توجه: محتویات این صفحه به صورت خودکار پردازش شده و مقاله‌های نویسندگانی با تشابه اسمی، همگی در بخش یکسان نمایش داده می‌شوند.
۱تاثیر جاده سازی بر تخریب جنگل های منطقه بازیافت
اطلاعات انتشار: تحقيقات جنگل و صنوبر ايران، پاييز, دوره  ۱۴ , شماره  ۳ (پياپي ۲۵)، سال
تعداد صفحات: ۱۶
راه های ارتباطی و جاده ها به عنوان شاهرگ های حیاتی یک جامعه محسوب می گردند. به طوری که در صورت عدم توسعه و گسترش آن ها، ‌حیات و توسعه اقتصادی و اجتماعی جامعه مختل خواهد شد، ولی از طرف دیگر جاده سازی به عنوان یکی از عوامل تخریب عرصه های منابع طبیعی به شمار می آید، به گونه ای که امروزه این موضوع به عنوان یکی از معضلات اساسی حوضه های آبخیز مطرح می باشد. به منظور تعیین میزان تخریب عرصه منابع طبیعی در اثر جاده سازی و نشان دادن اهمیت موضوع، حوضه آبخیز بازبافت در استان چهارمحال و بختیاری انتخاب و مساحت اراضی تخریب شده در اثر این فعالیت در آن اندازه گیری شد. برای این منظور طول کلیه جاده های موجود در این منطقه که در راستای اهداف گوناگون ساخته شده اند برداشت و همچنین عرض اراضی تخریب شده در طول مسیر در فواصل یک کیلومتری با استفاده از متر اندازه گیری گردید. با محاسبه حریم استاندارد جاده های اصلی و فرعی، میزان تخریب ناشی از ایجاد جاده شامل تخریب غیر قابل اجتناب و تخریب مازاد با توجه به عرض حریم استاندارد و حریم فعلی حاصل از ایجاد جاده محاسبه گردید. همچنین نقشه جاده های موجود با شیب، جهت جغرافیایی، مناطق لغزش یافته، تشکیلات زمین شناسی و پوشش جنگلی منطقه تلفیق و اطلاعات لازم استخراج شد. بر اساس نتایج بدست آمده در مجموع 661.08 هکتار از عرصه منابع طبیعی در این حوضه در اثر جاده سازی تخریب گردیده است که از این مقدار ۴۲۰.۱۹ هکتار جنگل، 198.97 هکتار مرتع و 41.92 هکتار آن را اراضی کشاورزی تشکیل می دهند. در مجموع 101 مورد لغزش در جاده های اصلی و فرعی به وقوع پیوسته است. به عبارت دیگر 3.8 درصد طول جاده ها به میزان 6735 متر در اثر لغزش حرکت نموده است که در این میان سهم جاده های اصلی 4720 متر (معادل 4.4 درصد طول جاده) و سهم جاده های فرعی 2015 متر (برابر با 2.9 درصد طول این نوع جاده ها) بوده است. بیشترین لغزش در جهت غربی به تعداد 51 مورد و کمترین در جهت شمالی به تعداد 9 مورد به وقوع پیوسته است.

۲تعیین مهمترین ویژگیهای شکل شناسی خندقها در طبقه بندی مورفوکلیماتیک مناطق تحت تاثیر فرسایش خندقی (مطالعه موردی استان چهارمحال و بختیاری)
اطلاعات انتشار: پژوهش و سازندگي، زمستان, دوره  ۲۰ , شماره  ۴ (پي آيند ۷۷) در منابع طبيعي، سال
تعداد صفحات: ۹
فرسایش خندقی یکی از انواع فرسایش آبی است که موجب تخریب اراضی و بر هم خوردن تعادل در پهنه های منابع طبیعی و اراضی کشاورزی می شود. از آنجا که شکل خندق حاصل عملکرد فرآیندهای ایجادکننده آن است، لذا درک شکل شناسی خندقها، از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. در این تحقیق سعی شده مهم ترین ویژگیهای شکل شناسی خندقها به منظور طبقه بندی مورفوکلیماتیک مناطق تحت تاثیر فرسایش خندقی در استان چهارمحال و بختیاری ارایه شود. برای این منظور، در هر یک از اقالیم تحت تاثیر فرسایش خندقی دو منطقه با مساحت حداقل 500 هکتار و از هر منطقه، سه خندق معرف انتخاب و خصوصیات مختلف شکل شناسی آنها اندازه گیری گردید. مناطق خندقی شده با استفاده از تحلیل خوشه ای مورد طبقه بندی قرار گرفت. به منظور تعیین مهم ترین متغیرهای موثر در طبقه بندی، تجزیه واریانس و مقایسه میانگین ها در گروه های مختلف انجام شد. نتایج حاصل نشان داد که مناطق تحت تاثیر فرسایش خندقی با مساحتی بالغ بر 245.2 کیلومتر مربع با سطح تشابه 70.04 درصد به سه گروه قابل تقسیم می باشد که بیشترین میزان تشابه در آنها به 94.12 درصد می رسد. گروه های سه گانه از نظر متغیرهای بارش سالانه، ارتفاع منطقه از سطح دریا و طول خندق در سطح احتمال 1 درصد و از لحاظ متغیرهای مساحت منطقه خندقی شده و عرض بالای خندق در مقطع 50 درصد طول در سطح احتمال 5 درصد دارای تفاوت معنی دار بوده و سایر متغیرها نقش موثری در طبقه بندی مناطق و تفکیک گروه ها نداشته اند. استفاده از اراض در اطراف خندقها غالبا به صورت مرتع و زراعت دیم می باشد. جمع بندی حاصل از انجام این تحقیق بیانگر این است که از بین کلیه ویژگی های شکل شناسی خندقها، دو متغیر طول خندق و عرض بالای خندق در مقطع 50 درصد طول، در طبقه بندی مورفوکلیماتیک خندقها بیشترین نقش را ایفا نموده اند.

۳تاثیر خاکورزی بر فاکتورهای فیزیکی موثر بر رشد گیاه با استفاده از شاخص LLWR
اطلاعات انتشار: پژوهش هاي خاك (علوم خاك و آب)، , دوره  ۲۶ , شماره  ۳ الف، سال
تعداد صفحات: ۸
رشد گیاه بطور مستقیم تحت تاثیر رطوبت خاک، تهویه و مقاومت مکانیکی خاک در برابر نفوذ ریشه قرار دارد. دامنه رطوبتی با کمترین محدودیت (LLWR) دامنه ای از رطوبت خاک است که در آن رشد گیاه در ارتباط با مکش ماتریک، تهویه و مقاومت مکانیکی خاک با کمترین محدودیت روبرو است. در این پژوهش اثر خاکورزی بر فاکتورهای فیزیکی کنترل کننده رشد گیاه در قالب شاخص LLWR بررسی گردید. با استفاده از استوانه های فلزی تعداد شصت نمونه خاک دست نخورده از دو قطعه زمین کشاورزی مجاور هم، یکی با سیستم خاکورزی مرسوم و دیگری با سیستم بدون خاکورزی (به مدت 2 سال) جمع آوری شده و منحنی رطوبتی، منحنی مقاومت و وزن مخصوص ظاهری نمونه های خاک اندازه گیری گردید. نتایج نشان داد که مقدار LLWR در سیستم خاکورزی مرسوم به طور معنی دار بیشتر بود (P<0.01). در سیستم بدون خاکورزی در 63% نمونه ها ɵSR (رطوبت معادل مقاومت فروروی 2 مگاپاسکال) به عنوان حد پایینی LLWR جایگزین ɵPWP (رطوبت در نقطه پژمردگی) گردید. در حالیکه این رقم در خاکورزی مرسوم 53% بود. مقدار شاخص LLWR در هر دو سیستم خاکورزی با افزایش وزن مخصوص ظاهری تا یک حد مشخص، ابتدا روند صعودی داشته و از آن به بعد کاهش یافته است.

۴بررسی خصوصیات مورفوکلیماتیک خندق ها به منظور طبقه بندی مناطق خندقی در استان چهارمحال و بختیاری
اطلاعات انتشار: مهندسي و مديريت آبخيز، , دوره  ۳ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۹
انجام تحقیقات کاربردی در راستای جلوگیری از وقوع فرسایش خندقی و نحوه گسترش و کنترل آن، نیازمند اطلاعات پایه درباره انواع خندق ها و ویژگی های شکل شناسی است. هدف از انجام این تحقیق، طبقه بندی مناطق تحت تاثیر فرسایش خندقی در استان چهارمحال و بختیاری بر اساس خصوصیات مورفوکلیماتیک بوده است. برای این منظور، در هر یک از اقلیم های تحت تاثیر فرسایش خندقی دو منطقه، با مساحت کمینه 500 هکتار و در هر منطقه، سه خندق معرف انتخاب و ویژگی های مورفومتریک آن ها اندازه گیری شد. طبقه بندی مناطق خندقی با استفاده از تحلیل خوشه ای و بر مبنای تشابه بین خصوصیات کمی اندازه گیری شده انجام گرفت.نتایج حاصل نشان داد که مناطق تحت تاثیر فرسایش خندقی در استان چهارمحال و بختیاری بر اساس خصوصیات مورفوکلیماتیک، با سطح تشابه 70.04 درصد به سه گروه قابل تقسیم است که بیش ترین میزان تشابه در آن ها به 94.12 درصد می رسد. بررسی تجزیه واریانس متغیرهای اندازه گیری شده در گروه ها و مقایسه میانگین گروه ها نشان داد که متغیرهای بارش سالانه، ارتفاع منطقه از سطح دریا، طول خندق، مساحت منطقه خندقی و عرض بالای خندق در مقطع 50 درصد، مهم ترین عوامل اصلی در تفکیک گروه ها بوده اند. بنابراین دریک جمع بندی کلی می توان گفت که از بین کلیه ویژگی های مورفومتریک خندق ها، دو متغیر طول خندق و عرض بالای آن، در طبقه بندی مورفوکلیماتیک خندق ها نقش اساسی تری داشته است.

۵رویکرد سیستم های استحصال آب باران در توسعه پایدار کشاورزی
اطلاعات انتشار: نهمین همایش ملی علوم و مهندسی آبخیزداری ایران، سال
تعداد صفحات: ۱۲
بخش کشاورزی و منابع طبیعی به عنوان بزرگترین ارکان تولید و اشتغال نقش مهمی درددسترسی به اهداف توسعه درکشورایفا می کند رشدفزاینده جمعیت و نیازروزافزون به جایگزینی و توسعه منابع جدید آب و غذا و همچنین دستیابی به خودکفایی درمحصولات استراتژیک ازاهداف مهم دولت به شمار می رود بررسی های انجام شده نشان میدهد که بخش عمده ای ازسطح کشور درمحدوده مناطق خشک و نیمه خشک قرارگرفته است مقادیرناچیز بارندگی درچنین مناطقی همراه با پراکنش نامناسب آن موجب گشته تا وقوع خشکسالی ها و کمبود آب مانع اصلی توسعه قلمداد شود دراین شرایط عدم برخورداری ساکنین ابخیزها ازروشهای علمی و عملی درمدیریت بهینه و بهره برداری مناسب ازریزشهای جوی ازعوامل اصلی کاهش تولیدات گیاهی تشدید فرسایش و هدررفت آب حاصل ازبارش می باشد این مقاله که حاصل اجرای چندین پروژه تحقیقاتی دراستان های کشور است درپی ارایه راه کارهای مطمئن درتوسعه باغات و مدیریت اراضی دیم درحوزه های ابخیز می باشد تحقیقات انجام شده درزمینهه استفاده ازسطوح عایق دربهبود راندمان سامان های سطوح ابگیر نتایج ارزشمندی را به همراه داشته است مقایسه تیمارها ازطریق امار توصیفی تاثیر قابل توجه تیمار یادشده را درسطح 99 درصد نشان میدهد نتایج تحقیق حاضر به عنوان راهکاری موثر درتوسعه باغات دیم و استفاده بهینه ازمنابع آب و خاک قابل توصیه بوده و نقش مهمی دربهبود اقتصادمعیشتی آبخیزنشینان و مدیریت حوضه های آبخیز ایفا خواهد نمود

۶تعیین مهمترین ویژگی های شکل شناسی خندق ها در طبقه بندی مورفوکلیماتیک مناطق تحت تاثیر فرسایش خندقی (مطالعه موردی استان چهار محال و بختیاری)
اطلاعات انتشار: پژوهش و سازندگي، سال
تعداد صفحات: ۹

۷استحصال آب با استفاده از سطوح عایق در شرایط بحران آب در منطقه زاگرس
نویسنده(ها):
اطلاعات انتشار: کنفرانس ملی مخاطرات محیط زیست زاگرس، سال
تعداد صفحات: ۸
گستره وسیع مناطق خشک و نیمه خشک کشور نشان می دهد که 90 درصد از وسعت سرزمین ایران تحت پوشش این مناطق قرار دارند. مقادیر ناچیز بارندگی و پراکنش نامناسب آن در چنین مناطقی به همراه وقوع خشکسالی ها و کمبود آب، باعث برداشت بیش از اندازه از منابع آب سطحی و زیرزمینی و در نتیجه افت سطح آب و در بسیاری از موارد تخریب محیط زیست شده است. در این شرایط عدم برخورداری ساکنین آبخیزها از روش های علمی و عملی در بهره برداری مناسب از ریزش های جوی، از عوامل اصلی کاهش تولیدات گیاهی، تشدید فرسایش خاک، هدر رفت آب حاصل از بارش، فقر و مهاجرت روستائیان به حساب می آید. پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر سامانه های سطوح آبگیر باران در تأمین آب باغات در اراضی شیبدار در شرایط بحران آب در راستای کاهش فشار بر روی منابع آب سطحی و زیرزمینی و حفظ محیط زیست در استان چهارمحال و بختیاری به مدت 5 سال به اجرا در آمده است. برای انجام این پژوهش، سه تیمار سامانه آبگیر شامل: شاهد(زمین دست نخورده)، سامانه عایق با فیلتر سنگریزه ای و سامانه عایق بدون فیلتر سنگریزه ای و سه رقم بادام(ربیع، مامایی و شاهرود 21) در 5 تکرار به کار برده شد. بر این اساس با استفاده از روش های ذخیره رطوبت خاک زیر سطحی، اقدام به کاشت نهال بادام در عرصه ای با شیب 20 % گردید. نتایج مقایسه شاخص های گیاهی نشان داد که میانگین قطر یقه، ارتفاع درخت، سطح تاج و پوشش و درصد زنده مانی در تیمار شاهد از بقیه تیمارها کمتر و به ترتیب در تیمارهای عایق بدون فیلتر و عایق با فیلتر افزایش پیدا می کند. متوسط حجم رواناب سالانه تولید شده از هر متر مربع سطح عایق پلاستیکی، 67 لیتر می باشد. این یافته نشان می دهد که استفاده از سطوح عایق می تواند نقش مهمی در استحصال آب باران و جمع آوری حجم آب کافی در راستای اهداف مختلف آبخیزداری در شرایط خشکسالی و بحران آب و کاهش فشار بر روی منابع آب سطحی و زیرزمینی و جلوگیری از تخریب محیط زیست ایفا نماید.

۸بررسی اثرات بهره برداری های بی رویه از شن و ماسه بستر رودخانه ها در تخریب محیط زیست
اطلاعات انتشار: کنفرانس ملی مخاطرات محیط زیست زاگرس، سال
تعداد صفحات: ۸
امروزه محیط زیست به ویژه رودخانه ها جدا از تغییرات طبیعی خود، تحت تأثیر دخالتهای نادرست انسان در معرض دگرگونی های زیادی قرار دارند. یکی از این دخالت ها که در جهت تهیه مواد اولیه برای پروژه های توسعه ای و فعالیتهای پردامنه دامنه ساختمانی وعمرانی انجام میشود.بهره برداری بی رویه و غیر اصولی از شن وماسه بستر رودخانه ها می باشد. در نتیجه رودخانه ها که یکی از مهمترین اکوسیستم های بیوسفر محسوب می شوند روز به روز صدمات بیشتر دیده و مطلوبیت زیستگاهی خود را از دست می دهند.بهره برداری از شن وماسه همواره پیامدهای زیست محیطی فراوانی را به طور مستقیم یا غیر مستقیم به دنبال خود دارد اما همیشه بی درنگ و به آسانی خود را هویدا نمی سازد. مهمترین پیامد ناشی از عملیات بلند مدت استخراج شن وماسه ،تخریب اکوسیستم رودخانه میباشد.مقاله حاضر پیامدهای زیست محیطی ناشی از بهره برداری بی رویه از شن و ماسه بستر رودخانه ها را که به عنوان مواد اولیه در پروژه های عمرانی و توسعه ای مورد استفاده قرار میگیرند،مورد بررسی قرار می دهد. مهمترین این پیامدها عبارتند از: محروم شدن آبزیان از تولیدمثل طبیعی در اثر تخریب تخم ریزگاههای آنها ،؛ تخریب اجتماعات گیاهی و جانوری ؛ کاهش کیفیت آب رودخانه ،فرسایش بستر و کناره رودخانه ها،افزایش غلظت مواد رسوبی،در اب رود خانه که سبب اختلال در حیات آبزیان می گردد.کاهش فعالیت های صید و صیادی ،وارد شدن گونه های مهاجم و غیر بومی،کاهش ظرفیت خودپالایی رودخانه،شور شدن سفره های آب شیرین در اثر نفوذ آب شور به آن،کاهش مهاجرت پرندگان به رودخانه در اثر افزایش صداهای مکانیکی،کاهش زیبایی شناسی،ارزش تفرجگاهی،وتوریستی چشم انداز رودخانه و غیره.

۹شبیه سازی سیلاب با استفاده از مدل های آبنمود واحد لحظه ای تبدیل لاپلاس و H2U–Nash (مطالعه موردی: حوزه آبخیز جونقان)
اطلاعات انتشار: علوم آب و خاك (علوم و فنون كشاورزي و منابع طبيعي)، بهار, دوره  ۱۹ , شماره  ۷۱، سال
تعداد صفحات: ۸

۱۰بررسی میزان آب قابل استحصال از سامانه های سطوح آبگیر باران جهت کشت درختان مثمر در اراضی شیبدار در شرایط بحران آب
نویسنده(ها):
اطلاعات انتشار: دومین همایش ملی بحران آب (تغییر اقلیم، آب و محیط زیست)، سال
تعداد صفحات: ۶
به منظور بررسی میزان آب قابل استحصال از سامانه های سطوح آبگیر باران جهت کشت درختان مثمر در اراضی شیبدار، تحقیق حاضر در استان چهارمحال و بختیاری به اجرا در آمده است . برای انجام پژوهش مذکور تعداد ۹ سامانه ی آبگیر مستطیلی شکل به مساحت ۱۲ متر مربع با سه تیمار سطح عایق، سطح لخت(جمع آوری سنگریزه و پوشش گیاهی سطح سامانه) و شاهد(پوشش طبیعی زمین) در ۳ تکرار، بر روی دامنه ای با شیب ۲۰ درصد احداث گردید. حجم آب جمع آوری شده از هر سامانه، بعد از هر واقعه بارش اندازه گیری گردید. نتایج مقایسه میانگین تیمارها در طی ۲۵ واقعه بارش منجر به تولید رواناب در طی سال آبی 92–1391 نشان داد که تیمار عایق دارای بیشترین میانگین تولید رواناب بوده است، به طوری که از هر متر مربع سطح عایق در شرایط اقلیمی منطقه(میانگین بارش سالیانه حدود ٣٠٠ میلیمتر) ، می توان ٢٠٠ لیتر آب استحصال نمود. تحلیل آماری نتایج، حاکی از اختلاف کاملاً معنی دار تیمار عایق می باشد(P<0\01) میانگین ضریب رواناب در تیمار عایق ۶۸ درصد محاسبه گردید. بر این اساس استفاده از سطوح عایق با هدف استحصال آب باران در جهت تأمین قسمتی از آب مورد نیاز د رختان مثمر در اراضی شیب دار توصیه می گردد.

۱۱تخریب مناطق اکوتوریستی در اثر جاده سازی (مطالعه موردی: منطقه بازفت استان چهارمحال و بختیاری)
نویسنده(ها):
اطلاعات انتشار: اولین همایش ملی گردشگری، جغرافیا و محیط زیست پاک، سال
تعداد صفحات: ۹
امروزه ترویج اکوتوریسم و استفاده اقتصادی از مناطق با چشم انداز زیبا، تبادل فرهنگی و اجتماعی و بهره برداری علمی وآگاهانه از مناطق طبیعی در کنار حفظ ذخایر ژنتیکی و اکوسیستم، یکی از برنامه های مهم و اولویت دار جوامع پیشرفتهبشری محسوب می شود. همچنین اگرچه گسترش جاده ها و راه های ارتباطی جزو اساسی ترین امکانات برای دستیابی بهمناطق طبیعی پرجاذبه می باشد، اما جاده سازی غیر اصولی، به عنوان یکی از مهمترین عوامل تخریب حوضه های آبخیز ومناطق بکر با چشم انداز زیبا به شمار می رود. در این مقاله به منظور تعیین میزان تخریب مناطق اکوتوریستی در اثر جادهسازی غیر اصولی و نشان دادن اهمیت موضوع، حوضه آبخیز بازفت که دارای قابلیت های اکوتوریستی بسیار بالایی دراستان چهارمحال و بختیاری می باشد انتخاب و مساحت اراضی تخریب شده در آن محاسبه گردید. برای انجام این کار، طولکلیه جاده های موجود در منطقه که در راستای اهداف گوناگون احداث شده اند برداشت و همچنین عرض جاده ها در طولمسیر در فواصل یک کیلومتری با استفاده از متر اندازه گیری شد و مساحت مناطق تخریب یافته بر آورد گردید. نتایج نشان داد که در جریان 346\5 کیلومتر جاده سازی در محدوده مورد مطالعه، در مجموع 661\08 هکتار از عرصه منابع طبیعی در این منطقه اکوتوریستی در اثر جاده سازی تخریب گردیده است که از این مقدار، 420\19 هکتار جنگل، 198\97 هکتار مربع و 41\92 هکتار آن را اراضی کشاورزی تشکیل می دهند. همچنین با توجه به بررسی های انجام گرفته، در مجموع 101 مورد حرکت توده ای (زمین لغزش) در اثر جاده سازی غیر اصولی در منطقه به وقوع پیوسته است که میزان تخریب اکوسیستم را دوچندان نموده و سبب ایجاد چشم اندازهای دلخراش شده است. این حجم وسیع تخریب نشان دهنده عدم رعایت اصول صحیح جاده سازی مبتنی بر اصول زیست محیطی و حریم مناطق اکوتوریستی می باشد.

۱۲بررسی نقش سطوح عایق در جمع آوری آب باران با هدف تامین آب باغات دامنه ای در حوزه های آبخیز
اطلاعات انتشار: آبخيزداري ايران، سال
تعداد صفحات: ۴
تحقیق حاضر در استان چهارمحال و بختیاری با هدف بررسی تاثیر به کارگیری روش‌های مختلف مدیریتی در بستر سامانه‌های سطوح آبگیر جهت بهینه‌سازی تولید رواناب به اجرا در آمده است. برای این منظور تعداد نه سامانه ی آبگیر مستطیلی شکل به ابعاد سه در چهار متر با سه تیمار عایق، جمع‌آوری پوشش سطحی سامانه و شاهد(پوشش طبیعی زمین)، بر روی دامنه ای با شیب 20 درصد احداث گردید. در پایین دست هر سامانه، یک مخزن جهت جمع آوری و ذخیره رواناب ها تعبیه شد. اطلاعات بارش از طریق باران نگار و حجم آب جمع آوری شده در داخل هر مخزن، بعد از هر واقعه بارش اندازه گیری گردید. نتایج مقایسه میانگین تیمارها نشان داد که تیمار عایق دارای بیشترین میانگین تولید رواناب بوده به طوری که میانگین رواناب در این تیمار، حدود پنج برابر تیمار جمع آوری پوشش سطحی و 5\17 برابر مقدار اندازه گیری شده در تیمار شاهد(زمین دست نخورده) می باشد. تحلیل آماری نتایج با استفاده از نرم افزار SAS، حاکی از اختلاف کاملاً معنی دار تیمار عایق می باشد (01\0P ). میانگین ضریب رواناب در تیمار عایق، 3\64 درصد محاسبه شده است. بر این اساس استفاده از سطوح عایق با هدف استحصال آب باران در جهت تامین آب باغات دامنه ای در اراضی شیب دار کم بازده توصیه می گردد

۱۳تاثیر جاده سازی و تخریب جنگل های منطقه بازیافت
نویسنده(ها):
اطلاعات انتشار: تحقيقات جنگل و صنوبر ايران، سال
تعداد صفحات: ۱۶

۱۴تاثیر جاده سازی بر تخریب جنگل های منطقه بازفت
اطلاعات انتشار: فصلنامه تحقيقات جنگل و صنوبر ايران، چهاردهم،شماره۳(پياپي ۲۵)، پائیز، سال
تعداد صفحات: ۳۰
راه های ارتباطی و جاده ها به عنوان شاهرگ های حیاتی یک جامعه محسوب می گردند. به طوری که در صورت عدم توسعه و گسترش آن ها، حیات و توسعه اقتصادی و اجتماعی جامعه مختل خواهد شد، ولی از طرف دیگر جاده سازی به عنوان یکی از عوامل تخریب عرصه های منابع طبیعی به شمار می آید، به گونه ای که امروزه این موضوع به عنوان یکی از معضلات اساسی حوضه های آبخیز مطرح می باشد. به منظور تعیین میزان تخریب عرصه منابع طبیعی در اثر جاده سازی و نشان دادن اهمیت موضوع، حوضه آبخیز بازفت در استان چهارمحال و بختیاری انتخاب و مساحت اراضی تخریب شده در اثر این فعالیت در آن اندازه گیری شد. برای این منظور طول کلیه جاده های موجود در این منطقه که در راستای اهداف گوناگون ساخته شده اند برداشت و همچنین عرض اراضی تخریب شده در طول مسیر در فواصل یک کیلومتری با استفاده از متر اندازه گیری گردید. با محاسبه حریم استاندارد جاده های اصلی و فرعی، میزان تخریب ناشی از ایجاد جاده شامل تخریب غیر قابل اجتناب و تخریب مازاد با توجه به عرض حریم استاندارد و حریم فعلی حاصل از ایجاد جاده محاسبه گردید. همچنین نقشه جاده های موجود با شیب، جهت جغرافیایی، مناطق لغزش یافته، تشکیلات زمین شناسی و پوشش جنگلی منطقه تلفیق و اطلاعات لازم استخراج شد. بر اساس نتایج بدست آمده در مجموع 08\661 هکتار از عرصه منابع طبیعی در این حوضه در اثر جاده سازی تخریب گردیده است که از این مقدار، 19\420 هکتار جنگل، 97\198 هکتار مرتع و 92\41 هکتار آن را اراضی کشاورزی تشکیل می دهند. در مجموع 101 مورد لغزش در جاده های اصلی و فرعی به وقوع پیوسته است، به عبارت دیگر 8\3 درصد طول جاده ها به میزان 6735 متر در اثر لغزش حرکت نموده است که در این میان سهم جاده های اصلی 4720 متر (معادل 4\4 درصد طول جاده) و سهم جاده های فرعی 2015 متر (برابر با 9\2 درصد طول این نوع جاده ها) بوده است. بیشترین لغزش در جهت غربی به تعداد 51 مورد و کمترین در جهت شمالی به تعداد 9 مورد به وقوع پیوسته است.

۱۵مقایسه میزان تلفات خاک تحت مدیریت چرای شدید و کشت دیم در حوزه آبخیز گرگک، کارون شمالی
اطلاعات انتشار: مجله مهندسي و مديريت آبخيز، سوم،شماره۲، ، سال
تعداد صفحات: ۹
یکی از عوامل اصلی تشدید کننده فرسایش خاک در حوزه های آبخیز، عدم مدیریت اراضی از جمله چرای شدید و تبدیل اراضی مرتعی به زراعی دیم است که متاسفانه این موضوع در مورد حوزه کارون نیز صدق می کند. لذا به منظور بررسی تاثیر نوع کاربری اراضی بر هدررفت خاک، اقدام به بررسی و تعیین میزان تلفات خاک تحت دو نوع مدیریت چرای شدید و زراعت دیم، در حوزه آبخیز رودخانه گرگک واقع در حوزه آبخیز شمالی رودخانه کارون (در محدوده استان چهارمحال و بختیاری) گردید. در این تحقیق با بهره گیری از یک دستگاه باران ساز، در پنج نقطه از حوزه آبخیز مزبور، تعداد 180 واقعه باران مصنوعی با شدت 40 میلی متر در ساعت و تداوم 30 دقیقه ایجاد و میزان تلفات خاک ناشی از هر بارش در دو نوع مدیریت کشت دیم و چرای شدید در شرایط رطوبتی هوای خشک و مرطوب (ظرفیت زراعی) و در سه طبقه شیب (10 تا20، 20 تا30 و 30 تا40 درصد) اندازه گیری شد. نتایج حاکی از آن است که نسبت میزان تلفات خاک در اراضی تحت چرای شدید به اراضی تحت کشت دیم در شرایط رطوبتی هوای خشک، 6\45 و در حالت مرطوب برابر با 33\2 بوده است. در شیب های مختلف نیز مقدار تلفات خاک در مدیریت چرای شدید بیش از اراضی تحت زراعت دیم مشاهده گردید به نحوی که این نسبت در طبقه های شیب 10 تا20، 20 تا 30 و 30 تا 40 درصد به ترتیب 77\4، 19\5 و 34\2 بوده است. در مجموع مقدار تلفات خاک در اراضی تحت مدیریت چرای شدید 38\3 برابر تلفات خاک در مدیریت کشت دیم بوده است.
نمایش نتایج ۱ تا ۱۵ از میان ۱۵ نتیجه