طی الیگوسن فوقانی – میوسن میانی تشکیل شده اند. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که تفاوت در میزان واکنش آبگونها با سنگهای دربرگیرنده باعث ایجاد این دو نوع دگرسانی شده است. با توجه به نوع زون های دگرسان و نتایج به دست آمده از بررسی های زمین شیمی اکتشافی، این ناحیه دارای پتانسیل مناسبی برای اکتشاف ذخایر طلا و نقره اپی ترمالی (وراگرمایی) و چند فلزی (طلا – نقره – مس – سرب – روی) است.

۵سنگ‌ های دیاباز منشا عمده افق بوکسیتی پرمو – تریاس در قپی، غرب میاندوآب، آذربایجان غربی، ایران
اطلاعات انتشار: نشريه علوم (دانشگاه خوارزمي)، بهار و تابستان, دوره  ۴ , شماره  ۲-۱، سال
تعداد صفحات: ۱۴
افق بوکسیتی قپی در غرب میاندوآب، در جنوب استان آذربایجان غربی، شمال‌غرب ایران واقع شده است. این افق به صورت استراتیفورم در مرز بین سنگ‌‌های کربناتی پرمین و شیلی–آهکی تریاس قرار دارد. بالا آمدگی در پرمین فوقانی، سنگ‌‌های قبل از پرمین را در معرض هوازدگی و بوکسیتی شدن قرار داده است. بر اساس شواهد صحرایی و بررسی‌های پتروگرافیک پنج نوع رخساره بوکسیتی در این افق تشخیص داده شده است. مقادیر کانی‌های نورماتیو و فرایند‌های شیمیایی، نحوه شکل‌گیری کانی‌های بوکسیتی را در این افق مشخص می‌کنند. یافته‌‌های شیمیایی و ضرایب همبستگی نشان می‌دهند که عناصر Al، Ti، Zr و Nb در طی فرایند بوکسیتی شدن به صورت بی‌تحرک عمل کرده‌اند. محاسبات تغییرات جرم عناصر در واحد‌های بوکسیتی قپی نشان می‌دهند که مقادیر چشم‌گیری از عناصر Si، Ca، Mg، Na، P و K از سیستم خارج شده‌‌اند. بر اساس نسبت‌‌های عناصر بی‌تحرک، سنگ‌های دیابازی منطقه منشا اصلی افق بوکسیتی قپی بوده و حداقل ضخامتی حدود17 متر از آن در طی فرآیند‌های هوازدگی و بوکسیتی شدن مصرف شده است.

۶بررسی های سنگ شناسی و سنگ زایی توده نفوذی اینچه (شرق هریس، آذربایجان شرقی)
اطلاعات انتشار: بلورشناسي و كاني شناسي ايران، تابستان, دوره  ۱۶ , شماره  ۲، سال
تعداد صفحات: ۱۸
توده خارانمای (گرانیتوئیدی) اینچه در شرق هریس در استان آذربایجان شرقی واقع شده است. این توده به درون واحدهای سنگی قدیمی تر از جمله استوک نیمه آتشفشانی سوناجیل (ائوسن فوقانی – الیگوسن زیرین) با ترکیب میکرودیوریت پورفیری نفوذ کرده است. ترکیب توده نفوذی اینچه از دیوریت، سینودیوریت تا کوارتز دیوریت بوده و در نمودار های سنگ شناسی در گستره دیوریت، سینودیوریت و کوارتز دیوریت قرار می گیرد. کانی های اصلی آن شامل پلاژیوکلاز، هورنبلند و پیروکسن است و به صورت فرعی بیوتیت، فلدسپار قلیایی، کوارتز، الیوین، اپیدوت و تورمالین در آن دیده می شود. بافت غالب این سنگ ها پورفیری است، ولی بافت های دانه ای، تراکیتوئیدی و افیتیک نیز به صورت فرعی دیده می شوند. توده اینچه تحت تاثیر تفریق، تبلور بخشی و هضم و آلایش متحول شده است. تجزیه های شیمیایی نشان می دهند که سنگ های این توده غالبا متاآلومینوس بوده و به سری ماگمائی قلیایی – آهکی با پتاسیم بالا تا شوشونیتی تعلق دارند. از نظر محیط زمین ساختی، این توده در موقعیت قوس آتشفشانی پس برخوردی و حواشی فعال قاره ای جایگیری کرده است.

۷ویژگی های زمین شناسی – کانی شناسی و ژئوشیمی عناصر کمیاب در نهشته بوکسیت آغاجری، جنوب شاهین دژ، شمالغرب ایران
اطلاعات انتشار: بلورشناسي و كاني شناسي ايران، تابستان, دوره  ۱۶ , شماره  ۲، سال
تعداد صفحات: ۱۶
نهشته بوکسیت آغاجری در 15 کیلومتری جنوب شاهین دژ، استان آذربایجان غربی واقع شده است. این نهشته به صورت عدسیهای چینه سان در مرز بین سازندهای کربناتی روته و الیکا گسترش یافته است. فرایندهای بوکسیتی شدن منجر به تشکیل کانیهای بوهمیت، دیاسپور، کائولینیت، پیروفیلیت، ایلیت، هماتیت، گوتیت، آناتاز، روتیل، و کوارتز در این نهشته شده اند. ساز و کار های  آهن زایی و آهن زدایی، دو فاکتور مهم توزیع عناصر در این نهشته هستند. سنگهای آذرین مافیک پروتولیت نهشته احتمالی می باشند. یافته های بدست آمده نشان می دهند که عناصر Al، Ti، Fe، Zr، Hf، REE، و Nb از افقهای بالایی به بخش های پایینی سیستم بازمانده با کمپلکس های آلی طی فرایندهای کائولینیتی شدن منتقل شده اند. سنگهای بستر کربناتی نقش دوگانه ای در توزیع عناصر در این نهشته ایفا کرده اند. این سنگها با خنثی سازی آبگونهای هوازده اسیدی، موجب افزایش ته نشستی اکسیدها و هیدروکسیدهای آهن شده که به نوبه خود بواسطه جذب سطحی، باعث تمرکز قابل ملاحظه Cr،Co  و LREE در بخشهای پایینی افق بوکسیتی شده اند. از طرف دیگر کربناتها با تشکیل کمپلکسهای یونی پایدار با HREE باعث زهکشی این عناصر از سیستم بازماندی شده اند.

۸زمین شیمی و کانی شناسی افق بوکسیتی قپی (غرب میاندوآب – آذربایجان غربی)
اطلاعات انتشار: بلورشناسي و كاني شناسي ايران، پاييز و زمستان, دوره  ۱۱ , شماره  ۲، سال
تعداد صفحات: ۱۸
افق بوکسیتی قپی، واقع در غرب میاندوآب استان آذربایجان غربی، در مرز بین سازندهای روته و الیکا واقع شده است. این افق شامل چهار رخساره سنگی مجزاست که عبارتند از: 1) کانسنگ آهن بوکسیتی، 2) بوکسیت آهندار، 3) بوکسیت غنی از آهن و 4) بوکسیت رسی غنی از آهن. مطالعات میکروسکوپی، بافت های پلیتومورفیک، جریانی، کلوفرمی، برشی دروغین، و پورفیری دروغین را در این افق نشان داد که می تواند حاکی از یک ژنز برجازا باشد. با توجه به شواهد صحرایی و داده های زمین شیمیایی می توان سنگ های دیابازی موجود در منطقه را محتمل ترین سنگ مادر لایه های بوکسیتی در نظر گرفت. نتایج بدست آمده از محاسبات تغییر جرم نشان می دهند که عناصر Ca, Si, Mg, K, Na و P در طول فرایندهای بوکسیتی شدن از محیط خارج شده و عناصر Al, Fe و Ti غنی شده اند. با توجه به مطالعات صحرایی، میکروسکپی، و زمین شیمیایی، عوامل اصلی تشکیل لایه های بوکسیت قپی تغییرات Eh (از احیا به اکسیدان) و PH مناسب (6 تا 8)، آبهای فرورو هستند. بعلاوه بررسی الگوی غنی شدگی عناصر بی تحرک نشان می دهد که بوکسیت قپی در رده بوکسیتهای کارستی مدیترانه  ای قرار می گیرد.

۹مطالعات کانی شناسی و ژئوشیمیایی عناصر خاکی کمیاب (REE) در نهشته بوکسیتی پرمو – تریاس شمال خاوری بوکان، شمال باختری ایران
اطلاعات انتشار: بلورشناسي و كاني شناسي ايران، پاييز, دوره  ۱۶ , شماره  ۳، سال
تعداد صفحات: ۱۴
نهشته بوکسیتی پرمو – تریاس شمال خاوری بوکان، به شکل چینه سان در مرز بین سازندهای روته و الیکا گسترش و تکامل یافته و شامل 4 واحد سنگی مجزاست. این نهشته تحت تاثیر فرایندهای زمین ساختی و ریخت شناسی قرار گرفته است. بررسیهای کانی شناسی و ژئوشیمیایی نشان می دهند که در طی فرایندهای هوازدگی، دو ساز و کار آهن زدایی و آهن زایی نقش بارزی در تشکیل کانیهای دیاسپور، بوهمیت، هماتیت، گوتیت، کائولینیت، پیروفیلیت، کلینوکلر، ایلیت، مونت موریلونیت، آناتاز، روتیل، آلبیت، سانیدین، کوارتز، و کلسیت در این نهشته ایفا کرده اند. با توجه به شواهد صحرایی و یافته های کانی شناسی و ژئوشیمیایی، بازالتها (که هنوز بقایایی از آنها در طول برخوردگاه این نهشته با سنگ بستر کربناته موجود است) سنگ مادر این نهشته هستند. الگوی توزیع REE (هنجار شده به کندریت و سنگ مادر بازالتی) همراه با تغییرات ناهنجاریهای Eu و Ce و (La\Yb)N، تفکیک  HREEها را طی فرایندهای بوکسیتی شدن نشان می دهند. ملاحظات ژئوشیمیایی بیشتر نشان می دهند که تمرکزهای  LREEها با کانیهای هماتیت، گوتیت، اکسیدهای منگنز،Cerianite  و فسفاتهای ثانویه (Rhabdophane، Vitusite،Gorceixite  و Monazite)، و تمرکز  HREEها با کانی های رسی، روتیل، آناتاز، زیرکن، Euxenite  و Fergusonite رخ داده اند. تلفیق نتایج حاصل از بررسیهای کانی شناسی و ژئوشیمیایی پیشنهاد می کنند که علاوه بر فاکتورهایی چون تغییرات pH آبگونهای عامل هوازدگی، پتانسیل یونی، ترکیب شیمیایی سنگ مادر و تثبیت در کانیهای مقاوم، فرایندهای جذب سطحی نیز نقش مهمی در غنی شدگی  REEها طی لاتریتی شدن متوسط تا شدید در گستره مورد مطالعه ایفا کرده اند.

۱۰کانی شناسی و چگونگی پیدایش منگنز کمرتلار در خاور بیرجند (استان خراسان جنوبی)
اطلاعات انتشار: بلورشناسي و كاني شناسي ايران، تابستان, دوره  ۱۷ , شماره  ۲، سال
تعداد صفحات: ۱۰
پهنه کانی زایی کمرتلار در منطقه گزیک در درون افیولیت ملانژهای زون جوش خورده سیستان، در خاور ایران قرار گرفته است. توده های معدنی منگنزدار کمرتلار به شکل رخنمون های ناپیوسته همراه با چرت های رادیولاریتی و سنگ های متااسپیلیتی هستند. شواهد صحرایی و بررسی ترانشه های حفر شده در محل، نشان از کانه زایی منگنز تا عمق کم  بدون گسترش جانبی پیوسته دارد. کانی های منگنزدار آن براونایت، بیکسبیایت و پیرولوزایت، و باطله اصلی آن سیلیس است. کانه های منگنز اغلب به صورت رگه ای و رگچه ای و نیامی اند که شاهدی بر تحرک دوباره منگنز طی عملکرد محلول های گرمایی است. در این شاخص سه سیمای کانی زایی همزادی، درون زادی و روزادی منگنز تشخیص داده شدند. این کانی زایی در یک محیط ته نشستی طی فرایندهای برون دمی در بستر اقیانوس رخ داده است.

۱۱سیماهای ژئوشیمیایی ذخیره کائولن کجل، شمال غرب هشتجین، استان اردبیل
اطلاعات انتشار: زمين شناسي اقتصادي، پاييز و زمستان, دوره  ۳ , شماره  ۲، سال
تعداد صفحات: ۱۷
ذخیره کائولن کجل، در 20 کیلومتری شمال غرب هشتجین، جنوب غرب استان اردبیل واقع گردیده است. شواهد صحرایی و بررسیهای آزمایشگاهی نشان می دهند که این ذخیره محصول دگرسانی ایگنمبرایت ها، توف ها و تراکی آندزیت های ائوسن می باشد. بر اساس یافته های کانی شناسی، کانیهای سنگ ساز اصلی این ذخیره شامل کائولینیت، مونت موریلونیت، پالی گورسکیت، ارتوکلاز، زئولیت (استیلبیت)، کوارتز و کلسدونی هستند. محاسبات تغییرات جرم عناصر با فرض Ti به عنوان عنصر مانیتور بی تحرک نشان می دهد که شست وشو و تثبیت، دو تنظیم کننده عمده برای تمرکز عناصر اصلی، فرعی، جزئی و نادر خاکی در این ذخیره می باشند. الگوی توزیع REE به هنجار شده به ایگنمبرایت در نمونه های کائولن، بیان کننده تفریق ضعیفLREE ها ازHREE ها همراه با رخداد آنومالی های منفی شدید Eu در طی تکوین ذخیره می باشند. محاسبه ضرایب همبستگی بین عناصر نشان می دهند که همبستگی درونی بالایی بینHREE ها در بین نمونه های مورد مطالعه وجود دارد. با توجه به شاخصهای زمین شیمیایی می توان استدلال کرد که دگرسانیهای هیپوژن توسط دگرسانیهای سوپرژن در طی توسعه این ذخیره همپوشانی شده اند. با توجه به نحوه توزیع عناصر در ذخیره، به نظر می رسد که رفتار عناصر در طی کائولینیتی شدن ایگنمبرایت ها، تحت تاثیر عواملی چونpH ، پتانسیل احیا، تغییرات دمایی، نسبت بالای فلوئید به سنگ، جذب سطحی و ترجیحی توسط رسها و اکسیدهای آهن، اختلاف در میزان پایداری کانیها، فراوانی یونهای کمپلکس ساز (CO32–، Fˉ، Clˉ، PO34– و (SO42– و جانشینی ایزومورفی قرار گرفته است. نتایج به دست آمده حکایت از آن دارند که محلولهای اسید سولفاتی وراگرمایی همراه با محلولهای اسیدی سوپرژن نشات گرفته از اکسیداسیون پیریت های هیپوژن نقش ارزنده ای در توسعه این ذخیره ایفا نموده اند. ملاحظات زمین شیمیایی بیشتر نشان می دهند که کانیهای رسی همراه با فسفات های ثانویه ای نظیر مونازیت، رابدوفان، و زینوتایم میزبانان احتمالی برای عناصر نادر خاکی در این ذخیره به شمار می روند.

۱۲بررسی فاکتورهای کنترل کننده توزیع عناصر جزیی (شامل عناصر نادر خاکی) در طی فرایندهای بوکسیتی شدن در کانی شیته، خاور بوکان، شمال باختر ایران
اطلاعات انتشار: علوم زمين، تابستان, دوره  ۱۸ , شماره  ۷۲، سال
تعداد صفحات: ۱۰
نهشته بوکسیت کارستی کانی شیته، در 19 کیلومتری خاور بوکان، در جنوب استان آذربایجان شرقی، شمال باختر ایران واقع شده است. این افق در مرز بین سازندهای کربناتی – شیلی روته (پرمین میانی تا بالایی) و کربناتی الیکا (تریاس زیرین) قرار داشته و شامل 5 واحد سنگی جدا از هم است. شواهد صحرایی، مطالعات سنگ نگاری و کانی شناسی نشان داده اند که نوسانات شرایط آب و هوایی به همراه تنش های ساختاری تاثیر بسزایی در تشکیل این افق داشته اند. الگوی توزیع REEها (بهنجار شده به کندریت)، تفریق و غنی شدگی شدید LREEها نسبت به HREEها و نحوه تشکیل برجازای افق را نشان می دهند. محاسبات شاخص هوازدگی مطلق، فرض Nb به عنوان عنصر بی تحرک و پوسته قاره ای بالایی به عنوان منشا برای مواد مادر، نشان می دهند که فرایندهای شستشو و تثبیت، دو تنظیم کننده اصلی در تمرکز عناصر جزیی در این افق هستند. مطالعات ژئوشیمیایی نشان می دهند که توزیع Al،Fe  و  Siتاثیر زیادی در تغییرات نسبت La\Y، توزیع عناصر جزیی در سیستم بازماندی و ناهنجاری Eu داشته اند. تلفیق نتایج به دست آمده نشان داده که تغییرات بافتی، جذب ترجیحی به وسیله اکسیدهای فلزی (هماتیت)، بافرینگ محلول های هوازده کننده توسط سنگ بستر کربناتی، کنترل کانی شناختی و تغییر pH محیط، مهم ترین عامل های کنترل کننده در توزیع LREE، HREE، HFSE،LILE  و TTE، طی فرایندهای لاتریتی شدن در کانی شیته هستند.

۱۳مطالعات پتروگرافی، دگرسانی متاسوماتیک و ژنز اسکارن آهن و مس کمتال، شمال شرق خاروانا، آذربایجان شرقی
اطلاعات انتشار: زمين شناسي اقتصادي، تابستان, دوره  ۴ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۱۲
اسکارن کمتال در 15 کیلومتری شمال شرق خاروانا در استان آذربایجان شرقی واقع شده است. نفوذ استوک کوارتز مونزونیتی کمتال به سن الیگوسن به داخل توالی رسوبی کرتاسه فوقانی (آهک رس دار، مارن و سیلتستون) باعث گسترش زون های دگرسانی متاسوماتیک قابل توجه و واحدهای دگرگونی مجاورتی در امتداد کنتاکت شده است. اسکارن کمتال از نوع کلسیک بوده و زون های اسکارنی هم به صورت اندواسکارن و هم اگزواسکارن متشکل از دو زون گارنت اسکارن و اپیدوت اسکارن در آن تکامل یافته اند. فرآیند اسکارنی شدن به دو مرحله اصلی 1) پیش رونده و 2) پس رونده تقسیم می شود. در مرحله پیش رونده، جای گیری توده نفوذی باعث دگرگونی ایزوکمیکال سنگهای درون گیر و تشکیل مرمر و هورنفلس شده است. تبلور توده نفوذی باعث تکامل فاز سیال هیدروترمال و نفوذ آن به داخل سنگهای درون گیر شده است. واکنش این سیالات با سنگهای دگرگون شده اولیه باعث ایجاد دگرسانی متاسوماتیک گسترده شده که توسط تشکیل کانیهای کالک سیلیکاته بی آب نظیر گارنت و پیروکسن در درجه حرارتی حدود 420–550 °C و فوگاسیته اکسیژن 22–10 تا 25–10 مشخص می شود. در مرحله پس رونده با تغییر شرایط فیزیکوشیمیایی نظیر کاهش دما (<420 °C) و افزایش ¦S2 کانیهای کالک سیلیکاته بی آب به کانیهای کالک سیلیکاته آب دار (اپیدوت و ترمولیت– اکتینولیت)، سیلیکاته (کوارتز)، رسی (کلریت)، اکسیدی (مگنتیت و هماتیت)، سولفیدی (پیریت، کالکوپیریت و تتراهدریت) و کربناته (کلسیت) دگرسان شده اند. در مقایسه ای که بین اسکارن کمتال و برخی از کانسارهای اسکارنی مشابه در سطح کشور و دیگر نقاط دنیا انجام گرفته، مشخص شده است که کانسار اسکارن کمتال از نظر خصوصیات زمین شناسی شباهتهای زیادی به اسکارن انجرد و پهناور در استان آذربایجان شرقی دارد.

۱۴مطالعات ژئوشیمیایی نهشته های بوکسیتی– کائولینیتی پرمین در شمال سقز، استان کردستان
اطلاعات انتشار: علوم زمين، بهار, دوره  ۲۰ , شماره  ۷۹، سال
تعداد صفحات: ۸
وقفه های رسوبگذاری در مقطع زمانی پرمین در شمال سقز با توسعه عدسی هایی از کانسنگ های بوکسیتی– کائولینیتی در درون سازند کربناتی روته همراه بوده است. در یکی از این عدسی های ملاحظه شده، 6 واحد سنگ شناسی تشخیص داده شده است که به ترتیب از پایین به بالا شامل واحدهای: 1) سرخ قهوه ای تیره، 2) بنفش، 3) چند رنگ، 4) صورتی، 5) زرد و 6) سفید (کائولین) هستند. محاسبات شاخص هوازدگی مطلق بر روی این واحدها نشان می دهند که عناصر Si، Na، K، P، Mn، Mg، Ca، Sr، Ba و Lu در طی فرایندهای هوازدگی سنگ های بازالتی شسته و عناصر Th، U، Y، Nb، Hf، Zr، Tb، Dy، Ho، Er، Tm و Yb غنی شده اند. این در حالی است که عناصر Al، Fe، Ti، Rb، V، Cr، Ni، Co، La، Ce، Pr، Nd، Sm، Eu و Gd در توسعه نیمرخ هوازده متحمل فرایندهای شستشو– تثبیت شده اند. نتایج به دست آمده نشان می دهند که فرایندهایی مانند جذب سطحی، روبش و تمرکز به وسیله اکسیدها و هیدروکسیدهای آهن، پایداری کمپلکس های حامل فلز، تغییرات در شیمی محلول های هوازده کننده، حضور مواد آلی، تثبیت در فازهای نوشکل و حضور در فازهای کانیایی مقاوم از جمله عواملی بوده اند که نقش بارزی در توزیع عناصر در این نهشته ها ایفا کرده اند.

۱۵مطالعات کانی شناسی نورماتیو و ژئوشیمی عناصر کمیاب خاکی افق بازماندی پرمین در شمال خاور ملکان، استان آذربایجان شرقی
اطلاعات انتشار: علوم زمين، تابستان, دوره  ۲۰ , شماره  ۸۰، سال
تعداد صفحات: ۸
یک افق بازماندی پرمین در 30 کیلومتری شمال خاور ملکان واقع شده که به شکل لایه چینه سان درون سنگ های کربناتی روته گسترش یافته است. از نظر کانی شناسی، این افق شامل کانی های بوهمیت، دیاسپور، هماتیت، کائولینیت، روتیل، آناتاز، مونت موریلونیت، موسکوویت، کلسیت و کلریت است. محاسبات مقادیر نورماتیو کانی ها در نیمرخ انتخابی نشان می دهد که این افق شامل پنج رخساره سنگی است که از پایین به بالا عبارتند از: فریت کائولینیتی، کائولن فریتی، بوکسیت فریتی، کائولن و کائولن بوکسیتی. بر اساس یافته های به دست آمده به نظر می رسد که پراکندگی REEs در نیمرخ مورد مطالعه در کنترل عواملی همچون تغییر در Eh محیط ناشی از تخریب مواد آلی، افزایش pH محلول های هوازده کننده توسط سنگ های بستر کربناتی، فرایندهای روبش و تثبیت و نوسانات سطح آب های زیرزمینی بوده باشد. شواهد ژئوشیمیایی بیشتر دلالت بر این دارند که در نیمرخ مورد مطالعه، تمرکز LREEs توسط موسکوویت، اکسیدهای منگنز و فسفات های ثانویه (مونازیت، گورسکسیت و رابدوفان) و HREEs توسط روتیل، آناتاز و زیرکن صورت گرفته است.

۱۶بررسی دگرسانی و کانی سازی مس پورفیری در منطقه سوناجیل (خاور هریس–استان آذربایجان–شرقی)
اطلاعات انتشار: علوم زمين، زمستان, دوره  ۱۹ , شماره  ۷۴، سال
تعداد صفحات: ۱۰
منطقه سوناجیل در 17 کیلومتری خاور هریس در استان آذربایجان شرقی واقع شده است. واحدهای سنگ شناختی اصلی در این منطقه از قدیم به جدید عبارتند از: توده های آتشفشانی–آذرآواری ائوسن زیرین–میانی، استوک سوناجیل پورفیری به سن ائوسن بالایی–الیگوسن زیرین، توده گرانیتوییدی اینچه با ترکیب دیوریت، سینودیوریت تا گابرو به سن الیگوسن میانی–بالایی و توده آتشفشانی پلیو–کواترنری اکوزداغی. استوک سوناجیل پورفیری میزبان کانی سازی مس پورفیری بوده و ترکیب شیمیایی آن در حد میکروسینودیوریت تا میکروگابرودیوریت و تا حدی میکروگابرو و میکروگرانودیوریت با بافت چیره پورفیری و تا حد کمتری میکرولیتیک پورفیری می باشد. ماگمای مولد این توده، دارای سرشت شوشونیتی (تا کلسیمی–قلیایی با K بالا) بوده و جایگیری آن در یک کمان آتشفشانی پس برخوردی صورت گرفته است. نسل های مختلفی از رگچه های کوارتز نواری، کوارتز–سولفید، کوارتز–اکسید و سولفید در داخل توده پورفیری توسعه یافته و بافت استوک ورک مشخصی را به نمایش گذاشته اند. در اطراف توده پورفیری، رگه های حاوی کانی سازی سولفیدی قابل مشاهده اند. 3 تیپ دگرسانی هیپوژن گرمابی شامل پتاسیمی، فیلیک و پروپیلیتیک در این توده حضور دارند. کانی های هیپوژن اصلی در این توده عبارتند از پیریت، کالکوپیریت، بورنیت، تترائدریت، انارژیت، مولیبدنیت، مگنتیت و هماتیت که به صورت افشان و استوک ورک (رگچه ای و ریز رگچه ای) حضور دارند. کانی های اصلی سوپرژن در این توده نیز شامل هماتیت، گوتیت، مالاکیت، آزوریت، کالکوسیت، کوولیت و کانی های رسی می باشند.

۱۷بررسی زون های دگرسان نوع پورفیری و رفتار ژئوشیمیایی عناصر کمیاب و نادر خاکی در آنها در منطقه کیقال (شمال ورزقان، آذربایجان شرقی)
اطلاعات انتشار: بلورشناسي و كاني شناسي ايران، زمستان, دوره  ۱۹ , شماره  ۴، سال
تعداد صفحات: ۱۴
استوک پورفیری کوارتز مونزونیتی کیقال در 12 کیلومتری شمال شهرستان ورزقان، واقع در شمال غربی ایران (استان آذربایجان شرقی) قرار دارد. این توده طی فعالیت های ماگمایی نفوذی فاز پیرنه به درون واحدهای آتشفشانی قدیمی تر نفوذ کرده و موجب کانی سازی مس – مولیبدن و گسترش زون های دگرسان گرمابی در منطقه شده است. پس از جایگیری این توده، دایک های تاخیری متعددی با ترکیب عمده دیوریتی – کوارتز دیوریتی در این منطقه به داخل استوک کوارتزمونزونیتی نفوذ کرده اند. رخداد شکستگی های هیدرولیکی موجب ایجاد زون های خرد شده نفوذپذیر در داخل استوک پورفیری و سنگ های پیرامونی و تسهیل گردش سیالات گرمابی شده که منجر به گسترش زون های دگرسان پتاسی، فیلیک، آرژیلیک، آرژیلیک پیشرفته و پروپیلیتیک در گستره مورد بررسی شده است. در بررسی رفتار عناصر نادر خاکی در زون های دگرسان مختلف، الگوی کلی نمودارهای عنکبوتی، شیب منفی مشخص از عناصر LREE به سمت عناصر HREE نشان می دهد. در زون های پتاسی و فیلیک، تهی شدگی عناصر REE قابل مشاهده اند که به علت فعالیت بالای همبافت های سولفاتی و پایین بودن pH و نیز نسبت بالای سنگ\آب بوده است اما در زون آرژیلیک در مقابل تهی شدگی عناصر LREE، عناصر HREE غنی شدگی نشان می دهند که به دلیل جذب آنها به وسیله کانی های رسی و نیز فعالیت پایین همبافت های سولفاتی در شاره های تولید کننده دگرسانی آرژیلیک است. در زون پروپیلیتیک عناصر HREE بی تحرک بوده ولی عناصر LREE در مقایسه با نمونه تقریبا سالم، غنی شدگی نشان می دهند و در زون شسته شده، تهی شدگی عناصر LREE و MREE بیشتر از عناصر HREE است. نسبت (Eu\Eu*) در نمونه تقریبا سالم و نمونه های دگرسان کوچکتر از 1 است اما نسبت (Ce\Ce*) بزرگتر از 1 است. بر این اساس بیهنجاری منفی Eu می تواند به دلیل جدایش تفریقی پلاژیوکلازهای کلسیک از ماگمای مولد استوک پورفیری و یا عدم وجود آنها در مواد خاستگاه ماگمای مادر باشد. بیشترین مقدار (Eu\Eu*) به زون شسته شده وابسته است که به علت حاکم بودن شرایط اکسیدی و نامتحرک شدن این عنصر است. مقدار این نسبت در زون آرژیلیک مشابه نمونه سالم بوده و در زون های پتاسی و فیلیک به دلیل تمرکز و ته نشینی این عنصر به وسیله اکسیدها و سولفیدهای گرمابی، بیشتر از نمونه سالم است.

۱۸سنگ نگاری و زمین شیمی کانسنگ های بازماندی بوکت، شمال خاور عجب شیر، استان آذربایجان شرقی، ایران
اطلاعات انتشار: علوم زمين، بهار, دوره  ۲۱ , شماره  ۸۳، سال
تعداد صفحات: ۱۰
افق بازماندی بوکت، در 15 کیلومتری شمال خاور عجب شیر در استان آذربایجان شرقی واقع است. این افق به شکل عدسی های چینه سان در طول مرز بین سنگ های کربناتی سازند روته (پرمین میانی–بالایی) و الیکا (تریاس) توسعه یافته است. کانسنگ های درون این افق بافت های پلیتومرفیک، ریزدانه، میکروائوییدی، شبه پورفیری، ائوییدی، پیزوییدی، شبه برشی و گرهکی نشان می دهند. بر اساس داده های زمین شیمیایی، کانسنگ های این افق به 5 نوع، 1) لاتریت فریتی، 2) لاتریت بوکسیتی، 3) لاتریت کائولینیتی، 4) کائولینیت فریتی و 5) لاتریت تفکیک شدند. مقایسه الگوی توزیع عناصر در یک نیمرخ انتخابی دلالت بر نقش موثر Al و Ti در توزیع و تمرکز Zr، Ga، Nb، Th،V  و HREEs در کانسنگ ها دارد. تلفیق داده های حاصل از مطالعات سنگ نگاری و زمین شیمیایی نشان می دهد که کانسنگ ها منشا برجازاد دارند. افزون بر این، عواملی مانند تغییرات شیمی محلول های درگیر در هوازدگی، تثبیت در فازهای نوریخت (نئومورف)، حضور در فازهای کانیایی مقاوم، ناهمگنی سنگ آغازین (پروتولیت)، اختلاف در میزان شدت هوازدگی، و فرایندهای جذب سطحی همراه با زهکشی ضعیف، دیاژنز، فشارهای دینامیکی و نوسان سطح سفره آب های زیرزمینی نقش مهمی در توزیع عناصر و توسعه کانسنگ ها در این افق داشته اند. بارزترین ویژگی زمین شیمیایی کانسنگ ها (به استثنای لاتریت کائولینیتی) تحرک بیشتر LREEs نسبت به HREEs در طی فرایندهای هوازدگی است. این رفتار غیر عادی در این افق، می تواند با عواملی مانند اختلاف در پایداری کانی های اولیه حامل REEs، تغییر pH (از 6.7 تا 7.8) محلول های هوازده کننده و درجه متوسط تکاملی نیمرخ مرتبط باشد.

۱۹بررسی سنگ شناسی و سنگ زایی استوک کوارتز مونزونیت پورفیری کیقال (شمال ورزقان، آذربایجان شرقی)
اطلاعات انتشار: فصلنامه زمين شناسي ايران، بهار, دوره  ۴ , شماره  ۱۳، سال
تعداد صفحات: ۱۴
استوک کوارتز مونزونیتی پورفیری کیقال در شمال شهرستان ورزقان، در استان آذربایجان شرقی واقع شده است. این استوک طی فعالیت های ماگمایی نفوذی فاز پیرنه، درون واحدهای آتشفشانی قدیمی تر نفوذ کرده و موجب توسعه زون های دگرسانی گرمابی و وقوع کانی سازی مس و مولیبدن در منطقه شده است. پس از جایگیری این استوک، دایک های تاخیری متعددی با ترکیب دیوریتی کوارتز دیوریتی، گرانودیوریتی، میکرودیوریتی و مونزودیوریتی همراه با یک توده گرانودیوریتی تاخیری در این منطقه نفوذ کرده و استوک کوارتزمونزونیتی را مورد هجوم قرار داده اند. توده گرانودیوریتی فاقد کانی سازی و دگرسانی گرمابی است. تجزیه شیمیایی نمونه های استوک کوارتز مونزونیتی و دایک های تاخیری نشان می دهد که آن ها سرشت کالک آلکالن غنی از پتاسیم و شوشونیتی دارند. این نفوذی ها از نظر زمین شناسی ساختمانی، در قوس آتشفشانی پس برخوردی و حواشی قاره ای فعال قرار گرفته اند.

۲۰سیماهای زمین شناسی، کانی شناسی، دگرسانی و زمین شیمی عناصر نادر خاکی کانسار آهن نیزار، جنوب باختری مشهد، شمال خاوری ایران
اطلاعات انتشار: بلورشناسي و كاني شناسي ايران، تابستان, دوره  ۲۱ , شماره  ۲، سال
تعداد صفحات: ۱۴
کانسار آهن نیزار در فاصله 50 کیلومتری جنوب باختری مشهد، شمال خاوری ایران واقع شده است. این کانسار به صورت لایه ها و عدسی های جدا از هم در یک زون گسله در ماسه سنگ های کوارتز آرنایتی و ساب لیتارنایتی سازند لالون (کامبرین زیرین) گسترش یافته است. بررسی های کانی نگاری نشان می دهند که هماتیت کانه اصلی کانسنگ های آهن است که با گوتیت و پیریت در مقادیر کمتر همراهی می شود. بررسی های میکروسکوپی، حضور بافت های اسکلتال، جانشینی برجای مانده، جانشینی حاشیه ای و شبه ریخت را در کانسنگ ها مسجل می سازند. بر اساس یافته های سنگ نگاری دو دسته از کانی های دگرسان، درون زاد (سریسیت، پیریت، پیروفیلیت، باریت، کلسدونی، و کلسیت) و برون زاد (گوتیت، جاروسیت، ژیپس، لیمونیت، و هماتیت) در این کانسار تشکیل شده اند. با توجه به نتایج حاصل از کارهای صحرایی و بررسی های کانی نگاری و زمین شیمیایی، به نظر می رسد که شکل گیری کانسنگ های مورد بررسی از نظر ژنتیکی به سنگ های درونگیر وابسته اند. فرایندهای گرمابی و سیستم های گسلی (موجود در سنگ های میزبان) تواما نقش ارزنده ای در شستشوی فلزات و نهشت کانسنگهای آهن داشته اند. نتایج آنالیزهای شیمیایی نشان می دهند که مقادیر REE ها در کانسنگهای آهن از 6.97 تا 18.26 ppm تغییر می کنند. بازه بی هنجاری های Eu و Ce در کانسنگ ها به ترتیب برابرند با 0.01–1.36 و 0.28–1.89 ملاحظات زمین شیمیایی نشان می دهند که توزیع عناصر نادر خاکی در کانسنگ های آهن نیزار با pH، فراوانی یون های همبافت ساز (SO42–, PO34–, Cl–, F–, CO32–)، فرایندهای روبش و تثبیت در فازهای کانیایی نئومورف کنترل شد.

۲۱ژئوشیمی کانسنگ های بوکسیتی–لاتریتی جوانمرد، شمال خاور بوکان، استان آذربایجان غربی
اطلاعات انتشار: فصلنامه زمين شناسي ايران، پاييز, دوره  ۴ , شماره  ۱۵، سال
تعداد صفحات: ۱۰
افق بازماندی جوانمرد در 25 کیلومتری شمال خاور بوکان، استان آذربایجان غربی واقع است. این افق به شکل چینه سان در مرز بین سازند کربناتی روته (پرمین میانی–بالایی) و الیکا (تریاس) توسعه یافته و شامل 3 واحد سنگ شناختی است: 1) لاتریت آهن دار، 2) بوکسیت سیلیسی و 3) رس بوکسیتی. عملکرد فرایندهای هوازدگی در طی تشکیل این افق بازماندی سبب شستشوی Si, NA, Mg, Mn, P, Ca, Sr, Hf، و HREEs، غنی شدگی Al, Ti, V, Cr, Ni, Y, Nb, Zr, U وTh ، و شستشو–تثبیت Fe, K, Rb, Ba, Co و LREEs شده است. یافته های ژئوشیمیایی نشان می دهد که سنگ بستر کربناتی نقش دوگانه ای در توزیع عناصر داشته است. کربنات ها از راه خنثی سازی محلول های هوازده کننده اسیدی، سبب رسوب گذاری Fe به شکل کانی های هماتیت و گوتیت شده اند. این کانی ها، خود، به وسیله فرایندهای جذب سطحی و روبش، منجر به تمرکز نسبتا بالای V, Cr, Ni, Co, LREEs و Th در لاتریت آهن دار شده اند. این سنگ ها، با تشکیل کمپلکس های یونی پایدار کربناتی با HREEs، سبب خروج این عناصر از افق بازماندی شده اند. افزون بر این، تغییرات pH محلول های هوازده کننده، کنترل کانیایی، و حضور اسیدهای هومیک و کربنیک، نقش ارزنده ای در الگوی توزیع عناصر در این افق دارند.

۲۲کانی شناسی و زمین شیمی عناصر نادر خاکی در نهشته لاتریت زان، استان تهران
اطلاعات انتشار: بلورشناسي و كاني شناسي ايران، بهار, دوره  ۲۲ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۱۴

۲۳ویژگی های کانی شناسی و زمین شیمی ذخایر کائولن و آلونیت کوجنق، شمال غرب مشکین شهر استان اردبیل
اطلاعات انتشار: زمين شناسي كاربردي پيشرفته، زمستان, دوره  - , شماره  ۱۰، سال
تعداد صفحات: ۱۴

۲۴زمین شیمی عناصر اصلی و فرعی ماسه سنگ های سازند لالون (کامبرین زیرین) در جنوب باختر مشهد، ایران
اطلاعات انتشار: زمين شناسي كاربردي پيشرفته، بهار, دوره  ۱ , شماره  ۳، سال
تعداد صفحات: ۱۴

۲۵زمین شناسی، سنگ نگاری، دگرسانی و کانه زایی در کانسار چندفلزی (Pb–Zn–Cu–Au–Ag) نیان، بجستان، شمال باختری بلوک لوت، خاور ایران
اطلاعات انتشار: علوم زمين، زمستان, دوره  ۲۴ , شماره  ۹۴ (سنگ و كاني)، سال
تعداد صفحات: ۱۴
منطقه نیان در شمال باختری بلوک لوت میزبان سامانه رگه ای چند فلزی Pb–Zn–Cu–Ag–Au است که درون یک سری از سنگ های آتشفشانی با ترکیبی متغیر از داسیت، ریوداسیت، آندزیت تا تراکی آندزیت گسترش یافته اند. این سنگ ها در طی دو مرحله مجزا از فوران گدازه ها تشکیل شده اند. سنگ های میزبان کانه زایی سرشتی کالک آلکالن تا شوشونیتی داشته و در محیطی کوهزایی تشکیل شده اند. عملکرد توأم و متضاد دو گسل اصلی در دو سوی محدوده معدنی، سبب ایجاد شرایط کششی در بلوک میان این دو گسل شده که منتهی به گسترش یک سری گسل های فرعی با مولفه های شیب لغز و امتدادلغز درون بلوک شده است. این پهنه های شکستگی به عنوان مجرای مناسبی برای تراوش سیال ها و گسترش رگه های سیلیسی کانه دار رفتار کرده اند. عواملی چون شکستگی های گسترده و وجود سنگ های پیروکلاستیکی با نفوذپذیری بالا باعث گسترش دگرسانی های گسترده در سنگ های میزبان شده است. سه نوع دگرسانی مشخص در کانسار نیان گسترش یافته است: 1) سیلیسی (کوارتز، کلسدونی، آدولاریا، کلسیت، ایلیت و سریسیت)؛ 2) آرژیلیکی (ایلیت، اسمکتیت، کوارتز، کائولینیت، آدولاریا، کلریت، سریسیت و زئولیت)؛ 3) پروپیلیتیک (کلریت، کلسیت، آلبیت، اپیدوت،کوارتز و اسمکتیت) که با 5 مرحله کانه زایی همراه هستند. این دگرسانی ها توسط محلول های کلریدی با pH خنثی تا بسیار قلیایی تشکیل شده اند. کانه زایی در کانسار نیان به صورت رگه ای، رگچه ای، افشان در سنگ های میزبان و نیز در ارتباط با برش های گرمابی است. مهم ترین کانه های کانسار نیان شامل پیریت، اسفالریت، گالن، کالکوپیریت، مارکاسیت، پیروتیت، ملنیکوویت و هماتیت هستند. مهم ترین کانی های باطله نیز شامل کوارتز (کلسدونی)، کریستوبالیت، کلسیت، دولومیت، سیدریت، باریت، فلوریت و آدولاریا هستند. شواهدی چون ارتباط کانی سازی با رگه های سیلیسی – کربناتی، حضور آدولاریا، ایلیت، کلسیت های تیغه ای و برش های گرمابی و همچنین حضور کانی های دگرسانی کوارتز، آدولاریا، ایلیت، آلبیت، کلریت، ایلیت– اسمکتیت میان لایه ای، کلسیت و پیریت در سیستم گرمابی نیان، نشان می دهد که این کانی ها از محلول های کلریدی با pH تقریبا خنثی تا بسیار قلیایی در یک محیط اپی ترمالی سولفیداسیون پایین تشکیل شده اند.
نمایش نتایج ۱ تا ۲۵ از میان ۲۹ نتیجه