توجه: محتویات این صفحه به صورت خودکار پردازش شده و مقاله‌های نویسندگانی با تشابه اسمی، همگی در بخش یکسان نمایش داده می‌شوند.
۱بیان و تخلیص پروتئین نوترکیب روتا ویروس انسانی و بررسی ایمنی زایی آن در شرایط آزمایشگاهی و حیوان آزمایشگاهی
اطلاعات انتشار: چهارمین همایش ملی بیوتکنولوژی ایران، سال
تعداد صفحات: ۴
روتا ویروس ها علت اصلی بیماری اسهال در انسان و حیوانات اهلی در بیشتر نقاط دنیا هستند. 80 درصد علت اسهال های ویروسی مربوط به ویروس روتا بوده و عامل 140 میلیون مورد اسهال در سال است. میزان مرگ و میر در کشورهای در حال توسعه حدود 600–870 هزار مرگ در سال می باشد. مکانیسم مسئول ایمنی علیه بیماریها و عفونت های روتا ویروس به طور کامل فهمیده نشده است.
هدف از این تحقیق کلونینگ و بیان ژن کامل NSP4 روتاویروس انسانی (Wa) در E.coli و تولید آنتی بادی علیه آن به منظور تقلید پاسخ های ایمنی در میزبان به عفونت طبیعی است که می توان با خوراندن آنتی بادی علیه NSP4 به مدل حیوانی و ایجاد پاسخ ایمنی روده ای، اثر حفاظت دهندگی NSP4 را پس از در معرض قرار گرفتن به روتاویروس مورد بررسی قرار داد و مشاهده نمود تا چه میزان به کمک آنتی بادی علیه NSP4 اتصال NSP4 به رسپتورش مهار می شود.

۲کلونینگ ژن بیان کننده آنتی ‌ژن سطحی 1(SAG1) توکسوپلاسما گوندی و ترانسفورماسیون آن در دو سویه DH5a و TG1 اشرشیاکلی
اطلاعات انتشار: علوم پزشكي رازي (مجله دانشگاه علوم پزشكي ايران)، زمستان, دوره  ۱۳ , شماره  ۵۳، سال
تعداد صفحات: ۹
زمینه و هدف: بیماری توکسوپلاسموزیس توسط تک یاخته انگلی به نام توکسوپلاسماگوندی (Toxoplasma gondii) ایجاد می‌شود.SAG1 Surface Antigen 1))، آنتی ‌ژن اختصاصی ـ مرحله ‌ای است که فقط در مرحله تاکی زوئیت وجود دارد و در مراحل اسپوروزئیت و برادی زوئیت وجود ندارد و به مقدار فراوان و به طور یکنواخت بر روی سطح داخل و خارج سلولی تاکی‌زوییت‌ها توزیع شده است. این آنتی‌ژن دارای دو گلیکوفرم است و آنتی‌ژن، کاملا conformational است. ژن کد کننده SAG1، به صورت Single copy بوده و هیچ اینترونی ندارد. SAG1، ایمونوژنیک‌ترین ساختار تاکی‌زوئیت T.gondii است و به همین خاطر در چندین روش تشخیصی و برای تهیه واکسن نوترکیب و زیر واحدی علیه بیماری توکسوپلاسموزیس، استفاده شده و مورد توجه بوده است. هدف از این مطالعه، کلون کردن قطعه SAG1 در پلاسمید PTZ57R و ترانسفورم کردن پلاسمید نوترکیب در سویه‌های DH5α و TG1 باکتری‌های E.coli می‌باشد. روش بررسی: این تحقیق یک مطالعه تجربی می‌باشد. برای این کار، ابتدا انگل توکسوپلاسما در صفاق موش سوری تکثیر داده و آنگاه انگل با PBS(Phosphate buffered saline) شستشو داده شد. جهت تهیه و نگهداری انگل، از موش سوری ماده استفاده شد.  DNA( (Deoxyribonucleic acid ژنومی توکسوپلاسما، با روش فنل ـ کلر فرم، استخراج شده، سپس با کمک پرایمرهای اختصاصی ویژه ژن SAG1، ژن مورد نظر با روش PCR ( (Polymrase chain reaction تکثیر شد و با استفاده از ژل آگاروز، محصول PCR، الکتروفورز شده و اندازه ژن تکثیر شده با استفاده از مارکر تعیین شد. محصول PCR با استفاده از کیت تجارتی، خالص شده و سپس به کمک آنزیم T4DNA Ligase، محصول PCR به داخل یک کلونینگ وکتور کلون شد. در نهایت پلاسمید نوترکیب به داخل سلولهای مستعد E.coli دو سوش TG1 و DH5α ترانسفورم شد. یافته‌ها: نمونه DNA خالص سازی شده با استفاده از پرایمرهای اختصاصی ژن SAG1، PCR گردید. محصول PCR به صورت یک باند bp960 (960جفت باز) در ژل آگاروز 1% مشاهده گردید. محصول PCR درون پلاسمید PTZ57R، کلون گردید، سپس پلاسمید نوترکیب درون باکتری اشرشیاکلی سوش‌های TG1، DH5α ترانسفورم گردید. برای شناسایی پلاسمید نوترکیب، ابتدا به کمک ژن مقاومت به آنتی‌بیوتیک، کلونی‌های حاوی پلاسمید نوترکیب روی محیط LB جامد حاوی (5– bromo–4 chloro–3 indolyl beta diGalactopyranosid) XGAL ، IPTG(Isopropyl–beta–dithio Galactopyranosid) و آمپی‌سیلین جداسازی گردیدند، سپس پلاسمید نوترکیب استخراج شد و با روش PCR، ژن مورد نظر تایید گردید. پلاسمید نوترکیب حاوی ژن SAG1 تحت تاثیر برش آنزیمی قرار گرفت که قطعات bp2982 و bp864 بدست آمده نیز نشانه تایید کار می‌باشد. کلونی‌های TG1 و DH5α که در محیط LB رشد کرده بودند، شمارش گردیدند و میانگین و انحراف معیار برای این دو سویه در هر پلیت براساس آزمون آماری Mannwhitny مقایسه گردید. نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که پلاسمید PTZ57R و استرین TG1 اشرشیاکلی بکار رفته در این تحقیق، برای نگهداری ژن SAG1 مناسب می‌باشند.

۳کلونینگ ژن کدکننده آنتی ژن سطحی ویروس هپاتیت B در اشرشیاکولی
اطلاعات انتشار: علوم پزشكي رازي (مجله دانشگاه علوم پزشكي ايران)، پاييز, دوره  ۱۴ , شماره  ۵۶، سال
تعداد صفحات: ۸
زمینه و هدف: عفونت ویروس هپاتیت B در سراسر جهان آندمیک است. حدود 350 میلیون ناقل ویروس هپاتیت B در جهان وجود دارد. حدود یک میلیون نفر در سال به دنبال عفونت ویروس هپاتیت B تلف می شوند. متاسفانه دارویی که بتواند به درمان کامل هپاتیت B بیانجامد، وجود ندارد و تنها راه جهت کنترل اپیدمی ها، انجام واکسیناسیون می باشد. اندازه گیری مقدار DNA ویروسی برای شناسایی افرادی که دارای عفونت مزمن هستند، مورد استفاده قرار می گیرد، همچنین برای بررسی و پیش بینی سیر درمان بیماری و تاثیر داروهای ضد ویروسی در رژیم های درمانی کاربرد دارد. با معرفی Real–time PCR در آزمایشگاه های تشخیص طبی، اندازه گیری کمی DNA ویروس در نمونه های بالینی به طور معنی داری توسعه پیدا کرده است. هدف از این مطالعه، کلونینگ و شناسایی ژن کدکننده آنتی ژن سطحی ویروس هپاتیت B به عنوان استاندارد خارجی است. روش بررسی: این تحقیق یک مطالعه توصیفی می باشد. برای تکثیر ژن S، ابتدا ژنوم ویروس از نمونه سرم که از نظر (Hepatitis B surface Antigen)HbsAg  مثبت بود، استخراج شد. سپس با استفاده از پرایمرهای اختصاصی، قطعه ای از ژن S با روش PCR (Polymerase chain reaction) تکثیر شد. برای کلونینگ ژن S از یک کلونینگ وکتور  pTZ–57R(فرمنتاس) استفاده گردید. پس از خالص سازی، محصول PCR به داخل وکتور پلاسمیدی کلون شد و به داخل سلول مستعد E.Coli سویه TG1، ترانسفورم شد. باکتری حاوی پلاسمید نوترکیب با روشهای مختلف از قبیل مقاومت به آنتی بیوتیک، PCR، برش با آنزیم های اختصاصی و در نهایت تعیین توالی، مورد بررسی قرار گرفت. برای آنالیز آماری، از آزمون t و محاسبه میانگین تعداد کلنی های شمارش شده بر روی پلیت های حاوی آنتی بیوتیک و بدون آن، استفاده گردید. یافته ها: پس از استخراج DNA ویروسی با استفاده از آغازگرهای اختصاصی، ژن S با روش PCR تکثیر شد و قطعه ای شامل 175 جفت باز حاصل گردید، سپس ژن S با استفاده از پلاسمید pTZ57R کلون گردید. پلاسمید نوترکیب استخراج شد و با روش PCR و برش آنزیمی، مورد تایید قرار گرفت. برای تایید نهایی، پلاسمید نوترکیب تعیین توالی شد. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که قطعه 175 جفت بازی ژن S در پلاسمید pTZ57R کلون گردیده است که می توان از آن، جهت تهیه استاندارد Real–time PCR یا کنترل مثبت در آزمایش ها استفاده نمود.نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که قطعه 175 جفت بازی ژن S در پلاسمید pTZ57R کلون گردیده است که می توان از آن، جهت تهیه استاندارد Real–time PCR یاکنترل مثبت در آزمایش ها استفاده نمود.

۴ارزیابی شاخص های متابولیک در پلاکت های پولد نگهداری شده به مدت 5 روز
اطلاعات انتشار: فصلنامه پژوهشي خون، پاييز, دوره  ۴ , شماره  ۳، سال
تعداد صفحات: ۷
سابقه و هدف: پلاکت ها یکی از اجزای مهم خون هستند که در روند فعالیت های هموستاز نقش به سزایی دارند. در این مطالعه شاخص های متابولیک پلاکت های متراکم پولد شده که به مدت 5 روز نگهداری شده بودند مورد بررسی قرار گرفت.مواد وروش ها: پلاکت های متراکم با عمل سانتریفوژ در دو مرحله تهیه شدند و تا زمان آزمایش در دمای 22 درجه سانتی گراد روی دستگاه روتاتور قرار گرفتند. 4 پولد پلاکتی که هر کدام شامل 5 واحد پلاکت متراکم بود، آماده گردید. شمارش پلاکت، لاکتات دهیدروژناز، غلظت گلوکز، غلظت لاکتات، pH ، فشار اکسیژن (PO2)، فشار دی اکسید کربن (PCO2)، درصد اشباع اکسیژن (O2 sat) نسبت گاز اکسیژن به دی اکسید کربن (O2:CO2)، در روز اول (پلاکت های تازه) و روز پنجم (پلاکت های نگهداری شده) مورد ارزیابی قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS 10 و آزمون ویل کوکسون (Wilcoxon) استفاده شد.یافته ها: مطالعه انجام شده از نوع تجربی بود. میانگین شمارش پلاکت در 4 پولد پنج تایی در روز اول حدود 2.7´1011 بود در صورتی که میانگین شمارش پلاکت در 4 پولد پنج تایی نگهداری شده به مدت 5 روز، 2.1´1011 بود. واحد های پولد پلاکتی نگهداری شده کاهشی در حدود 10%– 5% را در مقایسه با واحدهای پولد پلاکتی تازه نشان دادند که حکایت از نابودی پلاکت ها در طول مدت نگهداری بود. pH تمام پولدهای پلاکتی در حدود ثابتی باقی ماند، اختلاف pH نمونه های روز اول و روز پنجم بسیار اندک بود و همگی در حدود pH فیزیولوژیک قرار داشتند. کاهش فشار اکسیژن نسبت به فشار دی اکسید کربن فوق العاده کمتر بود. نسبت گاز اکسیژن به دی اکسید کربن در روز اول برابر با 2.7 و این نسبت در روز پنجم برابر 3.6 بود. غلظت آنزیم های لاکتات دهیدروژناز و لاکتات در روز پنجم مقدار کمی افزایش پیدا کردند و سطح گلوکز به طور تدریجی از 24.8 تا 21.5 میلی مول در لیتر کاهش پیدا کرد.نتیجه گیری: نتایج به دست آمده در این پژوهش نشان می دهد که با انتخاب یک کیسه مناسب جهت نگهداری پلاکت، می توان غلظت لاکتات دهیدروژناز و لاکتات را به حداقل رساند و درصد اکسیژن به دی اکسید کربن را حتی بعد از مدت زمان 5 روز، در مقدار بالاتری نسبت به روز اول نگه داشت. این خود یکی از عوامل مهم در حفظ و نگهداری پلاکت با کیفیت مناسب است.

۵شیوع پاروویروس B19 انسانی در اهداکنندگان خون به روش الایزا و PCR
اطلاعات انتشار: فصلنامه پژوهشي خون، بهار, دوره  ۵ , شماره  ۱ (پياپي ۱۸)، سال
تعداد صفحات: ۶
سابقه و هدف: پاروویروس B19 انسانی، ویروسی بسیار کوچک با DNA تک رشته ای، بدون پوشش و عضو خانواده پاروویریده می باشد. پاروویروس B19 انسانی موجب بروز تعدادی از بیماری های بالینی شامل اریتمای عفونی (بیماری پنجم)، هیدروپس فتالیس، بحران آپلاستیک گذرا، آرتروپاتی و کم خونی مادرزادی می شود. انتقال ویروس از طریق تنفس، انتقال خون و فرآورده های خونی است. DNA B19 از طریق روش های حساس PCR قابل تشخیص است. بررسی های قبلی نشانگر آن است که افرادی که ایمونوگلوبولین از نوع IgG ضد ویروس در خونشان ظاهر شده، از نظر وجود ویروس منفی هستند. آنتی بادی های کلاس IgM پاروویروس B19 انسانی به طور معمول برای چندین ماه و آنتی بادی کلاس IgG پاروویروس B19 برای چندین سال و حتی تا پایان عمر دوام دارند. هدف این مطالعه تعیین شیوع پاروویروس B19 انسانی در بین اهداکنندگان خون در تهران بود.مواد وروش ها: مطالعه انجام شده از نوع مقطعی بود. به روش نمونه گیری تصادفی، سرم 730 اهدا کننده خون که از نظر anti–HIV Ab، HBsAg و anti–HCV Ab منفی بودند، به لحاظ حضور IgM و IgG علیه پاروویروس B19 ابتدا به روش الایزا بررسی شدند. سپس نمونه تمام سرم ها برای حضور DNA ویروس با روش semi–nested PCR مورد بررسی قرار گرفتند.یافته ها: از میان 730 اهداکننده خون، 4 نفر (0.5%) در سرم آنتی بادی خاص IgM داشتند و سرم این افراد برای IgM anti–B19 مثبت گزارش شد. از میان این تعداد اهداکننده، 338 نفر (42.7–50 = 95% CI، %46.3) برای آنتی بادی خاص IgG مثبت بودند. DNA پاروویروس B19 در هیچ یک از سرم های اهداکنندگان یافت نشد.نتیجه گیری: با این که عفونت B19 در برخی دریافت کننده های خون می تواند عوارض زیادی به همراه داشته باشد، هنوز غربالگری اهداکنندگان برای این ویروس اجباری نیست. از یک طرف شیوع IgG در میان اهداکنندگان تهرانی بالا بود و از طرف دیگر، هیچ یک از نمونه ها برای DNA B19 مثبت دیده نشد که این به معنای پایین بودن خطر انتقال ویروس از طریق انتقال خون می باشد. مطالعات بیشتری بر روی تعداد زیادی از اهداکنندگان و هم چنین گروه های پر خطر لازم است.

۶شیوع anti–HBc و anti–HBs در اهداکنندگان HBsAg منفی در تهران
اطلاعات انتشار: فصلنامه پژوهشي خون، پاييز, دوره  ۵ , شماره  ۳ (پياپي ۲۰)، سال
تعداد صفحات: ۹
سابقه و هدف: غربالگری سرولوژیک رایج برای ویروس های هپاتیت منتقله از طریق خون، به طور چشمگیری خطر انتقال هپاتیت از راه خون را کاهش داده است. اگر خون تنها از نظر آنتی ژن سطحی ویروس هپاتیت (HBsAg) B آزمایش شود، در این صورت هپاتیت B مخفی می تواند منجر به ترخیص واحدهای خون حاوی ویروس به شبکه ذخیره خون شود. غربالگری خون از لحاظanti–HBc ، آزمایش دیگری جهت تشخیص عفونت HBV می باشد. هدف از این مطالعه ارزیابی شیوع شاخص های عفونت HBV در اهداکنندگان خون HBsAg منفی است.مواد و روش ها: مطالعه انجام شده از نوع مقطعی بود. 2000 نمونه HBsAg منفی از مراکز انتقال خون تهران جمع آوری شدند. تمام نمونه های HBsAg منفی از نظر anti–HBc با روش الایزا آزمایش شدند. سپس تمام نمونه های HBsAg منفی و anti–HBc مثبت با روشی مشابه از جهت anti–HBs آزمایش شدند. داده ها با روش آماری کای دو تجزیه و تحلیل شدند.یافته ها: 199 مورد از 2000 اهدا کننده HBsAg منفی (95\9% با فاصله اطمینان 24\12%–۷.۶۶%)،anti–HBc  مثبت بودند. 199 نمونه anti–HBc مثبت از نظر anti–HBs آزمایش شدند که 149 مورد anti–HBs مثبت (75% با فاصله اطمینان 5\85%–5\65%) شدند و در 102 نفر از این گروه (3\51% با فاصله اطمینان 2\58%–4\44%)، میزان anti–HBs بالاتر از 100IU\ml بود.نتیجه گیری: در مطالعه ما شیوع anti–HBc در افراد اهدا کننده HBsAg منفی بالا بود. در حالی که خون های anti–HBc مثبت ممکن است منبع انتقال HBV باشند، به کارگیری رایج غربالگری anti–HBc در کشور ما مقدور نمی باشد، چون به طور جدی منابع خون ما را محدود می نماید. بنابراین روش های حساس تر مثل آزمایش Mini Pool PCR بعد از تغلیظ ویروس جهت تشخیص HBV–DNA در حاملین مزمن HBV که HBsAg منفی هستند، ضروری است.

۷بیان و خنثی سازی گلیکو پروتئین نو ترکیب روتا ویروس میمونی (NSP4) با آنتی بادی اختصاصی در نوزاد موش
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشکي رفسنجان، تابستان, دوره  ۷ , شماره  ۲ (پي در پي ۲۷)، سال
تعداد صفحات: ۸
زمینه و هدف: روتا ویروس ها یکی از مهم ترین علل بیماری اسهال شدید در نوزادان و کودکان خردسال در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه در سراسر جهان می باشند. علی رغم تلاش جهت بهبود در وضع سلامت جامعه، متاسفانه بروز بیماری کاهش نیافته و استفاده از واکسن اولین روش پیشگیری است. بنابراین انجام مطالعات جهت تولید واکسن موثر به منظور کاهش شدت مرگ و میر و کنترل عفونت ضروری است. ژن قطعه 10، که گلیکو پروتئین غیر ساختمانی ویروس روتا (NSP4) را کد می کند به عنوان عامل جدیدی جهت توسعه واکسن علیه روتا ویروس مورد توجه قرار گرفته است. هدف از این تحقیق بررسی بیان کامل ژن NSP4 روتا ویروس میمونی  (SA11)در E.coli و بررسی خواص بیولوژیکی و ایمنی زایی آن در مدل حیوانی می باشد. مواد و روش ها: این مطالعه تجربی‏، به منظور مطالعه نقش بیولوژیکی NSP4 در عفونت های روتاویروسی پروتئین نوترکیب NSP4 در پلاسمید بیانی pET–26a (+) انجام شد. بیان پروتئین نوترکیب NSP4 با روش های Western blot با استفاده از آنتی بادی علیه عصاره سلول آلوده به روتا ویروس میمونی آزمایش گردید. پروتئین نوترکیب NSP4 خالص و به خرگوش نر 6 ماهه تزریق شد و آنتی بادی علیه آن فراهم گردید. پس از آن مقدار یک میکرومول به طور داخل صفاقی تزریق شد هم چنین مقدار 100 میکرومول از راه دهان به نوزادان موش 5–4 روزه داده شد و اثر آن مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: بیان پروتئین نوترکیب NSP4 با روش های Western blot با استفاده از آنتی بادی علیه عصاره سلول آلوده به روتا ویروس میمونی تایید گردید. تزریق داخل صفاقی NSP4 باعث اسهال در نوزاد موش 5–4 روزه BALB\C شد. بیماری اسهال در گروه هایی که آنتی بادی علیه پروتئین نوترکیب میمونی دریافت کرده بودند (گروه آزمون) به طور معنی داری در مقابل گروه کنترل که فقط به آن ها ویروس تجویز شده بود (کنترل مثبت) و سرم خرگوش ایمونیزه شده را دریافت نکرده بودند کاهش یافت (p<0.000).نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه بیان موفقیت آمیز طول کامل پروتئین نوترکیب NSP4 را در E.coli همراه با حفظ خواص آنتروتوکسینی در E.coli نشان می دهد که می تواند باعث القای اسهال در نوزاد موش شود. هم چنین این پروتئین به عنوان یک آنتی ژن جهت تشخیص آنتی بادی اختصاصی علیه NSP4 در سرم انسانی می تواند مورد استفاده قرارگیرد.

۸تشخیص مولکولی تریکوموناز واژینالیس با استفاده از تکثیر ژن 18SrRNA با روش PCR
اطلاعات انتشار: مجله پزشكي كوثر، پاييز, دوره  ۱۳ , شماره  ۳، سال
تعداد صفحات: ۶
هدف: تریکومونیازیس یکی از شایعترین بیماری های مقاربتی در دنیا بشمار می‌آید. تشخیص قطعی این بیماری با استفاده از تستهای آزمایشگاهی است که شامل مطالعه گسترش مرطوب، روشهای مختلف رنگ آمیزی، گسترش سیتولوژیک پاپ اسمیر، کشت، تستهای سرولوژیکی و اخیرا روشهای مولکولی است. در مطالعه حاضر بر اساس تکثیر ژن 18 اس (ژن ریبوزومی مشابه 16 اس) انگل تریکوموناز مورد شناسایی و تشخیص قرار گرفته است.روش بررسی: انگل تریکوموناز از بیمار جدا و برای تکثیر انگل از محیط کشت دیاموند استفاده شد. سپس DNA انگل با روش فنل کلروفرم استخراج و با استفاده از پرایمرهای اختصاصی قطعه ای از ژن 18 اس انگل با موفقیت تکثیرگردید.یافته ها: با استفاده از یک جفت پرایمر از ناحیه حفاظت شده ژن ریبوزومی 18 اس و با روشPCR ، بر روی ژل الکتروفورز باندهای اختصاصی 312 جفت بازی مشاهده شد.نتیجه گیری: با توجه به نتایج بسیار خوب اخذ شده در این مطالعه، استفاده از این روش و پرایمرهای مربوطه را برای تشخیص عفونت تریکومونیازیس در مطالعات میدانی توصیه می شود.

۹کلونینگ و توالی یابی ژن (Leishmania homologue of receptors for activated C kinase (LACK لیشمانیا ماژور سویه استاندارد ایرانی
اطلاعات انتشار: مجله علوم پزشكي مدرس، آسيب شناسي زيستي (علوم پزشكي مدرس)، پاييز و زمستان, دوره  ۱۱ , شماره  ۳-۴، سال
تعداد صفحات: ۱۲
هدف: لیشمانیوزیس جزء بیماری های عفونی – انگلی مهم دنیاست که توسط تک یاخته های نسجی خونی داخل سلولی اجباری از جنس لیشمانیا ایجاد می شود. ژن LACK یک پروتئین 36 کیلودالتونی است که در فرم های پروماستیگوت و آماستیگوت انگل، در گونه های مختلف لیشمانیا به مقدار بالایی وجود دارد.LACK  پاسخ ایمنی سریعی علیه انگل ایجاد می کند؛ بنابراین این ژن برای تهیه آنتی ژن نوترکیب مناسب بوده و انتخاب خوبی به عنوان واکسن DNA علیه لیشمانیا ماژور است، این مطالعه با هدف کلون نمودن ژن LACK لیشمانیا ماژور ایران برای تولید پروتئین نوترکیب برای ساخت واکسن انجام شده است. مواد و روش ها: در این تحقیق DNA از سویه استاندارد ایرانی لیشمانیا ماژور (MRHO\IR\75\ER) استخراج و ژنLACK  با استفاده از روش PCR تکثیر شد. سپس قطعه 939 جفت بازی تکثیر شده در پلاسمید pTZ57R\T کلون شد. پلاسمید نوترکیب در باکتری اشرشیاکلی سویه TG1 ترانسفورم و توالی یابی شد. نتایج: آنالیز تعیین توالی ژن LACK لیشمانیا ماژور کلون شده در پلاسمید pTZ57R\T مشخص کرد که قطعه ای 939 جفت بازی در این پلاسمید کلون شده است و ژن کلون شده، ژن LACK لیشمانیا ماژور است. این سویه ایرانی 89 درصد با سویه موجود در بانک ژنی با کد LmjF28.2740 شباهت دارد. این کلونینگ با روش های PCR و برش آنزیمی تایید شد. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان داد که این ژن با موفقیت تکثیر و کلون شده و از این کلون می توان کلون هایی در پلاسمید بیانی پروکاریوتی برای تهیه آنتی ژن نوترکیب و پلاسمید یوکاریوتی برای تهیه واکسن DNA استفاده کرد. این مطالعه راهی برای پیشرفت تولید پلاسمیدهای نوترکیب برای مطالعات آینده است.

۱۰کلونینگ و توالی یابی ژن Granular Antigen7) GRA7) توکسوپلاسما گونده ای
اطلاعات انتشار: مجله علوم پزشكي مدرس، آسيب شناسي زيستي (علوم پزشكي مدرس)، پاييز و زمستان, دوره  ۱۱ , شماره  ۳-۴، سال
تعداد صفحات: ۸
هدف: توکسوپلاسما گونده ای تک یاخته ای داخل سلولی و عامل ایجاد توکسوپلاسموزیس بوده و دارای انتشار جهانی است. در سال های اخیر پیشرفت هایی در زمینه تهیه واکسن صورت گرفته که منجر به ایجاد پاسخ های محافظت کننده شده است. آنتی ژن GRA7 با وزن مولکولی 29 کیلودالتون یک آنتی ژن ترشحی گرانولی فشرده است که به وسیله سلول های آلوده میزبان آزاد می شود. در سلول های آلوده به تاکی زوئیت، پروتئین 29 کیلو دالتونی در واکوئل پارازیتوفروز تجمع پیدا می کند. علاوه بر ایمونوژن بودن و کاندیدای تهیه واکسن در تشخیص نیز به کار می رود. مواد و روش ها: برای این کار ابتدا DNA توکسوپلاسما گونده ای با روش فنل کلروفرم استخراج شده سپس با استفاده از آغازگرهای اختصاصی ژن GRA7 این قطعه با استفاده PCR تکثیر و در ناقل TOPO کلون شد. پلاسمید کلون شده در باکتری TOP10 ترانسفورم شد. با استفاده از PCR، هضم آنزیمی و توالی یابی کلون مورد نظر تایید شد. نتایج: تعیین توالی ژن GRA7 کلون شده در پلاسمید TOPO نشان داد که قطعه ای 749 جفت بازی در این پلاسمید کلون شده است و با سویه RH موجود در بانک ژنی از نظر توالی نوکلئوتیدی فقط در یک باز تفاوت داشت. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان می دهد که کلون به دست آمده برای ساب کلون کردن در پلاسمیدهای بیانی یوکاریوتی و پروکاریوتی مناسب است.

۱۱فراوانی عفونت حاد ویروس هپاتیت A در بیماران مشکوک به هپاتیت
اطلاعات انتشار: فصلنامه پژوهشي خون، بهار, دوره  ۶ , شماره  ۱ (پياپي ۲۲)، سال
تعداد صفحات: ۷
سابقه و هدف: ویروس هپاتیت A (Hepatitis A Virus) عضو جنس هپاتو ویروس و از خانواده پیکورنا ویریده می ‌باشد. در بچه‌ های زیر شش سال آلوده به ویروس، بیماری فاقد علایم است در حالی که ویروس در نوجوانان و بزرگسالان باعث ایجاد بیماری با علایم بالینی می ‌شود. در این مطالعه فراوانی عفونت حاد ویروس هپاتیت A در میان گروه‌ های سنی مختلف بیماران مراجعه کننده به مرکز انتقال خون تهران با روش‌ های سرولوژیکی و مولکولی بررسی شد. مواد و روش ‌ها: این تحقیق یک مطالعه مقطعی بود که در طول مدت یک سال از مهر 1385 – 1384 انجام شد. به روش سرشماری تعداد 308 بیمار مراجعه کننده به آزمایشگاه تشخیص طبی مرکز انتقال خون تهران، مورد بررسی قرار گرفتند. نمونه‌ های سرم این افراد از جهت هپاتیت‌ های ویروسیA ، B و C با استفاده از کیت ‌های تجارتی و با روش الایزا بررسی شدند. HAV–RNA با روش Nested RT–PCR مورد شناسایی قرار گرفت. یافته ‌ها توسط نرم‌افزار 11.5 SPSS و آزمون آماری کای ‌دو، تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ ها: تعداد 62 نمونه از 308 بیمار که از نظر هپاتیت ‌های ویروسی B و C مثبت بودند، از مطالعه خارج شدند و مطالعه بر روی 246 بیمار ادامه یافت. آنتی بادی‌ های IgM علیه ویروس هپاتیت A در 29 بیمار (11.8%، 15.83–7.77 = 95% :CI) از 246 بیمار حضور داشت. فراوانی آنتی ‌بادی ‌های IgM علیه ویروس هپاتیت A در گروه‌ های سنی 10–0، 20–11، 30–21، 40–31 ، 40< به ترتیب 17.8%، 23.1%، 14.7%، 3.2% و 0% بود. HAV–RNA در 25 بیمار (86.2%) از 29 نمونه سرم مثبت بود. فراوانی عفونت در گروه ‌های سنی 20–11 سال به طور معنی ‌داری بیشتر از دیگر گروه ‌های سنی بود. نتیجه گیری: با بهبود شرایط بهداشتی در جامعه، لازم است مطالعه ‌های جامعی بر روی عفونت ویروس هپاتیت A در گروه ‌های سنی مختلف انجام شود. این اطلاعات در آینده برای طراحی برنامه ‌‌های پیشگیری از قبیل واکسیناسیون علیه ویروس هپاتیت A مفید خواهد بود.

۱۲تاثیر مقدار ویتامین D3 و اینترفرون گاما بر تکثیر تاکی زوییت های توکسو پلاسما گوندیی و تولید نیتریک اکساید در ماکروفاژهای صفاقی موش Balb\C
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي مازندران (نامه دانشگاه)، خرداد و تیر, دوره  ۱۶ , شماره  ۵۲، سال
تعداد صفحات: ۱۱
سابقه و هدف: توکسوپلاسما گوندیی یک انگل داخل سلولی اجباری است که تعداد وسیعی از سلول های هسته دار مختلف را در میزبانان واسط خود آلوده می کند. تاکی زوییت های توکسوپلاسما گوندئی قادر هستند در ماکروفاژهای موش تکثیر نمایند. القا تولید نیتریک اکساید در ماکروفاژها یکی از مهم ترین مکانیسم های دفاعی علیه عفونت های داخل سلولی در موش ها است. ویتامین D3 همان طور که قبلا هم ثابت شده، اثر مفیدی در درمان بعضی از بیماری ها دارد و تولید نیتریک اکساید را افزایش می دهد.مواد و روش ها: هدف از این تحقیق بررسی تاثیر مصرف ویتامین D3 به مقدار 1000 میکروگرم به صورت تزریق داخل صفاقی به موش Balb\C در زمان های متفاوت، سپس آلوده سازی موش ها با تاکی زوییت های توکسوپلاسما گوندیی و نهایتا بررسی تکثیر تاکی زوییت های توکسوپلاسما گوندیی در ماکروفاژهای آلوده جداسازی شده از این موش ها و نیز بررسی نیتریک اکساید تولید شده توسط این ماکروفاژها در شرایط آزمایشگاهی است.یافته ها: نتایج به دست آمده مشخص نمود که تزریق یک بار ویتامینD3  به مقدار 1000 میکروگرم به موش ها و سپس اضافه کردن 100واحد اینترفرون گاما به محیط کشت ماکروفاژها بیش ترین تاثیر را در کاهش تاکی زوییت های توکسوپلاسما داشته است و اختلاف به‌دست آمده در مقایسه با گروه شاهد معنی دار بود (0.05>P). نیتریک اکساید اندازه گیری شده دراین گروه نیز بیش ترین مقدار را داشته و در مقایسه با گروه شاهد دارای اختلاف معنی دار بود (0.05>P).استنتاج: به‌طور کلی نتایج این تحقیق نشان داد که مصرف یکبار ویتامین D3 به میزان1000 میکروگرم برای افزایش قدرت انگل کشی ماکروفاژها و هم چنین افزایش تولید نیتریک اکساید کاملا موثر بوده و اگر با اینترفرون گاما همراه شود، این اثر قوی تر خواهد بود.

۱۳بررسی مولکولی HCV RNA در اهداکنندگان خون anti–HCV منفی
اطلاعات انتشار: فصلنامه پژوهشي خون، پاييز, دوره  ۶ , شماره  ۳ (پياپي ۲۴)، سال
تعداد صفحات: ۸
سابقه و هدف: در سال های اخیر برخی از کشورهای پیشرفته با استفاده از فن آوری NAT به طور قابل ملاحظه ای خطر انتقال بیماری های ویروسی را کم کرده اند. هدف از این مطالعه بررسی مولکولی HCV RNA در اهداکنندگان خون anti–HCV منفی در مرکز انتقال خون اهواز بود.مواد و روش ها: در ایـن مطالعـه توصیفی ـ مقطعـی، تعــداد 8000 نمونه سرم از اهداکنندگانی که در آزمایش الایزای نسل سوم anti–HCV منفی بودند، جمع آوری شد. از این نمونه ها مجموعه های 25 تایی تهیه و 320 مجموعه سرم آماده شد. روی کلیه مجموعه ها آزمایش HCV–RNA به روش RT–PCR انجام شد. حساسیت کیت برابر با IU\ml 200 بود.یافته ها: کلیه مجموعه های سرمی از نظر HCV RNA به روش RT–PCR منفی بودند. در طی این بررسی دو مورد از مجموعه های سرمی دارای باند بودند که با آزماش نمونه های سازنده این مجموعه ها، مورد مثبتی گزارش نشد. بنابراین این موارد به عنوان نتیجه مثبت کاذب تلقی شدند.نتیجه گیری: غربالگری عفونت HCV RNA با استفاده از مجموعه های 25 تایی به روش RT–PCR هم مفید و هم از نظر اقتصادی مقرون به صرفه می باشد. جهت کاهش خطا و جلوگیری از موارد مثبت کاذب در مطالعه تعداد زیادی از اهداکنندگان خون، روش های تمام اتوماتیک پیشنهاد می شود. با روش های تمام اتوماتیک میزان موارد غیر قابل قبول و نمونه های مثبت کاذب به شدت کاهش می یابد.

۱۴کلونینگ ژن GRA5 توکسوپلاسما گوند ای سویه RH در پلاسمید یوکاریوت بیانی pcDNA3 و بیان آن در سلول CHO
اطلاعات انتشار: مجله علمي دانشگاه علوم پزشكي ايلام، پاييز, دوره  ۱۹ , شماره  ۳، سال
تعداد صفحات: ۱۲
مقدمه: توکسوپلاسموز یکی از بیماری های زئونوز و دارای انتشار وسیع در جهان بوده که اثرات شدید بالینی و دام پزشکی عدیده ای را ایجاد می کند. این انگل داخل سلولی باعث عوارض عصبی و بیماری های چشمی در افراد دارای ضعف ایمنی و نوزادان متولد از مادران آلوده می شود. بروز موارد زیاد بیماری همراه با عوارض شدید و کشنده توکسوپلاسموز ضرورت یافتن واکسن موثری برای این بیماری را نشان می دهد. یکی از مهم ترین راه های کنترل بیماری واکسیناسیون است که تاکنون واکسنی موثر علیه این انگل پیدا نشده است. با عنایت به زئونوز بودن بیماری در جهان، یکی از مهم ترین راه های آلودگی انسان مصرف گوشت های خام یا نیم پز حاوی انگل است. بر همین اساس، استفاده از واکسن مناسب حیوانی نیز می تواند باعث تحریک ایمنی حیوان شده و از آن در مقابل تولید کیست در بدن محافظت نماید. با توجه به شیوع وسیع این انگل داخل سلولی در انسان و حیوانات و اثرات شدید و کشنده آن، تولید واکسن های جدید بر علیه این بیماری ضرورت می یابد. ایمن سازی با پلاسمید حاوی ژن های کدکننده پروتئین های محافظت کننده، به عنوان روشی نسبتا ابداعی و راهکاری امید بخش از تکنیک های ساخت واکسن به شمار می آید. به همین دلیل پلاسمید کدکننده ژن GRA5 را تهیه تا بتوان از آن برای ساخت واکسن بر علیه این عفونت استفاده نمود.مواد و روش ها: در این تحقیق، ژن GRA5 با استفاده از روش PCR در پلاسمید انتقالی pTZ57R کلون و پس از آن در باکتری اشرشیاکلی سوش TOP10 ترانسفورم شد. سپس پلاسمید نوترکیب از باکتری میزبان استخراج و ژن هدف با استفاده از آنزیم های Hind3 و EcoRI از پلاسمید pTZ57R جدا گردید. در مرحله بعد پلاسمید pcDNA3 برای پذیرش قطعه GRA5 و انجام کلونینگ نیز با آنزیم های Hind3 و EcoRI برش داده شد و ژن GRA5 درون پلاسمید pcDNA3 ساب کلون شد. محصول واکنش اتصال در باکتری فوق ترانسفورم و در محیط LB حاوی آمپی سیلین کشت داده شد. پلاسمیدهای نوترکیب pcGRA5 با استفاده از کیت استخراج پلاسمید، از باکتری تخلیص و در مرحله بعد در سلول یوکاریوتی CHO ترانس فکت گردید و در خاتمه بیان پلاسمید نوترکیب مورد بررسی قرار گرفت.یافته های پژوهش: به منظور تایید مراحل مختلف کار از روش های PCR و برش آنزیمی استفاده شد. پس از الکتروفورز مشخص شد که قطعه GRA5 در پلاسمید pcDNA3 کلون شده است. قطعه مورد نظر بر روی ژل الکتروفورز در حدود bp 363 بود که هم اندازه ژن GRA5 توکسوپلاسما گوندای است. به منظور تایید نهایی، قطعه مورد نظر از تعیین توالی استفاده و با قطعه استاندارد ثبت شده در بانک ژن مقایسه گردید. برای تایید بیان ژن مورد نظر در سلول CHO از روش وسترن بلات استفاده شد.بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که کلونینگ و ترانسفورم قطعه GRA5 در پلاسمید pcDNA3 با موفقیت انجام شده و با استفاده از روش وسترن بلات بیان پروتئین 13 کیلو دالتونی تایید گردید.

۱۵مقایسه تاثیر دو ترکیب آلومینیمی همراه با DNA واکسن حاوی ژن راپتری پروتئین 1 توکسوپلاسما گوندیی سویهRH به منظور ایمنی زایی و سنجش میزان بقا در مقابل عفونت توکسوپلاسمایی در مدل حیوانی
اطلاعات انتشار: مجله علوم پزشكي مدرس، آسيب شناسي زيستي (علوم پزشكي مدرس)، بهار, دوره  ۱۴ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۱۱
هدف: توکسوپلاسموزیس یک بیماری انگلی شایع در سراسر دنیا است که می تواند منجر به عوارض شدید در انسان و حیوان شود. تاکنون انواع مختلفی از DNA واکسن ها که حاوی یک یا چند آنتی ژن این انگل بوده علیه آن مورد آزمایش قرار گرفته است که برخی از آن ها مقاومت نسبی ایجاد نمودند. در این مطالعه DNA واکسن حاوی ژن راپتری پروتئین 1 توکسوپلاسما گوندیی به همراه آلومینیم فسفات و آلوم به عنوان آدجوانت معدنی استفاده شد و تاثیر آن مقایسه شد.مواد و روش ها: گروه های مختلف موش های BALB\c به تنهایی با پلاسمید بیانی حاوی راپتری پروتئین 1 (pcROP1) یا همراه با آلومینیم فسفات و آلوم ایمنی زایی شده و سپس شاخص های ایمنولوژیک شامل تکثیر لنفوسیت های طحالی، سایتوکین ها، آنتی بادی ها و میزان بقا در این موش ها اندازه گیری و مقایسه شد.نتایج: در گروهی که DNA واکسن حاوی راپتری پروتئین 1 توکسوپلاسما همراه با آلوم تجویز شده بود، پاسخ ایمنی هومورال و سلولی (نوع (Th1 قوی تر از گروهی بود که همین DNA واکسن را همراه با آلومینیم فسفات دریافت کرده بود. ولی در گروهی که DNA واکسن حاوی راپتری پروتئین 1 توکسوپلاسما به تنهایی تجویز شده بود، پاسخ های ایمنی از هر دو گروه مذکور بالاتر بود.بعد از چالش موش ها، میزان بقا در گروه هایی که DNA واکسن مذکور را همراه با آلوم یا به تنهایی دریافت نموده بودند به طور معنی دار افزایش یافت ولی میزان بقا در گروهی که همین DNA واکسن را همراه با آلومینیم فسفات دریافت نموده بود، افزایش چشمگیری نشان نداد (P£0.05).نتیجه گیری: نتایج بررسی حاضر نشان داد که آلوم و آلومینیم فسفات توانایی بالقوه برای افزایش تاثیر DNA واکسن حاوی ژن راپتری پروتئین 1 توکسوپلاسما گونده ای را ندارد.

۱۶شیوع ژنوتیپ ویروس هپاتیت B با روش تعیین توالی در اهداکنندگان خون کرمان، اصفهان و یزد
اطلاعات انتشار: فصلنامه پژوهشي خون، زمستان, دوره  ۶ , شماره  ۴ (پياپي ۲۵)، سال
تعداد صفحات: ۹
سابقه و هدف: هپاتیت B یکی از عمده ترین بیماری هایی است که می تواند از طریق خون و فرآورده های خونی منتقل شود. اهمیت بالینی ژنوتیپ های ویروس هپاتیت B و ارتباط آن با موتاسیون ها تشخیص داده شده است. هدف از انجام این مطالعه، ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏بررسی حضور و میزان شیوع ژنوتیپ های ویروس هپاتیت B در میان اهداکنندگان خون مراکز انتقال خون کرمان، اصفهان و یزد بود.مواد و روش ها: در این مطالعه مقطعی، سرم 120 نفر از اهداکنندگان خون که از نظر حضور آنتی ژن سطحی ویروس هپاتیت(HBs Ag) B  با روش الایزا مثبت تشخیص داده شده بودند، به طور تصادفی ساده انتخاب شده و مورد آزمایش قرار گرفتند. پس از استخراج DNA ویروس، سکانس ژن P به وسیله nested–PCR تکثیر و ژنوتیپ ویروس هپاتیت B با روش sequencing تعیین شد. توالی های به دست آمده و توالی های رفرانس به وسیله برنامه Clustal W مرتب شدند و درخت فیلوژنتیکی آن به وسیله روش Neighbor–joining (NJ) ترسیم گردید. آنالیز آماری با استفاده از آزمون فیشر و نرم افزار 11.5 SPSS انجام شد.یافته ها: از 120 نمونه HBsAg مثبت، 69 نمونه (57.5% با فاصله اطمینان 66.34% – 48.65%) که با روش nested–PCR مثبت بودند، بر روی نمونه های مثبت تعیین توالی شدند. ژنوتیپ D در میان اهداکنندگان داوطلب خون آلوده به ویروس هپاتیت %100 B تعیین گردید.نتیجه گیری: شیوع ژنوتیپ D ویروس هپاتیت B در اهداکنندگان خون در این مطالعه 100% بود. این نتیجه می تواند در تهیه کیت های تشخیصی ویروس هپاتیت B هم چنین تهیه پانل های کنترل کیفی جهت ارزیابی روش های تشخیصی ویروس مورد استفاده قرار گیرد.

۱۷شناسایی و کلون کردن ژن کد کننده پروتئین EG95 ایزوله ایرانی اکینوکوکوس گرانولوزوس
اطلاعات انتشار: فيض، پاييز, دوره  ۱۵ , شماره  ۳ (پي در پي ۵۹)، سال
تعداد صفحات: ۵
سابقه و هدف: اکینوکوکوس گرانولوزوس (Echinococcus granulosus) سستود انگلی بوده که باعث ایجاد بیماری کیست هیداتید در انسان می شود. ژن کد کننده پروتئین EG95 می تواند به عنوان یک هدف مناسب جهت ساخت واکسن DNA برای پیشگیری از این بیماری باشد. با توجه به اهمیت این ژن و عدم وجود گزارشی مبنی بر مطالعه بر روی این ژن در ایران، هدف از این مطالعه شناسایی و کلون کردن ژن کد کننده پروتئین EG95 ایزوله ایرانی اکینوکوکوس گرانولوزوس می باشد.مواد و روش ها: در مرحله اول با جداسازی پروتواسکولکس از مایع کیست هیداتید، RNA را از پروتواسکولکس استخراج کرده و پس از انجام RT–PCR، نمونه های cDNA تکثیر شده بر روی ژل الکتروفورز بررسی شد. در مرحله بعد ژن حاصل در وکتور کلونینگ pTZ57R\T کلون گردیده و جهت تایید، از دو روش Clony–PCR و هضم آنزیمی به وسیله آنزیم های محدود کننده استفاده شد. در نهایت ژن EG95 کلون شده در وکتور pTZ57R\T مورد تعیین توالی قرار گرفت.نتایج: بررسی نتایج واکنش RT–PCR بر روی ژل الکتروفورز و همچنین تعیین توالی ژن کد کننده پروتئین EG95 نشان دادکه این ژن دارای 492 جفت باز بوده و با ژن EG95 سویه استاندارد گزارش شده از نیوزلند و استرالیا (X90928.1) متفاوت است. علاوه بر این با استفاده از هضم آنزیمی کلون شدن ژن EG95 در پلاسمید pTZ57R\T مورد تایید قرار گرفت.نتیجه گیری: ژن EG95 به طور موفقیت آمیز در پلاسمید pTZ57R\T کلون شد و این پلاسمید می تواند برای مطالعات بعدی در جهت ساخت واکسن DNA مورد استفاده قرار گیرد.

۱۸کلونینگ و توالی یابی پلاسمید کد کننده پروتئین میکرونم 3 (MIC3) توکسوپلاسما گوندی
اطلاعات انتشار: فيض، پاييز, دوره  ۱۵ , شماره  ۳ (پي در پي ۵۹)، سال
تعداد صفحات: ۶
سابقه و هدف: توکسوپلاسما گوندی، انگل تک یاخته درون سلولی اجباری و عامل توکسوپلاسموزیس در انسان و حیوانات بوده که در سراسر جهان انتشار دارد. پروتئین میکرونم 3 (MIC3) با وزن ملکولی 90کیلو دالتون، عامل چسبیدن انگل به سلولهای میزبان در آغاز تهاجم است و در تمام مراحل تکاملی از انگل ترشح شده و یک آنتی ژن قوی محسوب می شود، از این نظر علاوه بر ایمونوژن بودن و کاندید ساخت واکسن، در تشخیص نیز کاربرد دارد. هدف از این تحقیق، آماده سازی ژن MIC3 در پلاسمید ناقل جهت ساب کلونینگ در پلاسمیدهای یوکاریوت و پروکاریوت است.مواد و روش ها: DNA ژنومی توکسوپلاسما، با روش فنل– کلروفرم استخراج شد. با استفاده از آغازگرهای اختصاصی ژن MIC3، ژن مورد نظر با روش PCR تکثیر شده و با استفاده از ژل آگارز، الکتروفورز گردید. محصول PCR، خالص شده و به کمک آنزیم T4DNA Ligase، به داخل یک وکتور کلونینگ کلون شد. در نهایت پلاسمید نوترکیب به داخل E.coli سوش TOP10 ترانسفورم گردید.با روش های PCR و برش آنزیمی و توالی یابی، کلون مورد نظرتائید شد.نتایج: محصول PCR به صورت یک باند 1052 جفت باز در ژل آگارز 1 درصد مشاهده گردید. پلاسمیدهای نوترکیب تحت برش آنزیمی دو آنزیم محدود کننده HindIII و EcoRV قرار گرفت و دو باند 1052 و 2886 جفت باز به دست آمد که نشان داد قطعه MIC3 در پلاسمید pTZ57R\T کلون شده است.نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان داد، کلونینگ و ترانسفورم ژن MIC3 در پلاسمید pTZ57R\T با موفقیت انجام شده است.

۱۹وقوع و سهم تغییرات توالی ژن‌ های BRCA1\2 در سلول زایشی مبتلایان سرطان پستان
اطلاعات انتشار: مجله دانشكده پزشكي، آذر, دوره  ۶۹ , شماره  ۹، سال
تعداد صفحات: ۱۲
زمینه و هدف: سرطان پستان شایع ‌ترین شکل سرطان وراثتی در جهان است. این سرطان یک علت مهم مرگ و میر میان زنان است. پنج تا 10 درصد از همه موارد سرطان پستان و تخمدان به ‌علت جهش ‌های پرنفوذ ژن‌ های مستعد کننده سرطان پستان در سلول‌ های زایشی می ‌باشد. ژن‌ های BRCA1 و BRCA2 برای نصف این موارد در نظر گرفته می ‌شوند، لذا درخواست غربالگری جهش ‌های این دو ژن رو به افزایش است. نتایج این تست ‌ها بر مدیریت کلینیکی افراد در معرض خطر اثر دارد. هدف از این تحقیق شناسایی جهش‌ های این دو ژن در صد خانواده ایرانی با خطر بالای این بیماری است.روش بررسی: ما صد خانواده را که حداقل در یکی از گروه‌ های در معرض خطر قرار داشتند، مورد ارزیابی قرار دادیم. کل توالی ‌های کد‌ دهنده و مرزهای اگزون – اینترون ژن ‌های BRCA1\2 در اعضای بیمار این خانواده ‌ها و افراد گروه کنترل به ‌وسیله توالی ‌یابی مستقیم و MLPA بررسی شد.یافته‌ ها: در مطالعه حاضر جهش ‌های جدید زیر شناسایی شد: p.Gly1140Ser, p.Ile26Val, p.Leu1418X, p.Glu23Gln, p.Leu3X, p.Asn1403His, p.Asn1403Asp, p.Lys581X, p.Pro938Arg, p.Thr77Arg, p.Leu6Val, p.Arg7Cys, p.Leu15Ile, p.Ser177Thr, IVS7+83 (–TT), IVS8 –70 (–CATT), IVS2+9 (G>C), IVS1–20 (G>A), IVS1–8 (A>G), p.Met1Ile, IVS2+24 (A>G), IVS5–8 (A>G), IVS2 (35–39) TTcctatGAT, IVS13+9 G>C  در ژنBRCA1  و جهش ‌های p.Glu1391Gly, 1994–1995 (InsA), IVS6–70 (T>G), p.Val1852Ile در ژن BRCA2.نتیجه‌ گیری: ده عدد از کل جهش ‌های شناسایی ‌شده احتمالا بیماری ‌زا بوده و خانواده ‌های با جهش ‌های بیماری ‌زا 16 درصد کل خانواده‌ های مورد بررسی را به‌ خود اختصاص دادند. به ‌علاوه از تعداد کل جایگزینی ‌های و بازآرایی‌ ها که 42 عدد بود، 80 درصد آنها مربوط به ژن BRCA1 و 20 درصد ناشی از ژن BRCA2 بود.

۲۰بررسی اثر درمانی سایتوکین IL22 بر زخم ناشی از لیشمانیا ماژور در موش BALB\c
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي مازندران (نامه دانشگاه)، اسفند, دوره  ۲۱ , شماره  ۱ (ويژه نامه)، سال
تعداد صفحات: ۱۰
سابقه و هدف: 22IL یک سیتوکین عضو خانواده 10IL است که به وسیله سلول های NK و 22 Th و 17Th ایجاد میشود و اخیرا نقش 22IL در ایجاد حفاظت و مکانیسم دفاع ذاتی، در کنترل عفونت های باکتریال، ویرال، هموستازی و ترمیم بافت ثابت شده است. لذا در این تحقیق اثر درمانی 22IL بر زخم ناشی از لیشمانیاماژور در موشBALB\c بررسی شد.مواد و روش ها: 24 سرموش BALB\c ماده 8 هفته را با تعداد حداقل 106×2 پروماستیگوت انگل لیشمانیا ماژور L.major سویه استاندارد ایرانیMRHO\IR\75\ER در فاز ایستا به میزان 100 میکرولیتر ازطریق تلقیح زیرجلدی چالش نموده و به سه گروه 8 تایی موش ها 22IL نوترکیب موشی را در دو دوز مختلف 5NG\MLو 10NG\ML به صورت IM تزریق نمودیم. بررسی ایمنی سلولاروهومورال با سنجش سایتوکین های 4 IL–و گامااینترفرون و کشت سلول های لنفوسیت طحال و بررسی IgG2a, IgG Totalبا روش الیزا و انجام روش رنگ سنجیMTT و بررسی های بالینی با اندازه گیری روند زخم، و طول عمر موش ها و ثبت مرگ و میر انجام شد.یافته ها: نتایج مطالعه نشان می دهد که رشد زخم به صورت مشخص در گروه تحت درمان با 22 IL–کاهش می یابد و بیشترین تاثیر در گروه تحت درمان باIL22 (5ng) بوده است. IL22–5ng سبب افزایش تولید گاما اینترفرون و کاهش تولید اینترلوکین 4 شده است نتایج آزمون LSD نشان می دهد که میزان گاما اینترفرون و IGg total گروه تحت درمان با IL 22–5 ng با p<0.05 نسبت به سایر گروه ها معنی دار است و میزان IL۴ گروه تحت درمان با IL 22–5 ng با p<0.05 نسبت به IL 22–10 ng معنی دار نیست ولی با سایر گروه ها دارای اختلاف معنی داری است. میزان IGg2a گروه تحت درمان با IL 22–5 ng با p<0.05 نسبت به IL 22–10 ng معنی دار نیست ولی باسایر گروه ها اختلاف معنی دار است.استنتاج: MTT در گروه دریافت کننده IL 22–5 ng با IL 22–5 ng با افزایش تولید گاما اینترفرون وکاهش تولید اینترلوکین 4 سبب ایجاد پاسخ های سایتوکین Th1 شده و سبب ایجاد پاسخ حفاظتی در مقابل انگل لیشمانیا میشود لذا اگر با داروهای ضد لیشمانیا تواما تجویز شود شاید اثرات بهتری را در درمان بر علیه لیشمانیا فراهم کند.

۲۱کلونینگ و شناسایی ژن GRA4 توکسوپلاسما گونده ای سویه RH در پلاسمید یوکاریوت بیانی pcDNA3
اطلاعات انتشار: دانشور، اسفند, دوره  ۱۶ , شماره  ۸۵، سال
تعداد صفحات: ۸
مقدمه و هدف: توکسوپلاسموزیس به وسیله یک انگل تک یاخته داخل سلولی (توکسوپلاسما گونده ای) ایجاد می شود و در سراسر جهان گسترش دارد. این بیماری دارای اهمیت عمده پزشکی و دامپزشکی است و عامل بیماری مادرزادی در انسان و حیوانات اهلی است. علاوه بر این، به تازگی به دلیل آنسفالیت در افراد ایدزی به اهمیت آن افزوده شده است. به همین دلیل تهیه یک واکسن موثر علیه توکسوپلاسما یک هدف مهم در جهان است. آنتی ژن گرانولی 4  (GRA4)به عنوان یک آنتی ژن عمده توکسوپلاسما گونده ای شناخته شده است. از این رو، به عنوان یک کاندیدا برای تهیه واکسن ملاحظه شده است. آنتی ژن  گرانولی 4 از برادی زوئیت ها و تاکی زوئیت ها ترشح می شود. این ژن به صورت کپی تک و فاقد اینترون است. هدف از این تحقیق، تهیه پلاسمید نوترکیب حاوی ژن GRA4 است که بتوان از آن به عنوان DNA واکسن استفاده کرد.مواد و روش کار: در این تحقیق ژن GRA4 پس از تکثیر به روش PCR در پلاسمید pTZ57R کلون شد. سپس در باکتری اشرشیاکلی سوش TG1 ترانسفورم شد. پلاسمید نوترکیب پس از تکثیر از باکتری میزبان استخراج و ژن هدف با استفاده از برش آنزیمی، با آنزیم های KpnI و EcoRI از پلاسمید  pTZ57Rجدا شد. از طرف دیگر پلاسمید pcDNA3  برای پذیرش قطعه GRA4 و انجام کلونینگ نیز با آنزیم های KpnI و EcoRI برش داده شد GRA4 درون پلاسمید pcDNA3 ساب کلون شد و این محصول واکنش اتصال در باکتری های فوق ترانسفورم شده و در محیط LB حاوی آمپی سیلین کشت داده شدند؛ پلاسمیدهای نوترکیب pcGRA4 به وسیله کیت استخراج پلاسمید، از اشرشیاکلی تخلیص شدند.نتایج: صحت کار با روش های PCR و برش آنزیمی به کمک آنزیم های اختصاصی فوق با استفاده از الکتروفورز تایید شده و نتایج نشان داد، قطعه GRA4 در پلاسمید pcDNA3 کلون شده است و باند حدود 1058 جفت بازروی ژل آگاروز ایجاد شده بود که هم اندازه ژن GRA4 توکسوپلاسما گونده ای است و تایید نهایی با استفاده از توالی یابی انجام شد.نتیجه گیری: نتایج حاصل نشان داد، کلونینگ و ترانسفورم قطعه GRA4 در پلاسمید pcDNA3 با موفقیت انجام شده است.

۲۲جهش مخلوط در ناحیه پره کور ویروس هپاتیت B در داوطلبان اهدای خون HBsAg مثبت
اطلاعات انتشار: فصلنامه پژوهشي خون، تابستان, دوره  ۹ , شماره  ۲ (پياپي ۳۵)، سال
تعداد صفحات: ۸
سابقه و هدف: جهش در نوکلئوتید 1896 از G به A در ناحیه پره کور ژن C، بر روی تولید HBeAg موثر است. هدف از این مطالعه، تعیین شیوع جهش های پره کور ژن C در داوطلبان اهدای خون آلوده به HBV بود.مواد و روش ها: در یک مطالعه مقطعی، نمونه خون 200 اهداکننده خون که از نظر HBsAg مثبت بودند، مورد مطالعه قرار گرفتند. بر روی این نمونه ها آزمایش های HBeAg و HBeAb به روش الایزا انجام شد. HBV–DNA از سرم اهداکنندگان مبتلا به هپاتیت B استخراج شد. آزمایش PCR بر روی DNA استخراج شده، صورت پذیرفت. سپس از کیت INNO–LipA HBV Pre Core برای تشخیص جهش های ناحیه core ویروس هپاتیت B استفاده شد. جهت تحلیل نتایج از آزمون کای دو و نرم افزار 16 SPSS استفاده شد.یافته ها: از 200 نمونه مورد مطالعه، 100 نمونه HBsAg مثبت که با روش الایزا از نظر HBeAg و anti–HBc مثبت بودند، انتخاب شدند. حضور ژنوم ویروس در تمام 100 مورد (100%) نمونه های HBeAg و anti–HBc مثبت مورد شناسایی قرار گرفت. از بین آن ها، تعداد 40 نمونه از نظر جهش در ناحیه کور مورد آزمایش قرار گرفتند که %42.5 آن ها فاقد جهش در ناحیه پره کور و %17.5 آن ها دارای جهش مخلوط در ناحیه پره کور (کدون 28) بودند.نتیجه گیری: در بین اهداکنندگان خون HBsAg مثبت، طیفی از بیماران بدون علامت حاوی ویروس تیپ وحشی و یا ویروس دارای جهش مخلوط از ویروس تیپ وحشی همراه با ویروس دارای جهش در ناحیه پره کور، قبل از تغییرات سرمی HBeAg وجود داشتند.

۲۳شیوع ویروس تورکوتنو در بیماران مبتلا به هپاتیت C در شیراز 1388–1387
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك (ره‌ آورد دانش)، فروردين و ارديبهشت, دوره  ۱۴ , شماره  ۱ (پياپي ۵۴)، سال
تعداد صفحات: ۹
زمینه و هدف: ویروس تورکوتنو اولین سیرکوویروس انسانی است که در سال 1997 در ژاپن از بیماران مبتلا به هپاتیت با عامل ناشناخته، جداسازی گردید. از آن زمان تاکنون مطالعات متعددی بر روی جنبه های مختلف عفونت زایی این ویروس انجام شده است. هدف مطالعه حاضر، شیوع ویروس تورکوتنو در مبتلایان به هپاتیتC شهر شیراز با استفاده از دو جفت پرایمر مختلف می باشد. مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی نمونه های خون 240 بیمار مبتلا به هپاتیت C مزمن مراجعه کننده به مرکز تحقیقات بالینی استاد البرزی شیراز از نظر وجود DNA ویروس تورکوتنو توسط روش واکنش زنجیره ای پلی مراز با استفاده از دو جفت پرایمر مختلف مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون آماری کای دو تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: از تعداد240 بیمار مورد مطالعه، 220 نمونه (92 درصد) به وسیله پرایمرهای ناحیه 5’–UTR و 12 نمونه (5 درصد) به وسیله پرایمرهای ناحیه N22 مثبت بودند. بر اساس اطلاعات دموگرافیک، تفاوتی بین میزان شیوع ویروس تورکوتنو در جنس مرد و زن موجود نبود. نتیجه گیری: شیوع ویروس تورکوتنو در بین بیماران مبتلا به هپاتیت C مزمن با استفاده از پرایمرهای ناحیه 5’–UTR بالا بود و تقریبا با مطالعات کشورهای دیگر هم خوانی داشت اما با استفاده از پرایمرهای ناحیه N22 در این مطالعه شیوع پایین تری به دست آمد. در مجموع ارتباط معنی داری بین جنس با میزان شیوع ویروس وجود نداشت. شیوع بحث انگیز و یا حتی بالای ویروس در بین بیماران مبتلا به هپاتیتC  ضرورت مطالعات بیشتری را در زمینه ارتباط این دو ویروس ایجاد می کند.

۲۴القای آپوپتوز توسط کانتاریدین در پروماستیگوت ها و ماکروفاژهای آلوده به آماستیگوت های لیشمانیا ماژور در شرایط آزمایشگاهی
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي مازندران (نامه دانشگاه)، خرداد, دوره  ۲۲ , شماره  ۸۹، سال
تعداد صفحات: ۹
سابقه و هدف: لیشمانیا تک یاخته ایی تاژکدار عامل لیشمانیوزیس است و مشکل عمده سلامت در بسیاری از کشورها، به خصوص در کشورهای در حال توسعه است. کانتاریدین ترکیبی ترپنوئیدی است که در سوسک های خانواده Meloidae و Oedomeridae وجود دارد و ماده ایی تاول زاست که در سلول های سرطانی، مرگ برنامه ریزی شده را القاء می کند. این مطالعه جهت تعیین اثر کانتاریدین در القاء مرگ برنامه ریزی شده سلولی در پروماستیگوت و ماکروفاژ آلوده به لیشمانیا صورت گرفت.مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی اثر کانتاریدین با غلظت های 0.5 تا 50 میکروگرم در میلی لیتر، بر پروماستیگوت لیشمانیا ماژور و غلظت های 50 و 20، 5 میکروگرم در میلی لیتر بر ماکروفاژ آلوده به لیشمانیا ماژور در شرایط آزمایشگاهی پس از گذشت 24، 48 و 72 ساعت، با فلوسایتومتری بررسی شد.یافته ها: نتایج نشان داد که کانتاریدین با غلظت 50 و 0.5 میکروگرم در میلی لیتر دی متیل سولفوک ید (Dimethy1 sulfoxid: DMSO) پس از 72 ساعت در پروماستیگوت ها به ترتیب 68.5 درصد کشندگی (63.23 درصد مرگ برنامه ریزی شده سلولی، 5.27 درصد مرگ برنامه ریزی شده تاخیری و صفر درصد نکروز) و 14.29 درصد کشندگی (13.12 مرگ برنامه ریزی شده، 1.12 درصد مرگ برنامه ریزی شده تاخیری و 0.05 درصد نکروز) می دهد. میزان کشندگی کانتاریدین 50 و 5 میکروگرم در میلی لیتر بر ماکروفاژ آلوده پس از گذشت 48 ساعت به ترتیب 61.81 درصد (43.42 درصد مرگ برنامه ریزی شده سلولی، 1.27 درصد مرگ برنامه ریزی شده تاخیری و 17.11 درصد نکروز) و 44.44 درصد (31.05 درصد مرگ برنامه ریزی شده سلولی، 10.08 درصد نکروز و 3.31 درصد مرگ برنامه ریزی شده تاخیری) بود. همچنین میزان کشندگی کانتاریدین 50 و 5 میکروگرم در میلی لیتر بر ماکروفاژ غیرآلوده پس از گذشت 48 ساعت به ترتیب 49.34 درصد (21.35 درصد مرگ برنامه ریزی شده سلولی، 4.23 درصد مرگ برنامه ریزی شده تاخیری و 23.76 درصد نکروز) و 43.79 درصد (34.9 درصد مرگ برنامه ریزی شده سلولی، 7.27 درصد نکروز و 1.61 درصد مرگ برنامه ریزی شده تاخیری) بود.استنتاج : نتایج نشان داد که کانتاریدین در زمان و غلظت های متفاوت باعث القای مرگ برنامه ریزی شده سلولی در پروماستیگوت های لیشمانیا ماژور و ماکروفاژ آلوده به لیشمانیا ماژور می شود.

۲۵بررسی حضور HBV DNA در بیماران HBeAb مثبت
اطلاعات انتشار: زيست فناوري ميكروبي، زمستان, دوره  ۳ , شماره  ۱۱، سال
تعداد صفحات: ۶
زمینه و هدف: عفونت هپاتیت B یکی از شایعترین بیماری های عفونی در جهان است. حضور HBeAg با عفونت زایی بالای عفونت حاد HBV مرتبط است. حضور anti–HBe، سرکوب همانندسازی ویروسی و کاهش عفونت زایی بیماری را نشان می دهد. اما گاهی، ظهور anti–HBe به دنبال ناپدید شدن HBeAg در حضور HBV–DNA سرم، همانندسازی فعال ویروس را نشان می دهد. این حالت ممکن است به دلیل حضور موتاسیون های precore\core در ژنوم HBV باشد که بیان HBeAg را تغییر می دهد. هدف از این مطالعه شناسایی HBV–DNA و تیتر ویروس در بیماران HBeAb مثبت است.روش بررسی: 50 نمونه سرمی بیماران مزمن آلوده به HBV مورد مطالعه قرار گرفت. مارکرهای سرولوژیکی هپاتیت B شامل HBcAb، HBeAb، HBeag، HBsAg به وسیله الایزا اندازه گیری شد. HBV–DNA از نمونه های سرم استخراج شد و سپس PCR بر روی HBV–DNA استخراج شده به کمک پرایمر اختصاصی ژن C انجام شد. تیتر ویروسHBV  در سرم به وسیله Real–Time PCR تعیین شد. در این مطالعه هر دو روش PCR و Real–Time PCR انجام شد. سطوح آنزیم های کبدی AST و ALT در بیماران توسط کیت پارس آزمون و بر طبق دستورالعمل کیت اندازه گیری شد.یافته ها: از 50 بیمار آلوده به HBV، همگی از نظر HBsAg و anti–HBc مثبت بودند و فقط 92% آنها HBeAb مثبت بودند. HBV–DNA در همه بیماران شناسایی شد. از بیماران HBeAbمثبت، %36.7 آنها دارای تیتر ویروس بالای 105 Copy\ml بودند.نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که طیفی از بیماران HBeAb مثبت، دارای تیتر ویروسی بالایی بودند. بنابراین ضروری است که احتمال حضور موتاسیون های precore \core در این بیماران مطالعه شود.
نمایش نتایج ۱ تا ۲۵ از میان ۴۳ نتیجه