توجه: محتویات این صفحه به صورت خودکار پردازش شده و مقاله‌های نویسندگانی با تشابه اسمی، همگی در بخش یکسان نمایش داده می‌شوند.
۱مقایسه آسیب شناسی روانی دانشجویان پزشکی در دوره کارورزی با دانشجویان هم مقطع غیر پزشکی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد در سال 1383
اطلاعات انتشار: اصول بهداشت رواني، بهار و تابستان, دوره  ۸ , شماره  ۳۰-۲۹، سال
تعداد صفحات: ۶
مقدمه: در تعدادی از مطالعات شیوع بیشتر اختلالات روان پزشکی را در دانشجویان پزشکی گزارش نموده اند و برخی از مطالعات نیز بر میزان استرس بالای وارد شده بر دانشجویان پزشکی اشاره دارند. با توجه به اهمیت سلامت جسمانی و روانی پزشکان که مسوولیت تامین سلامت جامعه را بر عهده دارند، بر آن شدیم تا علاوه بر برآورد میزان آسیب شناسی روانی در دانشجویان پزشکی سال آخر مقایسه ای نیز با دانشجویان هم مقطع غیر پزشکی انجام دهیم تا نقش تحصیل در رشته پزشکی بر دانشجویان ارزیابی شود.روش کار: این مطالعه یک تحقیق مقطعی و توصیفی– تحلیلی است که بر روی 69 نفر از دانشجویان مقطع کارورزی پزشکی و 57 نفر از دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و Ph.D دانشگاه علوم پزشکی مشهد در سال 1383 انجام شد. ارزیابی توسط پرسش نامه مشخصات فردی (سن، جنس، تاهل، بومی یا غیر بومی بودن و سطح درآمد و...) و ارزیابی روان پزشکی توسط آزمون SCL–25 بوده است. دو گروه به وسیله روش نمونه برداری خوشه ای نو آسان انتخاب شده اند. سپس دو گروه از لحاظ ابعاد نه گانه آزمون SCL–25 مورد مقایسه قرار گرفتند و تاثیر متغیرهای مستقل نظیر سن و جنس و... نیز در میزان بروز علایم روان پزشکی مورد ارزیابی قرار گرفت.نتایج: در کل 126 نفر در این تحقیق وارد شدند و میان دو گروه دانشجویان پزشکی و غیر پزشکی از لحاظ ابعاد نه گانه علایم روان پزشکی (براساس آزمون SDL–25) تفاوت معنی داری مشاهده نشد (P>0.05). صرف نظر از رشته تحصیلی، روان پریشی و خصومت بین فردی در افراد مذکر به طور معنی داری بالاتر از افراد مونث بود و جسمانی سازی نیز در افراد متاهل و افسردگی در افراد مجرد به طور معنی داری بالاتر از گروه مقابل بود. ترس مرضی و عقاید پارانوئید به متغیرهای سن و جنس و تاهل ارتباطی نداشت.نتیجه گیری: طبق مطالعه ما تحصیل در رشته پزشکی نمی تواند عاملی برای افزایش آسیب شناسی روانی باشد و فاکتورهایی نظیر جنسیت و تاهل نقش تعیین کننده تری دارد.

۲اثربخشی آموزش شیوه های مقابله با استرس بر تعارضات زناشویی در همسران مبتلایان به اختلال استرس پس از ضربه ناشی از جنگ
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي خراسان شمالي، تابستان, دوره  ۴ , شماره  ۲ (پياپي ۱۲)، سال
تعداد صفحات: ۷
زمینه و هدف: از آنجا که استرس تاثیرات عمده ای بر روابط انسانی می گذارد داشتن همسری که دارای اختلال استرس پس از ضربه (Post traumatic stress disorder) باشد، می تواند موجب افزایش تعارضات زناشویی شود. لذا این تحقیق با هدف بررسی اثربخشی آموزش روشهای مقابله با استرس بر کاهش تعارضات زناشویی در بین همسران مبتلایان PTSD انجام شد.مواد و روش کار: در این مطالعه از بین همسران جانبازانی که در پرونده روانپزشکی شان مبتلا به PTSD تشخیص داده شده اند 30 نفر به طور تصادفی انتخاب شدند که بطور تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل قرار داده شدند. گروه آزمایشی برنامه آموزشی شیوه های مقابله با استرس را در 12 جلسه دریافت کردند و قبل و بعد از این جلسات پرسشنامه تعارضات زناشویی را پر کردند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس و بوسیله نرم افزار SPSS 17 مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت و سطح معنی داری 0.01 در نظر گرفته شد.یافته ها: یافته ها حاکی از این است که بین میانگین گروه آزمایشی و گروه کنترل که روش آموزشی را دریافت نکرده بودند تفاوت معنی داری وجود دارد.نتیجه گیری: آموزش شیوه های مقابله با استرس به همسران افراد مبتلا به PTSD ناشی از جنگ در کاهش تعارضات زناشویی آنان موثر است.

۳مقایسه اثربخشی آموزش دلگرم سازی و مهارت های زندگی بر خودکارآمدی همسران معتادان
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي خراسان شمالي، پاييز, دوره  ۴ , شماره  ۳، سال
تعداد صفحات: ۹
زمینه و هدف: با توجه به نقش خانواده که یکی از اصلی ترین رکن های جامعه است، دستیابی به جامعه سالم در گرو خانواده است. سلامت خانواده منوط به سلامت روانی افراد و داشتن رابطه مطلوب با یکدیگر است. در پژوهش حاضر تلاش شده تا تاثیر آموزش برنامه دلگرم سازی و آموزش مهارت کنترل خشم بر روی رضایت زناشویی و خودکارآمدی همسران معتادان مورد بررسی قرار گیرد.مواد و روش کار: شرکت کنندگان این پژوهش 80 نفر از همسران معتادان مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر سقز بودند که به شیوه تصادفی انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش هر گروه 30 نفر و یک گروه کنترل 20 نفره قرار گرفتند. یکی از گروه های آزمایشی در معرض آموزش دلگرم سازی به مدت 10 جلسه 90 دقیقه ای و گروه دیگر در معرض آموزش مهارت کنترل خشم به همین مدت قرار گرفتند و گروه کنترل نیز هیچ آموزشی دریافت نکردند. سه گروه قبل و بعد از مداخله به وسیله پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ و پرسشنامه خود کارآمدی مورد ارزشیابی قرار گرفتند. داده های جمع آوری شده با آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری (MANCOVA) توسط نرم افزار SPSS 15 مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت.یافته ها: نتایج نشان داد که بین گروه های آزمایشی و گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد و این تفاوت به سود گروه آموزش دیده است ولی بین میانگین های دو گروه آموزش دیده در متغیر رضایت زناشویی تفاوت معنادار وجود ندارد. همچنین میانگین های دو گروه آموزش دیده در متغیر خودکارآمدی تفاوت معنادار است و به سود گروه آموزش دیده دلگرم سازی است.نتیجه گیری: آموزش مهارت های زندگی و آموزش دلگرم سازی در خودکارآمدی و رضایت زناشویی همسران معتادان موثر است.

۴تاثیر اجرای پروتکل زمان آرام بر کیفیت خواب بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژه
اطلاعات انتشار: پرستاري داخلي و جراحي، بهار, دوره  ۵ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۸
زمینه و هدف: اختلال خواب یکی از چالش های اصلی بخش مراقبت های ویژه می باشد و عوامل روانی و فیزیکی حاکم بر محیط در بروز آن دخیل هستند. تعدیل این عوامل جهت برآورده ساختن این نیاز، امری ضروری است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر اجرای پروتکل زمان آرام بر کیفیت خواب بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژه انجام گردید.مواد و روش ها: مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی است که جامعه آماری آن را بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژه جراحی عمومی بیمارستان قائم (عج) شهر مشهد در سال 1392 تشکیل دادند. 60 بیمار به روش در دسترس انتخاب و به صورت غیرتصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. پروتکل زمان آرام طی 3 شب متوالی از ساعت 19 تا 5 صبح برای گروه مداخله اجرا شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه پژوهشگرساخته در رابطه با چگونگی کیفیت خواب در شب های اول، دوم و سوم مداخله جمع آوری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری فیشر، کای اسکوئر، تی مستقل و تحلیل واریانس با اندازه های تکراری تحت نرم افزار آماری 21 SPSS صورت گرفت.یافته ها: در گروه مداخله میانگین نمره کیفیت خواب بیماران در حیطه اثربخشی پس از اجرای مداخله در هر سه شب از گروه کنترل بالاتر بود (p<0.001). این میانگین در حیطه اختلالات خواب در گروه مداخله بعد از اجرای مداخله در شب اول (p=0.002) و شب های دوم و سوم نیز به طور معنی داری نسبت به گروه کنترل کاهش یافت (p<0.001).نتیجه گیری: با توجه به نتایج، اجرای پروتکل زمان آرام بر بهبود کیفیت خواب بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژه جراحی موثر است. پرستاران می توانند از این پروتکل جهت بهبود کیفیت خواب بیماران در بخش استفاده نمایند.

۵بررسی ویژگی های جمعیت شناختی اقدام کنندگان به خودکشی در شهر بجنورد؛ 1393
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي خراسان شمالي، , دوره  ۷ , شماره  ۳، سال
تعداد صفحات: ۱۴
زمینه و هدف: خودکشی یکی از عوامل مهم مرگ و میر در جهان است و به عنوان یک مشکل بزرگ بهداشتی برای بسیاری از کشورها در نظر گرفته شده است. هدف از این مطالعه بررسی ویژگی های دموگرافیک اقدام کنندگان به خودکشی در بیماران مراجعه کننده به بیمارستان می باشد.مواد و روش کار: پژوهش حاضر مطالعه توصیفی – تحلیلی از نوع مقطعی می باشد. نمونه مورد بررسی کلیه مراجعین به مرکز اورژانس بیمارستان امام رضا (ع) شهرستان بجنورد در سال 1393 را شامل می شود که به تشخیص روانپزشک اقدام به خودکشی کرده بودند. اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت برای تحلیل داده ها از آزمون مجذور کای استفاده گردید.یافته ها: در این مطالعه 281 نفر مورد بررسی قرارگرفتند. 35.2% این افراد مرد و 64.8% زن بودند. میانگین سنی افراد مورد بررسی 9.07±24 سال بود بین متغیرهای جنسیت، تاهل و گروههای سنی با علت اقدام به خودکشی از نظر آماری رابطه معنی دار مشاهده شد بیشترین روش مورد استفاده برای اقدام به خودکشی خوردن قرص بود و شایع ترین داروهای مورد استفاده بنزودیازپین ها می باشد مشاجره با همسر یا خانواده به عنوان شایع ترین دلیل ذکر شده توسط بیماران برای اقدام به خودکشی بود.نتیجه گیری: لازم است در سیاست گذاری های کشور به موضوع دسترسی بالای افراد جامعه به داروهای مختلف توجه بیشتری شود، همچنین از طریق رسانه ها و رابطین بهداشت در مورد مدیریت و کنترل میزان داروها در هر منزل اطلاع رسانی و آموزش داده شود تا دسترسی افراد پرخطر به داروهای خطرناک و کشنده کمتر اتفاق بیافتد.

۶اثربخشی درمان فراشناختی بر بیماران مبتلا به بی خوابی
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي خراسان شمالي، , دوره  ۷ , شماره  ۲، سال
تعداد صفحات: ۹
زمینه و هدف: درمان فراشناختی درمان نو ظهوری است که یکی از مولفه های موثر در آسیب شناسی روانی را کاهش نشخوار فکری قلمداد می کند. یکی از عواملی که موجب بی خوابی می شود و آن را تشدید می کند نیز همین نشخوار افکار منفی است. در پژوهش حاضر سعی شده است تا اثربخشی این نوع درمان بر بهبود بیماران مبتلا به بی خوابی مورد بررسی قرار گیرد.مواد و روش کار: این پژوهش در چارچوب طرح شبه تجربی پیش آزمون– پس آزمون با گروه کنترل انجام گرفت. از بین بیماران مبتلا به بی خوابی مراجعه کننده به دو کلینیک روانپزشکی شهر تبریز 30 نفر بصورت تصادفی در 2 گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزار جمع آوری داده ها شاخص شدت بی خوابی مورین بود. از تی زوجی برای مقایسه میانگین های دو گروه استفاده شد. سطح معناداری در این مطالعه 0.05 بود.یافته ها: پیش آزمون و پس آزمون در گروه کنترل2.4 ±18.66 و 3.0±18.58 بود و پیش آزمون و پس آزمون در گروه آزمایش به ترتیب 1.7±14.33 و 3.0±18.33 بود. نتایج حاکی از آن بود که درمان فراشناختی در کاهش نشخوار فکری و بهبود بی خوابی بیماران تاثیر معناداری داشته است (p=0.0001).نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد، درمان فراشناختی با تمرکز بر تکنیک هایی که بطور مستقیم نشانه های بیماری را هدف می گیرد و نشخوار فکری اصلاح و تعدیل می نماید می تواند در درمان بیماران مبتلا به بی خوابی موثر باشد.

۷اثربخشی شناخت درمانی گروهی عوارض تریاک در نگرش به اعتیاد نوجوانان دارای والد معتاد
اطلاعات انتشار: مجله علمي دانشگاه علوم پزشکي بيرجند، زمستان, دوره  ۲۲ , شماره  ۴، سال
تعداد صفحات: ۱۰
زمینه و هدف: آمارها نشان می دهد که 40–30% فرزندان دارای والد معتاد، در آینده مصرف مواد را آغاز می کنند. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش شناخت درمانی گروهی عوارض مصرف تریاک در نگرش به اعتیاد دانش آموزان دارای والد معتاد انجام گردید.روش تحقیق: این مطالعه از نوع کارآزمایی میدانی شاهددار تصادفی است که بر روی کلیه دانش آموزان پسر پایه اول دبیرستان شهرستان مانه و سملقان دارای والد معتاد انجام شد. جلسات آموزشی مبتنی بر اثربخشی شناخت درمانی گروهی عوارض تریاک در 6 جلسه برگزار گردید. پرسشنامه نگرش به اعتیاد در مرحله قبل و پس از مداخله تکمیل شد. داده ها پس از ورود به نرم افزار آماری SPSS (ویرایش 16)، با کمک آزمون های آماری تی زوجی و تی مستقل در سطح معنی داری P<0.05 تجزیه و تحلیل گردید.یافته ها: طبق نتایج این پژوهش، تفاوت معنی داری بین دو گروه در مرحله پیش آزمون در نگرش به اعتیاد، وجود نداشت (P=0.20). در بررسی تغییرات میانگین نمره کل از مرحله پیش آزمون به پس آزمون در گروه مداخله کاهش و در گروه شاهد افزایش مشاهده شد؛ بدین معنا که مداخله باعث کاهش نگرش مثبت نسبت به مواد مخدر شد؛ ولی این تغییر از نظر آماری معنی دار نبود (P=0.57). همچنین از بین 10 عامل نگرش فرد نسبت به اعتیاد، شناخت درمانی گروهی تنها توانست میانگین نمره نگرش فرد نسبت به علت مصرف مواد مخدر را به صورت معنی داری کاهش دهد (P=0.04).نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که آموزش شناخت درمانی گروهی عوارض مصرف تریاک، بر نگرش دانش آموزان دارای والد معتاد تاثیر معنی داری ندارد. بنابراین تغییر نگرش نوجوانان دارای والد معتاد، نیازمند انجام تحقیقات بیشتری می باشد.

۸مقایسه نیمرخ روانشناختی بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون با افراد وابسته به مواد مخدر در شهر بجنورد
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي خراسان شمالي، سال
تعداد صفحات: ۹
زمینه و هدف: وابستگی به مواد مخدر افیونی، یکی از مشکلات مهم بهداشتی در ایران است و اکثر بیماران وابسته به این مواد دچار اختلالات روانی همراه نیز می باشند. پژوهش حاضر با هدف، بررسی مقایسه ی نیمرخ روانشناختی دو گروه تحت درمان با متادون و گروه وابسته به مواد مخدر انجام شد. مواد و روش کار: در این مطالعه توصیفی–تحلیلی،142 بیمار مرد وابسته به مواد مخدر و 146 نفر مرد تحت درمان نگهدارنده متادون مراجعه کننده به مراکز درمان با متادون شهر بجنورد مورد مقایسه قرار گرفتند. ابزار مطالعه، پرسشنامه SCL– 90– R بود. داده ها با استفاده از آزمون های آماری مجذور کای، تی مستقل و با نرم افزار SPSS16 و ضریب اطمینان 95% تحلیل شدند. یافته ها: متغیرهای تاثیر گذار در دو گروه (سن، تحصیلات، وضعیت تاهل، مدت و نوع مصرف مواد مخدر) همگن بودند. نمره میانگین کلی نیمرخ روانشناختی گروه وابسته به مواد مخدر (56\0±1\2) و گروه وابسته به متادون (62\0±58\1)بود که اختلاف معنی داری مشاهده گردید (001\0 P ). همچنین در کلیه زیر مقیاس های تست SCL90 تفاوت معنی داری به نفع گروه تحت درمان متادون مشاهده شد. نتیجه گیری: افراد تحت درمان نگهدارنده با متادون نسبت به افراد وابسته به مواد مخدر از علایم آسیب شناختی روانی کمتری برخوردار بودند، لذا درمان نگه دارنده با متادون علاوه بر بهبود وابستگی جسمی، آسیب های روانشناختی بیماران را نیز بهبود می دهد.

۹مقایسه اثر بخشی آموزش تاب آوری بصورت گروهی و شناخت درمانی گروهی بر کاهش میزان افسردگی دانشجویان دختر خوابگاهی
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي خراسان شمالي، سال
تعداد صفحات: ۸
زمینه و هدف: دانشجویان خوابگاهی، فشارهای روانی زیادی را تجربه می کنند که آن ها را بیشتر مستعد افسردگی می کند. افسردگی متداول ترین بیماری روانی در میان زنان است. رویکردهای روان درمانی مختلفی برای درمان افسردگی وجود دارد، اما در این مطالعه هدف مقایسه اثر بخشی آموزش تاب آوری گروهی و شناخت درمانی گروهی بر کاهش افسردگی دانشجویان دختر خوابگاهی است. مواد و روش کار: در این مطالعه 45 نفر از دختران خوابگاهی که در تست افسردگی بک نمره 19 و بالاتر را کسب کردند انتخاب شده و 3 گروه 15 نفری تشکیل داده شد. دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل، که یکی از گروه های آزمایشی تحت آموزش تاب آوری به مدت 8 جلسه 60 دقیقه ای، و گروه دیگر 8 جلسه 60 دقیقه ای شناخت درمانی دریافت کردند. و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. اعضای گروه های نمونه قبل و بعد از مداخلات مقیاس افسردگی بک– ویرایش دوم را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS15 و به کمک شاخص های آمار توصیفی و آزمون های آماری تحلیل واریانس اندازه های تکراری و آزمون تعقیبی LSD مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و سطح معنی داری 01\0 در نظر گرفته شد. یافته ها: یافته ها حاکی از این است که بین میانگین گروه های آزمایشی و گروه کنترل که روش آموزشی را دریافت نکرده بودند تفاوت معنی داری وجود دارد. اما بین دو گروه آزمایشی در میزان اثربخشی تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری: به کار گیری آموزش تاب آوری و شناخت درمانی در کاهش میزان افسردگی دانشجویان دختر خوابگاهی موثر است.

۱۰میزان بروزمرگ در اثر مواد مخدر، ثبت شده در پزشکی قانونی استان خراسان شمالی در 5 ساله 1387 تا1392
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي خراسان شمالي، سال
تعداد صفحات: ۶
زمینه و هدف: با توجه به شیوع بالای مصرف مواد مخدر در ایران و عوارض خانوادگی و اجتماعی و مرگ و میر، این مطالعه با هدف مقایسه میزان مرگ و میر ناشی از مواد مخدر از ابتدای سال 1387 تا آخر سال 1391 پایه ریزی شد. مواد و روش کار: در یک مطالعه مقطعی–تحلیلی کلیه موارد مربوط به مرگ و میر مرتبط با مواد مخدر از میان اجساد ارجاعی به سازمان پزشکی قانونی استان خراسان شمالی از ابتدای سال 87 تا اول 91 استخراج و در چک لیست پژوهشگر ساخته بر اساس اطلاعات ثبت شده از پزشک قانونی درج شد. اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 14 و با استفاده از شاخص های آمار توصیفی (فراوانی ،میانگین و فراوانی درصدی) و آزمون خی دو مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها: از بررسی یافته های پژوهشی مشخص گردید از 176 مورد مرگ بر اثر مواد مخدر،6\88% مربوط به جنس مذکر بوده است. میانگین سنی کل افراد نیز 34\14 ±82\34 بود. اکثر افراد بی سواد و از نظر شغل بیکار بودند. 75% افراد سابقه مصرف سیگار داشتند. مصرف تریاک و شیره با 7\43% بیشترین دخالت را در مرگ افراد داشت. در نهایت از کل 176 مورد، 34 نفر ( 4\19 درصد) آن در سال 1387، 39 نفر (2\22 درصد) در سال 1388 ،33 نفر( 8\18 درصد) در سال 1389، 25 نفر (2\14درصد) در سال 1390 و 44 نفر (4\25 درصد) آنها در سال 1391 روی داده است. همچنین بین سال های متوالی از نظر مرگ بر اثر مواد تفاوت معنی داری مشاهده نشد. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد مرگ و میر ناشی از مصرف مواد مخدر در بین مردان و در سنین جوانی و افراد بیکار و بی سواد شیوع بالاتری داشته است.

۱۱مقایسه مولفه های شخصیتی و راهبردهای مقابله ای در مردان مبتلا به اعتیاد به مواد مخدر و افراد غیر معتاد
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي خراسان شمالي، سال
تعداد صفحات: ۷
زمینه و هدف: در درمان سو مصرف مواد، توجه به مشکلات شخصیتی و شیوه های مقابله ای بیماران حایز اهمیت است. این پژوهش با هدف بررسی مقایسه ای بین مولفه های شخصیتی و راهبردهای مقابله ای در معتادین به مواد مخدر و افراد غیر معتاد صورت گرفت. مواد و روش کار: جامعه آماری را کلیه مردان معتاد به مواد مخدر شهر بجنورد تشکیل داده اند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس از بین کلینیک های ترک اعتیاد 100 مرد معتاد و 100 مرد بدون سابقه اعتیاد از سطح شهر انتخاب شدند. در این مطالعه از پرسشنامه ویژگیهای شخصیت NEO–PT–R و پرسشنامه راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن (1985) استفاده گردید. یافته ها: بیماران مبتلا به اعتیاد بطور معناداری دارای مولفه های شخصیتی روان نژندی بالاتر و برونگرایی، دلپذیر بودن و وجدان گرایی پایین تر از افراد سالم بودند ( 001\ 0 P ) و در مولفه شخصیتی (انعطاف پذیری) تفاوت معنادار وجود نداشت. (همچنین افراد معتاد نسبت به افراد سالم بطور معناداری از راهبردهای مقابله ای مساله مدار کمتر و از راهبردهای مقابله ای هیجان مدار بیشتر استفاده کردند. (265\0P=) نتیجه گیری: هرچند بیماران مبتلا به اعتیاد دارای خصوصیات شخصیتی متفاوت هستند و این خصوصیات تاثیر بارزی بر راهکارهای مقابله با مشکلات انها گذاشته است ولی راهکار های مقابله ای با آموزش قابل تغییر و اصلاح است و لازم است در برنامه های درمانی بیماران مراجعه کننده برای ترک به ان توجه ویژه شود.

۱۲مقایسه میزان افسردگی در پرسنل بخش روانپزشکی با کارکنان سایر بخش های بیمارستان امام رضا(ع) شهرستان بجنورد درسال 1391
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي خراسان شمالي، سال
تعداد صفحات: ۵
زمینه و هدف: افسردگی از جمله اختلالاتی است که پرسنل درمانی به علت مواجهه با استرس هایی نظیر مرگ و میر بیماران در خطر بروز آن می باشند و منجر به اختلال در عملکرد شغلی، روابط اجتماعی و بین فردی می شود. با توجه به اهمیت مساله افسردگی و کارآمدی کارکنان بیمارستان، این مطالعه به مقایسه میزان افسردگی در کارکنان بخش اعصاب و روان با کارکنان سایر بخش های بیمارستان امام رضا(ع) شهرستان بجنورد پرداخت. مواد و روش کار: جامعه آماری را کارکنان شاغل در بخش های مختلف بیمارستان امام رضا بجنورد بجز بخش اداری و درمانگاه تخصصی تشکیل می دهند که به روش سرشماری 126 نفر را مورد بررسی قرار دادیم .ابزار پژوهش شامل پرسشنامه افسردگی بک بود که روایی و پایایی آن به تایید رسیده بود.داده ها پس از ورود به نرم افزار آماری SPSS با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس یک راهه مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. یافته ها: آزمون آماری تحلیل واریانس یک راهه نشان داد در سطح معنی داری 95% بین نمره افسردگی در بخش های مختلف تفاوت معنی داری مشاهده نشد.93از کل افراد مورد مطالعه نفر یعنی 8\73 درصد دارای افسردگی جزیی، 18 نفر یعنی 3\14 درصد دارای افسردگی خفیف، 9 نفر یعنی 1\7 درصد دارای افسردگی متوسط و 6 نفر یعنی 8\4 درصد دارای افسردگی شدید بودند. نمره کل افسردگی با ساعات کاری و ساعات شیفت شب ارتباط معناداری نشان نداد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد بین کارکنان بخش های مختلف از نظر افسردگی تفاوت معنی داری وجود نداشت.

۱۳رابطه بین طرحواره های هیجانی با میزان اضطراب وافسردگی و سبک ها ی مقابله با استرس در بیماران کرونری قلب
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي خراسان شمالي، سال
تعداد صفحات: ۸
زمینه و هدف: ارتباط استرس و بیماری کرونری قلب در چنین مطالعه نشان داده شده است. طرحواره ها از دوران کودکی به تدریج شکل گرفته و باور ها و شناخت فرد در آینده را تشکیل می دهند. هدف از این پژوهش تعیین رابطه طرح واره های هیجانی با اضطراب، افسردگی و سبک های مقابله با استرس در بیماران کرونری قلب می باشد. مواد و روش کار: به این منظور 100 نفر از بیماران بستری در بخش قلب بیمارستان امام رضا (ع) شهرستان بجنورد که تشخیص بیماری کرونری قلب را داشتند انتخاب و مقیاس طرحوارهای هیجانی لیهی LESS (Leahy Emotional Schemas scale)، پرسشنامه مقابله با شرایط پراسترس–فرم کوتاه CISS)) و مقیاس اضطراب و افسردگی بیمارستانی(HADS)– برای انها تکمیل شد. به منظور تحلیل داده ها از آزمون رگرسیون چند متغیره استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین طرحواره هیجانی عقلانی با سبک مقابله مساله مدار همبستگی مثبت و معنی دار (05\0,P 215\0 R= ) و بین طرحواره هیجانی سرزنش با سبک مقابله مساله مدار همبستگی منفی و معنی داری (05\0,P 219\0 R=– ) وجود دارد اما هیچکدام از طرحواره های هیجانی سبک مقابله مساله مدار را پیش بینی نمی کنند(159\0= (R2 . بررسی ابعاد مختلف طرح واره های هیجانی نشان داد که مولفه ارزش های بالاتر، پیش بینی کننده معکوس روش مقابله هیجان مدار(271\0= R2) و مولفه عقلانی بودن، پیش بینی کننده معکوس روش مقابله اجتناب مدار(291\0= R2) و مولفه نشخوار فکری، پیش بینی کننده اضطراب (47\0= R2 ) و مولفه کرختی، پیش بینی کننده افسردگی بود (484\0= R2). نتیجه گیری: نتیجه این پژوهش ضرورت توجه به مفهوم طرحواره های هیجانی در بیماران کرونری قلب به خصوص در زمینه درمان و بازتوانی این بیماران را روشن می سازد.

۱۴ویژگی های جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی معتادین به مواد مخدر مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد خراسان شمالی
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي خراسان شمالي، سال
تعداد صفحات: ۹
زمینه و هدف: اعتیاد به مواد مخدر یکی از چهار بحران تهدید کننده بشر در کنار بحران های زیست محیطی، هسته ای و جمعیتی است. ایران از جمله کشور هایی است که به واسطه همجواری با افغانستان، بزرگترین تولید کننده تریاک و هرویین در جهان در زمره کشور های درگیر با معضل اعتیاد قرار دارد. درحال حاضر حدود 2 میلیون نفر معتاد در کشور وجود دارد که این معضل را در اولویت های اصلی بهداشتی و اجتماعی قرار داده است. مواد و روش کار: این یک مطالعه مقطعی است که در بازه زمانی 1391 تا 1392 انجام شده است. تمامی افراد معتاد تحت درمان در مراکز درمان اعتیاد خراسان شمالی از طریق مصاحبه روانشناسان مراکز تحت ارزیابی قرار گرفتند و چک لیست ثبت اطلاعات دموگرافیک، اجتماعی–اقتصادی، روش های سو مصرف مواد و نوع مواد مصرفی و سایر موارد مرتبط با آن تکمیل گردید. برای مقایسه متغیرهای کیفی در دو جنس از آزمون کای دو و برای مقایسه متغیرهای کمی متناسب با توزیع متغیر از آزمون های تی مستقل و من ویتنی استفاده شده است. داده های مورد نظر با نرم افزار SPSS 11.5 تجزیه و تحلیل شده است. یافته ها: در این مطالعه 7342 نفر از سو مصرف کنندگان مواد مخدر که تحت درمان در مراکز درمان نگهدارنده با متادون بودند، مورد بررسی قرار گرفتند که از این تعداد 5\82 درصد مرد و5\17 درصد زن بودند. 5\87 درصد بیماران مورد مطالعه متاهل و 6\6 درصد مجرد و 9\5 درصد مطلقه بودند. 95 درصد بیماران سابقه مصرف تریاک و 14 درصد علاوه بر تریاک مصرف هرویین و کراک و 8\2 درصد سابقه مصرف شیشه داشتند. نتیجه گیری: به نظر میرسد که تفاوت های بارزی میان الگوی جمعیت شناختی مراجعه کنندگان به مراکز درمان نگه دارنده با گروه های دیگر بیماران مبتلا به اعتیاد وجود داشته باشد که این تفاوت در سن و نسبت مراجعه زنان بارزتر است.

۱۵تطبیق عوامل مرتبط با ترک اعتیاد با برخی سازه هادر مدل ها و تیوری های آموزش بهداشت: یک مقاله مروری
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي خراسان شمالي، سال
تعداد صفحات: ۱۳
زمینه و هدف: سو مصرف موادمخدر یکی از غم انگیزترین تراژدی های بشر است ودر صورتی که برنامه های مبارزه با مواد مخدر بر اساس نتایج حاصل از پژوهشهای انجام گرفته پژوهشی طراحی نشود،نمی توان امید چندانی به موفقیت آنها داشت. هدف این مقاله مروری آنست که با بررسی مقالات مختلف به شناسایی وبررسی عوامل وانگیزه های ترک اعتیاد بپردازدو سپس آنها را با سازه های مدل های آموزش بهداشت تطبیق نماید. مواد و روش کار: با جستجوی در Google Scholar و کلید واژه های Addiction,Treatment, Maintenance,Factors مطالعات مقطعی که در Elsevier,science direct و همچنین در مجلات وپایگاههای علمی معتبر داخلی وخارجی تخصصی ومرتبط با اعتیاد منتشر شده بودند مدنظر قرار گرفتند و آنهایی که دربررسیهای خود حجم نمونه وارجاعات بیشتری داشتند انتخاب شدند و در نهایت 23مقاله (داخلی 13وخارجی10) ارزیابی ونتایج آنها استفاده گردید. یافته ها: پس از بررسی مقالات 27مورد عوامل وانگیزه های مرتبط بااقدام وتداوم ترک اعتیاد مشخص گردید از جمله: نگرش منفی به ادامه مصرف، فشارهای بیرونی، بخاطر فرزندان و والدین،پافشاری خانواده، عواقب مصرف ، ترس ازگرفتاریهای قانونی، آبروریزی و از دست دادن شغل، حفظ ارتباطات خانوادگی،وجود حمایت خانواده بودند. این موارددر سازه های مختلف طبقه بندی شدند نتیجه گیری: عوامل مرتبط با ترک اعتیاد با سازه های مدلها وتیوریهای مختلف آموزش بهداشت از جمله برخی سازه های مد ل اعتقاد بهداشتی وتیوری رفتار برنامه ریزی شده ونیزسازه حمایت اجتماعی درک شده تطبیق دارند. پیشنهاد می شود درپژوهشی این سازه ها را مورد بررسی قررداد تا شاید بتوان مدلی مستقل را به این منظور طراحی نمود

۱۶مقایسه میزان عنصر روی درطی تکامل مورفومتریک هیپوکامپ رت: از دوره جنینی تا هفته دوم پس از تولد
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي خراسان شمالي، سال
تعداد صفحات: ۷
زمینه و هدف: ناحیه هیپوکامپ دارای غلظت بسیار بالایی از عنصر روی می باشد که در انتقال سیناپسی و احتمالاً در شکل پذیری و رشد هیپوکامپ نقش دارد. در این تحقیق قصد بر آن است که میزان روی را در تشکیلات هیپوکامپ جنین های رت در طی دوره های قبل و بعد از تولد با استفاده از متد Timm و ارتباط آن را با تغییرات حجمی زیر نواحی هیپوکامپ مورد بررسی قرار دهیم. مواد و روش کار: در این مطالعه از جنین های 11 و 21 و نوزادان 7 و 14 روزه رت ن‍‍ژاد ویستار استفاده گردید. نمونه ها با روش تیم رنگ آمیزی و میزان رنگ پذیری با استفاده از نرم افزار 5\7 Mat lab کمی گردید.حجم زیر نواحی هیپوکامپ نیز به شیوه کاولیاری اندازه گیری شد. نتایج با نرم افزار Mat lab 7 مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نیجه رنگ آمیزی Timm در روز های 11 و 21 قبل از تولد و هفته اول و دوم پس از تولد منفی بود. میزان کمی شده رنگ پذیری به شیوه Timm نیز اختلاف معنی داری نشان نداد (05\0 P > ). اختلاف حجم نواحی جیروس دندانه دار ،‍CA1 وCA3 در روزهای جنینی تا روز 7 پس از تولد اختلاف معنی دار نشان نداد (05\0 P > ). در حالیکه این میزان در روز 14 پس از تولد اختلاف معنی داری با روز های 7 پس از تولد و دوره جنینی 11 و 21 نشان داد (05\0 P > ). نتیجه گیری: به نظر می رسد روی در جریان تکامل مورفومتریک هیپوکامپ نقش ندارد و هیپوکامپ از هفته دوم پس از تولد به شکل نهایی خود می رسد.

۱۷بررسی مقایسه ی ابعاد کارکرد خانواده نوجوانان بزهکار و عادی
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي خراسان شمالي، سال
تعداد صفحات: ۹
زمینه و هدف: پایداری نهاد خانواده در طول دوره های مختلف تاریخی دلالت بر کارکردی بودن این نهاد دارد، بدین منظور هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه ی ابعاد کارکرد خانواده نوجوانان بزهکار و عادی می باشد. مواد و روش کار: این مطالعه از نوع طرح های علی– مقایسه ای است. در این مطالعه، 138 نفر (46 نوجوان پسر، 46 مادر و 46 مرد) که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و از لحاظ خصوصیات دموگرافیک (سن، تحصیل، تعداد فرزندان، وضعیت اشتغال) همسان شده بودند، مورد مقایسه قرار گرفت. پرسشنامه سنجش خانواده (FAD) در هر دو گروه اجرا شد. برای بررسی تفاوت بین گروه ها از آزمون های آماری کای دو، t مستقل با نرم افزار 16 SPSS استفاده شد. یافته ها: یافته های این تحقیق نشان داد که بین میانگین ابعاد کارکرد خانواده دو گروه در چهار خرده مقیاس (نقش ها، روابط، درگیری اثر بخش، کنترل رفتاری) تفاوت معنی داری وجود دارد، اما در متغیرهای (حل مساله و پاسخ گویی اثربخش) تفاوت معنی داری مشاهده نشد. نتیجه گیری: توجه به کارکرد خانواده و خانواده درمانی در ارزیابی و مشکلات رفتاری و روانشناختی نوجوانان، به ویژه اختلالات رفتاری پسر نوجوان، در کاهش آسیب های اجتماعی و رفتارهای پر خطر نوپدید اهمیت خاصی دارد.

۱۸بررسی رابطه طرحواره های هیجانی و باورهای فراشناختی با افسردگی در مراجعه کنندگان به مراکز خدمات روانشناختی ومشاوره ایی شهرستان تربت جام
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي خراسان شمالي، سال
تعداد صفحات: ۹
زمینه و هدف: افسردگی یکی از شایع ترین بیماریهای دنیا می باشد. اغلب افراد افسرده در بیان و ابراز احساسات خود دچار مشکل هستند. روانشناسان معتقدند وجود هیجانات منفی و نگرش شناختی خاص انها به زندگی می تواند هم در ایجاد افسردگی و هم تشدید ان دخالت داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه باورهای فراشناختی و طرحواره های هیجانی با افسردگی انجام شد. مواد و روش کار: در این مطالعه توصیفی– همبستگی، 120 نفر(60 مرد و60 زن) از بین افراد مراجعه کننده به مراکز خدمات روان شناختی و مشاوره ای شهر تربت جام، به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به پرسشنامه های افسردگی بک (BDI)، باورهای فراشناختی ولز و کاترایت– هاتون (MCQ– 30) و طرحواره های هیجانی لیهی (LESS) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام و با نرم افزار19 SPSS و ضریب اطمینان 99 درصد تحلیل شد. یافته ها: بین باورهای فراشناختی (باورهای مثبت درباره نگرانی و خود آگاهی شناختی) و طرحواره های هیجانی (طرحواره های تایید، طول مدت احساسات قوی، عقلانیت – ضدهیجانی و طرحواره توافق عمومی) با افسردگی در سطح 01\ 0 p ? رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. رگرسیون گام به گام نشان داد، اثر باور فراشناختی خودآگاهی شناختی و پنج طرحواره هیجانی (طرحواره های تایید، سرزنش، توافق عمومی و قابل درک بودن و گناه)، به میزان2\71 افسردگی را پیش بینی می کنند. نتیجه گیری: مفهوم طرحواره نقش مهمی را در درمان افسردگی اساسی بازی می کند. اهمیت محیط اجتماعی و دلبستگی ایمن در افسردگی باعث شده است؛ که به تمایز بیشتری در مورد نوع طرحواره نیاز داشته باشیم و به موضوعات بین فردی و رشدی در شکل گیری و تداوم طرحواره بیشتر توجه کنیم.
نمایش نتایج ۱ تا ۱۸ از میان ۱۸ نتیجه