توجه: محتویات این صفحه به صورت خودکار پردازش شده و مقاله‌های نویسندگانی با تشابه اسمی، همگی در بخش یکسان نمایش داده می‌شوند.
۱ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺗﻄﺒﻴﻘﻲ ﺗﺠﺮﺑﺔ دﻳﻨﻲ ﻧﺰد ﺳﻬﺮوردی و ﺣﺎﻓﻆ
اطلاعات انتشار: فصلنامه پژوهش زبان و ادبيات فارسي، شماره۳۶، بهار ، سال
تعداد صفحات: ۳۲
ادبیات فارسی به­ویژه ادبیات عرفانی، با اندیشه­های اشراقی سهروردی آمیختگی فراوان دارد. این آمیزش و تاثرِ حاصل از آن عمدتاً به واسطه آثار رمزی اوست که آرای فلسفی خود را در این متون به زبان ادبی بیان کرده است. وی در آثار خود از تجارب عرفانی، گاه به صورت مستقیم و گاه در قالب داستان­هایی رمزی سخن گفته است و گاه در قالب ناظری بیرونی به طبقه بندی و نظام مند کردن انواع این تجربیات پرداخته است. حافظ نیز در مقام شاعری که با میراث ادبی پیش از خود همواره در ارتباط بوده است، گاه تجارب منحصر به فردی را در قالب غزل ارائه می­دهد که در مقام مقایسه، شباهت­های چشمگیری با تجربیات سهروردی دارد. در مواجهه با امر قدسی که در بنیان بی­صورت و تعین است، این ذهن صاحب تجربه است که در فرآیند تجربه به آن شکل می بخشد. می توان مدعی شد که آثار سهروردی در شکل دهی به ساختار ذهن حافظ برای تعین بخشیدن به این تجارب موثر بوده است. گاه شباهت های این تجارب مربوط به مکان این رویدادهاست که همان عالم مثال و هورقلیای مورد نظر سهروردی است و گاه در کیفیت تجربه است که به صورت تجربه های دیداری و شنیداری و بویایی پدیدار گشته اند. توصیف تجربه ها به صورت برق زودگذر یا خورشید نیمه شب، ملاقات با شاهد قدسی و پیر نورانی از مواردی هستند که در ساختار نهایی میان حافظ و سهروردی، شباهت های چشمگیری دارند.
نمایش نتایج ۱ تا ۱ از میان ۱ نتیجه