توجه: محتویات این صفحه به صورت خودکار پردازش شده و مقاله‌های نویسندگانی با تشابه اسمی، همگی در بخش یکسان نمایش داده می‌شوند.
۱مطالعه رهبری معنوی به عنوان عاملی اثرگذار بر کارافرینی در سازمان ها
اطلاعات انتشار: اولین همایش ملی مدیریت، سال
تعداد صفحات: ۲۲
رهبری عنوانی با کاربردی جهانی است و به رغم فراوانی نوشته ها درباره رهبری هنوز هم محققان مردم را به یک کوشش جدی برای فهم آن دعوت می کنند دراین تحقیق رهبری معنوی در یک مدل انگیزشی توسعه یافته است که چشم انداز امید، ایمان و عشق به نوع دوستی و بینش مشترک در محیط کار و بقا معنوی را در هم آمیخته است منظور از رهبری معنوی ایجاد و تحقق چشم انداز و همسانی ارزشها درماورای رهبری استراتژیک می باشد رهبری معنوی یا فراهم آوری بسترها و ایدئولوژی ها منجر به ایجاد شرایطی می گردد که سایر ویژگیهای مثبت سازمانی از قبیل سازمان یادگیرنده ، سازمان کارآفرین، سازمان دانشی و ... امکان ظهور می یابند.

۲بررسی رابطه بین عوامل سازمانی مدیریت دانش با کارآفرینی سازمانی
اطلاعات انتشار: اولین کنفرانس بین المللی مدیریت و نوآوری، سال
تعداد صفحات: ۲۲
مدیریت دانش با ایجاد، توسعه و ترویج دانش و تمرکز بر دارائی های غیر فیزیکی سازمان(تجارب و دانش کارکنان)، شرایطی را برای بروز رفتار کارآفرینانه فراهم می نماید و باعث بوجود آمدن سازمان های کارآفرین می شود که مجموعه این اقدامات تاثیر مستقیمی برروی رشد و توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سازمان دارد. در واقع می توان گفت: سازمان ها اگر بخواهند از رویکرد کارآفرینی برای نیل به اهداف خود یعنی بقاء، رشد و توسعه بهره مند شوند بایستی با مدیریت بر دانش شرایط را برای بروز رفتار کارآفرینانه فراهم نمایند. هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه بین عوامل سازمانی مدیریت دانش با کارآفرینی سازمانی در شرکت ایران خودرو می باشد. تا بدین وسیله سازمان مذکور با استقرار عوامل سازمانی مدیریت دانش و از مجرای کارآفرینی سازمانی ، مزیت رقابتی خویش را ارتقا بخشد. یافته های پژوهش حاضر موید رابطه مثبت و معنا دار بین دو متغیر عوامل سازمانی مدیریت دانش و کارآفرینی سازمانی در ایران خودرو می باشد. به عبارت دیگر مدیریت دانش در سازمان میتواند به عنوان بستر ظهور کارآفرینی سازمانی تلقی گردد.

۳بهره گیری از سناریو نویسی هنجاری و مدیریت دانش راهبردی نوآور در تجاری سازی ایده های خلاق در صنعت بیمه
اطلاعات انتشار: هجدهمین همایش ملی و چهارمین سمینار بین المللی بیمه و توسعه، سال
تعداد صفحات: ۱۳
امروزه تلاش سازمانهای پیشرو بمنظور مقابله با بحرانها جهت حفظ حیاتشان از یک سو، ظهور جامعه فرا صنعتی با حرکت از اقتصاد تولیدی به اقتصاد خدماتی با محوریت دانش به عنوان منبع نوآوری از سوی دیگر، همچنین ایفا ء نقش سازنده و فزاینده ساختارهای محوری نظیر دانشگاهها، سازمانهای تحقیقاتی، مراکز رشد و توسع ه در سازمانها موید ضرورت پرداختن به پدیده آینده نگری است. نویسندگان در این مقاله با تشریح کامل ابزار سناریونویسی هنجار ی یا انتظاری که یکی از متدولوژیهای آینده نگاری است نسبت به معرفی و تبیین مدل مدیریت دانش راهبردی نوآو ر بعنوا ن اکسیری برای حفظ حیات شرکتهای فعال در صنعت بیمه اهتمام نموده اند.

۴چالشها و پیشنهادها (راهکارها) در توسعه مفهومی کارآفرینی
اطلاعات انتشار: رشد فناوري، زمستان, دوره  ۸ , شماره  ۲۹، سال
تعداد صفحات: ۱۲
حکایت های متقن و شواهد تجربی بسیاری از اهمیت کارآفرینی به عنوان یک حوزه مطالعاتی موجود است. کارآفرینان، توسط خلق فناوری های نوین و خدمات جدید، کیفیت زندگی را ارتقا داده اند، افزایش بهره وری، فراهم نمودن سرگرمی های بیشتر، بهبود وضعیت بهداشت و سلامتی و نیز ارتقا ارتباطات از آن جمله اند. دانشی که تحت عنوان علم کارآفرینی شناخته شده است قدری دشواریاب است و گاه همین فایده مندی آن را مشکوک می سازد. از جمله رایج ترین طعنه هایی که ارزش تفکر انتقادی یا فلسفی در باب کارآفرینی را مورد تردید قرار داده است، دعوای بی فایدگی آن در قیاس با دشواری درک آن بوده است. در واقع به رغم گذشت بیش از سه دهه از شکل گیری رشته علمی کارآفرینی، کماکان چالش هایی بر سر راه مشروعیت و مقبولیت آن به عنوان حوزه ای مجزا در جستارگری علمی و دانشگاهی قرار دارد. از جمله چنین چالش هایی می توان به 1) چالش تعریف پدیده کارآفرینی، 2) تعیین قلمرو موضوعی و پژوهشی آن، 3) ماهیت علمی کارآفرینی: تک ساحتی و یا میان رشته ای بودن و 4) مجادلات مربوط به روش شناسی، به عنوان عمده ترین چالش های رشته علمی کارآفرینی در دهه های اخیر اشاره نمود. اکنون بعد از چند دهه از تولد حوزه کارآفرینی، ضرورت مواجهه و دیدار دوباره با چالش های موجد عدم مقبولیت کارآفرینی ضروری به نظر می رسد. در مقاله حاضر به مروری بر چالش های موجود این رشته نوظهور علمی، عمده تلاش های پاسخگویی به آن و وضعیت آینده آن خواهیم پرداخت.

۵پدیدارشناسی در مطالعات کارآفرینی
اطلاعات انتشار: فصلنامه علوم مديريت ايران، پاييز, دوره  ۵ , شماره  ۱۹، سال
تعداد صفحات: ۲۹
اگر در کارآفرینی به عنوان یک حوزه فکری– علمی تناسبی میان موضوع و روش وجود نداشته باشد یا ضعیف باشد (وضعیت کنونی در کارآفرینی به عنوان رشته ای علمی و استراتژی های تحقیق برخاسته از پارادایم کارکردگرایی نظیر: پیمایش، تک روش های توصیفی و ....) آن حوزه علمی در آموختن و یادگیری به مخاطبان ناتوان است. شاید همین مساله، شیوه ای را مطرح می سازد که چرا تعدادی از مباحث عمده و بنیادی در حوزه مطالعات کارآفرینی، حل نشده باقی مانده است. بنابراین در مقاله حاضر هدف، بیان و توصیف اهمیت رو به گسترش نگریستن به قلمرو کارآفرینی از دید پارادایم تفسیری و استراتژی های تحقیق کیفی نظیر پدیدارشناسی به عنوان بخشی از مواد و ارکان لازم جهت فهم کارآفرینی به عنوان یک کل است. به عبارت دیگر، از آنجا که کارآفرینی فرایند یکپارچه ای از تجارب زندگی است و تجارب زندگی جهت مطالعه با دشواری بسیاری همراه هستند و اغلب روش شناسی های پیشین جهت مداقه این عامل با شکست مواجه گردیده اند؛ راه حل چالش روش شناسی مذکور در این مقاله خروج و فرا رفتن از مرزهای پارادایم کارکردگرایی در حوزه علمی کارآفرینی برای نیل به تبیین و فهم مناسب پدیده های کارآفرینانه و استفاده از پارادایم تفسیری و استراتژی های پژوهشی مناسب نظیر روش پدیدارشناسی پیشنهاد می شود. به همین منظور در بخش اول به معرفی و تشریح مواضع رویکرد پدیدارشناسی به عنوان یک ابزار تحقیق پرداخته و در بخش دوم، ضمن اشاراتی به وضعیت چالش برانگیز حاکم بر روش شناسی رشته علمی کارآفرینی، مطلوبیت و فواید بکارگیری این رویکرد تحقیقی همراه با نمونه هایی در حوزه کارآفرینی ذکر شده اند تا مدخلی جهت انجام مطالعات آتی در حوزه کارآفرینی با استفاده از پدیدارشناسی به مثابه روش تحقیق باشد. مقاله حاضر را می توان به عنوان پاسخی به روند فزاینده نیاز قلمرو پژوهشی کارآفرینی به روشهای کیفی برای تولید پژوهشهای اکتشافی و توصیفی قلمداد نمود.

۶تحلیل رابطه توانمندسازی روانشناختی و تعهد سازمانی
اطلاعات انتشار: رشد فناوري، سال
تعداد صفحات: ۱۱
تغییرات سریع محیطی سازمانها را وادار می سازد تا برای سازگاری با محیط به سازوکارهای مدیریتی مختلفی روی بیاورند . توانمندسازی یکی از این سازوکارهاست و نقش کلیدی در حیات سازمانهای نوین در عصر دانش دارد. از سویی ، امروزه با سرعت فزاینده تغییر در سازمانها، مدیران به دنبال راههایی برای افزایش تعهد سازمانی کارکنان هستند تا از این طریق با حصول اطمینان از تعهد کارکنان و وفاداری آنها در روزهای سخت، به مزیت رقابتی دست یابند. تحقیق حاضر در پی بررسی رابطه بین توانمندسازی روانشناختی و تعهد سازمانی است و به این منظور از میان کارشناسان اداره امور کل کارکنان بانک ملت، عده ای از کارشناسان به صورت نمونه گیری تصادفی ساده (125نفر)انتخاب شدند. نتایج تحقیق به طور کلی حاکی از وجود رابطه معنی دار میان توانمندی روانشناختی و تعهد سازمانی بود. اما ابعاد شایستگی،معنی داری و انتخاب فاقد ارتباط معنی دار با تعهد سازمانی بودند و رابطه بعد موثر بودن با تعهد سازمانی تایید گردید.هر چند نتایج حاصل از آزمون رگرسیون اثرات معکوس این دو متغیر بر یکدیگر را نشان داد.به این معنی که هر چقدر افراد توانمندی روانشناختی بیشتری را احساس می نمودند تعهد آنان به سازمان کمتر می گردید.آزمون رتبه بندی ابعاد توانمندی روانشناختی به ترتیب شایستگی،موثر بودن،معنی دار بودن و انتخاب را نشان داد.

۷استراتژی تحقیق پدیدار‌شناسی
اطلاعات انتشار: Methodology of Social Sciences and Humanities، سال
تعداد صفحات: ۲۸
پدیدار‌شناسی می‌تواند به عنوان یک استراتژی تحقیق مطرح شود. هدف نوشتار حاضر، تبیین پدیدارشناسی در قالب یک استراتژی تحقیق و در اصل به عنوان یک ابزار پژوهشی است. همانند هر استراتژی تحقیق دیگری، پدیدارشناسی نیز در موضع ابزار پژوهش، مراحلی دارد که محقق را در جریان تحقیق از ابتدا تا انتها هدایت می‌کند. سه گام اساسی آن بر اساس نظر هوسرل عبارت‌اند از: اپوخه (تعلیق)، ایدیسیون (تقلیل‌گرایی) و همدلی. بر اساس تلاش موستاکاس و تبدیل آن به هفت گام متوالی و عملیاتی، محقق قادر خواهد بود تا این ابزار پژوهش را در جریان تحقیق خویش به کار بندد. از آنجا که سابقه مشخصی در خصوص کاربست این استراتژی تحقیق در داخل کشور موجود نیست، در پایان بحث، امکان و مطلوبیت بکارگیری آن به عنوان الگویی برای تحلیل تجارب بررسی می‌شود تا به مثابه فتح بابی برای مطالعات بیشتر پدیدارشناسی قرار گیرد.

۸یادگیری و اعتمادسازمانی حلقه های مینجی بین توانمندسازی روانشناختی و تعهد سازمان
اطلاعات انتشار: فرايند مديريت و توسعه، سال
تعداد صفحات: ۲۹

۹معنویت به عنوان حلقه بین توانمندسازی و بروز رفتارهای کارآفرینانه
اطلاعات انتشار: پژوهش هاي مديريت منابع سازماني، سال
تعداد صفحات: ۲۸
چکیده توانمند‌سازی تاثیر زیادی بر کارایی و اثربخشی مدیریتی و سازمانی دارد و از سویی به‌نظر بسیاری از محققان و نظریه‌پردازان، نقشی که افراد کارآفرین در ایجاد مزیت رقابتی ایفا می‌کنند، قابل‌توجه است. چنانچه شرایطی فراهم شود که کارکنان بتوانند رفتارهای کارآفرینانه را در سازمان بروز دهند و به نتیجه برسانند، می‌تواند نوید‌بخش دستیابی به سازمانی کارآفرین باشد. مزایای معنویت کاری از قبیل افزایش خلاقیت، افزایش صداقت و اعتماد، افزایش تعهد سازمانی، بهبود نگرش‌های شغلی کارکنان، افزایش رضایت شغلی، مشارکت شغلی و ... می‌باشد. همه این موارد به صورت مستقیم و غیرمستقیم باعث بهبود عملکرد، سودآوری و اثربخشی سازمانی می‌شوند. این مقاله در تلاش برای بررسی تاثیر ابعاد توانمند‌سازی روان‌شناختی و معنویت کاری بر بروز رفتارهای کارآفرینانه درسازمان صنایع کوچک و شرکت شهرک‌های صنعتی ایران است. بر اساس مدل مفهومی به‌دست آمده از ترکیب سه متغیر توانمندسازی روان‌شناختی، معنویت کاری و بروز رفتارهای کارآفرینانه، شش فرضیه تدوین شد و با آزمون‌های آماری کلموگروف اسمیرنوف، آزمون همبستگی رتبه‌ای اسپیرمن، آزمون فریدمن، تحلیل رگرسیون مورد بررسی قرار گرفت. در انتها نیز مدل تحقیق بر اساس تحلیل مسیر بررسی شد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است از این رو پس از گردآوری داده‌‌ها از طریق پرسشنامه با 51 سوال به تجزیه و تحلیل یافته‌‌ها پرداخته شد. جامعه آماری، سازمان صنایع کوچک و شهرک‌های صنعتی ایران می‌باشد و 148 نفر از کارکنان این سازمان، واقع هفت استان (تهران، فارس، اصفهان، سمنان، خراسان شمالی، خراسان جنوبی و خراسان وضوی) به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد از آن است که بین سه متغیر ‌بررسی در این پژوهش، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. واژگان کلیدی: توانمند‌سازی، توانمند‌سازی روان‌شناختی، کارآفرینی، رفتارهای کارآفرینانه، معنویت، معنویت کاری.

۱۰تجزیه و تحلیل تطبیقی روش شناسی های کیفی تحقیق
نویسنده(ها): ،
اطلاعات انتشار: ششمین کنفرانس بین المللی اقتصاد، مدیریت و علوم مهندسی، سال
تعداد صفحات: ۱۹
هدف این مقاله، مقایسه سه رویکرد مختلف به پژوهش کیفی شامل، تئوری داده بنیاد، پدیدارشناسی و تجزیه و تحلیل گفتمان است. برای این منظور به وجوه اشتراک، سه رویکرد مورد نظر توجه خواهد شد و هم به وجوه اختلاف آنها.این سه رویکرد ازمیان رویکردهای مختلف در پژوهش کیفی انتخاب شده اند و مبنای انتخاب نیز این بود که روش های فوق العاده سودمندی برای تحقیق در حو زه علم الاجتماع را ارائه می کنند. هر یک از این رویکردهایی که به پژوهش کیفی معرفی میشوند صرفا یک روش تحلیل داده نیستند، بلکه یک کل نظری و روش شناختی اند – یک بسته کامل اند. این بسته حاوی موارد زیر اسنت:اول، مفروضات فلسفی)هستی شناختی و مارفت شناختی راجع به نقش پژوهش در بر ساخت جهان اجتماعی (؛ دوم الگوهای نظری؛ سوم، دستورالعمل های روش شناختی راجع به نحوه نزدیک شدن به قلمرو تحقیق؛ و چهارم تکنیک های خاصیتحلیل. با توجه به موارد فوق الذکر مایارهایی برای مقایسه توسعه داده شده اند که مبتنی برکاراستارکس و همکاران باشند. در انتهای بحث، امکان سنجی بکارگیری دو یا سه رویکرد کیفی در یک پژوهش واحد مورد بررسی قرار می گیرد .همچنین برای نشان دادن این که اگونه رویکردها، تحلیل ها و نتایج مختلفی تولید می کنند، سه تحلیل خلاصه شده از یکمجموعه داده یکسان ارائه می شود

۱۱تحلیل بسترهای نظریه پردازی در مطالعات کارآفرینی
نویسنده(ها): ،
اطلاعات انتشار: ششمین کنفرانس بین المللی اقتصاد، مدیریت و علوم مهندسی، سال
تعداد صفحات: ۱۴
آنچه که تا پیش از این به عنوان تناقض و تعارض در مفهوم کارآفرینی پنداشته می شد، را میتوان ماحصل بی توجهی به بستر مطالعات کارآفرینی دانست. برای پیشرفت کارآفرینی به عنوان یک حوزه علمی، توسعه و آزمودن نظریه اهمیت محوری دارد در طول نزدیک به سه دهه، پژوهشگران نظریه های شناخته شده و معتبری راازسایررشته های علمی وام گرفته و درمطالعه گوناگونیهای پدیده کارآفرینی به کار بستهاند، که این مسئله بر انعطاف ناپذیری و انقیاد دستاوردهای پژوهشی این حوزه افزودهاست. رشته کارآفرینی یکی از پیچیدهترین رشتههای مطالعات ا جتماعی است که چالش قابل ملاحظه ای را پیشروی پژوهشگران قرن بیست و یکم قرار میدهد. مطالعات آینده با تو جه بیشتر به بستر پژوهشها میتوانند توفیق بیشتری درمطالعات کارافرینی بدست آورند. در واقع درک ماهیت، پویایی، انوصار و مودودیتهای این زمینه میتواند مطالعات اتی را غنی تر کند این مقاله مشکلات رایجی را تشریح میکند که در پژوهشهای اخیر کارآفرینی و در زمان کاربرد نظریه های موجود و جدید دربرابر پدیده ای جدید و نوظهور رویت شده است. همچنین راهکارهایی در جهت غنیسازی نظریه پردازی خلاق و سازنده در حوزه کارآفرینی ارائه شده است

۱۲طراحی یک ساختار برای مصاحبه ی عمیق پدیدارشناسی
نویسنده(ها): ،
اطلاعات انتشار: دومین کنفرانس بین المللی ابزار و تکنیکهای مدیریت، سال
تعداد صفحات: ۱۶
با توجه به گسترش روزافزون بکارگیری رویکردها و فنون کیفی پژوهش در مطالعات علوم اجتماعی از جمله دانش مدیریت و سازمان، ضرورت آشنایی با نحوه طراحی و اجرای مصاحبه های کیفی امری انکارناپذیر است. به همین منظور هدف مقاله حاضر طراحی یک چارجوب منسجم بر اساس مبانی فلسفه پدیدارشناسی برای انجام مصاحبه های عمیق پدیدارشناسی است. شاید متمایزترین ویژگی این مدل مصاحبه ی پدیدار شناختی عمیق، این باشد که این مدل، شامل مجموعه ای از سه مصاحبه ی جداگانه است. مصاحبه ی اول، زمینه ی (بستر) تجربه شرکت کنندگان را ایجاد می کند. مصاحبه دومی، به شرکت کنندگان اجازه می دهد تا جزئیات تجربه خود در زمینه وقوع را بازسازی کنند. مصاحبه سومی، شرکت کنندگان را تشویق می کند که معنایی را که تجربه شان برای آنها دارد، بازتاب دهند.

۱۳چالش‌ها و پیشنهادها (راهکارها) در توسعه مفهومی کارآفرینی
اطلاعات انتشار: رشد فناوري، سال
تعداد صفحات: ۱۲
حکایتهای متقن و شواهد تجربی بسیاری از اهمیت کارآفرینی به عنوان یک حوزه مطالعاتی موجود می باشد. کارآفرینان، توسط خلق فناوری های نوین و خدمات جدید، کیفیت زندگی را ارتقا داده اند، افزایش بهره وری، فراهم نمودن سرگرمی های بیشتر، بهبود وضعیت بهداشت و سلامتی و نیز ارتقا ارتباطات از آن جمله اند. دانشی که تحت عنوان علم کارآفرینی شناخته شده است قدری دشوار یاب است و گاه همین فایده مندی آن را مشکوک می‌سازد. ازجمله رایج ترین طعنه هایی که ارزش تفکر انتقادی یا فلسفی در باب کارآفرینی را مورد تردید قرار داده است، دعوای بی‌فایده‌گی آن در قیاس با دشواری درک آن بوده است. در واقع به رغم گذشت بیش از سه دهه از شکل گیری رشته علمی کارآفرینی، کماکان چالشهایی بر سر راه مشروعیت و مقبولیت آن به عنوان حوزه ای مجزا در جستارگری علمی و دانشگاهی قرار دارد. از جمله چنین چالشهایی می توان به 1. چالش تعریف پدیده کارآفرینی، 2. تعیین قلمرو موضوعی و پژوهشی آن، 3. ماهیت علمی کارآفرینی: تک ساحتی و یا میان رشته‌ای بودن و 4. مجادلات مربوط به روش شناسی، به عنوان عمده ترین چالشهای رشته علمی کارآفرینی در دهه های اخیر اشاره نمود. اکنون بعد از چند دهه از تولد حوزه کارآفرینی، ضرورت مواجهه و دیدار دوباره با چالش های موجد عدم مقبولیت کارآفرینی ضروری به نظر می رسد. در مقاله حاضر به مروری بر چالشهای موجود این رشته نوظهور علمی، عمده تلاشهای پاسخگویی به آن و وضعیت آینده آن خواهیم پرداخت.

۱۴مطالعه عوامل تاثیرگذار بر رضایت شغلی کارکنان دانشی و ارایه راهکارهای ارتقای آن
اطلاعات انتشار: پژوهش هاي مديريت منابع سازماني، سال
تعداد صفحات: ۲۳
چکیده کلید موفقیت در اقتصاد مبتنی بر دانش که در آن داشتن مزیت رقابتی باعث تمایز یک سازمان از سایر سازمان‌ها می‌شود، سرمایه انسانی دانش‌مدار است .یکی از مهم‌ترین عوامل در اداره شایسته این سرمایه ارزشمند، عامل رضایت شغلی است. در این پژوهش، محقق به‌دنبال آن است تا عوامل موثر بر رضایت شغلی کارکنان شرکت مواد غذایی کاله را در دو گروه مختلف – کارکنان بازاریابی و کارکنان سایر قسمت‌ها– شناسایی و مورد مقایسه قرار دهد. به این منظور از یک الگوی ترکیبی با ابعاد متنوع و بر‌اساس نظر اندیشمندان مختلف در حوزه مسایل رفتاری و رضایت شغلی استفاده شده است. برای جمع‌آوری داده‌های مربوط به متغیرهای تحقیق از ابزار پرسشنامه استفاده شده و تحقیق حاضر براساس نتیجه، کاربردی؛ بر‌اساس هدف، توصیفی؛ بر‌اساس نوع داده، کمی– کیفی و بر‌اساس نقش محقق مستقل از فرایند تحقیق است. شاخص‌های شش‌گانه موثر بر رضایت شغلی دانشگران در بخش فروش بیانگر این موضوع است که سه شاخص حقوق و دستمزد، نظام ترفیع ، ارتقا و امکانات رفاهی وضعیت به‌نسبت نامطلوبی دارند، اما شاخص‌های ماهیت شغل، سرپرستی و ارتباط با همکاران از وضعیت به‌نسبت مطلوبی برخوردار است و تحلیل نتایج مقایسه کارکنان فروش و بازاریابی با کارکنان سایر بخش‌ها بیانگر این است که هیچ گونه تفاوت معنا‌داری میان واحدها در شش شاخص مورد تحقیق در دو دسته از کارکنان وجود ندارد. هم‌چنین تحقیق حاضر به لحاظ نتیجه کاربردی از نظر شیوه جمع‌آوری داده‌ها کمی و از لحاظ هدف توصیفی می‌باشد. کلمات کلیدی: کارکنان دانشی، سرمایه انسانی، رضایت شغلی، ماهیت شغل.

۱۵تدوین عرصه زندگی بر مبنای الگوی اسلامی– ایرانی پیشرفت
اطلاعات انتشار: مديريت سازمان هاي دولتي، سال
تعداد صفحات: ۱۶
توسعه و پیشرفت یکی از مهم‌ترین خواسته‌های جوامع مدرن است که صور مختلف از اوضاع اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و انسانی را ترسیم می‌کند. هدف اصلی مطالعه حاضر، شناسایی و تبیین نقشه راه برای تدوین و طراحی الگوی اسلامی– ایرانی پیشرفت با استفاده از فن(تکنیک) آینده‌پژوهشی است. روش تحقیق مطالعه حاضر، از نظر هدف، توسعه‌ای و از نظر روش، توصیفی با استفاده از دلفی است. جامعه آماری آن را مدیران و کارکنان بخشهای فرهنگی، اعضای هییت علمی دانشگاهها و اعضای جامعه روحانیت تشکیل می‌دهند که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و تحلیل شده‌اند. همچنین ابزار گردآوری داده‌های این مطالعه، پرسشنامه است که در سه مرحله برای شناسایی و تبیین مولّفه‌ها و شاخصهای الگوی اسلامی– ایرانی پیشرفت تدوین شد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که الگوی نهایی با توجه به روش آینده‌پژوهی دارای شش بُعد (بهداشت جسمی و روانی، ثروت، دین، نسل، جامعه و عقل)، شش مولّفه و 96 شاخص است. همچنین بیانگر آن است که یک انسان با توجه به الگوی اسلامی– ایرانی پیشرفت، از جنبه‌های مختلف دارای چه ویژگی‌ها و توانمندی‌هایی است.

۱۶پدیدارشناسی تجربه اخراج شدن از کار
اطلاعات انتشار: فصلنامه مديريت دولتي، هفتم،شماره۲۳، پاييز ، سال
تعداد صفحات: ۲۲
با توجه به نقش محوری کار در زندگی افراد، اخراج شدن می تواند تبعات زیادی برای فرد و اطرافیان وی به دنبال داشته باشد؛ اما در حال حاضر در خصوص این تجربه فهم ناچیزی وجود دارد. بنابراین در این پژوهش از روش پدیدارشناسی گیورگی و گیورگی استفاده شد تا معنای این پدیده توصیف شود. بدین منظور به کمک روش نمونه گیری هدفمند، با 8 تن از افرادی که به تازگی از کار خود اخراج شده بودند، مصاحبه پدیدارشناسی عمیق شد. نتایج تحلیل داده ها نشان می دهد جوهره تجربه اخراج شدن از سه تم اصلی و یازده تم فرعی تشکیل شده است که عبارت اند از: 1. اخراج به مثابه محرومیت ناگهانی با تم های فرعی اخراج به مثابه فروپاشی برنامه ها، از دست دادن امنیت مالی و محیط اجتماعی کار؛ 2. اخراج به مثابه محرک عواطف با تم های فرعی نفرت، شوک، بی انصافی و بی عدالتی، سردرگمی، غم و اندوه و رهایی و 3. تاثیر اخراج بر خودانگاره با تم های فرعی تصور بی اهمیتی و تصور بی کفایتی. فهم به دست آمده از تجربه اخراج شدن، می تواند مدیریت این پدیده را هم برای سازمان ها و هم برای افراد تسهیل کند.

۱۷زمینه ها و استراتژی های مدیریت منابع انسانی بهره ور در سازمان های دولتی قرن 21
نویسنده(ها): ،
اطلاعات انتشار: منابع انساني ناجا، سال
تعداد صفحات: ۲۲
مدیران دولتی در حکومت‌های دموکراتیک فارغ از این که کشورشان توسعه یافته یا در حال توسعه باشد؛ با چالش پاسخگویی در راستای مدیریت کیفیت استراتژیک مواجهه هستند. جهت‌گیری مدیران در گذشته در بخش عمومی صرفا وظیفه اداره کردن منابع تحت اختیارشان بوده است. اما امروزه آنها ملزم به نوآوری هستند. سازمان‌های عمومی کارآمد به طور ویژه نیازمند رویکردهای نوآوری در مدیریت منابع انسانی هستند. مدیران بخش عمومی نیازمند اتخاذ دیدگاه‌ موثری نسبت به مدیریت منابع انسانی هستند که منجر به ایجاد و حفظ محیطی گردد تا که هدایت کننده کارکنان بهره ور باشد. در واقع هیچ جنبه‌ای از مدیریت بهره‌وری در بخش دولتی و در سازمان‌های عمومی به اندازه عامل انسان‌ مهم نیست. پرهزینه‌ترین و گسترده‌ترین سرمایه‌گذاری‌های دولت مربوط به انسان‌ها می‌شود چرا که پنجاه تا هشتاد و پنج درصد بودجه دولت برای حقوق و مزایای کارکنان هزینه می‌شود. با این نگاه، هدف این مقاله بررسی جایگاه مدیریت منابع انسانی و ارایه خطوط کلی بافت پویای مدیریت منابع انسانی و استراتژی‌های اصلی برای رسیدن به بهره‌وری منابع انسانی در سازمان های دولتی قرن بیست و یکمی است.
نمایش نتایج ۱ تا ۱۷ از میان ۱۷ نتیجه