توجه: محتویات این صفحه به صورت خودکار پردازش شده و مقاله‌های نویسندگانی با تشابه اسمی، همگی در بخش یکسان نمایش داده می‌شوند.
۱بررسی تعامل بین شخصیت و سبک های فراانگیزشی در عملکرد شغلی کارکنان یکی از مراکز دولتی
اطلاعات انتشار: مجله علوم رفتاري، زمستان, دوره  ۳ , شماره  ۴، سال
تعداد صفحات: ۱۰
مقدمه: از آنجا که منابع انسانی از مهمترین سرمایه های هر سازمانی به شمار می روند، بررسی و شناسایی عوامل مرتبط با این منابع که می توانند بر عملکرد سازمانی آنها موثر باشند، از اهمیت روزافزونی برخوردار شده است. بر این اساس هدف این پژوهش بررسی تعامل بین شخصیت و سبک های فراانگیزشی کارکنان یک مرکز دولتی در عملکرد شغلی آنهاست.روش: در این پژوهش 327 نفر از کارمندان رسمی مرد به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از سیاهه 5 عاملی شخصیت، نیمرخ سبک های فراانگیزشی آپتر و بازخورد جامع استفاده شد. داده ها بوسیله ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تحلیل شدند.یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که سبک های فراانگیزشی بر اساس ویژگیهای شخصیتی، و ویژگیهای شخصیتی بر اساس سبک های فراانگیزشی در پیش بینی عملکرد شغلی نقش واسطه ای دارند. بنابراین نتایج مبین تعامل بین سبک های فراانگیزشی و ویژگیهای شخصیتی در عملکرد شغلی می باشد.نتیجه گیری: نتایج پژوهش در راستای معدود پژوهش های صورت گرفته در این زمینه بود. بر اساس نتایج بدست آمده می توان از ویژگیهای شخصیتی بعنوان عاملی در استخدام نیروی انسانی و استفاده از برنامه های انگیزشی مناسب با سبک های کارکنان بعنوان عاملی برای بهبود عملکرد شغلی در سازمان استفاده نمود.

۲بررسی رابطه نظام بازداری و فعال ساز رفتاری با مشکلات رفتاری – هیجانی در نوجوانان بهنجار
اطلاعات انتشار: تحقيقات علوم رفتاري، , دوره  ۹ , شماره  ۳ (پي در پي ۱۹)، سال
تعداد صفحات: ۹
زمینه و هدف: نقش نظام های بازداری و فعال ساز رفتاری به عنوان عوامل زمینه ساز در آمادگی نوجوانان برای ابتلا به مشکلات رفتاری و هیجانی در سال های اخیر بسیار مورد مطالعه قرار گرفته است. هدف این پژوهش بررسی رابطه این دو نظام با مشکلات رفتاری – هیجانی نوجوانان بود.مواد و روش ها: جامعه پژوهش شامل همه دانش آموزان دختر و پسر مقطع راهنمایی شهر تهران بود، که تعداد 303 دانش آموز (160 دختر و 143 پسر) از بین مدارس مناطق 1، 2 و 13 تهران به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای (همراه با طبقه بندی) انتخاب شدند. مطالعه از نوع توصیفی – همبستگی بود. شرکت کنندگان پرسش نامه خود گزارش دهی نوجوان و مقیاس نظام بازداری و فعال ساز رفتاری را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش های آماری توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و استنباطی (ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون) استفاده شد.یافته ها: نظام بازداری رفتاری رابطه مثبت معنی داری با اضطراب و مشکلات جسمانی و رابطه منفی معنی داری با نشانه های اختلال نقص توجه \ بیش فعالی داشت. از سوی دیگر نظام فعال ساز رفتاری دارای رابطه مثبت معنی دار با نشانه های اختلال سلوک و رابطه منفی معنی داری با مشکلات عاطفی بود.نتیجه گیری: نتایج به دست آمده همسو با نتایج پژوهش های پیشین بوده، نشان داد که عوامل زیست شناختی زیربنای نظام های بازداری و فعال ساز، می توانند به عنوان عوامل تبیین کننده و پیش بینی کننده مشکلات رفتاری و هیجانی در نوجوانان در نظر گرفته شوند.

۳بررسی ادراک مادران ایرانی از ویژگی های خوشایند و ناخوشایند مربوط به دلبستگی ایمن و ناایمن در کودکان: یک مطالعه فرهنگی درباره دلبستگی
اطلاعات انتشار: فصلنامه خانواده پژوهي، تابستان, دوره  ۶ , شماره  ۲۲، سال
تعداد صفحات: ۲۴
در سال های اخیر مطالعات گسترده ای در زمینه تفاوت های فرهنگی در خصوص پدیده دلبستگی در حال انجام است، هدف این پژوهش بررسی ادراک مادران ایرانی از ویژگی های خوشایند و ناخوشایند فرزندان شان، در کودکی و بزرگسالی آن ها، به عنوان یکی از مولفه های مربوط به دلبستگی بود. این مطالعه تکرار مطالعه روثبام و همکارانش (2007) و تلاش برای مقایسه نتایج ایرانی با نتایج مربوط به فرهنگ ژاپنی و آمریکایی می باشد. این پژوهش از نوع مطالعات کیفی بوده است. 30 مادر ایرانی، که کودکان آن ها بین 3 تا 5 سال داشته و در شهر تهران به مهدکودک می رفتند در این پژوهش شرکت نمودند. از مادران طی یک مصاحبه نیمه ساختاریافته درباره ویژگی هایی که دوست دارندیا دوست ندارند و نمی خواهند فرزندشان در کودکی و بزرگسالی آن ها را دارا باشند، سوالاتی پرسیده شد. نتایج با روش کیفی تحلیل شد و نشان داد که خلق مثبت و شیطنت در کودکی، و رفتارهای خوشایند اجتماعی، پیشرفت تحصیلی و استقلال در بزرگسالی بیشترین ویژگی های خوشایند موردنظر بودند. عدم سازگاری، بدخلقی و انزوا در کودکی و پرخاشگری، بدخلقی و رفتار نامطلوب اجتماعی در بزرگسالی بیشترین رفتارهای ناخوشایند مورد توجه بودند. نتایج این مطالعه با نتایج پژوهش روثبام و همکارانش (2007) نیز مقایسه شده، و شباهت ها و تفاوت های فرهنگی در این زمینه را آشکار نمود. ایمان، حیا و صبوری به عنوان ویژگی های خوشایند، و ناتوانی در بیان خواسته ها، تحصیلات کم و لجبازی به عنوان ویژگی های ناخوشایند به عنوان مقوله های جدید در این مطالعه یافت شدند که در فرهنگ ژاپنی و آمریکایی مورد توجه قرار نگرفته بودند. نتایج در بستر فرهنگ ایرانی مورد بحث و بررسی قرار گرفتند.

۴کیفیت روابط مادر–کودک و نشانگان اضطرابی در کودکان پیش بستانی
اطلاعات انتشار: روانشناسي تحولي (روانشناسان ايراني)، پاييز, دوره  ۹ , شماره  ۳۳، سال
تعداد صفحات: ۹
هدف این پژوهش تعیین رابطه بین مولفه های روابط مادر کودک و نشانگان اضطرابی کودکان پیش دبستانی بود. 291 زن به روش نمونه برداری خوشه ای از بین مادران کودکان 2 تا 6 سال شهر تهران، انتخاب شدند و به مقیاس اضطراب کودکان پیش دبستانی (اسپنس و دیگران، 2001) و مقیاس روابط کودک–والد (پیانتا، 1992) پاسخ دادند. نتایج آزمون های همبستگی و تحلیل رگرسیون مشخص ساختند که روابط مثبت مادر–کودک، پیش بینی کننده منفی نشانه های اختلال اضطراب اجتماعی، وسواس بی اختیاری و ترس از جراحت های جسمانی است. در حالی که تعارض مادر–کودک یک پیش بینی کننده مثبت نشانگان اضطرابی به ویژه اضطراب تعمیم یافته، اضطراب اجتماعی و ترس از جراحت های جسمانی در کودکان است. همچنین وابستگی مادر–کودک پیش بینی کننده مثبت نشانگان اضطرابی به خصوص در مورد اضطراب جدایی است. نتایج این پژوهش بر استلزام توجه به روابط مادر–کودک در ارزیابی وضعیت کودکان، به ویژه در موقعیت های بالینی و ضرورت طراحی و استفاده از نیمرخ درمانی توسط متخصصان بالینی کودک تاکید داشتند.

۵رابطه بین ابعاد کمال گرایی دانشجویان و روابط مثبت آن ها با دیگران
اطلاعات انتشار: روان شناسي كاربردي، زمستان, دوره  ۴ , شماره  ۴ (پياپي ۱۶)، سال
تعداد صفحات: ۱۳
هدف: هدف پژوهش تعیین نقش ابعاد سازش یافته و سازش نایافته کمال گرایی در پیش بینی کیفیت روابط بین فردی در دانشجویان بود. روش: طرح پژوهش از نوع همبستگی بود و 381 دانشجو به روش نمونه گیری در دسترس از دانشگاه شهید بهشتی انتخاب شدند و مقیاس های کمال گرایی چند بعدی فراست، مارتن، لاهارت و روزنبلیت (1990) و روابط مثبت با دیگران ریف (1989) را تکمیل نمودند. یافته ها: یافته ها نشان داد به طور کلی کمال گرایی با روابط مثبت رابطه معناداری دارد، با این وجود ابعاد سازش یافته آن همچون تمایل به نظم و سازماندهی و معیارهای فردی دارای رابطه مثبت و ابعاد سازش نایافته آن همچون تردید در مورد کارها، نگرانی در مورد اشتباهات و انتقادگری والدین دارای رابطه منفی با روابط مثبت بین فردی است. نتیجه گیری: به طور کلی نمی توان کمال گرایی را به عنوان یک عامل منفی در پیش بینی روابط مثبت با دیگران قلمداد کرد و باید در روابط بین فردی به ابعاد سازش یافته و سازش نایافته آن به طور همزمان توجه نمود.

۶اثربخشی درمان دلبستگی محور با استفاده از روش پسخوراند ویدیویی بر کاهش استرس والدینی و مشکلات برونی سازی کودکان
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي كرمان، بهار, دوره  ۸ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۱۴
هدف مطالعه حاضر بررسی اثربخشی درمان دلبستگی محور با استفاده از روش پسخوراند ویدیویی در کاهش استرس والدینی در مادران دارای کودکان پیش دبستانی واجد رفتارهای برونی سازی و همچنین کاهش این نوع مشکلات رفتاری در کودکان بود. برای این منظور 25 زوج مادر–کودک 3 تا 5 ساله انتخاب و به دو گروه آزمایش (12 زوج) و گواه (13 زوج) تقسیم شدند. مادران فهرست رفتاری کودک (CBCL) و پرسشنامه استرس والدینی (PSI) را تکمیل کردند. مداخله گروه آزمایش شامل 8 جلسه انفرادی و هفتگی به مدت 60 دقیقه بود و مادران گروه گواه بسته آموزشی متمرکز بر افزایش مهارت های شناختی کودکان را دریافت کردند. نتایج پژوهش نشان داد که استرس والدینی در مادران گروه آزمایش در هر دو حیطه شاخص های مربوط به والدین و کودک کاهش معناداری داشت. مشکلات برونی سازی کودکان، شامل رفتارهای مقابله ای، پرخاشگری و بیش فعالی – نقص توجه نیز کاهش معناداری در گروه آزمایش داشت. با توجه به مولفه های دلبستگی محور بسته مداخله ای، به نظر می رسد که افزایش حساسیت مادرانه و بهبود الگوی رابطه مادر – کودک موجب کاهش استرس والدینی و مشکلات رفتاری در کودکان شده باشد.

۷ویژگی های روان سنجی ابزار سنجش رفتار مادرانه Q–sort
اطلاعات انتشار: مجله روانشناسي، تابستان, دوره  ۱۷ , شماره  ۲ (پياپي ۶۶)، سال
تعداد صفحات: ۱۹

۸اثربخشی مداخله دلبستگی محور با روش پسخوراند ویدیویی بر کاهش بازنمایی های منفی و اضطراب جدایی کودکان
اطلاعات انتشار: يافته، تابستان, دوره  ۱۷ , شماره  ۲ (پياپي ۶۴)، سال
تعداد صفحات: ۱۵
مقدمه: با توجه به اهمیت دلبستگی در پدیدآیی اضطراب جدایی، هدف این مطالعه بررسی اثربخشی مداخله دلبستگی محور با روش پسخوراند ویدیویی بر کاهش بازنمایی های منفی و مشکلات اضطراب جدایی در کودکان پیش دبستانی بود.مواد و روش ها: طرح پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. برای این منظور، 21 زوج مادر و کودک (11 زوج در گروه آزمایش و 10 زوج در گروه گواه) از دو مرکز تخصصی مشاوره کودک بر مبنای معیارهای ورود مطالعه انتخاب شدند. گروه آزمایش بین 8 تا 10 جلسه مداخله انفرادی دلبستگی محور و گروه گواه مداخله روابط محور دیگری را به منظور مقایسه اثربخشی دریافت کردند. شرکت کنندگان در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری (3 ماه بعد) با استفاده از ابزارهای درجه بندی رفتار مادرانه Q–SORT، مجموعه داستانهای مک آرتور و پرسشنامه علائم مرضی کودکان ارزیابی شدند. یافته ها: یافته ها نشان دهنده اثر بخشی مداخله دلبستگی محور بر افزایش حساسیت مادرانه، کاهش بازنمایی های منفی کودک و همچنین علائم اضطراب جدایی در کودکان گروه آزمایش بود. میانگین نمرات گروه آزمایش در مقایسه با گواه در تمام متغیرها به طور معناداری کاهش یافته و این کاهش در پیگیری باقی مانده بود.بحث و نتیجه گیری: با توجه به یافته ها به نظر می رسد مداخله دلبستگی محور موجب افزایش حساسیت مادرانه و این تغییر همراه با کاهش بازنمایی های منفی کودک به واسطه تعاملات ترمیم کننده، توانسته اضطراب جدایی کودکان را کاهش دهد.

۹ویژگی های روان سنجی مقیاس نظام های بازداری و فعال ساز رفتاری در نوجوانان ایرانی: مقایسه الگوهای دو و چهار عاملی این مقیاس
اطلاعات انتشار: Quarterly Journal of Applied Psychology، سال
تعداد صفحات: ۱۹
هدف: هدف این مطالعه، تعیین اعتبار و روایی مقیاس های بازداری و فعال سازی رفتاری کارور و وایت (1994) در نوجوانان ایرانی بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری تمام دانش–آموزان دختر و پسر 13 تا 15 ساله تهران به تعداد 222170 نفر در سال1391 بودند. به روش نمونه–گیری خوشه ای 300 دانش آموز از مناطق آموزشی 1، 2 و 13 انتخاب شدند و مقیاس بازداری و فعال سازی رفتاری و پرسش نامه خود گزارش دهی نوجوان برای سنجش مشکلات رفتاری– هیجانی (آخنباخ و رسکولا، 2001) را تکمیل کردند. یافته ها: آلفای کرونباخ نظام بازداری 76\0 و فعال–سازی 87\0،و همبستگی آزمون– بازآزمون 91\0 و 89\0 بود که نشان دهنده همسانی درونی خوب و ثبات خوب نمره ها در طول زمان برای مقیاس مذکور است. افزون براین نتایج تحلیل عاملی تاییدی نیز نشان دهنده برازش ساختار چهار عاملی بازداری رفتاری، پاسخ دهی به پاداش، جست وجوی لذت و کشاننده معطوف به آرزوها؛ و رابطه بازداری و فعال سازی رفتاری با مشکلات رفتاری و هیجانی متفاوت نیز نشان دهنده روایی سازه مقیاس بود. نتیجه گیری: به طور کلی الگوی چهار عاملی مقیاس بازداری و فعال ساز رفتاری در نوجوانان برازندگی مناسبی دارد و از روایی و اعتبار مناسبی برای استفاده در پژوهش ها و موقعیت های بالینی برخوردار است.
نمایش نتایج ۱ تا ۹ از میان ۹ نتیجه