توجه: محتویات این صفحه به صورت خودکار پردازش شده و مقاله‌های نویسندگانی با تشابه اسمی، همگی در بخش یکسان نمایش داده می‌شوند.
۱تاثیر بتادین بر ترمیم زخم پوستی موش سفید بزرگ آزمایشگاهی
اطلاعات انتشار: مجله علمي پژوهشي دانشگاه علوم پزشکي بابل، خرداد و تير, دوره  ۸ , شماره  ۳ (پي در پي ۳۱)، سال
تعداد صفحات: ۶
سابقه و هدف: بتادین یکی از محلولهای ضد عفونی کننده است که به صورت معمول در تمام مراکز درمانی ایران و بیشتر کشورهای جهان کاربرد دارد ولی در مورد تاثیر آن بر روند ترمیم زخم اختلاف نظر وجود دارد، لذا هدف از این مطالعه بررسی تاثیر بتادین بر ترمیم زخم پوستی در Rat می باشد.مواد و روشها: این مطالعه از نوع مداخله ای و بر روی دو گروه رت انجام شد (n=10). پس از انجام بیهوش کردن حیوان با پنبه آغشته به اتر، زخم پوستی به مساحت تقریبی cm2 2 در پشت گردن ایجاد و بلافاصله بعد از ایجاد زخم در گروه بتادین سطح زخم به این محلول کاملا آغشته شد. گروه شاهد هیچ گونه درمانی دریافت نکرد. سطح زخم، درصد بهبودی آن و وزن موش در روزهای 1، 4، 7 و 10 بعد از ایجاد زخم اندازه گیری و تعداد فیبروبلاستها، فیبرهای کلاژن، رگهای خونی کوچک، لنفوسیتها، ماکروفاژها، نوتروفیلها و ضخامت اپی درم با انجام بیوپسی در روز دهم تعیین گردید. انقباض زخم در روزهای 4، 7 و 10 بعد از ایجاد زخم اندازه گیری شد.یافته ها: نتایج نشان داد که درصد بهبودی در دو گروه در روزهای 4، 7 و 10 اختلاف معنی داری نداشت. تعداد عروق، فیبروبلاستها، لنفوسیتها، نوتروفیلها، ضخامت اپی درم و فیبرهای کلاژن بعد از ده روز بین دو گروه معنی دار نبود. تعداد ماکروفاژها در روز دهم در گروه بتادین به طور معنی داری بیش از گروه شاهد بود. (p<0.01).نتیجه گیری: یافته ها پیشنهاد می کنند که بتادین در تسریع ترمیم زخم تاثیر نداشته حتی باعث تاخیر در فاز التهابی می شود.

۲اثرات مشتقات جدید دی هیدروپیریدینی به عنوان مهار کننده های کلسیمی بر ایلئوم موش صحرایی در محیط برون تنی
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي كرمان، زمستان, دوره  ۱۰ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۸
ترکیبات مختلفی تحت عنوان مسدود کننده های کانال های کلسیمی شناسایی شده اند. قوی ترین گروه این ترکیبات، مشتقات دی هیدروپیریدین می باشند که معروف ترین آنها نیفدیپین است. در این مطالعه توانایی مشتقات جدید دی هیدرو پیریدین در مهار کانال های کلسیمی نوع L از طریق بررسی بر روی ایلئوم موش صحرایی با نیفدیپین مقایسه شد. پس از انتقال قطعات 2 سانتی متری ایلئوم به داخل لوله مرکزی حمام بافت که حاوی 10 سی سی محلول کربس اکسیژن دار با دمای 37 درجه سانتی گراد بود، انقباضات ایلئوم توسط ترانسدیوسر ایزوتونیک به وسیله دستگاه فیزیوگراف ثبت گردید. با اضافه نمودن 1.1 میلی لیتر محلول کلرور پتاسیم 800 میلی مولار به محلول فوق حداکثر انقباض در عضله صاف روده ایجاد شد. سپس آن قدر نیفدیپین و یا ترکیبات مورد بررسی به محیط اضافه گردید تا 50 درصد رفع انقباض (IC50) ایجاد گردد IC50 .به دست آمده برای نیفدیپین 9–10× (0.37 ±1.26) مولار و برای ترکیبات شماره 1 ،2 ،3 ،4 ،5 و 6 به ترتیب  (2.58±0.28) ×10–5،(1.03±0.12) ×10–5، (2.55±0.50) ×10–6، (1.32±0.18) ×10–9 ، (3.16±0.89) ×10–6 و (1.04±0.29) ×10–7 مولار بود. نتایج نشان داد که جایگزین کردن گروه نیتروفنیل در موقعیت C4 حلقه پیریدین نیفدیپین با گروه متیل تیوایمیدازول و یا متیل سولفونیل ایمیدازول سب کاهش قدرت اثر ترکیبات مورد آزمایش می گردد. مقایسه فعالیت استرهای قرینه (ترکیبات شماره 6 و 3) نشان داد که افزایش طول زنجیره متیلن در موقعیت استری C3 و C4 موجب کاهش قدرت اثر آنها می گردد و مقایسه فعالیت استرهای ناقرینه (ترکیبات شماره 4 و 5) نشان داد هنگامی که طول زنجیره استری در C3 کوتاه باشد، افزایش طول زنجیره استری در C5 موجب افزایش قدرت اثر ترکیب می گردد. مقایسه قدرت اثر استرهای قرینه (ترکیبات 2 و 3) با استرهای ناقرینه (ترکیبات 1، 4، 5 و6 ) نشان می دهد که استرهای ناقرینه همیشه قوی تر از استرهای قرینه نمی باشند. در بین ترکیبات سنتزی جدید ترکیب شماره 4 قوی ترین ترکیب بود. در مجموع اثر تمام ترکیبات مورد مطالعه از نیفدیپین ضعیف تر بود.

۳تاثیر التهاب مزمن بر گیرنده های بتا آدرنرژیک عروقی مفصل زانو در خرگوش
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي كرمان، پاییز, دوره  ۱۱ , شماره  ۴، سال
تعداد صفحات: ۹
مطالعات قبلی حاکی از کاهش تاثیر سیستم عصبی سمپاتیک در تنظیم جریان خون مفصلی در التهاب حاد است. التهاب حاد سبب تغییر گیرنده های بتا آدرنرژیک عروق مفصلی از اکثریت بتا–1 به تساوی بتا–1 و بتا–2 می گردد. مطالعه حاضر نقش سیستم عصبی مذکور و روند تغییر گیرنده های بتا در التهاب مزمن را بررسی می کند. آزمایش بر روی 21 خرگوش نژاد سفید نیوزیلندی تحت بی هوشی تیوپنتال سدیم انجام گرفت. التهاب مزمن با حساس کردن حیوان توسط تزریق زیر پوستی مخلوط آلبومین متیله شده گاوی (MBSA) و ادجوانت کامل فروند (FCA) طی یک دوره 21 روزه و پس از آن تزریق داخل مفصلی MBSA انجام گرفت. حیوانات 28 روز بعد از تزریق داخل مفصلیMBSA ، مورد آزمایش قرار گرفتند. داروهای بتا آگونیست در حضور و غیاب آنتاگونیست های مربوطه، به داخل شریان نزدیک مفصل تزریق شده تا وارد عروق مفصلی شوند. عصب خلفی مفصلی نیز توسط استیمولیتور تحریک گردید. از دستگاه جریان سنج لیزری برای اندازه گیری جریان خون کپسول مفصلی پشتی زانو استفاده شد. تحریک الکتریکی عصب مفصلی خلفی منجر به کاهش 18.1±6.2 درصدی در جریان خون مفصلی شد که با مصرف فنتولامین این اثر معکوس و به افزایش 8±2.2 درصد در جریان خون تبدیل گردید. این گشاد شدگی به طور کامل به وسیله پروپرانولول مهار شده و تا حدود 50 درصد نیز به وسیله ICI118551 (?2 آنتاگونیست) کاهش پیدا کرد. تاثیر آتنولول?1)  آنتاگونیست) معنی دار نبود. منحی های دوز – پاسخ به تزریق داخل شریانی آگونیست های بتا آدرنرژیک ترتیب دوبوتامین > سالبوتامول > ایزوپرنالین را از نظر توانمندی نشان داد. منحنی دوز – پاسخ مربوط به ایزوپرنالین به وسیله مصرف آنتاگونیست های بتا آدرنرژیک به سمت راست منحرف شد که قدرت این مواد برای این عمل دارای ترتیب آتنولول >ICI> پروپرانولول بود. این پژوهش نشان داد که پاسخ بزرگ تر برای بتا –2 در مقابل بتا –1 آدرنرژیک در عروق خونی مفصل زانوی خرگوش با التهاب مزمن وجود دارد. به طورکلی در مقایسه با پژوهش های قبلی انجام شده روی مفصل سالم که پاسخ های گیرنده های بتا – 1 آدرنرژیک غالب بوده است و در شرایط التهاب حاد که پاسخ مساوی بتا–1 و بتا–2 وجود داشته است، در شرایط التهاب مزمن بازگشت قدرت انقباضی سیستم عصبی سمپاتیک به سمت طبیعی همراه با ادامه تغییر گیرنده های بتا–1 به سمت بتا–2 (غالب شدن اثر بتا–2) مشاهده می گردد.

۴اثرات قلبی – عروقی سه ترکیب صناعی جدید مهار کننده کانال‌ های کلسیمی در خرگوش
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشکي رفسنجان، زمستان, دوره  ۲ , شماره  ۱ (پی در پی ۵)، سال
تعداد صفحات: ۱۲
سابقه‌و هدف: دارو‌های مهارکننده کانال‌های کلسیمی دی هیدروپیریدینی با سر گروهی نیفدیپین گروه مهمی از داروها می‌باشند که کاربرد وسیعی در درمان بسیاری از بیماریهای قلبی– عروقی به‌ویژه فشار بالا دارند. در این مطالعه اثر سه ترکیب صناعی جدید از آنالوگ‌های استری نیفدیپین بر فشار خون، نیروی انقباضی و ضربان قلب در شرایط فشار خون طبیعی و فشار خون بالا درخرگوش مورد بررسی قرار گرفت.مواد و روش‌ها: برای این منظور 24 خرگوش از نژاد سفید نیوزلندی در سه گروه هشت‌تائی با تزریق داخل صفاقی دیازپام و پنتوباربیتال سدیم بیهوش شدند. شریان رانی جهت ثبت فشار خون شریانی، ورید رانی جهت تزریق داروی بیهوشی و فنیل افرین و ورید ژوگولار جهت تزریق ترکیبات جدید کانول گذاری شد. کانول دیگری از طریق شریان کاروتید به داخل بطن چپ وارد گردید تا با ثبت فشار داخل بطن امکان محاسبه dp\dt به عنوان شاخص نیروی انقباضی قلب فراهم گردد. آنگاه: الف– در حیوانات گروه اول یک میلی‌لیتر از محلول 10–4 مولار نیفدیپین از طریق ورید ژوگولار تزریق شد، پنج دقیقه بعد یک‌میلی لیتر از محلول 10–4 مولار یکی از ترکیبات جدید تزریق گردید. سپس مراحل فوق با غلظ10–3  مولار نیفدیپین و ترکیب مورد آزمایش تکرار شد. ب– با استفاده از تزریق محلول فنیل‌افرین، فشار خون به میزان حداقل 20 میلی‌متر جیوه بالا برده شد و پس از آن کلیه مراحل بندالف تکرار شد. اقدامات ذکر شده در بند‌های الف و ب در مورد دو ترکیب دیگر در دو گروه دیگر حیوانات انجام شد.یافته‌ها: نتایج بدست آمده حاکی از این است که نیفدیپین در شرایط فشار خون بالا، فشار متوسط شریانی را 1\22 درصد ، نیروی انقباضی قلب را 7\19 درصد کاهش و ضربان قلب را 8\4 درصد افزایش داد. ترکیب شماره 1 با همان غلظت، فشار متوسط شریانی را 5\7 درصد و نیروی انقباضی را 3\8 درصد کاهش داد ولی اثری بر ضربان قلب نداشت. ترکیب شماره 2 فشار متوسط را 9 درصد، نیروی انقباضی را 2\11 درصد کاهش داد ولی اثری بر ضربان قلب نداشت. اثر ترکیب شماره 3 بر متغیر‌های مذکور به ترتیب 2\10 درصد و 6\7 درصد کاهش و 4\1 درصد افزایش بود. در مقایسه با نیفدیپین هر سه ترکیب اثر ضعیف‌تری بر فشارخون و نیروی انقباضی قلب داشتند ولی ترکیبات شماره1و2 ضربان قلب رابصورت معنی‌داری (P<0.05) کاهش دادند. اثرات هر سه ترکیب در غلظت 10–4 مولار نیز نسبت به غلظت 10–4 مولار نیفدیپین ضعیف‌تر بود.نتیجه‌گیری: با توجه به اینکه ترکیب شماره 2 از نظر اثر بر فشار خون و نیروی انقباضی از دو ترکیب دیگر به نیفدیپین نزدیکتر است، بدون آنکه ضربان قلب و مصرف اکسیژن آن را افزایش دهد از این رو می‌توان با ایجاد تغییراتی در ترکیب آن در جهت افزایش قدرت کاهندگی فشار خون آن، از خصوصیت مثبت عدم افزایش ضربان قلب آن استفاده کرد و در صورت تأیید کمتر بودن عوارض جانبی آن نسبت به نیفدیپین، از آن می‌توان در افراد مبتلا به پرفشاری خون همراه با نارسایی عروق کرونر استفاده نمود.

۵مقایسه اثر اشعه مادون قرمز و کرم فنی تویین بر ترمیم زخم پوستی رت
اطلاعات انتشار: مجله علمي پژوهشي دانشگاه علوم پزشکي بابل، بهار, دوره  ۶ , شماره  ۲ (پی در پی ۲۲)، سال
تعداد صفحات: ۵
سابقه و هدف: اشعه مادون قرمز(IR) یکی از درمان های الکتروتراپی است که با کمترین عوارض جانبی در درمان بسیاری از بیماریها استفاده می شود، اما راجع به تاثیر آن بر روند ترمیم زخم نظرات متفاوتی وجود دارد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر اشعه IR بر ترمیم زخم پوستی رت و مقایسه آن با اثر فنی تویین است.مواد و روشها: این مطالعه مداخله ای تجربی، روی سه گروه از موشها (rat) انجام شد. پس از بیهوش کردن حیوان، زخم پوستی به مساحت تقریبی2 cm  در پشت گردن آنها ایجاد شد. سپس از روز 3 بعد از ایجاد زخم، اشعه IR و فنی تویین 1% در دو گروه فوق استفاده شد. گروه شاهد هیچ گونه درمانی دریافت نکرد. سطح زخم، درصد بهبودی زخم و وزن موش در روزهای اول، چهارم، هفتم و دهم بعد از ایجاد زخم اندازه گیری شد. تعداد فیبروبلاست ها، فیبرهای کلاژن، رگهای خونی کوچک، لنفوسیت ها، ماکروفاژها، نوتروفیلها و ضخامت اپی درمیس به وسیله بیوپسی در روز 10 تعیین شد.یافته‏ها: نتایج نشان داد که درصد بهبودی در روز چهارم در سه گروه اختلاف معنی داری ندارد ولی در روز هفتم در گروه (51.5±17.7) IR، شاهد (17.9±38.8) و فنی تویین (10.1±55.3) بود (P<0.04). در روز دهم درصد بهبودی در گروه (68.4±17.5) IR، شاهد (18.4±57) و فنی تویین (78.9±8.2) بود (P<0.01). تعداد عروق، فیبروبلاست ها، ماکروفاژها، لنفوسیت ها، نوتروفیل ها و ضخامت اپی درم بعد از ده روز در سه گروه معنی دار نبود. تعداد فیبرهای کلاژن در گروه IR بطور معنی داری بیش از دو گروه دیگر بود (P<0.01).نتیجه‏گیری: با توجه به یافته های این مطالعه اشعه IR ترمیم زخم را از روز هفتم به بعد تسریع می کند که این اثر قابل مقایسه با اثر ترمیمی کرم فنی تویین است.

۶نقش آنژیوتانسین II در تولید گونه های فعال اکسیژن و نقش نیتریک اکسید در پاسخ های عروقی به آنژیوتانسین II در التهاب حاد مفصل زانوی خرگوش
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي كرمان، تابستان, دوره  ۱۴ , شماره  ۳، سال
تعداد صفحات: ۹
مقدمه: ثابت شده است در بسیاری از بافت ها در شرایط التهابی تولید نیتریک اکسید (NO ) افزایش می یابد و نیز آنژیوتانسینAngII) II ) در تولید گونه های فعال اکسیژن (ROS) نقش دارد. از آن جا که تنظیم جریان خون مفصل زانو در شرایط التهابی از اهمیت ویژه ای برخوردار است، مطالعه حاضر به بررسی نقش AngII در تولید ROS و نقش NO در تنظیم جریان خون مفصل زانو و تعدیل اثرات آنژیوتانسین II بر عروق مفصلی در شرایط التهاب حاد پرداخته است.روش: مطالعه بر روی 24 خرگوش نر نژاد سفید نیوزلندی در سه گروه آزمون و یک گروه شاهد انجام شد. التهاب حاد با تزریق 5\0 سی سی محلول کاراگینین 2% در مفصل زانو ایجاد شد. 24 ساعت بعد در حیوانات گروه اول تحت بیهوشی با تیوپنتال سدیم، شریان کاروتید جهت ثبت فشار شریانی و ورید ژوگولر جهت تزریق L–NAME و شریان صافن جهت تزریق آنژیوتانسین و لوزارتان کانول گذاری شدند. جریان خون مفصلی توسط دستگاه لیزر داپلر ثبت شد. مقاومت عروقی از تقسیم فشار خون به جریان خون محاسبه شد. بافت مفصل زانوی حیوانات گروه دوم برای هموژنیزاسیون و اندازه گیری ROS در روشناور بافت مورد استفاده قرار گرفت. حیوانات گروه سوم 2 ساعت قبل از ایجاد التهاب، لوزارتان (10 میلی گرم بر کیلوگرم) دریافت کردند.یافته ها: مقاومت عروق مفصلی در اثر L–NAME افزایش معنی داری پیدا کرد. مقاومت عروقی در پاسخ به تزریق آنژیوتانسین با غلظت 6– 10 مولار به میزان معنی داری افزایش یافت. این پاسخ در حضور L–NAME به میزان معنی داری تشدید گردید (P<0.01). لوزارتان اثرات آنژیوتانسین بر عروق مفصلی را کاملا مهار کرد. میزان آنتی اکسیدان تام و فعالیت آنزیم کاتالاز در روشناور بافت مفصل گروه دوم نسبت به گروه شاهد افزایش یافت ولی از نظر آماری معنی دار نبود. لوزارتان موجب کاهش معنی دار میزان کاتالاز مفصل ملتهب شد (P<0.01).نتیجه گیری: NO نقش مهمی در تنظیم جریان خون و در تعدیل پاسخ های انقباضی به آنژیوتانسین II در مفصل ملتهب بازی می کند. آنژیوتانسینII  موجب افزایش ROS و در نتیجه میزان آنتی اکسیدان در مفصل ملتهب شده و این افزایش، از طریق گیرنده AT1 صورت گرفته است.

۷بررسی تغییر در گیرنده های عروقی آلفا – آدرنرژیک زانوی خرگوش در اثر التهاب مفصلی مزمن
اطلاعات انتشار: مجله علمي پژوهشي دانشگاه علوم پزشکي بابل، تابستان, دوره  ۷ , شماره  ۳ (پی در پی۲۷)، سال
تعداد صفحات: ۷
سابقه و هدف: نشان داده شده است که التهاب حاد منجر به تغییر در گیرنده های عروقی آدرنرژیک که واسطه عمل سیستم سمپاتیک در تنظیم جریان خون مفصلی می باشند، از اکثریت آلفا –2 به تساوی آلفا –1 و آلفا 2 می گردد. در تحقیق حاضر اثر انقباضی سیستم عصبی سمپاتیک بر عروق مفصلی و تغییرات احتمالی در پروفیل گیرنده های آلفا آدرنرژیک در اثر التهاب مزمن مورد بررسی قرار گرفته است.مواد و روشها: برای این منظور در 21 خرگوش نر نژاد سفید نیوزیلندی به روش ایجاد التهاب توسط آنتی ژن (Antigen–Induced Arthritis=AIA) در مفصل زانو التهاب مزمن ایجاد شد. در روز آزمایش پس از اعمال جراحی، شریان کاروتید حیوان جهت ثبت فشارخون و ورید ژوگولار جهت تزریق داروی بیهوشی تکمیلی در حین آزمایش کانول گذاری گردید و پس از برداشتن قلوی میانی عضله دو قلو دسترسی به کپسول پشتی مفصل زان و امکان پذیر گشته و توسط یک جریان سنج لیزری جریان خون آن ثبت گردید.یافته ها: تحریک الکتریکی این عصب منجر به کاهش 24.6±5.6 درصد در جریان خون گردید که توسط فنتولامین (آلفاآنتاگونیست) پاسخ مذکور مهار و به افزایش 2.5±2.1 درصدی در جریان خون مفصلی تبدیل گردید. پرازوسین (آلفا –1 آنتاگونیست) کاهش جریان ناشی از تحریک عصب را به 11.8±4.1 درصد و یوهمبین (آلفا –2 آنتاگونیست) این کاهش را به 10.9±12.4 درصد رساند. تزریق سه داروی آدرنالین (آلفاآگونیست)، فنیل افرین (آلفا –1 آگونیست) و کلونیدین (آلفا –2 آگونیست) منجر به کاهش جریان خون مفصلی به ترتیب اثر «فنیل افرین = کلونیدین < آدرنالین» گردید. در مطالعات قبلی در مفصل سالم و دچار التهاب حاد تحریک عصب پشتی مفصل با همین شدت به ترتیب 36.5±4 و 9.9±2.25 درصد کاهش در جریان خون ایجاد کرده بود که نشان دهنده تضعیف نقش سیستم عصبی سمپاتیک در کنترل جریان خون مفصل در التهاب حاد است.نتیجه گیری: بطور کلی یافته های این تحقیق نشان داد که با مزمن شدن التهاب نقش سیستم عصبی سمپاتیک در تنظیم جریان خون مفصلی تا حد زیادی احیا گردیده و هر دو گیرنده های آلفا–1 و آلفا–2 تقریبا به یک نسبت در عروق مفصل زانوی دچار التهاب مزمن وجود دارند.

۸بررسی پاسخ به آنژیوتانسین II و تعیین نوع گیرنده های آن در عروق مفصل زانوی التهابی حاد در خرگوش
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي كرمان، پاييز, دوره  ۱۴ , شماره  ۴، سال
تعداد صفحات: ۸
مقدمه: بیماری های التهابی مفاصل از بیماری های شایع در سنین بالا می باشند و مساله تنظیم جریان خون این مفاصل در این شرایط از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این میان بررسی پاسخ این عروق به آنژیوتانسین  (Ang II) II که یک ماده منقبض کننده عروقی است و نشان داده شده که در شرایط التهابی به صورت موضعی نیز در مفصل تولید می شود حایز اهمیت است. همچنین نوع گیرنده هایی که آنژیوتانسین در این عروق دارد از نظر درمانی اهمیت زیادی دارد.  روش: مطالعه بر روی 12 خرگوش نژاد سفید نیوزلندی از هر دو جنس انجام شد. التهاب حاد با تزریق 5\0 میلی لیتر محلول 2% کاراگینین به داخل مفصل زانوی حیوان ایجاد و 24 ساعت پس از آن در زیر بی هوشی با تیوپنتال سدیم، تغییرات جریان خون مفصل در پاسخ به غلظت های مختلف آنژیوتانسین II توسط دستگاه جریان سنج لیزری بررسی شد. شریان کاروتید برای ثبت فشار شریانی کانول گذاری و مقاومت عروقی از تقسیم فشار خون به جریان خون محاسبه گردید. یافته ها: منحنی دوز – پاسخ عروق مفصلی به Ang II نشان داد که پاسخ انقباضی به این ماده از دوز 12–10 شروع و در دوز 5–10 به حداکثر می رسد. لوسارتان (بازدارنده گیرنده های AT1) به طور کامل پاسخ های انقباضی را مهار نمود ولی هیچ گونه گشاد شدگی عروقی ایجاد ننمود. نتیجه گیری: نتایج این تحقیق حاکی از این است که عروق مفصل زانو در حالت التهاب حاد پاسخ شدیدی به Ang II داده و نوع گیرنده های آنژیوتانسین در این عروق از نوع AT1 می باشد. شواهدی از وجود گیرنده های AT2 در این عروق یافت نشد. مقایسه نتایج این مطالعه با مطالعه قبلی روی مفاصل سالم، حاکی از عدم تغییر گیرنده های آنژیوتانسین توسط التهاب حاد می باشد.

۹آیا PGE2 اثرات ایندومتاسین و تئوفیلین بر قطر و پاسخ دهی عروق مفصل زانوی موش صحرایی به تحریک الکتریکی عصب صافن را در التهاب مزمن واسطه گری می نماید؟
اطلاعات انتشار: فيزيولوژي و فارماكولوژي، بهار, دوره  ۱۲ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۸
مقدمه: در این مطالعه نقش PGE2 به عنوان یک واسطه التهابی مهم در بروز اثرات ایندومتاسین و تئوفیلین بر ادم و پاسخدهی عروق مفصلی به تحریک عصب صافن در التهاب مزمن، بررسی شد.روش ها: با تزریق (Freund’s Complete Adjuvant) FCA 0.2ml به داخل مفصل زانوی موش صحرایی التهاب القا گردید. 14, 7, 3 و 21 روز پس از آن، میزان تغییرات قطر مفصل، جریان خون عروق مفصل زانو پس از تحریک الکتریکی عصب صافن و محتوای PGE2 مفصل بترتیب با کولیس، دستگاه جریان سنج لیزری و کیت آنزیم ایمونواسی (EIA) اندازه گیری شد در سه گروه دیگر یعنی حیوانات سالم، ملتهب دریافت کننده ایندومتاسین 3 mg\kg, i. p) روزانه( و یا تئوفیلین 50 mg\kg, I. p) هر 12 ساعت( نیز، مقادیر متغیرهای فوق تعیین شد.یافته ها: التهاب مزمن، علاوه بر افزایش قطر مفصل، پاسخ انقباضی عروق مفصل به تحریک عصب صافن را هم کاهش داد. ضمنا کاربرد تئوفیلین نیز طی التهاب پاسخ تنگی عروقی به تحریک عصب و همچنین قطر مفصل را کاهش داد، در حالیکه ایندومتاسین بدون تاثیر معنی دار بر میزان ادم، سبب افزایش پاسخ تنگی عروقی گردید. مقایسه مقادیر PGE2 اندازه گیری شده در مفصل زانوی موشهای صحرایی نشان داد که التهاب سبب افزایش معنی دار مقدار PGE2 در مفصل زانو در روزهای 3، 7 و 14 و تزریق روزانه ایندومتاسین در گروه ملتهب سبب کاهش معنی دار مقدار PGE2 در مفصل ملتهب در روزهای 3 و 14 گردید در حالیکه تئوفیلین سبب کاهش مقدار PGE2 در مفصل ملتهب تنها در روز 14 گردید.نتیجه گیری: PGE2 در ادم التهابی و پاسخ تنگی عروقی کاهش یافته به تحریک عصب صافن در طی التهاب مزمن نقش دارد. ضمنا تئوفیلین ممکن است با کاهش مقدار PGE2 در مفصل و کاهش نفوذپذیری عروق آن، سبب کاهش ادم التهابی شده باشد.

۱۰بررسی اثرات سه داروی صناعی جدید مهار کننده کانال های کلسیمی بر فشار خون نیروی انقباضی و ضربان قلب در خرگوش
اطلاعات انتشار: فيزيولوژي و فارماكولوژي، پاییز و زمستان, دوره  ۴ , شماره  ۲، سال
تعداد صفحات: ۱۶
داروهای مهار کننده کانال های کلسیمی دی هیدروپیریدینی با سرگروهی نیفدیپین گروه مهمی از داروها می باشند که کاربرد وسیعی در درمان بسیاری از بیماری های قلبی– عروقی و به ویژه فشار خون بالا (هیپرتانسیون) دارند. در طی این مطالعه اثر سه ترکیب جدید صناعی از آنالوگ های استری نیفدیپین بر فشار خون و قدرت انقباضی و ضربان قلب در شرایط فشار خون طبیعی و فشار خون بالا مورد بررسی و تحقیق قرار گرفت. برای این منظور 24 خرگوش از نژاد سفید هلندی در سه گروه هشت تایی با تزریق داخل صفاقی دیازپام (1.7 mg\kg) پنتوباربیتال سدیم (30 mg\kg) بیهوش شدند. شریان رانی جهت ثبت فشار خون شریانی و ورید رانی جهت تزریق داروی بیهوشی و فنیل افرین کانول گذاری شدند. همچنین ورید ژوگولار نیز جهت تزریق داروهای مهار کننده کانال های کلسیمی کانول گذاری شد. کانول دیگری از طریق شریان کاروتید به داخل بطن چپ وارد گردید تا با ثبت فشار داخل بطن امکان محاسبه dp\dt به عنوان شاخص نیروی انقباضی قلب فراهم گردد. آنگاه: الف– در حیوانات گروه اول یک میلی لیتر از محلول 10–4 مولار نیفدیپین در مدت 1 دقیقه بصورت وریدی تزریق شد، پنج دقیقه بعد یک میلی لیتر از محلول 10–4 مولار یکی از داروهای مورد آزمایش تزریق گردید. سپس مراحل فوق با غلظت 10–3 مولار نیفدیپین و داروی مورد آزمایش تکرار شد. ب– با استفاده از تزریق محلول فنیل افرین 2×10–5) مولار( با سرعت 1.5–2 میلی لیتر در دقیقه فشار خون به میزان 20 میلیمتر جیوه بالا برده شد. پس از آن کلیه مراحل بند الف مجددا تکرار شد. اقدامات ذکر شده در بندهای الف و ب در مورد دو داروی صناعی جدید در دو گروه دیگر حیوانات تکرار شد. نتایج به دست آمده حاکی از این است حاکی از این است که در شرایط فشار خون طبیعی نیفدیپین در غلظت 10–3 مولار فشار خون و dp\dt را به طور متوسط به ترتیب 10 درصد و 12.5 درصد کاهش، و ضربان قلب را 3 درصد افزایش داد. همین دوز نیفدیپین در شرایط فشار خون بالا فشار متوسط شریانی را 16.1 درصد و نیروی انقباض قلب را 19.5 درصد کاهش و ضربان قلب را 3.4 درصد افزایش داد. ترکیب شماره 1 با همان غلظت در شرایط فشار خون طبیعی متغیرهای فوق را به ترتیب 4 درصد، 8.4 درصد و 1.4 درصد کاهش و در شرایط فشار خون بالا فشار متوسط شریانی را 10 درصد و نیروی انقباضی را 14.1 درصد و ضربان قلب را 3 درصد کاهش داد. ترکیب شماره 2 با غلظت 10–3 مولار در فشار خون طبیعی متغیرهای مذکور را به ترتیب 14.1 درصد، 5.5 درصد و 8.5 درصد کاهش و در شرایط فشار خون بالا فشار متوسط را 16.5 درصد، نیروی انقباضی را 4.9 درصد و ضربان قلب را 4.2 درصد کاهش داد. اثر ترکیب شماره 3 با غلظت 10–3 مولار در شرایط فشار طبیعی بر متغیرهای مذکور به ترتیب به صورت 10.8 درصد، 12.7 درصد و 8.6 درصد کاهش و در شرایط فشار خون بالا 20.8 درصد، 7.9 درصد و 4.9 درصد کاهش بود. در مقایسه با نیفدیپین ترکیبات شماره 2 و 3 فشار خون و نیروی انقباضی را در جهت و در حد نیفدیپین کاهش ولی ضربان قلب را برخلاف جهت نیفدیپین کاهش دادند (P<0.05). اثرات هر سه ترکیب در غلظت 10–4 مولار نسبت به غلظت 10–4 مولار نیفدیپین ضعیف تر و از نظر آماری معنی دار نیست. در نتیجه ترکیبات شماره 2 و 3 در هر دو حالت فشار خون طبیعی و فشار خون بالا در مقایسه با نیفدیپین فشار خون شریانی را حتی بیشتر (البته غیر معنی دار) کاهش دادند. اثر آنها بر dp\dt کمی کمتر از نیفدیپین بوده و با توجه به اینکه ضربان قلب را برخلاف نیفدیپین کاهش می دهند از این نظر نسبت به نیفدیپین احتمالا از ارزش درمانی بیشتری در افراد مبتلا به فشار خون بالا همراه با نارسایی عروق کرونر برخوردار می باشند.

۱۱تغییر در پروفیل گیرنده های آلفا و بتا– آدرنرژیک عروق مفصل زانوی خرگوش به علت التهاب حاد
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشکي رفسنجان، تابستان, دوره  ۱ , شماره  ۳ (پی در پی ۳)، سال
تعداد صفحات: ۱۱
سابقه و هدف: این مطالعه بدین منظور طراحی شد تا ماهیت گیرنده ای آلفا و بتا– آدرنرژیک عروق کپسول خلفی مفصل زانوی خرگوش را در شرایط التهاب حاد بررسی کند. مقایسه نتایج حاصل از این بررسی با یافته های مطالعات قبلی مربوط به مفصل طبیعی، هرگونه تغییر احتمالی در پروفیل گیرنده های آدرنرژیک به علت فرآیند التهاب را مشخص خواهد نمود.مواد و روش ها: آزمایش بر روی 30 خرگوش نژاد سفید نیوزیلند تحت بیهوشی پنتوباربیتال سدیم که به دو گروه آلفا و بتا تقسیم شدند انجام گرفت. از دستگاه جریان سنج لیزری برای اندازه گیری جریان خون کپسول مفصلی پشتی زانو استفاده شد. داروهای آلفا و بتا آگونیست در حضور و غیاب آنتاگونیست های مربوطه، به داخل شریان تزریق شده تا وارد عروق مفصلی شوند. التهاب حاد با تزریق کاراگینین داخل مفصلی انجام شد. عصب خلفی نیز توسط استیمولیتور تحریک گردید.یافته ها: تحریک الکتریکی عصب مفصلی خلفی منجر به تنگ شدن عروق شد که با مصرف فنتول آمین و یوهمبین این اثر معکوس و رگ گشاد شد. منحنی های دوز– پاسخ برای تزریق داخل شریانی آگونیست های آلفا– آدرنرژیک ترتیب روبرو آدرنالین= فنیل افرین= کلونیدین، را برای توانمندی آنها نشان داد. منحنی دوز– پاسخ آدرنالین بامصرف آنتاگونیست ها به سمت راست منحرف شد که قدرت این مواد دارای ترتیب فنتول آمین– یوهمبین– پرازوسین، بود؛ در این مرحله از آزمایش، یک پاسخ مساوی برای گیرنده های آلفا یک و آلفا دو– آدرنرژیک در عروق مفصل زانوی خرگوش دارای التهاب حاد وجود داشت. در دو گروه دیگرحیوان، که تنگ شدگی عروق ناشی از تحریک عصب در آنها بعد از تجویز فنتول آمین به گشاد شدگی عروق تبدیل شده بود، این گشاد شدگی به طور کامل به وسیله پروپرانولول مهار شده و تا حدود 50 درصد نیز بوسیله آتنولول کاهش پیدا کرد. منحنی های دوز– پاسخ به تزریق داخل شریانی آگونیست های بتا– آدرنرژیک ترتیب: ایزوپرنالین > دوبوتامین= سالبوتامول را از نظر توانمندی نشان داد. منحنی دوز – پاسخ مربوط به ایزوپرنالین به وسیله مصرف آنتاگونیست های بتا– آدرنرژیک به سمت راست منحرف شد که قدرت مواد برای این عمل دارای ترتیب پروپرانول > آتنولول بود. این پژوهش هم چنین نشان داد، که پاسخ مساوی برای بتا–1 و بتا –2 آدرنرژیک در عروق خونی مفصل زانوی خرگوش با التهاب حاد وجود دارد.نتیجه گیری: روی هم رفته در مقایسه با پژوهش های قبلی انجام شده روی مفصل سالم که پاسخ های گیرنده های آلفا –2 و بتا –1 آدرنرژیک غالب بود، التهاب حاد منجر به تغییر پاسخ گیرنده های آدرنرژیک از آلفا –2 به آلفا –1 و از بتا –1 به بتا –2 می شود. 

۱۲اثر انالاپریل بر ادم مغزی و تولید سایتوکین ها پس از ایسکمی گذرای مغزی در موش سوری
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي كرمان، تابستان, دوره  ۱۵ , شماره  ۳، سال
تعداد صفحات: ۱۱
مقدمه: تولید سایتوکین های التهاب زا به عنوان یکی از مسیرهای التهابی در سیستم اعصاب مرکزی مسوول قسمت اعظم تخریب مغز پس از ایسکمی می باشند. از طرف دیگر، در هنگام التهاب و ایسکمی مغزی اجزای سیستم رنین–آنژیوتانسین در مغز افزایش می یابد. اگرچه مشخص شده است که مهار سیستم رنین–آنژیوتانسین و یا استفاده از گیرنده AT1 آن می تواند نقش حفاظتی در ایسکمی مغزی داشته باشد ولی ارتباط بین تولید سایتوکین ها و آنژیوتانسین II در پاتولوژی ایسکمی مغزی هنوز مشخص نشده است. هدف این تحقیق بررسی اثر مهار آنژیوتانسین II بر تولید سایتوکین ها و ارتباط بین این دو بر ادم مغزی می باشد.روش: در این تحقیق 54 سر موش سوری نر به صورت تصادفی به 5 گروه نرمال، شم، ایسکمی، پیش درمان با انالاپریل (دوز حداکثر) و پیش درمان با انالاپریل (دوز حداقل) تقسیم شدند و میزان اینتروکین–1 بتا (IL–1b) و فاکتور نکروزدهنده توموری (TNF–a) روش ELISA سنجیده شدند.یافته ها: همان گونه که انتظار می رفت ایسکمی سبب افزایش نقصان در عملکرد نورولوژیک حیوان، افزایش آب مغز و میزان سایتوکین ها گردید. در گروه پیش درمان با دوز بالای انالاپریل، 85% از حیوانات بلافاصله علایم تشنج از خود نشان دادند. در این گروه همراه با تشدید علایم کلینیکی میزان IL–1b در سرم نیز افزایش یافت. برعکس گروه فوق در گروه پیش درمان با دوز پایین انالاپریل نه تنها بهبود معنی داری در عمل کرد حیوان وکاهش میزان آب مغز دیده شد (P<0.05) بلکه میزان هر دو سایتوکین نیز در مغز به صورت معنی دار کاهش یافت .(P<0.05)نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که داروی مهار کننده آنزیم تبدیل کننده آنژیوتانسین (انالاپریل) اثر دوگانه ای بر سکته مغزی ایفا می کند. این دارو در دوز پایین دارای نقش حفاظتی بوده و این نقش را تا حدودی با مهار تولید موضعی سایتوکین های پیش التهابی خصوصا IL–1b انجام می دهد. در صورتی که در دوز بالا سبب افزایش شدت التهاب با مکانیسم نامعلوم می گردد.

۱۳اثر توام تمرین استقامتی و عصاره آبی زیره کوهی بر چربی های پلاسما در موش های سوری نر هیپرکلسترولمیک
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشکي رفسنجان، پاييز, دوره  ۸ , شماره  ۳ (پي در پي ۳۲)، سال
تعداد صفحات: ۱۴
زمینه و هدف: مطالعات موجود اثر توام تمرین استقامتی و مصرف عصاره آبی زیره کوهی بر چربی های پلاسما را در موش های نر سالم مورد بررسی قرار داده اند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر تمرین استقامتی بر لیپیدها و لیپوپروتئین های پلاسما در موش های سوری نر هیپرکلسترولمیک پس از مصرف عصاره آبی زیره کوهی است.مواد و روش ها: این مطالعه تجربی بر روی 60 سر موش سوری نر هیپرکلسترولمیک که به 4 گروه حلال، تمرین استقامتی، زیره کوهی و تمرین استقامتی + زیره کوهی تقسیم شدند، انجام شد. برنامه تمرینی به مدت 6 هفته (5 روز در هفته و به مدت 40 دقیقه در روز با سرعت 18 متر بر دقیقه) انجام شد. عصاره آبی زیره کوهی در همان مدت و به میزان 0.8 میلی گرم محلول در 0.4 میلی لیتر آب مقطر) تجویز گردید که در گروه های زیره کوهی و تمرین استقامتی + زیره کوهی به طریق گاواژ مصرف شد. متغیرهای تری گلیسرید (TG)، کلسترول تام (TC)،HDL–c ، LDL–c  و وزن بدن قبل و در پایان دوره اندازه گیری شدند. داده ها با استفاده از روش آماری ANOVA One–way مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که 6 هفته تمرین استقامتی توام با مصرف عصاره آبی زیره کوهی، باعث کاهش معنی دار غلظت TC (پیش آزمون 297.7±37.08، پس آزمون 146.1±30.8 میلی گرم بر دسی لیتر، P=0.019) و LDL–c  (پیش آزمون 297.7±37.08، پس آزمون 0.12±8.7 میلی گرم بر دسی لیتر، P=0.001) شد. از سوی دیگر مصرف عصاره آبی زیره کوهی، به افزایش معنی دار HDL–c منجر شد (پیش آزمون 75.9±12.1، پس آزمون 119.9±17.9 میلی گرم بر دسی لیتر، P=0.003). هم چنین نتایج این پژوهش نشانگر عدم تغییر معنی دار وزن بدن در گروه تمرین استقامتی + زیره کوهی بود.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهند که اجرای این برنامه، به طور معنی داری کلسترول و لیپوپروتئین های پلاسما را تحت تاثیر قرار داده، بنابراین ممکن است جهت پیشگیری از بروز بیماری های قلبی – عروقی مفید باشد.

۱۴اثر تزریق داخل مفصلی دو مهارگر TNF&α بر هیستوپاتولوژی و اثر انفوزیون موضعی این داروها بر جریان خون مفصل التهابی مزمن در خرگوش
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي كرمان، زمستان, دوره  ۱۷ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۱۴
مقدمه: داروهای ضد TNFa رده جدیدی از داروهای مورد استفاده برای درمان بیماری های التهابی مفصلی می باشند که به صورت سیستمیک استفاده می شوند ولی به علت قیمت بسیار بالا و بعضی عوارض جانبی استفاده محدودی دارند. هدف این تحقیق بررسی اثر تزریق داخل مفصلی (موضعی) دو مهارگر TNFa یعنی Infliximab و Etananercept بر هیستوپاتولوژی و هم چنین به علت نقش مهم جریان خون در عملکرد مفصل، بررسی اثر انفوزیون موضعی این داروها بر جریان خون مفصل التهابی مزمن بود.روش: 42 خرگوش سفیدنژاد نیوزلندی بعد از ایجاد التهاب مزمن به روش القای آرتریت توسط آنتی ژن به طور تصادفی در دو گروه هیستوپاتولوژی و جریان خون قرار گرفتند. هر گروه به سه زیر گروه شاهد (سرم فیزیولوژی)، Etanercept و Infliximab تقسیم شد. در حیوانات گروه اول 2 هفته بعد از ایجاد التهاب مزمن تزریق داخل مفصلی سرم فیزیولوژی، 4 میلی گرم Etanercept و یا 16 میلی گرم Infliximab صورت گرفت و 2 هفته بعد (پایان هفته چهارم) از مفصل زانوی آنها مقاطع میکروسکوپی تهیه و از نظر هیپرپلازی لایه سینوویال، هیپرپلازی ویلوس، انفیلتراسیون سلول های التهابی و تشکیل پانوس با هم و با مقاطع میکروسکوپی از مفصل 2 حیوان سالم مقایسه گردید. گروه دوم نیز 4 هفته پس ایجاد التهاب مزمن تحت انفوزیون موضعی شریان نزدیک مفصلی Etanercept،Infliximab  و یا سرم فیزیولوژی قرار گرفتند. فشارخون شریانی از کانول کاروتید و جریان خون مفصل توسط دستگاه لیزر داپلر ثبت گردید.یافته ها: تزریق داخل مفصلی Etanercept و Infliximab اثر معنی داری بر شاخص های هیستوپاتولوژی مفصل التهابی مزمن نداشت. سرم فیزیولوژی اثر معنی داری بر جریان خون و مقاومت عروقی مفصل نداشت. Etanercept سبب افزایش معنی دار جریان خون مفصل به میزان 63.8±16.1 درصد و کاهش معنی دار مقاومت عروقی به میزان 42.2±4.4 درصد گردید. Infliximab نیز جریان خون مفصل را به میزان 70.6±21.1 درصد افزایش و مقاومت عروقی را به میزان 38.7±6.3 درصد کاهش داد.نتیجه گیری: علی رغم عدم تاثیر معنی دار از نظر هیستوپاتولوژی، Infliximab وEtanercept  با افزایش جریان خون مفصل التهابی مزمن و کاهش شرایط هیپوکسی حاکم برآن احتمالا می توانند پیش آگهی بیماری رماتیسم مفصلی را بهبود بخشند.

۱۵بررسی تغییر درگیرنده های عروقی آلفا– آدرنرژیک زانوی خرگوش در اثر التهاب مفصلی مزمن
اطلاعات انتشار: Journal of Babol University of Medical Sciences، سال
تعداد صفحات: ۷


۱۷تاثیر ارایه خدمات آموزشی – پژوهشی در قالب تاسیس پایگاه توسعه تحقیقات بالینی بر عملکرد پژوهشی اعضای هیات علمی بالینی دانشگاه علوم پزشکی کرمان
اطلاعات انتشار: گام هاي توسعه در آموزش پزشكي، پاييز و زمستان, دوره  ۶ , شماره  ۲، سال
تعداد صفحات: ۸
زمینه و هدف: بررسی وضعیت شاخص های پژوهشی اعضای هیات علمی دو گروه علوم پایه و بالینی حاکی از ضعیف تر بودن این شاخص ها در گروه علوم بالینی می باشد. در این طرح تاثیر تأسیس پایگاه توسعه تحقیقات بالینی و ارایه خدمات آموزشی – پژوهشی بر عملکرد پژوهشی اعضای هیات علمی بالینی مورد بررسی قرار گرفت.روش کار: در این مطالعه مداخله ای میدانی 66 نفر عضو هیات علمی بیمارستان افضلی پور، گروه آزمون و 45 نفر عضو هیات علمی بیمارستان، شفا گروه شاهد بودند. پس از تأسیس پایگاه درمحل کار گروه آزمون، خدمات آموزشی – پژوهشی به مدت دو سال ارایه گردید. میزان فعالیت های پژوهشی هر دو گروه دو سال قبل و دو سال بعد از آن مقایسه گردید.یافته ها: یافته ها حاکی از رشد تعداد و سرانه مقالات چاپ شده گروه آزمون به میزان 39 و 33 درصد و کاهش این شاخص ها در گروه شاهد به میزان 21 و 21.6 درصد بود که اختلاف دو گروه از نظر هر دو شاخص، معنی دار می باشد (P<0.01). شاخص تعداد راهنمایی پایان نامه و شاخص های تعداد و سرانه خلاصه مقالات ارایه شده در کنگره ها نیز در گروه آزمون از رشد بیشتری نسبت به گروه شاهد برخوردار است. افزایش شاخص های تعداد و سرانه طرح های تحقیقاتی مصوب در گروه آزمون به ترتیب 76 و 68 درصد و در گروه شاهد 120 و 122 درصد می باشد.نتیجه گیری: تاسیس پایگاه تحقیقات بالینی و ارایه خدمات آموزشی – پژوهشی آن در محل کار اعضای هیات علمی بالینی، تاثیر مثبتی بر عملکرد و ارتقا شاخص های پژوهشی اعضای مذکور داشته است. بنابراین انجام اقدام مشابه در سایر بیمارستان های دانشگاه پیشنهاد می گردد.

۱۸آیین نامه انضباطی پیشنهادی سوء رفتارهای پژوهشی: یک پژوهش کیفی
اطلاعات انتشار: گام هاي توسعه در آموزش پزشكي، بهار و تابستان, دوره  ۷ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۸
زمینه و هدف: به نظر می رسد تعداد موارد سوء رفتار پژوهشی رو به افزایش است. لذا تدوین آیین نامه های انضباطی بیش از پیش ضرورت یافته است. هدف از این مطالعه پیشنهاد و تدوین آیین نامه ای به منظور تبیین انواع سوء رفتار پژوهشی و نحوه رسیدگی به آن است.روش کار: در این پژوهش کیفی، سه نشست توافقی برگزار گردید. در هر نشست 5 تا 6 فرد صاحب نظر در حیطه های مرتبط شامل یک استاد دانشگاه با تجربه کافی مدیریت پژوهشی، دو صاحب نظر در زمینه اخلاق حرفه ای و دو کارشناس خبره در امور حقوقی شرکت نمودند. هر جلسه به مدت 1.5 تا 2 ساعت به طول انجامید. بر پایه جستجوی وسیع متون و تجارب شخصی در دو جلسه اول انواع مختلف سوء رفتار پژوهشی تبیین گردید و در نشست سوم توافق بر سر رده بندی سوء رفتارهای پژوهشی به عمل آمد.یافته ها: در مجموع 49 نوع سوء رفتار پژوهشی شامل 17 نوع خفیف، 22 نوع متوسط و 10 نوع شدید مشخص و تعریف گردید که بر اساس شدت آن، مجازات هایی از «اخطار و احضار شفاهی» تا «بازنشستگی زودتر از موعد با تقلیل مرتبه یا پایه» تعیین گردید. در نهایت چند پیشنهاد توسط اعضای نشست ارایه شد.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، انواع سوء رفتارهای پژوهشی و نحوه برخورد با هر یک را تبیین نمود که خود می تواند بستری برای تنظیم آیین نامه کشوری و مطابق با فرهنگ بوده و همچنین مبنایی برای مداخلات پیشگیرانه باشد.

۱۹آیا PGE2 اثرات ایندومتاسین و تیوفیلین بر قطر و پاسخ‌دهی عروق مفصل زانوی موش صحرایی به تحریک الکتریکی عصب صافن در التهاب مزمن واسطه‌گری می‌نماید؟
اطلاعات انتشار: Physiology and Pharmacology، سال
تعداد صفحات: ۸

۲۰پیش بینی دیابت نوع 2 و تعیین میزان تاثیر عوامل خطر با استفاده از مدل رگرسیون لجستیک
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي كرمان، , دوره  ۲۱ , شماره  ۲، سال
تعداد صفحات: ۱۱
مقدمه: بیماری دیابت یکی از بیماری های مزمن بوده که درمان قطعی ندارد و شایع ترین علت قطع اندام، نابینایی و نارسایی مزمن کلیویی و یکی از مهم ترین عوامل خطر در ایجاد بیماری های قلبی است. رگرسیون لجستیک یکی از روش های تحلیل آماری در امر پیش بینی می باشد و از جمله روش های آماری چند متغیره ای است که می تواند برای ارزیابی ارتباط بین متغیرهای مستقل هرچند مخدوش کننده و یک متغیر وابسته مورد استفاده قرار گیرد. هدف این مطالعه، تعیین متغیرهای تاثیرگذار و میزان تاثیر آن ها بر ابتلا به دیابت و برآورد یک مدل پیش بینی رگرسیون لجستیک بود.روش: نمونه ها شامل 5357 نفر بود و دیابت نوع 2 به عنوان متغیر پاسخ در نظر گرفته شد. متغیرهای مستقل شامل: وزن، قد، نمایه توده بدنی (Body mass index یا BMI)، محیط دور کمر، محیط دور باسن، نسبت کمر به باسن (Waist\hip ratio یا WHR)، کلسترول، سن، جنسیت، شغل، تحصیلات، استفاده از داروی کاهش فشار خون در دو هفته گذشته با تجویز پزشک، میزان فشار خون سیستولی و دیاستولی، سطح (High–density lipoprotein) HDL، سطح (Low–density lipoprotein) LDL، وضعیت مصرف مواد مخدر، فعالیت هایی که منجر به بالا رفتن ضربان قلب می شود و تری گلیسرید بودند. جهت تعیین قدرت پیش بینی مدل رگرسیون لجستیک از شاخص های میزان حساسیت، ویژگی، دقت، ضریب Kappa و منحنی (Receiver operating characteristic) ROC استفاده گردید.یافته ها: میزان حساسیت، ویژگی، دقت و ضریب توافق Kappa برای مدل به ترتیب 0.764، 0.725، 0.731 و 0.312 بود و همچنین مساحت زیر منحنی ROC، 0.822 به دست آمد. از بین متغیرهای موجود به ترتیب تاثیر بر متغیر وابسته (بر اساس نسبت شانس)، متغیر نسبت WHR، مصرف داروی کاهش فشار خون در دو هفته گذشته با تجویز پزشک، جنسیت، سطح تحصیلات، محیط دور کمر، پیاده روی و دوچرخه سواری، وزن، BMI، فشار خون سیستولیک، سن، فشار خون دیاستولیک، محیط دور باسن، تری گلیسرید، کلسترول، سطح LDL، استفاده از مواد مخدر، قد، سطح HDL و داشتن فعالیت کاری شدید 10 دقیقه ای معنی دار بودند.نتیجه گیری: با توجه به ملاک های دقت و قدرت پیش بینی و نیز با در نظر گرفتن مساحت زیر منحنی ROC (0.822) که توانسته است دقت کلی آزمون را برای تشخیص دیابت در حد خوبی انجام دهد، می توان بیان داشت که رگرسیون لجستیک مدل مناسبی برای پیش بینی دیابت می باشد.

۲۱فراوانی نشانگان روده تحریک پذیر، علایم بالینی و عوامل مرتبط با آن در جمعیت بالغ شهر کرمان
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي كرمان، , دوره  ۲۰ , شماره  ۴، سال
تعداد صفحات: ۱۲
مقدمه: نشانگان روده تحریک پذیر (Irritable bowel syndrome یا IBS) یکی از شایع ترین اختلالات عملکردی دستگاه گوارش است که با علایم غیر اختصاصی چون درد یا ناراحتی شکمی، تغییر الگوی اجابت مزاج و احساس نفخ بدون هر گونه پاتولوژی خاصی مشخص می شود. شیوع این بیماری در سراسر دنیا متفاوت است. این مطالعه به منظور تعیین شیوع IBS در شهر کرمان انجام گرفت.روش: این مطالعه به صورت مقطعی و با روش نمونه گیری خوشه ای یک مرحله ای تصادفی انجام گرفت. جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه با 2259 نفر در محدوده سنی 75–15 سال که با مراجعه به درب منازل آن ها برای شرکت در مطالعه دعوت شده بودند و با تکمیل پرسشنامه بر اساس معیار رم (Rome III) III انجام شد، اطلاعات با استفاده از آزمون آماری x2 و Logistic regression تحلیل شد. سطح معنی داری کمتر از 0.05 با ارزش تلقی شد. یافته ها: شرکت کنندگان در این مطالعه شامل 1088 نفر (48.2 درصد) مرد و 1171 نفر (51.8 درصد) زن با میانگین سنی 16±43 سال بودند. شیوع کلی 4.38IBS درصد به دست آمد. شیوع استاندارد شده در استان کرمان 6.2 درصد و در ایران 6.1 درصد محاسبه شد. ارتباط IBS با سن معنی دار بود و با افزایش سن احتمال بروز بیماری IBS کاهش داشت (P<0.001). شایع ترین علامت در افراد مبتلا به بیماری، نیاز به زور زدن حین دفع (59.6 درصد) و احساس نفخ شکمی (55.6 درصد) بود. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که شیوع IBS در کرمان در کل نسبت به کشورهای غربی کمتر است. ولی با توجه به این که شیوع در سنین جوانی خیلی بیشتر است و جمعیت کرمان به طور عمده جوان می باشند، انجام اقدامات آموزشی– بهداشتی برای پیشگیری از بروز آن می تواند منافع فردی و اقتصادی مهمی را برای جامعه به دنبال بیاورد.

نمایش نتایج ۱ تا ۲۲ از میان ۲۲ نتیجه