توجه: محتویات این صفحه به صورت خودکار پردازش شده و مقاله‌های نویسندگانی با تشابه اسمی، همگی در بخش یکسان نمایش داده می‌شوند.
۱ابهاماتی چند در فلسفه اصالت وجود و اعتباری بودن ماهیت
نویسنده(ها):
اطلاعات انتشار: خ‍ردن‍ام‍ه‌ ص‍درا، سال
تعداد صفحات: ۱۳

۲معنای انتساب در اندیشه دوانی با مرور کوتاهی برهستی شناسی ارسطو و ملاصدرا
نویسنده(ها):
اطلاعات انتشار: خ‍ردن‍ام‍ه‌ ص‍درا، سال
تعداد صفحات: ۱۵

۳تعلیمات ta mathematica افلاطون و ارتباط آن با حیات عالم
نویسنده(ها):
اطلاعات انتشار: Journal of Faculty of Letters and Humanities، سال
تعداد صفحات: ۱۵

۴ادراک نفس نسبت به جزییات محسوس و تجرد ادراک
نویسنده(ها):
اطلاعات انتشار: خ‍ردن‍ام‍ه‌ ص‍درا، سال
تعداد صفحات: ۱۳

۵موضوع فلسفه اولی نزد ارسطو وابن سینا
نویسنده(ها):
اطلاعات انتشار: حكمت سينوي، سال
تعداد صفحات: ۲۳

۶ارزیابی آرا برخی حکیمان درباب صدور یا جعل
نویسنده(ها):
اطلاعات انتشار: حكمت و فلسفه، سال
تعداد صفحات: ۳۰
در این مقاله آرا متفکرانی که هرکدام بنوبه خود می‌تواند نماینده وحتی گاه موسس مکتب خاصی قلمداد شود، در زمینه جعل و صدور مورد ارزیابی قرار گرفته است. در آغاز به نظر می‌رسد که باید بتوانیم در یک تقسیم کلی حکما را صرفاً در دو گروه جای دهیم: یک گروه آن‌هایی که در چارچوب کثرت و تباین وجودات، علیت و جعل را به معنای مرسوم آن تلقی کرده ولذا جعل را متعلق به «وجود»» دانسته‌اند، و درنتیجه صدور معالیل را از علت همانا گسترش دایره وجود ویا موجودات تصور کرده‌اند. گروه دیگر کسانی که نظر به وحدت صرفه سنخ وجود، فزونی یافتن دایره وجود را ناممکن دانسته، علیت را به معنای ظهور و تجلی تفسیر کرده‌اند. اما، برخلاف این برداشت اولیه، خواهیم دید که در دسته دوم کسانی چون ملاصدرا علیرغم قول به وحدت وجود و فاعل بالتجلی دانستن مبدا اعلای هستی، همچنان به مجعولیت «وجود»» رای داده‌اند که این خود می‌تواند محل توجه و نظر قرار گیرد؛ چنان که در زمره قایلین به مجعولیت ماهیات کسانی چون شیخ اشراق را داریم که، بکلی متفاوت با دیگران، نظامی مبتنی بر نور (و نه وجود) بنا نهاده و درعین حال نور و ظلمت هردو را صادر یا مجعول قلمداد کرده است. بدین ترتیب ما عملاً با حکیمانی با مواضع مختلف در این باب مواجهیم که حتی اگر در تقسیم دوشقی اول هم قرار گیرند، اما با ویژگی‌های خاص خودشان در یک تقسیم فرعی‌تر بنحوی از سایرین جدا خواهند شد. درپایان بدین نتیجه می‌رسیم که نگاه عمیق و همه‌جانبه‌ای در معنای «صدور» و «جعل»، آن گونه که متناسب با موازین عقلی–حِکمی است، از سوی برخی حکیمان صورت نگرفته است و بنظر بدون تامل کافی در معنای علیت به احکام مربوط به آن پرداخته‌اند. ذکر مبانی موثر ایشان در مبحث مذکور را مورد توجه قرار داده‌ایم تا نشان دهیم که برخی از ایشان حتی رای خود را در این باب بر مبانی صریح وجودشناسی خویش مبتنی نساخته‌اند و دو گونه موضع‌گیری داشته‌اند.
نمایش نتایج ۱ تا ۶ از میان ۶ نتیجه