توجه: محتویات این صفحه به صورت خودکار پردازش شده و مقاله‌های نویسندگانی با تشابه اسمی، همگی در بخش یکسان نمایش داده می‌شوند.
۱ارتباط بین ویتامین B12 و اسیدفولیک با بیماری های عروق کرونر
اطلاعات انتشار: طب جنوب، بهار, دوره  ۱۵ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۶
زمینه: هیپرهموسیستئینمی یک عامل خطر برای بیماری های قلبی– عروقی می باشد. همچنین یک مارکر حساس کمبود ویتامین B12 و اسید فولیک است. ویتامین B12 و اسید فولیک می تواند یک نقش محافظتی در ایجاد بیماری های قلبی عروقی داشته باشند. با توجه به محدودیت مطالعات انجام شده در مورد نقش ویتامین B12 و اسید فولیک در بیماران عروق کرونری، ما در ین مطالعه سطح این دو فاکتور را در افراد کنترل و بیمارانی که درگیری عروق کرونر داشتند اندازه گیری نمودیم.مواد و روش ها: این مطالعه مورد شاهد بر روی 139 نفر که تحت بررسی آنژیوگرافی عروق کرونر در شیراز قرار گرفتند، انجام شد و سطح اسید فولیک و ویتامین B12 در آنها اندازه گیری شد و سپس این مقادیر در دو گروه با هم مقایسه گردید.یافته ها: 139 نفر در ین مطالعه شرکت کردند. 31.2 درصد افراد آنژیوگرافی کرونر طبیعی داشتند. متوسط سن افراد 56.99±11.43 سال بود. میانگین سطح اسید فولیک در افرادی که بیماری عروق کرونر داشتند کمتر از افراد کنترل بود (4.46±1.28 در مقابل 5.00±1.81 نانوگرم در میلی لیتر) که از نظر آماری این تفاوت قابل توجه بود (P=0.04). میانگین سطح ویتامین B12 در افرادی که بیماری عروق کرونر داشتند و در افراد کنترل به ترتیب 451.43±138.90 و 503.60±199.35 پیکوگرم در میلی لیتر بود. اگر چه میانگین سطح ویتامین B12 در افرادی که بیماری عروق کرونر داشتند در مقایسه با گروه کنترل کمتر بود، اما از لحاظ آماری قابل توجه نبود (P=0.07).نتیجه گیری: میانگین سطح ویتامین B12 و اسید فولیک در افرادی که بیماری عروق کرونر قلب داشتند پایین تر از افراد کنترل بود. به نظر می رسد که جایگزینی این ویتامین ها در افرادی که بیماری عروق کرونر دارند مفید است.

۲تاثیر توانبخشی قلبی بر اضطراب و افسردگی بیماران تحت عمل جراحی پیوند عروق کرونر در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شیراز
اطلاعات انتشار: توانبخشي، تابستان, دوره  ۱۲ , شماره  ۲ (مسلسل ۴۷)، سال
تعداد صفحات: ۶
هدف: بسیاری از بیماران پس از عمل جراحی قلب به علت استرس پس از جراحی، با اضطراب و افسردگی مواجه می گردند. این پژوهش با هدف تعیین تاثیر توانبخشی قلبی بر اضطراب و افسردگی بیماران پس از پیوند عروق کرونر صورت گرفته است.روش بررسی: در این مطالعه مداخله ای و تجربی، 80 نفر از بیماران جراحی شده پیوند عروق کرونر در بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شیراز که دارای ویژگیهای شرکت در مطالعه بودند، بر اساس روش نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب و به روش تصادفی به دو گروه آزمایش و شاهد تخصیص یافتند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه اضطراب اسپیلبرگر و پرسشنامه افسردگی بک بود. پژوهش طی سه مرحله انجام شد: ابتدا در زمان ترخیص میزان اضطراب و افسردگی در دو گروه شاهد و آزمایش مورد سنجش قرار گرفت. در مرحله دوم برای گروه آزمایش به مدت 4 هفته توانبخشی قلبی (شامل تمرینات ورزشی، رژیم دارویی و غذایی، کنترل وزن و استرس و آرامسازی) به صورت گروههای 5 نفره آموزش داده شده و پیگیری شد. گروه شاهد فقط مراقبت های معمول را دریافت می کرد. در پایان توانبخشی قلبی اضطراب و افسردگی بیماران دو گروه اندازه گیری شد و در مرحله سوم (2 ماه پس از اتمام توانبخشی قلبی) مجددا اضطراب و افسردگی بیماران مورد سنجش قرار گرفت. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون های مجذور کای و اندازه های تکراری چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: بعد از اجرای توانبخشی قلبی تفاوت آماری معناداری از نظر میزان افسردگی میان دو گروه دیده شد (P=0.014)، اما در زمینه اضطراب تفاوت آماری معناداری بین دو گروه دیده نشد (P=0.079).نتیجه گیری: توانبخشی قلبی در کاهش افسردگی بیماران پس از جراحی پیوند عروق کرونر موثر می باشد.

۳فعالیت های لازم برای تحقق نقشه جامع علمی سلامت در حیطه آموزش در دانشگاه علوم پزشکی شیراز در سال 1389
اطلاعات انتشار: گام هاي توسعه در آموزش پزشكي، بهار و تابستان, دوره  ۹ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۱۲
زمینه و هدف: هرکشوری برای رسیدن به توسعه و طی مسیر قله های ترقی و پیشرفت، برنامه هایی بلندمدت را در دستور کار خود دارد. در کشور ما هم این موضوع اهمیت فوق العاده ای دارد چرا که نقطه امید تمام مسلمانان دنیاست. سند چشم انداز توسعه کشور هم در جهت رسیدن به قله های ترقی، نقطه عطفی به شمار می آید که می تواند با کمک نقشه جامع علمی کشور که توسط متخصصین حیطه های مختلف علمی تهیه و تنظیم گشته، در رسیدن به اهداف بلندمدت توسعه و پیشرفت کشور، ما را یاری بخشد. بنابراین هدف از این مطالعه، تعیین ریز فعالیت های حیطه های مختلف آموزش پزشکی در نقشه جامع علمی کشور از دیدگاه صاحبنظران دانشگاه علوم پزشکی شیراز در سال 1389 می باشد.روش کار: این مطالعه از نوع کیفی (Qualitative Study) به صورت مصاحبه گروهی (Focus Group Discussion) انجام شد. 8 نفر از اساتید عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی بر اساس سابقه کار در زمینه هر یک از حیطه ها انتخاب شدند. این مطالعه در 10 جلسه انجام شد. اعضای گروه فعالیت های لازم جهت تحقق نقشه جامع علمی سلامت را و ریز فعالیت های هر حیطه را به صورت راهکارهایی بیان کردند. سپس مطالب بیان شده دسته بندی و خلاصه گردید و بر اساس شاخص های اولویت بندی وزن دهی شد و در نهایت اولویت های هر حیطه معین گردید.یافته ها: بر اساس دیدگاه صاحبنظران معاونت آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شیراز، فعالیت های لازم جهت تحقق نقشه جامع علمی سلامت به شرح زیر بودند: در حیطه عدالت آموزشی: نیازسنجی نیروی انسانی و بازنگری برنامه درسی، در حیطه نیازسنجی اساتید: اصلاح ساختار و چارت تشکیلاتی و توانمندسازی اساتید، در حیطه پیاده سازی نظام ارزشیابی سیستماتیک: ارزشیابی اساتید و دانشجویان بر اساس استانداردها، در حیطه ارتقا سطح علمی و عملکرد دانشجویان: تدوین نظام جامع تشویق و آموزش با رویکرد جامعه نگر، در حیطه توسعه همکاری های دانشگاهی و بین دانشگاهی: استقلال دانشگاه، در حیطه گسترش مرزهای دانش و فن آوری: پیاده سازی و نهادینه کردن پزشکی مبتنی بر شواهد در دانشگاه، در حیطه ارتقای کمی و کیفی نیروی انسانی غیرعضو هیات علمی: اصلاح چارت سازمانی حوزه معاونت آموزشی، در حیطه استقرار نظام حاکمیت بالینی: تشکیل کمیته برنامه ریزی بر اساس اصول شش گانه حاکمیت بالینی و در حیطه جذب منابع مالی درون و برون سازمانی: اصلاح ساختار بودجه مشخص شدند.نتیجه گیری: با توجه به نظرات این صاحبنظران اولویت های هر حیطه مشخص گردید که باید با برنامه ریزی های مستمر و توجه های بیشتر مسوولین دانشگاه به اولویت های هر حیطه، برنامه های عملیاتی جهت رسیدن به این اولویت ها تنظیم گردید و بر اساس این برنامه ها اقدام شود.

۴محاسبه هزینه سرانه تربیت دانشجو در مقطع دکتری حرفه ای پزشکی عمومی در دانشکده پزشکی شیراز در سال 1386
اطلاعات انتشار: گام هاي توسعه در آموزش پزشكي، بهار و تابستان, دوره  ۷ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۸
زمینه: تحلیل هزینه– فایده روش علمی است که به سیاستگزاران کمک می کند تا ازمیان پروژه های گوناگون که با استراتژی متفاوتی برای رسیدن به یک هدف مشخص و معین طرح شده اند، پروژه ای را انتخاب کند که با «هزینه ثابت» حداکثر فایده را داشته باشد و یا با تعیین «سطح ثابتی از فایده» حداقل هزینه ممکن را موجب شود. بنابراین دانشگاهها باید در مصرف منابع در دسترس خود، دقیق‎تر و کارآتر عمل کنند. این مطالعه با هدف تهیه اطلاعات قابل استناد برای تصمیم سازی مبتنی بر شواهد توسط سیاستگذاران انجام گردید.روش کار: با همکاری اداره کل آموزش، تعداد دانشجویان پزشکی عمومی استخراج گردید. سپس با همکاری مدیریت بودجه دانشگاه، هزینه کرد دانشکده در چهار زمینه آموزش، پژوهش، فرهنگی–رفاهی و مدیریت با تاکید بر رشته پزشکی استخراج گردید و با استفاده از نرم افزار Excel آنالیز انجام شد.یافته ها: بر اساس یافته ها، هزینه سرانه واقعی آموزشی 268.3 میلیون ریال، پژوهشی 13.25 میلیون ریال، فرهنگی–رفاهی 7.4 میلیون ریال، مدیریتی 14.45 میلیون ریال حاصل گردید با تجمیع چهار جزء هزینه های تشکیل دهنده هزینه سرانه فوق، عدد 303.4 میلیون ریال حاصل گردید.نتیجه گیری: هزینه محاسبه شده به تنهایی پنج برابر مبلغی است که به عنوان هزینه سرانه تربیت دانشجو به دانشگاه پرداخت می گردد. نقاط هزینه کرد دانشگاه بیش از سهم پرداختی سازمان مدیریت و برنامه ریزی بوده است و این مطلب لزوم بازنگری در تخصیص اعتبار به دانشگاه ها توسط سازمان مدیریت را می طلبد.

۵بررسی سبک رهبری مدیران گروه های آموزشی دانشکده پزشکی شیراز و ارتباط آن با تعهد سازمانی
اطلاعات انتشار: مجله پزشكي هرمزگان، مرداد و شهريور, دوره  ۱۶ , شماره  ۳، سال
تعداد صفحات: ۷
مقدمه: شناسایی سبک رفتار مدیران و رابطه آن با تعهد سازمانی کارکنان، نگرش های شغلی کارکنان و میزان رضایت آنها یکی از مباحث مورد توجه مدیریت در چند دهه گذشته است. هدف این پژوهش بررسی سبک رهبری مدیران گروه های آموزشی و ارتباط آن با تعهد سازمانی اعضای هیات علمی می باشد. روش کار: نمونه آماری این پژوهش کلیه اعضای هیات علمی دانشکده پزشکی شیراز بود. برای سنجش سبک رهبری مدیران از پرسشنامه رهبری چند عاملی که به وسیله برنارد در سال 1985 ساخته شد، استفاده گردید. همچنین به منظور سنجش میزان تعهد سازمانی از مقیاس تعهد سازمانی که توسط پورتر، مائودی و استیرز در سال 1974 ساخته شده استفاده گردید. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون های آماری همبستگی، t و آنالیز واریانس و رگرسیون چند گانه استفاده شد. نتایج: نتایج نشان داد بین گروه های آموزشی و میزان استفاده از سبک رهبری تفاوت معنی دار بود بطوری که گروه های علوم پایه نسبت به گروه های بالینی از هر دو سبک رهبری تحولی و تعاملی بیشتر استفاده می کردند. میزان تعهد سازمانی اعضای هیات علمی بیشتر در حد متوسط بود. از بین ابعاد وارد شده بعد فرمند از بین ابعاد سبک رهبری تحول آفرین و بعد پاداش مشروط از بین ابعاد سبک رهبری تعامل گرا بیشترین میزان تبیین را برای متغیر وابسته یعنی تعهد سازمانی داشته است. زنان نسبت به مردان دارای تعهد سازمانی بیشتری بودند .(P<0.05)نتیجه گیری: به نظر می رسد مدیران علوم پایه موفقیت بیشتری در استفاده از هر دو سبک رهبری برای برانگیختن اعضاء دارند که ممکن است به دلیل ماهیت رشته های علوم پایه و لزوم آزادی عمل بیشتر آنها در استفاده از هر دو سبک رهبری باشد که می تواند بیشترین تاثیر را بر متغیرهای مهم سازمانی از جمله تعهد بر بگذارد.

۶ارزشیابی دوره آموزش مجازی مدیریت عالی بهداشت عمومی (MPH) پزشک خانواده در دانشگاه علوم پزشکی شیراز
اطلاعات انتشار: گام هاي توسعه در آموزش پزشكي، پاييز, دوره  ۱۰ , شماره  ۳، سال
تعداد صفحات: ۶
زمینه و هدف: دوره مدیریت عالی بهداشت عمومی که به اختصار MPH نامیده می شود با هدف توانمندسازی پزشکان خانواده شاغل در نظام سلامت کشور ایران طراحی شده است. محتوای آموزشی این دوره در ارتباط با مدیریت، حفظ و ارتقای سلامت عمومی است که بر اساس آن دانش آموختگان، توانمندی هایی را در زمینه های مدیریت مراقبت های عمومی خط اول مبتنی بر نیازهای خانواده، جامعه و نظام سلامت به صورت جامع و پیوسته کسب می کنند. این مطالعه جهت ارزشیابی دوره آموزش مجازی برنامه MPH پزشک خانواده در دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام گرفت. روش کار: این مطالعه یک مطالعه کیفی و کمی است. ارزشیابی به روش کرک پاتریک انجام گرفت. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه پزشکان شرکت کننده ورودی بهمن 88 در طرح پزشک خانواده (25 نفر) در دانشگاه علوم پزشکی شیراز بودند که کلیه فرم های دستیابی به اهداف، مقایسه میزان یادگیری دروس، سنجش کیفیت CD ها و سنجش محیط آموزشی را تکمیل نموده، سپس داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 14 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. همچنین آزمون OSCE جهت ارزشیابی سطح سوم مدل کرک پاتریک توسط مرکز مطالعات و توسعه آموزش پزشکی برگزار شد. جهت ارزیابی کیفی دوره از اساتید مدرس برنامه مصاحبه نیمه ساختارمند به عمل آمد و فرم های نظرسنجی باز توسط فراگیران تکمیل شد. سپس تم ها به روش کیفی استخراج گردید. یافته ها: تعداد 15 نفر از پزشکان شرکت کننده در تکمیل پرسشنامه و 12 نفر در آزمون OSCE شرکت نمودند. در بین دروس ارائه شده مطلوب ترین و کاربردی ترین درس ارائه شده از نظر حجم مطالب و مداخلات تشخیصی ودرمانی مربوط به مدیریت سرپایی بیماری های سالمندان و مبانی اپیدمیولوژی بود و کمترین میزان مطلوبیت از نظر محتوا، کاربرد و مداخلات تشخیصی و درمانی مربوط به دروس اصول ارتقاء و ترویج سلامت، Case management و ارائه خدمات و مراقبت های مدیریت شده بود. در آزمون OSCE برگزار شده بهترین میانگین نمرات فراگیران مربوط به درس زنان و کمترین آن مربوط به درس اطفال بود. نتیجه گیری: با توجه به یافته های بدست آمده چنین نتیجه گیری می شود که فراگیران نامناسب بودن کیفیت CD ها، شروع دوره MPH به صورت سریع و کارشناسی نشده، وجود نکات ابهام فراوان در دستورالعمل و آینده رشته MPH پزشک خانواده و شیوه برگزاری آزمون ها را از مهمترین نقاط ضعف برنامه و افزایش دانش و میزان یادگیری شرکت کنندگان را مهمترین نقطه قوت برنامه برشمردند.

۷نیازسنجی آموزشی و تدوین برنامه آموزشی با بهره گیری از مدل (Developing a curriculum (DACUM
اطلاعات انتشار: گام هاي توسعه در آموزش پزشكي، , دوره  ۱۱ , شماره  ۳، سال
تعداد صفحات: ۱۴
زمینه و هدف: یک از روش های بسیار مطرح و کاربردی در زمینه نیازسنجی و تدوین برنامه آموزشی، مدل DACUM (Developing a curriculum) می باشد. این مدل، امروزه به عنوان روشی منحصر به فرد، خلاقانه و بسیار موثر برای تجزیه و تحلیل یک شغل یا حرفه به کار می رود.روش کار: در این پژوهش، سه کارگاه دو روزه متشکل از افراد خبره با استفاده از روش DACUM، به نیازسنجی آموزشی و تحلیل شغلی مدیران آموزشی (معاونین آموزشی بیمارستان های آموزشی، معاونین آموزشی دانشکده ها و مدیران گروه های آموزشی) دانشگاه علوم پزشکی شیراز پرداخته شد و سپس بر اساس نتایج حاصل، برنامه آموزشی برای آنان تهیه گردید.یافته ها: کارگاه ها منجر به شناسایی 6 وظیفه و 51 فعالیت برای معاونین آموزشی بیمارستان های آموزشی، 9 وظیفه و 81 فعالیت برای معاونین آموزشی دانشکده ها و 16 وظیفه و 98 فعالیت برای مدیران گروه های آموزشی گردید. لیست مهارت ها و دانش مورد نیاز، لیست ابزار، تجهیزات و لوازم مورد نیاز و لیست رفتارهای ویژه شغلی نیز تهیه گردید. سپس بر اساس اطلاعات حاصل از کارگاه ها، پرسش نامه هایی جهت سنجش میزان اهمیت، دشواری و تکرار وظایف طراحی گردید. لیست نهایی دانش، مهارت ها، ابزار و تجهیزات مورد نیاز، رفتارهای ویژه شغل بر اساس اظهارات اعضای کمیته DACUM و پاسخ دهندگان به پرسش نامه ها تهیه گردید.نتیجه گیری: با توجه به میزان اهمیت، دشواری و تکرار وظایف و همچنین لیست دانش، مهارت ها، رفتارهای ویژه شغل و بررسی برنامه های آموزشی مدیران آموزشی در سایر کشورها، برنامه آموزشی مشتمل بر اهداف، محتوا، شیوه اجرا و نحوه ارزشیابی تهیه و تدوین گردید تا به منظور آموزش مدیران آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شیراز مورد استفاده قرار گیرد.

۸تحلیلی بر شیوه های آموزش دوره پزشکی مبتنی بر شواهد در دانشگاه های داخل و خارج از کشور
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاهي يادگيري الكترونيكي (مديا)، بهار, دوره  ۶ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۱۲
پزشکی مبتنی بر شواهد از رویکردهای نوین برای پزشکان به منظور تلفیق تجربیات بالینی و بهترین شواهد موجود است تا زمینه کاربرد متعهدانه آنها را برای اتخاذ تصمیمات تشخیصی و درمانی دقیق، آگاهانه و منصفانه فراهم نمایند. در سال های اخیر مطالعات بسیاری در مورد شیوه های آموزش یا اثربخشی دوره های پزشکی مبتنی بر شواهد انجام شده است. بر این اساس، مقاله حاضر با نگاهی تحلیلی به مقالات مرتبط، به بررسی شیوه های متنوع آموزش و سطوح اثربخشی دوره ها می پردازد. این تحقیق با رویکرد تحلیلی نظری، مبتنی بر روش کتابخانه ای و جستجوی مقالات در پایگاه های اطلاعاتی علمی انجام شده است. 42 مقاله مورد بررسی اولیه قرار گرفت و 21 مقاله که اطلاعات کامل تری داشتند بر اساس دو بعد شیوه آموزش و سطح اثربخشی در مطالعه اصلی وارد شدند. نتایج نشان داد در اغلب مطالعات، آموزش دوره های پزشکی مبتنی بر شواهد از سال های ابتدایی پزشکی آغاز می شوند و اگرچه از شیوه سخنرانی در اغلب آموزش ها برای ارائه مفاهیم استفاده شده است، اما رویکرد تلفیقی و بهره گیری از روش های فعال عملی و بحث گروهی بخش مهمی از آموزش دانشجویان بود. همچنین مطالعاتی که در مورد اثربخشی دوره ها انجام شده غالبا به سنجش رضایت و دانش پرداخته اند و در مور کاربست دوره ها شواهد کمتری موجود است بنابراین لازم است نسبت به بهره گیری از شیوه های تعاملی و تلفیقی با رویکرد بین رشته ای در آموزش دانشجویان پزشکی توجه بیشتری شود. بهتر است آموزش دوره های پزشکی مبتنی بر شواهد به صورت پلکانی و متناسب با نیاز آموزشی که دانشجو در دوره علوم پایه. یا بالینی احساس می کند، ارائه شود و ضروری است در مورد اثربخشی دوره های آموزشی در حیطه عمل و تغییر در رفتار بررسی های بیشتری انجام شود.

۹تحلیلی بر قلمروی پزشکی مبتنی بر شواهد بر اساس دو عامل: ماهیت علم و شرایط تصمیم گیری (مقاله تحلیلی)
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاهي يادگيري الكترونيكي (مديا)، تابستان, دوره  ۶ , شماره  ۲، سال
تعداد صفحات: ۷
مرور منابع علمی نشان می دهد که تصمیم گیری های تشخیصی و درمانی در بسیاری موارد مبتنی بر شواهد علمی نبوده و تاحد زیادی از تجربه و ذهنیت فرد، الگوهای قبلی و روشهایی که برحسب عادت متداول شده اند تاثیر می پذیرد. به عبارت دیگر نمی توان با اطمینان گفت آیا تصمیمات تشخیصی و درمانی که همه روزه در محیط های بالینی اتخاذ می شود بهترین تصمیم ممکن هستند؟ آیا می توان برای همه تصمیمات، شواهد علمی متقن ارائه داد؟ و آیا این تصمیمات مطابق آخرین یافته های علمی هستند؟. با توجه به آنکه عنصر «تصمیم گیری»، محور اصلی رشته پزشکی را تشکیل می دهد، این مقاله با هدف بسط مفهومی پزشکی مبتنی بر شواهد به تحلیل جایگاه پزشکی مبتنی بر شواهد بر اساس دو عامل ماهیت علم و شرایط تصمیم گیری می پردازد. روش انجام پژوهش، تحلیلی– نظری می باشد. با مطالعه و تحلیل منابع کتابخانه ای و مبانی نظری موجود در زمینه تئوری های تصمیم گیری و ماهیت علم، قلمروی سیستمی پزشکی مبتنی بر شواهد با توجه به 7 شاخص میزان اطمینان شرایط، عینیت پدیده، قابلیت پیش بینی، قطعیت نظریه ها، نوع تفکر و تفسیرپذیری رویدادها تبیین گردید. حاصل تلفیق نظری تئوری ها در قالب چارچوب مفهومی مقاله ارائه گردیده است. با توجه به ماهیت تجربه پذیر علوم پزشکی، توسعه رویکرد پزشکی مبتنی بر شواهد امری ضروری و در تقویت مهارت های ارزیابی نقادانه شواهد و مستندات علمی، کاهش قضاوت ذهنی، و شکل گیری تدریجی نظریه های نوین موثر خواهد بود.

۱۰ارزشیابی دوره آموزش مجازی مدیریت عالی بهداشت عمومی (MPH) پزشک خانواده
اطلاعات انتشار: گامهاي توسعه در آموزش پزشكي، سال
تعداد صفحات: ۶
زمینه و هدف: دوره مدیریت عالی بهداشت عمومی که به اختصار MPH نامیده می شود با هدف توانمندسازی پزشکان خانواده شاغل در نظام سلامت کشور ایران طراحی شده است. محتوای آموزشی این دوره در ارتباط با مدیریت، حفظ و ارتقای سلامت عمومی است که بر اساس آن دانش آموختگان، توانمندی‌هایی را در زمینه های مدیریت مراقبت‌های عمومی خط اول مبتنی بر نیازهای خانواده، جامعه و نظام سلامت به صورت جامع و پیوسته کسب می‌کنند. این مطالعه جهت ارزشیابی دوره آموزش مجازی برنامه MPH پزشک خانواده در دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام گرفت. روش کار: این مطالعه یک مطالعه کیفی و کمی است. ارزشیابی به روش کرک پاتریک انجام گرفت. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه پزشکان شرکت کننده ورودی بهمن 88 در طرح پزشک خانواده (25 نفر )در دانشگاه علوم پزشکی شیراز بودند که کلیه فرم‌های دستیابی به اهداف، مقایسه میزان یادگیری دروس، سنجش کیفیت CD ها و سنجش محیط آموزشی را تکمیل نموده، سپس داده‌ها با نرم افزار SPSS نسخه 14 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. همچنین آزمون OSCE جهت ارزشیابی سطح سوم مدل کرک پاتریک توسط مرکز مطالعات و توسعه آموزش پزشکی برگزار شد. جهت ارزیابی کیفی دوره از اساتید مدرس برنامه مصاحبه نیمه ساختارمند به عمل آمد و فرم‌های نظرسنجی باز توسط فراگیران تکمیل شد. سپس تم‌ها به روش کیفی استخراج گردید. یافته‌ها : تعداد 15 نفر از پزشکان شرکت کننده در تکمیل پرسشنامه و 12 نفر در آزمون OSCE شرکت نمودند. در بین دروس ارایه شده مطلوب ترین و کاربردی ترین درس ارایه شده از نظر حجم مطالب و مداخلات تشخیصی ودرمانی مربوط به مدیریت سرپایی بیماری های سالمندان و مبانی اپیدمیولوژی بود و کمترین میزان مطلوبیت از نظر محتوا، کاربرد و مداخلات تشخیصی و درمانی مربوط به دروس اصول ارتقا و ترویج سلامت، Case management و ارایه خدمات و مراقبت های مدیریت شده بود. در آزمون OSCE برگزار شده بهترین میانگین نمرات فراگیران مربوط به درس زنان و کمترین آن مربوط به درس اطفال بود. نتیجه‌گیری: با توجه به یافته های بدست آمده چنین نتیجه گیری می شود که فراگیران نامناسب بودن کیفیت CD ها، شروع دوره MPH به صورت سریع و کارشناسی نشده، وجود نکات ابهام فراوان در دستورالعمل و آینده رشته MPH پزشک خانواده و شیوه برگزاری آزمون ها را از مهمترین نقاط ضعف برنامه و افزایش دانش و میزان یادگیری شرکت کنندگان را مهمترین نقطه قوت برنامه برشمردند.

۱۱تحلیلی بر قلمروی پزشکی مبتنی بر شواهد بر اساس دو عامل ماهیت علم و شرایط تصمیم‌گیری
اطلاعات انتشار: Interdisciplinary Journal of Virtual Learning in Medical Sciences، سال
تعداد صفحات: ۷
مرور منابع علمی نشان می دهد که تصمیم گیری های تشخیصی و درمانی در بسیاری موارد مبتنی بر شواهد علمی نبوده و تاحد زیادی از تجربه و ذهنیت فرد، الگوهای قبلی و روش هایی که برحسب عادت متداول شده اند تاثیر می پذیرد. به‌عبارت دیگر نمی توان با اطمینان گفت آیا تصمیمات تشخیصی و درمانی که همه روزه در محیط های بالینی اتخاذ می شود بهترین تصمیم ممکن هستند؟ آیا می توان برای همه تصمیمات، شواهد علمی مُتقن ارایه داد؟ و آیا این تصمیمات مطابق آخرین یافته های علمی هستند؟. با توجه به آنکه عنصر «تصمیم گیری»، محور اصلی رشته پزشکی را تشکیل می دهد، این مقاله با هدف بسط مفهومی پزشکی مبتنی بر شواهد به تحلیل جایگاه پزشکی مبتنی بر شواهد بر اساس دو عامل ماهیت علم و شرایط تصمیم گیری می‌‌پردازد. روش انجام پژوهش، تحلیلی– نظری می‌باشد. با مطالعه و تحلیل منابع کتابخانه‌ای و مبانی نظری موجود در زمینه تیوری‌های تصمیم‌گیری و ماهیت علم، قلمروی سیستمی پزشکی مبتنی بر شواهد با توجه به 7 شاخص میزان اطمینان شرایط، عینیت پدیده، قابلیت پیش–بینی، قطعیت نظریه ها، نوع تفکر و تفسیرپذیری رویدادها تبیین گردید. حاصل تلفیق نظری تیوری‌ها در قالب چارچوب مفهومی مقاله ارایه گردیده است. با توجه به ماهیت تجربه‌پذیر علوم پزشکی،‌ توسعه رویکرد پزشکی مبتنی بر شواهد امری ضروری و در تقویت مهارت‌های ارزیابی نقادانه شواهد و مستندات علمی،‌ کاهش قضاوت ذهنی، و شکل‌گیری تدریجی نظریه‌های نوین موثر خواهد بود.

۱۲ارزشیابی اساتید بالینی بیمارستان شهید فقیهی شیراز بر اساس مدل شناختی استاد– شاگردی در دی‌ماه 1389
اطلاعات انتشار: Interdisciplinary Journal of Virtual Learning in Medical Sciences، سال
تعداد صفحات: ۱۰
مقدمه: مهمترین رسالت دانشگاه‌ها آموزش و تربیت دانشجویانی می‌باشد که متخصصان و مدیران آینده کشور را تشکیل می‌دهند. از این رو ارتقا سطح آموزشی دانشگاه‌های علوم پزشکی منجر به ایجاد نیروی کار موثر و مورد نیاز جامعه و در نتیجه ارتقا سطح سلامت جامعه می‌شود. این ارتقا و پیشرفت حاصل نمی‌گردد مگر در سایه بازخوردهای کارا، بازنگری‌های مداوم و رفع کاستی‌ها. در این راستا بر آن شدیم تا تمامی اساتید مشغول به تدریس در کلیه بخش‌های آموزشی بیمارستان شهید فقیهی شیراز در دیماه 1389 را بر اساس مدل استاد– شاگردی شناختی مورد ارزیابی قرار دهیم و با ارایه بازخورد به اساتید بالینی، گامی در جهت بهبود سیستم آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شیراز برداریم. مواد و روش‌ها: در این تحقیق تحلیلی توصیفی، اساتید مشغول به تحصیل در بخش‌های داخلی، جراحی، زنان، پوست، اورولوژی، قلب و نورولوژی مورد ارزیابی قرار گرفتند. در تحقیق انجام شده از پرسشنامه‌ای روا استفاده گردید و شش متغیر الگوبودن، مربی بودن، بازاندیشی، چهارچوب‌بندی، بیان، اکتشافی و خصوصیات کلی محیط آموزشی مورد بررسی قرار گرفت. داده‌های جمع‌آوری شده توسط نرم‌افزار کامپیوتری SPSS16 تحلیل شد. نتایج: از دید دانشجویان مهمترین ویژگی استادی که بیشترین نمره آموزشی را کسب کردند عبارتند از ویژگی اکتشافی، چهارچوب‌بندی، مربی بودن. همچنین دانشجویان در این تحقیق اظهار داشتند که اکثریت بخش‌های مورد ارزیابی از نظر ایجاد انگیزه در دانشجویان نیاز به تقویت دارند. نتیجه‌گیری: ارزیابی و بازخورد یکی از کارآمدترین روش‌ها برای پیشرفت سـیستم‌های آموزشی اسـت. با بکارگیری سیستم‌های ارزیابی مناسب می‌توان در جهت بهبود آموزش در دانشگاه‌های علوم پزشکی گام برداشت.

۱۳ارتباط بین میزان تراکم معدنی استخوان و بیماری‌ عروق کرونر
اطلاعات انتشار: طب جنوب، سال
تعداد صفحات: ۸
زمینه: پوکی استخوان و بیماری قلبی– عروقی دو عامل مهم تهدید کننده سلامت بشر هستند که باعث افزایش ناتوانی و مرگ ومیر می‌شوند. مطالعات نشان داده که با پیشرفت آترواسکلروز، تراکم استخوان کاهش می‌یابد و بیماری‌های قلبی– عروقی در افرادی‌ که استیوپروز دارند شایع‌تر است. هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط بین میزان تراکم استخوان با میزان درگیری عروق اصلی کرونر در افرادی است که تحت آنژیوگرافی قلب قرار گرفتند. مواد و روش‌ها: در این مطالعه 197 بیمار تحت آنژیوگرافی عروق کرونر و سنجش تراکم استخوان قرار گرفتند. با توجه به نتایج آنژیوگرافی بیماران به دو دسته تقسیم شدند. افرادی که درگیری قابل توجه عروق کرونر به‌صورت تنگی حداقل 50 درصد یا بیشتر در یک یا بیشتر رگ‌های اصلی عروق کرونر داشتند و افرادی که عروق کرونر طبیعی یا تنگی کمتر از 50 درصد داشتند. میانگین تراکم استخوان بر حسب گرم بر سانتی‌متر مربع در نواحی کمر و لگن توسط روش جذب سنجی اشعه X با انرژی دوگانه اندازه‌گیری شد و T– score بیماران در این نواحی تعیین شد. T–score بیشتر از 1– طبیعی، T–score بین 1– تا 5\2– و T– score کمتر از 5\2– به‌ترتیب به‌عنوان استیوپنی و استیوپروز در نظر گرفته شد. در نهایت ارتباط بین میزان تراکم استخوان با بیماری عروق کرونر توسط نرم‌افزار آماری SPSS ویرایش 15 و با استفاده از آزمون‌های آماری مناسب بررسی شد. یافته‌ها: متوسط سنی نمونه‌ها در این مطالعه 32\11±57 سال بود. 33 درصد بیماران در ناحیه کمر و 2\24 درصد در ناحیه گردن فمور دچار استیوپروز بودند. درگیری قابل توجه عروق کرونر در 9\67 درصد افراد وجود داشت. میانگین میزان تراکم استخوان در مهره‌های کمر و استخوان لگن در افرادی که دچار تنگی عروق کرونر بودند نسبت به افرادی که آنژیوگرافی طبیعی داشتند تفاوت معناداری نداشت. نتیجه‌گیری: در این مطالعه ارتباطی بین بیماری عروق کرونر و استیوپروز پیدا نشد. مطالعات بیشتری برای اثبات این ارتباط توصیه می‌شود.
نمایش نتایج ۱ تا ۱۳ از میان ۱۳ نتیجه