توجه: محتویات این صفحه به صورت خودکار پردازش شده و مقاله‌های نویسندگانی با تشابه اسمی، همگی در بخش یکسان نمایش داده می‌شوند.
۱ارزیابی کلینیکی شاخص های توموری CEA و CA15–3 در بیماران مبتلا به سرطان پستان
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشکي گيلان، تابستان, دوره  ۱۵ , شماره  ۵۸، سال
تعداد صفحات: ۸
مقدمه: شاخص های توموری روش های مناسبی برای بدست آوردن اطلاعات در برخی از بدخیمی ها هستند ضمن آن که ارزان بوده و استفاده از آن ها نیز آسان است.هدف: بررسی ارزش CEA و CA15–3 در بیماران دچار کارسینومای پستان.مواد و روش ها: این مطالعه به صورت گذشته نگر بر 604 بیمار (میانه سنی 47 سال) که برای درمان به بخش انکولوژی در بیمارستان های امید و قائم مشهد (ایران) بین سال های 1378 تا 1383مراجعه کرده بودند، انجام شد. CEA (حد طبیعی ng\ml 5) و CA15–3 (حد طبیعی U\ml 40) برای تمام بیماران به روش رادیوایمونواسی اندازه گیری شده بود ( بین یک تا 10 دفعه).نتایج: مرحله یک تا چهار بیماری در ابتدای مراجعه بترتیب در 25، 370، 165 و 44 نفر مشاهده شد. با میانه مدت پی گیری 18 ماه، از 560 بیمار غیر متاستاتیک، 76 نفر (13.6%) در حین پیگیری عود کردند. حساسیت اندازه گیری CEA و CA15–3 در بیماران با متاستاز آشکار یا تا یک ماه قبل از کشف عود به ترتیب 56.4% و 90% بود. CEA و CA15–3 2 تا 8 ماه قبل از کشف متاستاز در 44 بیمار اندازه گیری شده بودند که افزایش سطح این شاخص ها به ترتیب در 7 (15.9%) و 23 نفر (52.2%) مشاهده شد. در 249 بیمار بدون عود که بیش از 18 ماه پیگیری شده بودند، افزایش کاذب سطح CEA و CA15–3 بترتیب در 7 (2.8%) و 4 نفر (1.7%) دیده شد.نتیجه گیری: کم بودن تعداد موارد مثبت کاذب در بیماران بدون عود نشان دهنده اختصاصی بودن مطلوب برحسب دو شاخص است. حساسیت CA15–3 در کشف بیماری متاستاتیک واضح بالا است. اما به هر حال حساسیت آن در بیماران با وسعت کم بیماری نسبتا پایین است. حساسیت CEA نسبت به CA15–3 خیلی کمتر است. اما نتیجه مثبت آن می تواند نتیجه CA15–3 را در موارد عود بیماری تایید کند.

۲بررسی بروز پروتئین HER–2\neu و ارتباط آن با درجه و مرحله مبتلایان به کارسینوم ترانزیشنال (TCC) مثانه غیرمتاستاتیک و بقا بدون بیماری (DFS)
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشکي گيلان، بهار, دوره  ۱۸ , شماره  ۶۹، سال
تعداد صفحات: ۵
مقدمه: بروز بالای پروتئین HER2 در انواعی از تومورهای بدخیم نظیر کارسینوم ترانزیشنال (TCC) مثانه شناسایی شده  است. در بعضی از مطالعات بروز این پروتئین را در 10 تا 50% مبتلایان به تومورهای مهاجم به عضله مثانه گزارش کرده اند. در این مطالعه، ما ارتباط بین بروزHER2  و مشخصه های آسیب شناسی تومور و نیز اثر آن را بر بقا عاری از بیماری(DFS)  در بیماران دچار TCC مثانه غیرمتاستاتیک ارزیابی کرده ایم.هدف: ارزیابی فراوانی پروتئین HER2 و ارتباط آن با درجه(Grade)  و مرحله(Stage)  در بیماران مبتلا به کارسینوم ترانزیشنال مثانه و بقا بدون بیماری در آنها.مواد و روش ها: در این مطالعه همگروهی گذشته نگر، نمونه های پارافینی 50 بیمار مبتلا به TCC مثانه غیرمتاستاتیک، ارجاع شده به بیمارستان امید از سال 1382 لغایت 1386 را به صورت ایمونوهیستوشیمی از نظر بروز پروتئین HER2 ارزیابی کردیم. نمونه ها از نظر درجه نیز بازبینی شدند. بیماران مبتلا به تومورهای سطحی (Superficial)،TUR–BT  و دوره درمانی کامل  BCGتراپی داخل مثانه و موارد با تومورهای مهاجم به عضله، کمورادیوتراپی با رژیم حاوی سیس پلاتین دریافت کردند.نتایج: 27 مورد (%57)، تومور با درجه بالا و 23 مورد، تومور با درجه پایین بدست آمد. نمونه ها از نظر بروز HER2 این گونه رنگ آمیزی شدند: صفر (11 مورد)، 1+ (11 مورد)، 2+ (13 مورد) و 3+ (15 مورد). از نظر مرحله T، موارد Tis، T1،T2  و  T3به ترتیب در 14، 19، 10 و 7 مورد تعیین شد. فراوانی تومورهای HER2 شدیدا مثبت (3+) در بین تومورهای مهاجم به عضله در قیاس با ضایعات سطحی، به طور معناداری بالاتر بود. (%58.8 در مقابل %15.2، P<0.001) همچنین به طور نسبی، بین بروز HER2 شدیدا مثبت با تومورهای درجه بالا ارتباط معنادار برقرار بود (%43.5 در مقابل %19.5، P=0.055). متوسط زمان پی گیری 14 ماه (4 تا 52 ماه) بود که در طی آن ۱۷ (٪۳۴) بیمار دچار عود بیماری شدند (17 مورد موضعی، 3 مورد استخوان، 2 مورد ریه). برای تمام بیماران بقای عاری از بیماری 3 ساله، %62.7±%7.4 بود که برای تومورهای سطحی به طور معنادار نسبت به تومورهای مهاجم به عضله بهتر بود (%78.1 در مقابل %19.5، P=0.005). در بیماران با تومورهای شدیدا مثبت HER2، بقای عاری از بیماری به طور معناداری نسبت به سایر بیماران کوتاه تر بود (DFS 3 ساله %19.4 در مقابل %80، P<0.001). در تومورهای با درجه بالا و پایین اختلاف معنی داری در بقا عاری از بیماری یافت نشد. (DFS 3 ساله %53.9 در مقابل %70، P=0.20). نتیجه گیری: در این مطالعه بروز شدیدا بالای پروتئین (+3) HER2، به طور معناداری، در تومورهای با مرحله پیشرفته تر(T)  و نیز درجه بالاتری همراه بود. علاوه بر مرحله T، بروز بالای پروتئین HER2، نشانگر بقای عاری از بیماری کوتاه تری بود.

۳ارتباط بین گیرنده استروژن و پروژسترون با وضعیت قاعدگی در بیماران مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به بیمارستان های قائم و امید مشهد
اطلاعات انتشار: مجله علمي دانشگاه علوم پزشکي بيرجند، تابستان, دوره  ۱۶ , شماره  ۲ (پياپي ۳۹)، سال
تعداد صفحات: ۷
زمینه و هدف: رشد سلول های سرطان پستان، اغلب تحت تاثیر هورمون های استروئیدی قرار می گیرد. تعیین غلظت های سلولی گیرنده هورمون استروژن (ER) و پروژسترون (PR) در تومور، جهت تعیین آن دسته از بیمارانی که از هورمون درمانی سود می برند، مورد استفاده قرار می گیرد. میزان مثبت شدن گیرنده هورمونی، با درجه تمایز و نوع بافت تومور، سن و وضعیت یائسگی بیمار مرتبط است. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی ارتباط بین نتایج بررسی ایمینوهیستوشیمیایی ER و PR با خصوصیات بالینی آسیب شناسی، بویژه وضعیت قاعدگی، در بیماران مبتلا به سرطان پستان انجام شد. روش تحقیق: در این مطالعه توصیفی – تحلیلی، طی مدت یک سال، 324 بیمار مبتلا به سرطان پستان، در بخش آسیب شناسی و رادیوتراپی – انکولوژی بیمارستان قائم (عج) و امید مشهد، از نظر گیرنده های هورمونی استروژن و پروژسترون، با استفاده از روش ایمنوهیستوشیمیایی، مورد آزمایش قرار گرفتند. خصوصیات بالینی آسیب شناسی بیماران مثل سن، جنس، وضعیت قاعدگی، نوع آسیب شناسی و درجه بیماری نیز با استفاده از اطلاعات موجود در پاسخ های آسیب شناسی و معاینه بالینی اولیه، کسب شد. داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS  (نسخه 11.5) و آزمون کای دو در سطح معنی داری P<0.05 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: از 324 بیمار، %52.5 (170 مورد) گیرنده استروژن و %49.7 (161 مورد) گیرنده پروژسترون مثبت بودند. از 217 بیمار قبل از یائسگی، 115 نفر (%52.9) گیرنده استروژنی مثبت و 102 نفر (%47.1) گیرنده استروژنی منفی بودند. فراوانی مثبت شدگی گیرنده استروژن در بیماران یائسه %47.6 بود؛ همچنین، %53 بیماران قبل از یائسگی و %43.9 زنان یائسه از نظر گیرنده پروژسترون مثبت بودند (P=0.077) در %52.9 موارد زیر 30 سال نیز، گیرنده استروژن مثبت بود. نتیجه گیری: در مطالعات مختلف مشخص شده است که میزان مثبت شدن گیرنده های استروژن و پروژسترون در زنان پس از یائسگی بیشتر از سنین قبل از یائسگی می باشد. با توجه به نتایج معکوس به دست آمده در مطالعه حاضر، بهتر است روش ایمنوهیستوشیمیایی در آزمایشگاه های مرجع کنترل شود؛ زیرا به نظر می رسد شایعترین علت اختلاف حاصله، اشکال در تثبت نمونه بافتی و روش های انجام آزمایشات می باشد.

۴ارزیابی عوامل پیش آگهی کننده بقا در بیماران با آدنوکارسینوم غیر متاستاتیک رکتوم
اطلاعات انتشار: مجله علمي دانشگاه علوم پزشكي گرگان، تابستان, دوره  ۱۱ , شماره  ۲ (پي در پي ۳۰)، سال
تعداد صفحات: ۵
زمینه و هدف: کارسینوم کولورکتال تقریبا 10 درصد کل موارد سرطان را شامل می گردد. مرحله (Stage) بیماری مهم ترین عامل تعیین کننده پیش آگهی بیمار است. این مطالعه به منظور ارزیابی اثر بعضی از عوامل پیش آگهی مفروض بر بقا بیماران مبتلا به آدنوکارسینوم غیرمتاستاتیک رکتوم انجام شد.روش بررسی: در این مطالعه همگروهی–گذشته نگر، 76 بیمار (40 مرد ، 36 زن) مبتلا به آدنوکارسینوم غیرمتاستاتیک رکتوم ارجاعی به بخش رادیوتراپی–انکولوژی بیمارستان امید مشهد طی سال های 85–1380 بررسی شدند. تمام بیماران تحت رزکسیون جراحی قرار گرفتند. موارد با درگیری غددلنفاوی و یا T3–T4، رادیوتراپی و شیمی درمانی اجوانت دریافت کردند. بقا بدون بیماری از تاریخ تشخیص تا تاریخ عود بیماری به وسیله روش کاپلان–مایر تعیین شد. از آزمون Log–rank برای ارزیابی منحنی بقاء بین گروه ها استفاده شد. آنالیز چندمتغیری (Multivariate) با استفاده از روش Cox Proportional Regression به اجرا درآمد.یافته ها : 4 بیمار در مرحله 1، 34 بیمار در مرحله 2 و 38 بیمار در مرحله 3 بیماری بودند. 48 بیمار تومورهای با تمایز خوب داشتند و 11 بیمار با علایم انسدادی مراجعه کردند. با متوسط زمان پیگیری 18 ماه ، 17 بیمار دچار عود شدند. بقا 3 ساله برای تمام بیماران 2\68درصد تعیین شد. درصد بقا 3 ساله برای مرحله 1 و مرحله 2 در قیاس با مرحله 3، بیماران بدون علایم انسدادی در قیاس با بیماران با علایم انسدادی، بیماران با سن بالاتر از 50 سال در قیاس با بیماران کمتر از 50 سال و بیماران با تمایز خوب در قیاس با بیماران با تمایز متوسط یا ضعیف به طور معنی داری بهتر بود .(P<0.05) جنس و محل تومور اثر عمده ای بر بقا نداشت. در آنالیز چندمتغیری تنها مرحله بیماری به عنوان تعیین کننده عمده بقا باقی ماند (P<0.05).نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که مرحله بیماری مهم ترین عامل تعیین کننده بقا در بیماران با آدنوکارسینوم غیر متاستاتیک رکتوم می باشد. هر چند بیماران کمتر از 50 سال، تومورهای با تمایز متوسط یا ضعیف، و وجود علایم انسدادی نیز با کاهش بقا در محاسبات تک متغیری همراه بودند؛ ولی در آنالیز چند متغیری فاقد تاثیر بود.

۵گزارش یک مورد نادر از همزمانی دیس ژرمینومای غدد لنفاوی کشاله ران و پاپیلری سروسیست آدنوکارسینومای تخمدان راست و چپ با متاستاز به امنتوم
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشکي گيلان، بهار, دوره  ۱۵ , شماره  ۵۷، سال
تعداد صفحات: ۴
گزارش حاضر مربوط به خانمی است 45 ساله، متاهل و چندزا که با آدنوپاتی کشاله ران مورد معاینه و بیوپسی قرار می گیرد. پاسخ آسیب شناسی دیس ژرمینوم در غده لنفاوی کشاله ران بود. پس از بررسی های اولیه، با شک به اینکه منشا تخمدان است، تحت جراحی و حذف کامل رحم و ضمایم دو طرف و امنتوم به دلیل درگیری از طریق شکم قرار می گیرد، گزارش آسیب شناسی برخلاف انتظار پاپیلاری سروسیست آدنو کارسینوم دو طرفه تخمدان با درگیری امنتوم بود. این مورد بسیار نادر است لذا مورد گزارش قرار گرفته است.

۶بررسی میزان درگیری مغز استخوان در بیماران جراحی شده سرطان مری
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشکي گيلان، زمستان, دوره  ۱۸ , شماره  ۷۲، سال
تعداد صفحات: ۷
مقدمه: ارزیابی ایمونوهیستوشیمی و واکنش های زنجیره پلی مراز کمی نمونه های مغز استخوان حاصل ازرزکسیون دنده مبتلایان به سرطان مری نشان می دهد که در بالغ بر 90% موارد، حاوی سلول های بدخیم می باشد، ولی ارتباط بالینی چنین یافته هایی نامعلوم است.هدف: تعیین میزان درگیری مغزاستخوان در این بیماران و ارتباط آن با یافته های بالینی و آسیب شناسی تومور.مواد و روش ها: از ابتدای سال 1387 لغایت فروردین 1388، 43 بیمار دچار سرطان مری، مراجعه کننده به بیمارستان قائم و امید مشهد که کاندید جراحی ترانس توراسیک بودند را انتخاب نموده(بدون دریافت درمان های نئواجوانت)، نمونه مغز استخوان دنده آنها با رنگ آمیزی هماتوکسیلین–ائوزین(H&E) برای شناسایی سلول های بدخیم و ایمونوهیستوشیمی سیتوکراتین برای تشخیص سلول های میکرومتاستاتیک بررسی کردیم. نتایج با مشخصات هیستوآسیب شناسی تومور اولیه از نظر مرحله T، مرحله N، طول درگیری، تمایز تومور و مشخصات فردی بیمار نظیر سن و جنس مقایسه شدند.نتایج: متوسط سن بیماران 9،60 سال (70–51 سال) و نسبت مرد به زن9،2 بود. 38 بیمار (4\88%) دچار کارسینوم سلول سنگفرشی و 5 بیمار (6\11%) دچار آدنوکارسینوم مری بودند. در 9 مورد (9\20%) رنگ آمیزی هماتوکسیلین– ائوزین و در 13 مورد (2\30%) نتیجه رنگ آمیزی ایمونوهیستوشیمی مثبت بود. از نظر آماری ارتباطی بین نوع آسیب شناسی و مرحله T با مثبت شدگی رنگ آمیزی هماتوکسیلین– ائوزین و ایمونوهیستوشیمی سیتوکراتین بدست نیامد(p=0.277 ، p=0.153) و (p=0.221 ، p=0.097). در مقابل ارتباط کاملا معنی دار بین میزان درگیری مغز استخوان با میزان درگیری غدد لنفاوی مدیاست و درجه تمایز تومور وجود داشت(p=0.008 ، p=0.001) و (p=0.002 ،p=0.001).نتیجه گیری: براساس مطالعه ما، درگیری مغز استخوان حاصل از دنده مبتلایان به سرطان  مری با درجه تمایز و مرحله N بیماران مرتبط بود ولی با سایر خصوصیات بالینی آسیب شناسی این سرطان ارتباط آماری نداشت. بنابراین، ابتلای مغز استخوان در بیماران منطقه جغرافیایی ما اندک است.

۷اندازه گیری مقدار دوز جذبی نخاع در پرتودرمانی سرطان نازوفارنکس با استفاده از فانتوم راندو
اطلاعات انتشار: مجله فيزيك پزشكي ايران، پاييز و زمستان, دوره  ۶ , شماره  ۳-۴ (پياپي ۲۴-۲۵)، سال
تعداد صفحات: ۶
مقدمه: یکی از سرطان های رایج در ناحیه سر و گردن سرطان نازوفارنکس می باشد که درمان انتخابی آن پرتودرمانی است. به دلیل وجود ارگان های حساس در ناحیه سر و گردن پرتودرمانی عوارض جانبی زیادی نیز به دنبال خواهد داشت. یکی از این ارگان های حساس نخاع می باشد. در صورتی که دوز جذبی نخاع بیش از حد تحمل آن باشد عوارضی چون میلوپاتی و سندرم لرمیت اجتناب ناپذیر است.مواد و روشها: از بخش سر و گردن یک فانتوم راندو به عنوان بیمار فرضی مبتلا به سرطان نازوفارنکس استفاده شد. درمان کامل شامل سه مرحله است. در شروع هر مرحله میدان درمان برای هر مرحله از درمان توسط متخصص پرتودرمانی و با کمک سیمولاتور بر روی فانتوم خط کشی شد. به منظور اندازه گیری دوز جذبی نخاع از تراشه هایTLD–100  استفاده گردید. TLD ها به محاذات دومین مهره گردنی تا چهارمین مهره سینه ای که در برش های فانتوم تعبیه شده است جایگذاری شدند. دوز جذبی هر تراشه توسط دستگاهTLD reader Harshow 3500  قرایت گردید.نتایج: دوز جذبی کل نخاع که در نقاط مجاور مهره های دوم گردنی تا چهارم سینه ای اندازه گیری شد بسیار متغیر و به ترتیب به شرح زیر است، برای به دست آوردن دوز جذبی کل، تعداد فراکشن در هر مرحله در دوز جذبی ناشی از فراکشن اول همان مرحله ضرب شد و نتایج حاصل با هم جمع گردید. بدین ترتیب دوز جذبی نخاع در بازه 15.62 – 62.91 گری بدست آمد.بحث و نتیجه گیری: گرچه نخاع در پایان مرحله اول از میدان درمانی خارج گردید معهذا تغییر عمده ای در دوز آن در پایان مرحله اول و دوم مشاهده نگردید. در مرحله سوم میدان قدامی گردن با یک میدان جانبی جایگزین گردید و لذا در نخاع بطور مقابل ملاحظه کاهش یافت. بر اساس نتایج این مطالعه در بخشهایی از نخاع که نظبر یا ناحیه محدود بین مهره سوم گردنی و سوم سینه ای است بیش از 47 گری یعنی بیشتر از حدتحمل آن بدست آمد. بنابراین باید به دقت توجه نمود که در هنگام انجام درمان بافت های حساس محافظت شوند. بکارگیری روشهایی جدید نظیرIMRT ، در صورتیکه در دسترس باشد، دوز غیر ضروری نخاع و آثار بیولوژیکی آن را بطور قابل ملاحظه کاهش خواهد داد.
نمایش نتایج ۱ تا ۷ از میان ۷ نتیجه