توجه: محتویات این صفحه به صورت خودکار پردازش شده و مقاله‌های نویسندگانی با تشابه اسمی، همگی در بخش یکسان نمایش داده می‌شوند.
۱تاثیر آموزش کنترل استرس بر خلق و استرس درک شده در زنان مصرف کننده قرص های پیشگیری از بارداری
اطلاعات انتشار: نشريه پرستاري ايران، بهار, دوره  ۲۱ , شماره  ۵۳، سال
تعداد صفحات: ۱۱
زمینه و هدف: تغییرات خلقی و افزایش استرس درک شده به عنوان عوارض جانبی (گزارش شده) مصرف قرص های پیشگیری از بارداری، عامل مهمی در خودداری از ادامه مصرف این قرص ها و بروز حاملگی های ناخواسته و تحمیل هزینه های مادی و معنوی بسیار بر خانواده و جامعه خواهد بود. استفاده از راهکارهای کنترل استرس نه تنها در ارتقای سلامت روان زنان موثر است، بلکه می تواند از میزان قطع مصرف قرص های پیشگیری از بارداری، به دلیل اختلالات خلقی نیز بکاهد. این پژوهش با هدف تعیین تاثیر آموزش راهکارهای کنترل استرس بر "خلق" و "استرس درک شده" زنان مصرف کننده قرص های پیشگیری از بارداری در مراکز بهداشتی درمانی دانشگاه های علوم پزشکی ایران و شهید بهشتی انجام شده است.روش بررسی: مطالعه حاضر یک کار آزمایی کنترل شده تصادفی دو گروهی است که بر روی 92 زن (46 نفر گروه آزمون و 46 نفر گروه کنترل) که کاندید مناسبی برای مصرف قرص های پیشگیری از بارداری بودند انجام شد. قبل از مصرف قرص ها، وضعیت خلقی (خلق مثبت و خلق منفی) و استرس درک شده واحدهای مورد پژوهش با استفاده از مقیاس سنجش خلق مثبت و منفی (PANAS) و مقیاس سنجش استرس درک شده (PSS) مورد ارزیابی قرار گرفت. سپس واحدهای مورد پژوهش، به صورت گمارش تصادفی به دو گروه آزمون و کنترل تقسیم شده و واحدهای مورد پژوهش در گروه آزمون، تحت مداخله آموزشی راهکارهای کنترل استرس قرار گرفتند. در این مطالعه، متغیرهای خلق و استرس درک شده در دو مرحله قبل و سه ماه پس از مصرف قرص های پیشگیری از بارداری و آموزش کنترل استرس، در زنان بررسی و تاثیر مداخله آموزشی با مقایسه میانگین نمرات خلق و استرس درک شده در قبل و پس از مداخله در گروه آزمون و گروه کنترل سنجیده شد.یافته ها: یافته ها حاکی از افزایش معنی داری در میانگین نمرات خلق مثبت (P<0.001) و کاهش معنی داری در میانگین نمرات خلق منفی (P<0.001) و استرس درک شده در گروه آزمون (P<0.000) بود. همچنین نتایج مطالعه، در ارتباط با مقایسه تغییرات خلق مثبت، خلق منفی و استرس درک شده در دو گروه آزمون و کنترل، در مرحله بعد از مداخله اختلاف معنی داری را از نظر خلق مثبت (P<0.040)، خلق منفی (P<0.005) و استرس درک شده (P<0.005) نشان داد.نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش، آموزش کنترل تنش می تواند از طریق کاهش استرس درک شده، در ارتقای سلامت روان زنان تقش موثری داشته و به دنبال آن عامل مهمی در پیشگیری از قطع ناگهانی مصرف قرص و کاهش بارداری های ناخواسته باشد. لذا برقراری برنامه های آموزشی – مشاوره ای برای زنان در جهت مدیریت استرس در مرحله قبل و حین مصرف قرص های پیشگیری به عنوان راهکار مناسبی در راستای ارتقای سلامت روانی آنان توصیه می گردد.

۲"خودکفایتی شیردهی" و "استرس درک شده" در مادران نخست زا
اطلاعات انتشار: نشريه پرستاري ايران، تابستان, دوره  ۲۱ , شماره  ۵۴، سال
تعداد صفحات: ۱۵
زمینه و هدف: تغذیه با شیر مادر فعالیتی با بیشترین اثربخشی، ارتقا دهنده سلامتی و پیشگیری کننده بسیاری از اختلالات و بیماری ها است. شیردهی موفق به فاکتورهای متعدد فیزیولوژیکی و روانشناختی در مادران بستگی دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی فاکتورهای روانشناختی (خود کفایتی شیردهی و استرس درک شده) در مادران نخست زا می باشد.روش بررسی: در این تحقیق مقطعی ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های خودکفایتی شیردهی و استرس درک شده بود. شرکت کنندگان در این مطالعه 331 نفر بودند که به طور مستمر از میان مادران نخست زا در مرکز آموزشی درمانی شهید اکبرآبادی تهران، در طی مدت سه ماه انتخاب شدند.یافته ها: نتایج تحقیق حاضر، حاکی از این بود که حدود نیمی از مادران مورد مطالعه (46.5 درصد) دارای استرس درک شده بالا و بیش از 51.1 درصد از آنان، دارای خودکارآمدی شیردهی بالا بودند.نتیجه گیری: بر مبنای یافته های پژوهش و با توجه به کاهش میزان تغذیه با شیر مادر در سال های اخیر در ایران، لزوم تدوین استراتژی های مناسب در راستای افزایش بیش از پیش خود کفایتی شیردهی و نیز مواجهه موثر با استرس ها، به ویژه در مادران نخست زا اکیدا توصیه می گردد.

۳بررسی علل قطع تغذیه انحصاری با شیر مادر در مادران نخست زا
اطلاعات انتشار: نشريه پرستاري ايران، شهريور, دوره  ۲۴ , شماره  ۷۱، سال
تعداد صفحات: ۱۲
زمینه و هدف: سازمان جهانی بهداشت تبعیت مادران از تغذیه انحصاری با شیر مادر را تا 6 ماه اول تولد کودک و ادامه آن را به همراه غذای جامد تا دو سالگی توصیه نموده است. میزان بالایی از قطع تغذیه انحصاری با شیر مادر در سالهای اخیر در ایران گزارش شده است، لذا هدف از تحقیق حاضر بررسی دلایل قطع تغذیه انحصاری با شیر مادر در مادران نخست زا است.روش بررسی: این پژوهش، یک مطالعه توصیفی و مقطعی بوده است. حجم نمونه پژوهش 331 نفر برآورد شد که بطور مستمر از میان مادران نخست زا در مرکز آموزشی درمانی شهید اکبرآبادی تهران انتخاب شدند. داده ها توسط پرسشنامه و چک لیست جمع آوری شد. پیگیری موضوع قطع تغذیه انحصاری با شیر مادر، بطور تلفنی و 28 روز پس از تاریخ زایمان آنان انجام شد و موضوع پیروی یا عدم پیروی از تغذیه انحصاری با شیر مادر مورد سنجش قرار گرفت.یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد که در 52.6 درصد موارد تغذیه انحصاری با شیر مادر صورت گرفته بود. دلایل قطع تغذیه انحصاری با شیر مادر بر حسب عوامل موثر به سه گروه عوامل مادری (خودکارآمدی پایین و سایر عوامل همچون درک مادر از کم بودن حجم شیر، مشکلات مربوط به پستان و تغذیه نوزاد توسط دیگران) 38.9 درصد، عوامل نوزادی (مانند دل درد یا کولیک نوزادی، زردی نوزاد و وزن کم هنگام تولد) 21.7 درصد و بالاخره ترکیبی از عوامل مادری و نوزادی 39.5 درصد، طبقه بندی شدند.نتیجه گیری کلی: با توجه به اینکه فراوانی عوامل ترکیبی (مادری – نوزادی) در قطع زودهنگام تغذیه انحصاری با شیر مادر بیشتر بوده است، کاهش این دسته از مشکلات، یکی از راه های تداوم و تبعیت از شیردهی به شمار می رود. مداخلات آموزشی و به ویژه مشاوره های تلفنی 24 ساعته برای مادران نخست زا و کم تجربه، می تواند بطور جدی در سیاست گذاری های بهداشتی مدنظر قرار گیرند.

۴تاثیر برنامه آموزشی – مشاوره ای بر سلامت عمومی زنان مراقبت کننده از سالمندان مبتلا به آلزایمر
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشکي شهرکرد، آذر و دي, دوره  ۱۳ , شماره  ۵، سال
تعداد صفحات: ۱۰
زمینه و هدف: ارائه مراقبت طولانی مدت به بیماران مبتلا به آلزایمر، با افزایش خطرات ابتلا به بیماری جسمی و روانی برای مراقبین همراه است و فقدان تعلیمات لازم نیز مشکلات سلامتی آنها را دو چندان نموده است. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر برنامه آموزشی– مشاوره ای بر سلامت عمومی زنان مراقبت کننده از سالمندان مبتلا به آلزایمر انجام شده است.روش بررسی: در این پژوهش تجربی، 150 زن 18 تا 60 ساله که از وابستگان درجه یک سالمندان مبتلا به آلزایمر بوده و مراقبت مستقیم از آنها را به مدت حداقل 6 ماه به عهده داشتند، با روش نمونه گیری آسان انتخاب شدند و پس از انجام پیش آزمون شامل پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و سلامت عمومی گلدبرگ، با روش تصادفی بلوکه شده، به شکل تصادفی در دو گروه آزمون و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمون در یک برنامه آموزشی – مشاوره ای شامل یک جلسه بحث گروهی، دریافت یک پمفلت آموزشی و دو مشاوره تلفنی شرکت نمودند. 6 هفته پس از مداخله، پس آزمون برای هر دو گروه انجام گرفت. برای مقایسه متغیرها از آزمون های آماری t زوجی، t مستقل، کای اسکوئر و آنالیز واریانس یک طرفه استفاده شد.یافته ها: نتایج نشان داد که قبل از برنامه آموزشی– مشاوره ای 17.3% از نمونه های مورد پژوهش سلامت عمومی نامطلوب داشتند. پس از انجام برنامه آموزشی– مشاوره ای میانگین سلامت عمومی در گروه آزمون از 39.68±15.3 به 19.09±10.03 تقلیل یافت (P<0.001) که نشان دهنده ارتقای سلامت عمومی در این گروه بوده است در حالی که در گروه کنترل این میزان (37.43±15.68 به 43.9±14.9) افزایش یافت (P<0.001) که بیان کننده تنزل سلامت عمومی بوده است.نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از پژوهش و وضعیت نامطلوب سلامت عمومی زنان مراقبت کننده از سالمندان مبتلا به آلزایمر، روش های موثر آموزشی به منظور بهبود سلامت مراقبین پیشنهاد می شود.

۵آیا مصرف قرص های پیشگیری از بارداری، بر وضعیت خلقی و میزان تنیدگی زنان تاثیر می گذارد؟
اطلاعات انتشار: نشريه پرستاري ايران، آبان, دوره  ۲۲ , شماره  ۶۰، سال
تعداد صفحات: ۱۰
زمینه و هدف: نوسانات خلقی و تنیدگی به عنوان عارضه جانبی مصرف قرص های پیشگیری از بارداری، عامل مهمی در خودداری از ادامه مصرف قرص ها و بروز حاملگی های ناخواسته بوده که هزینه های مادی و معنوی بسیاری را بر جامعه تحمیل می نماید. لذا این پژوهش با هدف تعیین تاثیر مصرف قرص های پیشگیری از بارداری بر «خلق» و «تنیدگی» زنان مراجعه کننده به درمانگاه های تنظیم خانواده در سال 1385–1386 انجام گرفت.روش بررسی: مطالعه حاضر یک تحقیق تجربی پیش آزمون– پس آزمون یک گروهی بوده که بر روی 46 زن متاهل (کاندید مناسب مصرف قرص های پیشگیری از بارداری) که حداقل به مدت یک سال از هیچ روش هورمونی پیشگیری از بارداری استفاده نکرده بودند و دارای معیارهای ورود به تحقیق بودند، به روش نمونه گیری مستمر انجام شد. در این پژوهش وضعیت خلقی افراد در دو مرحله (قبل و سه ماه پس از شروع مصرف قرص های پیشگیری از بارداری) با استفاده از ابزار سنجش خلق مثبت و منفی (PANAS) و پرسشنامه تنیدگی یا استرس درک شده (PSS) بررسی شد و نتایج در دو مرحله قبل و بعد از مداخله با استفاده از آمار استنباطی، انجام آزمون تی زوجی، مورد مقایسه قرار گرفت.یافته ها: یافته های پژوهش با به کارگیری آزمون تی زوجی در ارتباط با مقایسه میانگین نمرات خلق مثبت، خلق منفی و استرس درک شده (به ترتیب P=0.133، P=0.756، P=0.693) قبل و بعد از مداخله (مصرف قرص های پیشگیری از بارداری) اختلاف آماری معنی داری را نشان نداد.نتیجه گیری: بر اساس نتایج بر گرفته از پژوهش حاضر، قرص های پیشگیری از بارداری هیچ گونه تاثیری بر خلق زنان (با عدم سابقه اختلالات خلقی و روانی شناخته شده) و تنیدگی آنان نداشته و اگر چنانچه زنان مصرف کننده کنتراسپتیوهای خوراکی به دلایلی دچار تغییرات خلقی و تنیدگی قابل ملاحظه شدند، می توان با ایجاد برنامه های آموزشی – مشاوره ای در مراکز تنظیم خانواده، آگاهی زنان از نحوه کنترل تنیدگی یا مدیریت استرس را افزایش داد. با این راهکار احتمال پیشگیری از قطع بی مورد قرص های پیشگیری از بارداری و مهار بروز حاملگی های ناخواسته (به علت اختلالات خلقی) فراهم می گردد. در این راستا، مدیریت استرس به عنوان یک شیوه زندگی سالم در زنان، که محور خانواده می باشند بیش از پیش نهادینه می گردد.

۶تاثیر برنامه مراقبت مشارکتی در بخش مراقبت ویژه نوزادان بر اضطراب وضعیتی مادران دارای نوزاد نارس
اطلاعات انتشار: مجله علمي پژوهشي دانشگاه علوم پزشکي بابل، اردبيهشت, دوره  ۱۴ , شماره  ۳ (پي در پي ۶۶)، سال
تعداد صفحات: ۷
سابقه و هدف: بستری نوزاد در بخش مراقبت ویژه نوزادان سطح بالایی از اضطراب را برای والدین به ویژه مادران نخست زا ایجاد می نماید. بنابراین استراتژی هایی جهت کاهش اضطراب والدین لازم است. تشویق والدین به حضور در کنار تخت نوزاد و مشارکت در امر مراقبت از نوزاد حهت کاهش اضطراب مادر پیشنهاد شده است. این مطالعه به منظور تعیین تاثیر برنامه مشارکتی مادران نخست زا در مراقبت از نوزاد نارس بر اضطراب وضعیتی مادران انجام شد.مواد و روشها: این مطالعه کارآزمایی بالینی بر روی 100 مادر دارای نوزاد نارس (37–30 هفته) مبتلا به سندرم دیسترس تنفسی بستری در بخش مراقبت ویژه بیمارستان اکبرآبادی در سال 1389 انجام شد. افراد مورد مطالعه با روش مستمر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 50 نفری آزمون و کنترل قرار گرفتند. برنامه مشارکتی برای گروه آزمون، در قالب یک جلسه اطلاع رسانی، حضور مادر و مشارکت در مراقبت از نوزاد اجرا شد. امتیاز حاصل از اضطراب وضعیتی بر اساس مقیاس اشپیل برگر، بر مبنای میانگین به بالا، اضطراب بالا و میانگین به پایین، اضطراب پایین، طبقه بندی شد. داده ها در قالب پیش آزمون (24 ساعت پس از بستری نوزاد) و پس آزمون (زمان ترخیص) جمع آوری شده و مورد مقایسه قرار گرفتند.یافته ها: میزان اضطراب مادران در دو گروه (کنترل=8.1±63.8، آزمون=8.48±65.08) قبل از مداخله اختلاف آماری معنی داری را نشان نداد (p=0.84) در حالی که بعد از مداخله میانگین اضطراب در گروه آزمون به 6.31±29.96 و در گروه کنترل به 10.37±52.80 کاهش یافت (0.001>p).نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که مشارکت مادران در مراقبت از نوزاد نارس، در کاهش اضطراب مادری، موثر می باشد. لذا، به کارگیری این استراتژی از سوی مسوولین، با فراهم نمودن بسترهای مناسب در محیط بالینی، ضروری به نظر می رسد.

۷مقایسه تاثیر افزودن کربوهیدرات به رژیم غذایی به دو صورت ماده و مکمل غذایی بر شدت سندرم پیش از قاعدگی
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي كرمانشاه (بهبود)، بهار, دوره  ۱۴ , شماره  ۱ (پياپي ۴۵)، سال
تعداد صفحات: ۱۰
زمینه: سندرم پیش از قاعدگی یکی از شایع ترین اختلالات سنین باروری است. هدف مطالعه حاضر بررسی اثرات درمانی افزودن کربوهیدرات به رژیم غذایی به دو صورت مکمل و ماده غذایی بر شدت سندرم پیش از قاعدگی بود.روش ها: این مطالعه در دو مرحله انجام شد. مرحله اول برای تعیین فراوانی و شناخت افراد مبتلا به این سندرم به صورت مقطعی و مرحله دوم به صورت کارآزمایی بالینی متقاطع انجام گردید. پس از شناسایی افراد مبتلا بر اساس معیار انجمن روانپزشکان آمریکا، 80 نفر واجد شرایط شرکت در کارآزمایی بودند. در نهایت اطلاعات در مورد 76 نفر تکمیل شد. افراد مبتلا برای 3 ماه مداخلات ماده و مکمل غذایی کربوهیدراته و مکمل پروتئینه (پلاسبو) را دریافت کردند و در این مدت، شدت علایم تجربه شده را در فرم یادداشت روزانه علایم پیش از قاعدگی ثبت نمودند.یافته ها: افزودن کربوهیدرات به رژیم غذایی به هر دو صورت مکمل و ماده غذایی درکاهش شدت سندرم پیش از قاعدگی درهر سه دسته علایم خلقی، رفتاری و جسمی موثر بود (P<0.001) ولی مکمل کربوهیدراته نسبت به ماده غذایی موثر بود (P<0.001). علاوه بر آن تاثیر مکمل و ماده غذایی کربوهیدراته در کاهش شدت سه نشانه عصبانیت، افسردگی و اشتهای زیاد یکسان بود.نتیجه گیری: مصرف کربوهیدرات به صورت مکمل و یا مواد غذایی ساده پیشنهاد می شود. نکته قابل توجه دیگر، تاثیر مثبت مکمل پروتئینه (پلاسبو) بود که تحقیقات بیشتری در این زمینه پیشنهاد می شود.

۸تاثیر آموزش به شیوه مبتنی بر حل مساله بر سطوح یادگیری دانشجویان پرستاری
اطلاعات انتشار: گام هاي توسعه در آموزش پزشكي، بهار و تابستان, دوره  ۷ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۹
زمینه و هدف: پرستاران برای ارایه مراقبت با کیفیت در محیط های بالینی با پیچیدگی ها و تغییرات سریع تکنولوژی، نیاز به تقویت مهارت حل مساله دارند. آموزش با رویکردهای یادگیری فعال و دانشجو – محور در بهبود این مهارت موثرتر است. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر آموزش به شیوه مبتنی بر حل مساله بر سطوح یادگیری دانشجویان پرستاری اجرا شد.روش کار: مطالعه نیمه تجربی حاضر بر روی 32 دانشجوی نیم سال پنجم رشته پرستاری دانشگاه علوم پزشکی گلستان که درس بهداشت روان را انتخاب نموده بودند، درسال 86 صورت گرفت. دانشجویان بصورت تصادفی به دو گروه مداخله (8 نفر) و شاهد (24 نفر) تقسیم شدند. پس از آموزش به دو شیوه حل مساله و سخنرانی، میزان یادگیری در هر دو گروه از طریق آزمون کتبی با محتوا و سطوح شناختی مشابه، بلافاصله و دو ماه پس از آموزش اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از آزمون t مستقل و من ویتنی آنالیز شد. سطح معنی داری 0.05 درنظر گرفته شد.یافته ها: اکثر نمونه های مورد پژوهش مجرد (90.62%) با میانگین سنی 21.85 (21.85±) سال و مقیم خوابگاه (75%) بودند. میانگین نمرات گروه مداخله، دو ماه پس از آموزش بیش از گروه سخنرانی بود، ولی تفاوت آماری معنی داری بین میزان یادگیری دانشجویان دو گروه وجود نداشت. این تفاوت در سطوح شناختی مختلف از نظر آماری معنی داری بود (P<0.0001). بدین معنی که دانشجویان گروه سخنرانی در سطح دانش و گروه حل مساله در سطوح تحلیل، ترکیب و ارزشیابی نمره بیشتری کسب نمودند.نتیجه گیری: اگرچه هر دو شیوه آموزشی موثر بودند اما روش حل مساله در ارتقا سطح دانش و یادگیری ماندگار، موثرتر از روش سخنرانی بود.

۹تاثیر آموزش قبل از لقاح بر آگاهی و محور کنترل سلامت در خصوص تغذیه مناسب (با تاکید بر مصرف آهن و اسید فولیک) در زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره قبل از ازدواج در منطقه غرب تهران
نویسنده(ها):
اطلاعات انتشار: نشريه پرستاري ايران، تير, دوره  ۲۳ , شماره  ۶۴، سال
تعداد صفحات: ۱۳
زمینه و هدف: دریافت آموزش و مراقبت های قبل از لقاح (preconception care) در خصوص تغذیه سالم یکی از برنامه های جامع مراقبتی در بهداشت باروری به حساب می آید. در این میان کم خونی ناشی از فقر آهن و اسید فولیک در زنان، از اختلالات شایع در سطح جهانی است که یکی از علل آن دریافت ناکافی این ریز مغذی ها به دلیل ضعف آگاهی و کنترل درک شده بر رفتارهای بهداشتی می باشد. از آنجا که آموزش یکی از ابعاد ارتقا سلامت و اتخاذ رفتارهای بهداشتی است، لذا هدف از تحقیق حاضر تعیین تاثیر کارگاه آموزشی قبل از لقاح بر آگاهی و محور کنترل سلامت در خصوص تغذیه مناسب (با تاکید بر مصرف آهن و اسید فولیک) در زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره قبل از ازدواج بوده است.ر وش بررسی: پژوهش حاضر یک کارآزمایی تصادفی کنترل شده در عرصه، به صورت دو گروهی می باشد. جامعه پژوهش، شامل کلیه زنان در سنین باروری بوده که به مراکز مشاوره قبل از ازدواج مراجعه نموده و قصد باردار شدن در دو سال پس از ازدواج را داشته اند. در این مطالعه، نمونه گیری به صورت مستمر بوده و واحدهای مورد پژوهش از طریق گمارش تصادفی بدو گروه آزمون و کنترل تقسیم شدند. تعداد نمونه های پژوهش در تحقیق حاضر 104 نفر بود که طبق معیارهای خروج از مطالعه به 99 نفر رسید. ابزار گرداوری داده ها پرسشنامه بود که توسط واحدهای مورد پژوهش در قبل و بعد از مداخله در دو نوبت تکمیل شد.یافته ها: آزمون تی، نشان داد که پس از مداخله آموزشی در برخی شاخص های تعیین کننده رفتار تغذیه ای زنان تغییر مثبت وجود داشته به طوری که افزایش معنی دار آماری در متغیر آگاهی (P£0.001) و محور درونی کنترل سلامت (P=0.04) در گروه آزمون، نسبت به گروه کنترل (پس از مداخله) مشاهده گردید.نتیجه گیری: با توجه به یافته ها و اثربخشی مداخله آموزشی بر شاخص های مرتبط با رفتار تغذیه ای (آگاهی و محور درونی کنترل سلامت)، اجرای این گونه مداخلات برای گروه های هدف در مراکز مشاوره قبل از ازدواج توصیه می شود.

۱۰خودکارآمدی عمومی زنان مراقب عضو خانواده سالمند مبتلا به آلزایمر
اطلاعات انتشار: حيات، تابستان, دوره  ۱۸ , شماره  ۲، سال
تعداد صفحات: ۱۱
زمینه و هدف: مراقبان سالمندان مبتلا به آلزایمر و به ویژه زنان مراقب با تنش ها و چالش های متعددی در زندگی مواجه هستند و ارایه مراقبت به موازات ایفای سایر نقش ها، این گروه از مراقبان را در معرض خطر مشکلات جسمی و روانی قرار می دهد. این در حالی است که خودکارآمدی در توانمندی افراد در سازش با موقعیت های تنش زا و وظایف پرچالش، نقش به سزایی ایفا می کند. بر این اساس مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان خودکارآمدی عمومی زنان مراقب عضو خانواده سالمند مبتلا به آلزایمر صورت گرفته است.روش بررسی: این پژوهش مقطعی و از نوع توصیفی– تحلیلی است که در آن 112 نفر از زنان مراقب عضو خانواده سالمند مبتلا به آلزایمر مراجعه کننده به انجمن آلزایمر ایران با روش نمونه گیری در دسترس جهت شرکت در مطالعه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از فرم مشخصات فردی و مقیاس خودکارآمدی عمومی (GSE– 10) جمع آوری شد و از روش های آماری توصیفی و استنباطی (شامل آزمون های تی مستقل، آنالیز واریانس، شفه) جهت تحلیل داده ها استفاده گردید.یافته ها: میانگین خودکارآمدی عمومی زنان مراقب 28.24 با انحراف معیار 6.34 بود و خودکارآمدی عمومی درصد قابل توجهی از آنان کم تر از حد مطلوب بود (%65.2). خودکارآمدی عمومی ارتباط معنادار با سطح تحصیلات و وضعیت اقتصادی داشت (p<0.05)، در حالی که ارتباط معناداری بین خودکارآمدی عمومی و سایر متغیرهای فردی شامل سن، وضعیت تاهل، وضعیت اشتغال و طول مدت مراقبت از بیمار مشاهده نشد.نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده، خودکارآمدی عمومی درصد قابل توجهی از زنان مورد مطالعه کم تر از حد مطلوب می باشد. ارتقای خودکارآمدی عمومی می تواند منجر به سازگاری بهتر مراقبان با چالش های در پیش روی زندگی و کاهش پیامدهای منفی ناشی از مراقبت گردد از این رو نتایج این مطالعه می تواند مبنایی جهت طراحی و اجرای مداخلات آموزشی و حمایتی با هدف ارتقای خودکارآمدی عمومی به ویژه در گروه مراقبان با تحصیلات و وضعیت اقتصادی پایین تر قرار گیرد.

۱۱خودکارآمدی عمومی ساکنین سرای سالمندی
اطلاعات انتشار: نشريه پرستاري ايران، دي, دوره  ۲۴ , شماره  ۷۳، سال
تعداد صفحات: ۸
زمینه و هدف: خودکارآمدی با ابعاد مختلف زندگی سالمندان از جمله سلامتی و کیفیت زندگی آنان ارتباط نزدیکی دارد. مطالعه حاضر با هدف تعیین خودکارآمدی عمومی سالمندان ساکن سرای سالمندی و ارتباط آن با برخی مشخصات فردی آنان در غرب تهران انجام شده است.روش بررسی: این مطالعه توصیفی و از نوع مقطعی بود. نمونه مورد مطالعه 100 نفر از زنان و مردان سالمند بالای 60 سال بودند که حداقل 6 ماه متوالی در سرا های سالمندان غرب تهران سکونت دائم داشتند. داده ها در سال 1389 جمع آوری شد. جهت گرد آوری داده ها از پرسشنامه دو بخشی شامل مشخصه های فردی و پرسشنامه استاندارد خودکارآمدی عمومی (GSE–10)، به صورت خودگزارش دهی استفاده گردید. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت، به منظور بررسی رابطه بین متغیر ها، آزمون تی، ANOVA، شفه و آنالیز رگرسیون مورد استفاده قرار گرفت.یافته ها: بر اساس یافته ها میانگین نمره خودکارآمدی عمومی ساکنین سرای سالمندان از 40–10 بر اساس نمره قابل اکتساب از پرسشنامه، 21.44±3.83بود. نتایج آزمون ANOVA نشان داد که تفاوت میانگین نمره خودکارآمدی سه گروه سنی (70–60، 80–71 و بالاتر از 81 سال سن) سالمندان معنی دار می باشد (P=0.001)، خودکارآمدی مردان ساکن سرای سالمندان بیش از زنان بود (P=0.003)، همچنین نمره خودکارآمدی عمومی سالمندان با سطح تحصیلات (P=0.05) و مدت اقامت در سرا رابطه معنی دار داشت (P=0.011)، اما خودکارآمدی با وضعیت تاهل رابطه نداشت. آنالیز رگرسیونی خطی نشان داد که نمره خودکارآمدی عمومی در بین متغیر های مورد بررسی بیش از همه با جنس ارتباط داشته است. (B=1.54 P=0.004).نتیجه گیری کلی: از آنجایی که میانگین نمره خودکارآمدی عمومی ساکنین سرای سالمندانی پائین می باشد لزوم توجه بیشتر به تقویت خودکارآمدی عمومی سالمندان ساکن در سرای سالمندان با استفاده از تجارب متخصصین و مشاوران رشته سالمندی توسط مسوولین امر و مدیران سراها ضروری می باشد، همچنین با توجه به اینکه زنان دارای خودکارآمدی پایین تری نسبت به مردان بودند، به کارگیری راهبردهایی جهت ارتقا خودکارآمدی زنان نیازمند توجه بیشتری می باشد. انجام مطالعات مداخله ای به دلیل پائین بودن خودکارآمدی سالمندان ساکن این سراها پیشنهاد می شود.

۱۲بررسی خودکارآمدی در زنان مبتلا به دیابت بارداری و عوامل مرتبط با آن
اطلاعات انتشار: حيات، پاييز و زمستان, دوره  ۱۶ , شماره  ۳-۴، سال
تعداد صفحات: ۱۰
زمینه و هدف: یکی از مسایلی که پدیده حاملگی را تحت تاثیر قرار داده و می تواند منجر به پیامدهای نامطلوب بارداری و زایمانی پر خطر شود، دیابت حاملگی است که عوامل روان شناختی، همچون خودکارآمدی، در تبعیت از درمان و کنترل گلوکز خون نقش به سزایی دارد. لذا این پژوهش با هدف تعیین میزان خودکارآمدی در زنان مبتلا به دیابت بارداری انجام یافته است.روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه همبستگی توصیفی است که در سال های 87–1386 انجام یافته است. جامعه مورد مطالعه زنان مبتلا به دیابت بارداری مراجعه کننده به درمانگاه مامایی و بخش های زنان و زایمان مراکز درمانی دانشگاه علوم پزشکی ایران، حجم نمونه 100 نفر و نمونه گیری به روش مستمر (متوالی) بوده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بوده و داده ها با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی (Independent t–test و ANOVA) در نرم افزار SPSS v.14 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.یافته ها: ویژگی اکثر زنان مورد مطالعه به شرح زیر بود: گروه سنی 35–25 سال (با میانگین حدود 30 سال)، وضعیت اقتصادی متوسط (66%)، تحصیلات زیر دیپلم (48%) خانه دار (91%)، شاخص توده بدنی چاق یا اضافه وزن (68%)، نولی پار (تعداد زایمان صفر 33%) که 69% آنان به بارداری فعلی تمایل داشتند. 57% زنان دارای خودکارآمدی بالا و بقیه دارای خودکارآمدی پایین بودند. زنان دارای تحصیلات بالاتر(p<0.005)  و شاغل (p=0.016) خودکارآمدی بالاتری نسبت به سایر زنان داشتند.نتیجه گیری: با توجه به این که خودکارآمدی یکی از عوامل پیش نیاز در خود مدیریتی و خود کنترلی دیابت بارداری تلقی می شود و درصد قابل ملاحظه ای از افراد تحت مطالعه، دارای خودکارآمدی پایین بوده اند، لذا ضروری است که با انجام مداخلات بهداشتی و راهبردهای آموزشی–مشاوره ای، خودکارآمدی این گروه از زنان باردار که می تواند منجر به بهبود خود مراقبتی و ارتقای سلامت آنان گردد، افزایش یابد.

۱۳فرهنگ سازمانی از دیدگاه پرستاران بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران
اطلاعات انتشار: حيات، پاييز, دوره  ۱۸ , شماره  ۳، سال
تعداد صفحات: ۱۴
زمینه و هدف: مراکز ارایه دهنده خدمات بهداشتی– درمانی و بیمارستان ها، مانند هر سازمانی دارای عقاید، هنجارها و باورهایی با استنباط های مشترک اعضای آن است که از آن به عنوان فرهنگ سازمانی یاد می شود. فرهنگ سازمانی در ابعاد متفاوت به عنوان عامل زمینه ساز، تاثیر مهمی در عملکرد سازمان و کارکنان دارد. بدیهی است دیدگاه پرستاران نسبت به فرهنگ سازمانی در چگونگی ایفای نقش آنان به طور اخص و کیفیت دستیابی به اهداف نظام سلامت به طور اعم اهمیت ویژه ای دارد. این مطالعه به بررسی فرهنگ سازمانی از دیدگاه پرستاران شاغل در بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران پرداخته است.روش بررسی: این پژوهش مقطعی از نوع توصیفی تحلیلی است. جامعه پژوهش شامل پرستاران شاغل در بخش های مختلف بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1389 می باشد. حجم نمونه پژوهش 230 نفر و نمونه گیری، به روش طبقه ای با تخصیص متناسب انجام گرفته است. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش شامل پرسشنامه اطلاعات فردی و شغلی پرستاران و پرسشنامه فرهنگ سازمانی با اقتباس از شاخص های Robbins بوده است. داده ها در نرم افزار آماری SPSS v.17 و با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و آزمون های تی مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و آنالیز رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: یافته های مطالعه نشان داد که فرهنگ سازمانی موجود در بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران از دیدگاه پرستاران در سطح نسبتا مطلوب قرار دارد و از بین ابعاد فرهنگ سازمانی بعد کنترل بیشترین درصد (44.2%) سطح نامطلوب و خلاقیت فردی بیشترین درصد (31.8%) سطح مطلوب را به خود اختصاص داده اند.نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که فرهنگ سازمانی از دیدگاه پرستاران در سطحی قرار گرفته که ممکن است باعث کاهش کیفیت عملکرد پرستاران شود. بر این اساس بهینه سازی فرهنگ سازمانی جهت بهبود عملکرد پرستاران و افزایش انگیزه آن ها برای ارایه خدمات با کیفیت، ضروری می نماید.

۱۴بررسی تاثیر مشارکت مادر در مراقبت از نوزاد پره ترم در NICU بر بستری مجدد
اطلاعات انتشار: حيات، تابستان, دوره  ۱۷ , شماره  ۲، سال
تعداد صفحات: ۷
زمینه و هدف: با وجود پیشرفت تجهیزات مدرن پزشکی، همچنان بستری مجدد نوزادان پره ترم بالا است و رنج اقتصادی و روانی زیادی به خانواده ها تحمیل می نماید، لذا هدف از این مطالعه تعیین میزان تاثیر مشارکت مادر در مراقبت از نوزاد پره ترم NICU بر بستری مجدد این نوزادان بوده است.روش بررسی: نوع پژوهش کارآزمایی بالینی است. نمونه ها شامل 100 مادر نوزادان پره ترم (37–30 هفته) مبتلا به سندرم دیسترس تنفسی بستری در بخش مراقبت ویژه بیمارستان اکبرآبادی در سال 1389 بودند. نمونه گیری به روش در دسترس انجام و نمونه ها به صورت تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد قرار گرفتند. برنامه مشارکتی برای گروه آزمون، در قالب یک جلسه اطلاع رسانی، حضور مادر و مشارکت در مراقبت از نوزاد اجرا شد. یک ماه بعد از ترخیص نوزاد طی تماس تلفنی چک لیست بستری مجدد نوزاد تکمیل شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های کای دو و تی تست انجام یافت.یافته ها: دفعات بستری مجدد نوزادان در گروه آزمون در مقایسه با گروه شاهد کمتر بود. همچنین میانگین طول مدت بستری در گروه آزمون 6.96 و در گروه شاهد 12.96 روز بوده که به لحاظ آماری تفاوت معناداری را (p<0.001) نشان می دهد.نتیجه گیری: مشارکت مادر در مراقبت از نوزاد، دفعات بستری مجدد و مراجعه به پزشک را کاهش می دهد.

۱۵تاثیر آموزش کنترل استرس بر خلق و استرس درک شده در زنان مصرف کننده قرص هاى پیشگیرى از بارداری
اطلاعات انتشار: پرستاري ايران، سال
تعداد صفحات: ۱۱

۱۶بررسی وضعیت سلامت عمومی زنان مبتلا به اختلال عروق کرونر
اطلاعات انتشار: كومش، تابستان, دوره  ۱۴ , شماره  ۴ (پياپي ۴۸)، سال
تعداد صفحات: ۹
سابقه و هدف: بیماری عروق کرونر علت عمده مرگ و میر و یک الویت بهداشتی مهم در زنان محسوب می گردد. این بیماری می تواند بر جنبه های جسمی، روانی و اجتماعی سلامتی و درک فرد از خوب بودن تاثیرگذار باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین وضعیت سلامت عمومی و عوامل مرتبط با آن در زنان مبتلا به بیماری عروق کرونر انجام گرفت.مواد و روش ها: این پژوهش مطالعه ای مقطعی از نوع توصیفی تحلیلی است که در آن 200 زن مبتلا به بیماری عروق کرونر مراجعه کننده به درمان گاه قلب مرکز آموزشی، تحقیقاتی و درمانی قلب و عروق شهید رجایی تهران با استفاده از نمونه گیری در دست رس انتخاب شدند. داده ها به وسیله فرم مشخصات فردی– بالینی و پرسش نامه 12گویه ای سلامت عمومی (GHQ–12) جمع آوریشد.یافته ها: میانگین (انحراف معیار) نمره سلامت عمومی زنان مورد مطالعه 5.85±3.32 با دامنه نمرات 12–0 به دست آمد. 72.5% (145 نفر) دارای سلامت عمومی نامطلوب بودند. زنان با سطح تحصیلات پایین تر (P=0.004) و وضعیت اقتصادی ضعیف (P<0.001) از میانگین نمره GHQ بالاتری برخوردار بودند. ارتباط معنی داری بین سلامت عمومی و سایر متغیرها شامل سن، وضعیت تاهل، وضعیت اشتغال، طول مدت تشخیص بیماری و ابتلا به سایر بیماری ها مشاهده نگردید.نتیجه گیری: با عنایت به این که درصد بالایی از زنان مبتلا به بیماری عروق کرونر دارای مشکل در سلامت عمومی بودند از این رو می بایست ارزیابی روتین سلامت این گروه از بیماران جهت شناسایی افراد در معرض خطر مدنظر قرار گرفته و تیم درمان برنامه های مراقبتی موثری را با هدف ارتقای سلامت عمومی بیماران به ویژه با تحصیلات و وضعیت اقتصادی پایین تر طراحی و اجرا نمایند.

۱۷تاثیر طب فشاری بر شدت درد ناشی از خارج–کردن لوله درناژ قفسه صدری در بیماران تحت جراحی قلب باز در بخش مراقبت های ویژه
اطلاعات انتشار: دانشور، آبان, دوره  ۲۰ , شماره  ۱۰۱، سال
تعداد صفحات: ۱۲

۱۸حمایت اجتماعی و ارتباط آن با امید در مادران کودکان مبتلا به لوسمی
اطلاعات انتشار: باليني پرستاري و مامايي، تابستان, دوره  ۱ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۱۰
زمینه و هدف: امروزه، بیماری لوسمی(leukemia)  شایعترین نئوپلاسم دوران کودکی از یک بیماری کشنده به یک بیماری مزمن تبدیل شده است. لذا تمرکز بر مشکلات ناشی از درمان طولانی مدت در خانواده بخصوص مادران که مراقب اصلی کودک هستند، افزایش یافته است. حمایت اجتماعی و امید در توانایی مادران جهت اداره و مواجهه با تجربه بیماری و سازگاری با تنش موجود نقش مهمی را بازی می کنند. هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط حمایت اجتماعی و امید در مادران کودکان مبتلا به لوسمی می باشد.روش بررسی: در این مطالعه توصیفی، تحلیلی 150 نفر بطور مستمر از میان مادران مراجعه کننده به مرکز خون مرکز آموزشی درمانی حضرت علی اصغر (ع) تهران، در مدت 3 ماه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های حمایت اجتماعی نورتوس (Northouse) و امید میلر (Miller hope scale) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کای اسکوئر، تی مستقل و آنالیز واریانس یک طرفه استفاده شد.یافته ها: میانگین سنی مادران شرکت کننده 33.36 سال و 97.3% آنان متاهل بودند. حدود %50.7 مادران مورد مطالعه از حمایت اجتماعی بالا و %45.3 آنها از امید بالا برخوردار بودند و بین میزان حمایت اجتماعی دریافت شده و میزان امید، همبستگی مثبت معنی دار (P<0.05 و r=%443) وجود داشت.نتیجه گیری: بر مبنای یافته های پژوهش و ارتباط حمایت اجتماعی با امید و با توجه به اهمیت این متغیرها در مادران، بعنوان مهمترین گروه مراقبت دهنده به کودک مبتلا به لوسمی، برنامه ریزی در جهت آموزش و افزایش میزان حمایت اجتماعی و امید در این زنان ضروری بوده که نهایتا می تواند بر کیفیت مراقبت از کودکان مبتلا به لوسمی موثر واقع شود.

۱۹تاثیر بحث گروهی و مشاوره تلفنی بر استرس درک شده مراقبین زن سالمندان مبتلا به آلزایمر
اطلاعات انتشار: باليني پرستاري و مامايي، تابستان, دوره  ۱ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۱۲
زمینه و هدف: مراقبت از بیماران مبتلا به دمانس و بالاخص آلزایمر از آسیب پذیرترین و چالش برانگیزترین نوع مراقبت هاست که مراقبین ممکن است با آن مواجه شده و باعث تجربه استرس زیاد در آنها می گردد. در این میان فقدان آموزشهای لازم نیز مشکلات آنها را دو چندان نموده است. هدف این مطالعه تعیین تاثیر بحث گروهی و مشاوره تلفنی بر استرس درک شده زنان مراقبت کننده از سالمند مبتلا به آلزایمر بوده است.روش بررسی: در این پژوهش تجربی، 150 زن18  تا 60 سال که از وابستگان درجه یک سالمند مبتلا به آلزایمر بوده و مراقبت مستقیم از سالمند مبتلا به آلزایمر را به مدت حداقل 6 ماه به عهده داشتند با روش نمونه گیری مستمر مبتنی بر هدف انتخاب شده و آزمودنی ها با روش تصادفی بلوکه شده به تصادف در دو گروه آزمون و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمون در یک برنامه مداخله ای شامل یک جلسه بحث گروهی، دریافت یک پمفلت آموزشی و دو مشاوره تلفنی شرکت نمودند. 6 هفته پس از مداخله، پس آزمون برای هر دو گروه انجام گرفت. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و استرس درک شده بود. برای مقایسه متغیرها از آزمون های آماری تی زوجی، تی مستقل، کای اسکوئر و آنالیز واریانس یک طرفه استفاده شد.یافته ها: نتایج نشان داد که قبل از بحث گروهی و مشاوره تلفنی %50.7 نمونه ها در گروه آزمون و %57.3 از نمونه ها در گروه کنترل استرس درک شده بالایی داشتند. پس از انجام بحث گروهی و مشاوره تلفنی میانگین استرس درک شده در گروه آزمون از 28.38±8.62 به 5.55±22.45 تقلیل یافت (P<0.001) بین استرس درک شده و متغیرهای وضعیت تحصیلات (P=0.03) و وضعیت اقتصادی (P=0.01) از نظر آماری ارتباط معنی دار وجود داشت.نتیجه گیری: زنان مراقبت کننده از سالمند مبتلا به آلزایمر به عنوان مهم ترین مراقبین غیر رسمی، سطوح استرس بالایی را تجربه می کنند که همین امر سلامت آنها و سالمندان تحت مراقبت ایشان را تحت الشعاع قرار می دهد، لذا لزوم مداخله برای این مراقبین به منظور بهبود وضعیت آنها پیشنهاد می شود.

۲۰پیشگیری از سوء رفتار جنسی: آگاهی، نگرش و عملکرد والدین
اطلاعات انتشار: نشريه پرستاري ايران، شهريور, دوره  ۲۷ , شماره  ۸۹، سال
تعداد صفحات: ۹
زمینه و هدف: سوء رفتار جنسی از مخرب ترین انواع سوء رفتارها است که در دهه اخیر از افزایش قابل توجهی برخوردار بوده است و پیشگیری از آن ضروری می باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین آگاهی، نگرش و عملکرد والدین در رابطه با آموزش پیشگیری از سوء رفتار جنسی به کودکان دبستانی و پیش دبستانی صورت گرفت.روش بررسی: در این مطالعه توصیفی، 536 والد دارای فرزند دبستانی و پیش دبستانی در مدارس شهر اراک، از طریق نمونه گیری خوشه ای به صورت تصادفی انتخاب و وارد مطالعه شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه مشخصات فردی و پرسشنامه سوء رفتار با کودک (CSA) جمع آوری شد. داده ها با استفاده از از نرم افزار آماریSPSS  نسخه 16 و آزمون های آماری توصیفی با ضریب اطمینان 95% مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: نتایج نشان داد که 343 نفر (%66) سطح آگاهی خوب و 177 نفر (%34) از آگاهی ضعیف در مورد پیشگیری از سوء رفتار جنسی در کودکان برخوردار بودند. 383 نفر (%80.63) از والدین سطح نگرش خوب و 92 نفر (%19.37) نگرش ضعیفی نسبت به آموزش پیشگیری از سوء رفتار جنسی داشتند. همچنین 456 نفر (%85.71) از شرکت کنندگان دارای عملکرد خوب و 76 نفر (%14.29) دارای عملکرد ضعیف در زمینه پیشگیری از سوء رفتار جنسی بودند.نتیجه گیری کلی: با توجه به آگاهی ضعیف یک سوم والدین در مورد پیشگیری از سوء رفتار جنسی ارائه راهکارهایی جهت افزایش سطح آگاهی افراد در بالا بردن سطح عملکرد والدین ضروری به نظر می رسد. در مورد پیشگیری از سوء رفتار جنسی حتی در میان والدینی که با کودک خود در رابطه با پیشگیری از سوء رفتار جنسی صحبت کرده اند، تدوین برنامه های آموزش پیشگیری برای آموزش والدین ضروری به نظر می رسد.

۲۱تاثیر آموزش قبل از لقاح بر آگاهی و محور کنترل سلامت زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره قبل از ازدواج درخصوص تغذیه مناسب (با تاکید بر مصرف آهن و اسیدفولیک) ساکن منطقه غرب تهران
نویسنده(ها):
اطلاعات انتشار: پرستاري ايران، سال
تعداد صفحات: ۱۳
زمینه و هدف: دریافت آموزش و مراقبت های قبل از لقاح (preconception care) در خصوص تغذیه سالم یکی از برنامه‌های جامع مراقبتی در بهداشت باروری به حساب می آید. در این میان کم خونی ناشی از فقر آهن و اسید فولیک در زنان، از اختلالات شایع در سطح جهانی است که یکی از علل آن دریافت ناکافی این ریز مغذی ها به دلیل ضعف آگاهی و کنترل درک شده بر رفتارهای بهداشتی می باشد. از آنجا که آموزش یکی از ابعاد ارتقای سلامت و اتخاذ رفتارهای بهداشتی است، لذا هدف از تحقیق حاضر تعیین تاثیر کارگاه آموزشی قبل از لقاح بر آگاهی و محور کنترل سلامت در خصوص تغذیه مناسب (با تاکید بر مصرف آهن و اسید فولیک) در زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره قبل از ازدواج بوده است. روش بررسی: پژوهش حاضر یک کارآزمایی تصادفی کنترل شده در عرصه، به صورت دو گروهی می باشد. جامعه پژوهش، شامل کلیه زنان در سنین باروری بوده که به مراکز مشاوره قبل از ازدواج مراجعه نموده و قصد باردار شدن در دو سال پس از ازدواج را داشته‌اند. در این مطالعه، نمونه گیری به صورت مستمر بوده و واحدهای مورد پژوهش از طریق گمارش تصادفی بدو گروه آزمون و کنترل تقسیم شدند. تعداد نمونه های پژوهش در تحقیق حاضر 104 نفر بود که طبق معیارهای خروج از مطالعه به 99 نفر رسید. ابزار گرداوری داده‌ها پرسشنامه بود که توسط واحدهای مورد پژوهش در قبل و بعد از مداخله در دو نوبت تکمیل شد. یافته ها: آزمون تی، نشان داد که پس از مداخله آموزشی در برخی شاخص های تعیین کننده رفتار تغذیه ای زنان تغییر مثبت وجود داشته به طوری که افزایش معنی دار آماری در متغیر آگاهی (001\0 P?) و محور درونی کنترل سلامت (04\0P=) در گروه آزمون، نسبت به گروه کنترل (پس از مداخله) مشاهده گردید. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها و اثر بخشی مداخله آموزشی بر شاخص های مرتبط با رفتار تغذیه ای (آگاهی و محور درونی کنترل سلامت)، اجرای این‌گونه مداخلات برای گروه های هدف در مراکز مشاوره قبل از ازدواج توصیه می شود.

۲۲کیفیت زندگی سالمندان مبتلا به دیابت و ارتباط آن با هوش هیجانی
اطلاعات انتشار: مجله روانپزشكي و روانشناسي باليني ايران (انديشه و رفتار)، پاييز, دوره  ۲۱ , شماره  ۳، سال
تعداد صفحات: ۱۰
هدف: این پژوهش با هدف بررسی کیفیت زندگی سالمندان مبتلا به دیابت و ارتباط آن با هوش هیجانی انجام شد. روش: این پژوهش یک مطالعه مقطعی از نوع همبستگی– توصیفی است که بر روی 85 سالمند مبتلا به دیابت مراجعه کننده به کلینیک دیابت بیمارستان شریعتی تهران انجام شد. برای بررسی کیفیت زندگی از پرسش نامه کیفیت زندگی سالمندان لیپاد و برای سنجش میزان هوش هیجانی از پرسش نامه هوش هیجانی شرینک استفاده شد. داده های به دست آمده توسط نرم افزار SPSS– 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان دادند که میانگین نمره کلی کیفیت زندگی و هوش هیجانی سالمندان مبتلا به دیابت، در حد متوسط به بالا هستند. کیفیت زندگی سالمندان مرد نسبت به سالمندان زن و هم چنین هوش هیجانی سالمندان مرد نسبت به سالمندان زن در سطح بالاتری قرار داشت. کیفیت زندگی با سطح تحصیلات، وضعیت تاهل و مسکن رابطه معناداری داشت (p<0.05)، ولی بین کیفیت زندگی با سن و وضعیت اقتصادی، رابطه معناداری وجود نداشت (p>0.05) اما بین هوش هیجانی با سن و وضعیت اقتصادی رابطه معناداری وجود نداشت (p>0.05). به طور کلی نتایج نشان داد که بین هوش هیجانی و کیفیت زندگی سالمندان مبتلا به دیابت (p<0.01 و r=0.536) همبستگی مثبت وجود دارد.نتیجه گیری: با توجه به ارتباط معنادار بین هوش هیجانی و کیفیت زندگی سالمندان مبتلا به دیابت، در صورت تمرکز و برنامه ریزی بر هوش هیجانی و ابعاد آن در سالمندان مبتلا به دیابت، می توان بستر مناسبی برای ارتقای کیفیت زندگی آنها فراهم نمود.



۲۵نهادینه کردن آموزش سلامت به بیماران در مراقبت‌های بالینی: یک اقدام پژوهی
اطلاعات انتشار: Behbood journal، سال
تعداد صفحات: ۱۰
زمینه: با وجود دانش کافی درباره تاثیر آموزش بیمار، این عملکردتاکنون درموقعیت‌های بیمارستانی نهادینه نشده است. به منظور استقرار پایدار آموزش بیمار در مراقبت بالینی، یک اقدام پژوهی طی سال‌های 90–1389 در یک بیمارستان دانشگاهی در شهر اراک صورت گرفت. این مقاله بخشی از تجربیات و دانش حاصل از چرخه دوم این اقدام‌پژوهی شامل مراحل عمل و بازاندیشی بر عمل را به اشتراک می‌گذارد. روش‌ها: این مطالعه با روش باهم– پژوهی به‌عنوان شکلی از اقدام‌پژوهی صورت گرفت و درآن یک سرپرستار، ده پرستار بخش و یک عضو هییت علمی پرستاری در جهت تغییر عملکرد آموزش به بیمار\خانواده در بخش مشارکت داشتند. در مرحله عمل، آموزش شفاهی و کتبی بیماران و خانواده‌ها در طی دوران بستری و ترخیص صورت گرفت. در مرحله بازاندیشی، اقدامات انجام‌شده به روش بحث گروهی متمرکز مورد نقد قرار گرفت. تحلیل محتوای کیفی به‌منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها به‌کار گرفته شد. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که در دوره اقدام پژوهی حرکت به سوی نهادینه شدن آموزش بیمار در مراقبت بالینی آغاز شده است. یادگیری پرستاران در عمل، رهبری سرپرستار، دریافت بازخوردهای تقویت‌کننده و بهبود ارتباط با بیماران بر موفقیت آمیز بودن فرایند تغییر دلالت داشت. محدودیت‌های محیط عملکرد، حمایت نشدن از سوی مدیران پرستاری و نیاز به کسب خبرگی در آموزش دادن به‌عنوان چالش‌های تداوم تغییر، پیش روی شرکت‌کنندگان قرار داشت. نتیجه‌گیری: مشارکت جمعی پرستاران، شروع حرکت به‌سوی تغییر عملکرد آموزش بیمار را میسر ساخت. تداوم آموزش بیمار در بالین به غلبه بر چالش‌های مرتبط با حمایت ناکافی از سوی مدیران پرستاری و محدودیت‌های محیطی نیاز دارد
نمایش نتایج ۱ تا ۲۵ از میان ۳۰ نتیجه