توجه: محتویات این صفحه به صورت خودکار پردازش شده و مقاله‌های نویسندگانی با تشابه اسمی، همگی در بخش یکسان نمایش داده می‌شوند.
۱بررسی افزایش بهره وری ازدیاد برداشت از مخازن نفتی به روش میکروبی
اطلاعات انتشار: اولین کنفرانس بین المللی مدیریت و برنامه ریزی انرژی، سال
تعداد صفحات: ۱۳
از نکات قابل توجه در مدیریت مخازن اتخاذ روشهایی برای حفظ وصیانت مخازن، بالا بردن راندمان تولید و سعی برنگه داشتن آن در حد مطلوب در طول زمان می باشد . از سال ١٩٨٠ به بعد بدلیل افزایش قیمت نفت درکشورهای گوناگون ، این روش ها کم و بیش متداول شدند و ب ه نظر می رسد که در آینده تنها روش افزایش برداشت عملی باشد . فرآیند ازدیاد برداشت میکروبی نفت MEOR شامل قسمتهای مختلفی است که عمده ترین آنها شامل آماده سازی محلولهای حاوی مواد مغذی و میکروبی ، سپس تزریق این مواد به داخل مخزن است . در مرحله بعد مجموعه این مواد مغذ ی و میکروارگانیسم در داخل مخزن منتشر شده و از طریق نفوذ به قسمتهای مختلف مخزن می رسند، سپس با انجام فرآیندهای متابولیکی ، میکروارگانیس م ها مواد مغذی موجود را مصرف و مجموعه ای از مواد بیولوژیکی مفید را که باعث جابجایی و افزایش راندمان تولید نفت میشوند تولید میکنند. در نهایت به واسطه مجموعه تغییرات فیزیکی و شیمیایی رخ داده در مخزن در اثر فعالیتهای میکروبی ، راندمان تولید مخزن بالا م یرود. از جمله مسائلی که باعث مطرح شدن روش MEOR در بین سایر روش های ازدیاد برداشت شده است، مزایای اقتصادی این روش می باشد . همچنین کلیه محصولات،MEOR زیست تخریب بوده و در محیط زیست تجمع نیافته و آلودگی محیط زیست را به همراه ندارند.اهمیت MEOR برای کشوربا توجه به قدمت چاه های نفتی ایران و از آنجایی کهMEOR معمو ً لا پس از اجرای روش های دیگر بکار می رود، به نظر م یرسد اهداف متعددی در ایران برای این شیوه وجود داشته باشد. به ویژه اینکه MEOR برای چا ههایی
که به دلیل تزریق آب، دیگر قادر به تولید نفت نیستند و در اصطلاح غرقاب شد ه اند و همچنین چاه هایی که به دلیل رسوب ترکیبات آلی و معدنی مسدود شده اند روش مناسبی است.از آنجای یکه حتی پس از تزریق آب و گاز حداکثر ۴۰– 38% از مخزن برداشت می شود، اگر با بک اربردن MEOR بتوان ۱% هم نفت آزاد نمود مقدار قابل ملاحظ های خواهد بود . استفاده صحیح از منابع نفتی کشور به منظور افزایش طول عمر آنها و برخورداری نسل های آینده از این ذخایر خدادادی، ایجاب می کند تا با مد یریت صحیح این منابع آشنا شویم.

۲نقش کلسترودیوم های جداشده ازمخازن نفت خام درتولید بیوسورفکتانت و بیوپلیمربه منظور ازدیاد برداشت میکروبی نفت
اطلاعات انتشار: اولین کنفرانس بین المللی مدیریت و برنامه ریزی انرژی، سال
تعداد صفحات: ۱۴
دراین مطالعه ابتدا از چاههای نفت پایدار در غرب کشور، چاههای ایلام و سیری، بی بی حکیمه درشرا یط هوازی و بیهوازی نمون هبرداری شد . نمونه ها در شرایط استریل به آزمایشگاه منتقل و درمحیط های اختصاصی کشت داده شد . درمراحل بعدی تست های بیوشیمیایی برای شناسایی اولیه میکرارگانیسم ها مورد بررسی قرار گرفت . تولید بیوسورفکتانت، اگزوپلی ساکارید و مواد مؤثر درکاهش کشش سطحی و یا افزایش ویسکوزیته ازطریق دستگاه تنسیومتر و یا ویسکومتر اندازه گیری شد . در ادامه فعالیتها تست سمیت ن سبت به نفت و تحمل دماهای بالا، منابع کربن مختلف و تأثیر pH نیز بررسی گردید . دراین تحقیق ٦ سویه کلستریدیوم تولیدکننده اسید و گاز از مخازن جداسازی شد که بهترین سویه قادر است پس از ٧٢ ساعت در محیطPYGبیشترین میزان گاز محلول و CO2 را تولید کرده و پس از ٦٥ ساعت PH محیط را با تولید اسید به 4\5 برساند. تولید گاز و اسید همزمان با منحنی رشد باکتری بوده، بنابراین می توان گفت که متابولیت های اولیه م یباشند.بهینه رشد این سویه در دمای ٤٠ تا 50Cº بوده اما توانائی رشد تا دمای ٧٥ درجه سانتیگراد را دارد . تولید سویه فوق قادر است در عرض یک دوره ٧ روز 24 درصد از نفت باقیمانده در دستگاه مدل فیزیکی را بازیافت نماید .تولید فراورد ههای این سوی ههای کلستریدیوم دردماهای بالا بشدت کاهش می یابد.با توجه به دما ی بالا و غلظت زیاد نمک در چاههای نفت ایران ، این سوی ههای جدا شده توانایی استفاده مستقیم In–situ را نداشته و باید بصورت Ex–situ در فرایند MEOR از آنها استفاده گردد.

۳جداسازی و بررسی نانوساختار لایه سطحی S–LAYER از باکتری باسیلوس استئاروترموفیلوس
اطلاعات انتشار: اولین کنفرانس ملی علوم و فناوری نانو، سال
تعداد صفحات: ۱۶
یکی از مهمترین نانوساختارهای زیستی که اخیرا مورد توجه محققین قرار گرفته است لایه نازکی است که به صورت خارجی ترین پوشش اطراف بسیاری از یوباکترها و آرکی باکترها را در بر گرفته است این لایه از جنس پروتئین با گلیکوپروتئین بوده و S–layer نام دارد، S–layer به علت داشتن ویژگیهای نانویی جزو نانوساختارها طبقه بندی می شود اغلب لایه های نازک دارای وزن ملکولی حدود 30–220 کیلودالتون هستند این ساختار منظم زیستی دارای کاربردهای فراوان در حوزه های مختلف زیست شناسی ، پزشکی، داروسازی ، واکسن سازی ، الکترونیک، و دیگر علوم می باشد لذا دراین مقاله به توضیح روش تولید و شناسایی این نانوساختار می پردازیم.

۴بررسی حساسیت روش PCR–Ribotyping در شناسایی سویه های سالمونلای جدا شده از بیماران مبتلا به اسهال
اطلاعات انتشار: مجله دانشگاه علوم پزشكي ارتش جمهوري اسلامي ايران (annals of military and health sciences research)، زمستان, دوره  ۴ , شماره  ۴ (مسلسل ۱۶)، سال
تعداد صفحات: ۵
سابقه و هدف: سالمونلا از مهمترین پاتوژنهای ایجاد کننده اسهال و بیماریهای ناشی از غذا در انسان می باشد که اغلب توسط مواد غذایی مانند گوشت و مرغ آلوده به انسان سرایت می کند. به دلیل اهمیت این ارگانیسم به عنوان یکی از پاتوژنهای بیماریزا، نیاز به شناسایی و تشخیص سریع آن توسط روشهای مولکولی می باشد. هدف از این مطالعه بررسی حساسیت تکنیک PCR–Ribotyping در شناسایی سویه های سالمونلا می باشد.مواد و روشها: این نوع مطالعه از نوع توصیفی بوده و شامل 40 سویه سالمونلای جداشده از بیماران مبتلا به اسهال در طی سالهای 1384–1380 بودند. پس از تعیین نوع سروتیپ آنها، DNA با روش فنل\ کلرفرم استخراج شد و تکنیک PCR–Ribotyping توسط پرایمرهای P1 و P2 مربوط به ژن 16S–23SrRNA انجام گرفت. در نهایت محصول PCR بر روی ژل آگارز 1.8% با ولتاژ 120 به مدت 90 دقیقه الکتروفورز شد و بعد از رنگ آمیزی ژل با اتیدیوم برماید آنالیز صورت گرفت.یافته ها: 40 نمونه سالمونلا شامل سروتیپ های پاراتیفی A، پاراتیفی B، پاراتیفی C، پاراتیفی D و سروتیپ تیفی دارای 5 باند مشابه در حد فاصل 700–2500 bp بودند. سروتیپ های مختلف سالمونلا، حاوی باندهای یکسان در مناطق مشابه بودند.نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده می توان گفت تکنیک PCR–Ribotyping دارای حساسیت بالا جهت شناسایی سویه های سالمونلا در حد جنس می باشد ولی برای تعیین نوع سروتیپ از حساسیت زیاد برخوردار نمی باشد.

۵تاثیر فاکتورهای محیطی در کارایی کینولونها و فلوئوروکینولونها علیه کلی فرمها
اطلاعات انتشار: علوم پايه (دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم تحقيقات)، زمستان, دوره  ۱۷ , شماره  ۶۶/۱ (ويژه نامه زيست شناسي)، سال
تعداد صفحات: ۶
برخلاف علم و آگاهی ما درباره آنتی بیوگرام ها، آگاهی های نسبی کمی در مورد مواجه شدن مواد شیمی درمانی مختلف، با شرایط متنوع، وجود دارد. فلوئوروکینولونهای در دسترس، به صورت تجاری، عوامل شیمی درماین سنتتیک جدید هستند که علیه عفونت های باکتری های گرم مثبت و گرم منفی و بی هوازی ها استفاده می شوند. در این مطالعه، اثرات فاکتورهای انتخابی مانند دما، pH، کاتیون های Fe+2, Mn+2, Na+, Ca+2 و Zn+ روی فعالیت های سیپروفلوکساسین، افلوکساسین، انروفلوکساسین و نالیدیکسیک اسیدف علیه باکتری های کلی فرم، توسط استفاده از روش تهیه رقت در لوله یا میکرودایلوشن در محیط مولر هینتون، بررسی گردید. نتایج گرفته شده، مشخص کرد که دمای 25 تا 35oC، فعالیت کینولونها و فلوئوروکینولونها را کاهش داد. در حالیکه دمای 40oC، کارایی این عوامل را افزایش داد. pH اسیدی، (تا 5.5)، باعث افزایش فعالیت کینولونها و کاهش فعالیت فلوئوروکینولونها، علیه باکتری ها گردید. pH قلیایی، (تا 8.5)، اثر عکس نشان داد. غلظت کلرید سدیم (تا (250 mg\ml، در کارایی این عوامل تاثیر قابل ملاحظه ای نداشت. افزایش غلظت کلرید سدیم، سولفات منگنز، سولفات آهن، (تا (250 mg\ml، فعالیت کینولونها و فلوئوروکینولونها را کاهش داد. افزودن مقدار 100 mg\ml کلرید روی، به محیط، تاثیر کمی روی فعالیت این داروها دارد. این نتایج نشان می دهد، فعالیت های مواد شیمی درمانی استفاده شده، تحت فاکتورهای متنوع محیطی، تفاوت می کند. در هر مورد، باید شرایط بهینه این عوامل را در in vivo را پیدا کرد تا بهترین اثر را علیه عفونت ها داشته باشند.

۶اثر عصاره های سیر و هل بر روی خواص مورفولوژی و فیزیولوژی استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متیسیلین (MRSA) و سودوموناس آئروجینوزا
اطلاعات انتشار: گياهان دارويي، زمستان, دوره  ۷ , شماره  ۲۵، سال
تعداد صفحات: ۱۰
مقدمه: سیر با نام علمی Allium sativum متعلق به خانواده Liliaceae و هِل با نام علمی Elettaria Cardamom Maton متعلق به خانواده Zingiberaceae دارای کاربردهای درمانی در طب سنتی هستند که برخی از آنها با بررسی های علمی اثبات شده است. از این دو گیاه اثرات ضدمیکروبی گزارش شده است.هدف: هدف از این تحقیق، بررسی اثر عصاره آبی سیر و عصاره متانولی هل بر روی سوش های مقاوم استافیلوکوکوس اورئوس و سودوموناس آئروجینوزا است. روش بررسی: ابتدا حبه های سیر (100گرم) پوست گرفته شده و در آب مقطر استریل به نسبت 1 به 1 در مخلوط کن هموژن شدند، پس از سانتریفیوژ محلول رویی سیر جمع آوری گردید و از میان یک کاغذ صافی و در نهایت از فیلتر میلی پور (0.45 میکرون) عبور داده شد و برای انجام آزمایش ها در یخچال (4 درجه سانتی گراد) نگهداری شد. برای تهیه عصاره هل، پس از جمع آوری دانه های هل، خشک کردن و پودر کردن آنها، عصاره گیری با استفاده از متانول و با روش پرکولاسیون انجام گرفت. برای بررسی اثرات ضدمیکروبی عصاره های سیر و هل، سوسپانسیون میکروبی با کدورتی مطابق با 0.5 مک فارلند تهیه و رقت های مختلف عصاره ها شامل ( 1:2, 1:4, 1:8 … 1:64 v\v  برای سیر و رقت های  800, 650, 4000, …, 50 mg\mlبرای هل) تهیه و علیه سویه های MISA ATCC 33591 و P. aeroginosa ATCC 27853  آزمایش شد. حداقل غلظت متوقف کننده رشد از طریق روش های دیسک گذاری، چاهک و رقت در لوله تعیین شد. هم چنین در این بررسی تغییرات مورفولوژی MRSA و P. aeroginosa با استفاده از میکروسکوپ نوری و خصوصیات فیزیولوژی آنها با استفاده از تلقیح غلظت های کمتر از بازدارنده سیر و هل به کشت باکتریایی انجام شد.نتایج: عصاره هل، هیچ اثری بر روی سو دوموناس آئروجینوزا نداشت، اما عصاره سیر بر روی این باکتری موثر بود. عصاره سیر (رقت های 1:2, 1:4, 1:8, 1:16 حاوی220, 55, 110, 27.5 mg\ml  آلیسین) رشد MRSA را مهار می کرد و غلظت های 1:8 (v\v) تا 1:2 آن باعث مهار رشد سودوموناس آئروجینوزا می شد. هم چنین دیده شد که MRSA به عصاره هل در رقت های mg\ml 200 تا 800 حساس است .به طور کلی حداقل غلظت مهارکننده سیر برای MIC) MRSA سیر 1:16=: مقدار آلیسین (27.50 mg\ml کمتر از حداقل غلظت مهار کننده سیر برای سودوموناس آئروجینوزا MIC) سیر =1:8 و مقدار آلیسین mg\ml 55) است بررسی اثر عصاره سیر بر روی مورفولوژی باکتری ها شامل تغییر اندازه آنها، تخریب شکل جزئی و تورم سلولی است اما عصاره هل هیچ تغییر شکل آشکاری را بر روی سلول در مقایسه با کنترل نشان نمی دهد. هم چنین در غلظت های پایین سیر، تولید آنزیم کاتالاز و پیگمان پیوسیانین توسط سودوموناس آئروجینوزا کاهش یافت اما توانایی همولیز آن افزایش پیداکرد. نتایج نشان داد که تولید اسید از ساکارز و مانیتول توسط MRSA بر خلاف شاهد، منفی شد .نتیجه گیری: این بررسی نشان داد که عصاره سیر، اثرات ضدباکتریایی متفاوتی را علیه 2 باکتری مورد آزمایش اعمال می کند.

۷کاهش میزان بار الودگی و شاخص های شوری فاضلاب توسط عملیات ناپیوسته بیولوژیکی بوسیله گونه اسپرژیلوس فلاووس
اطلاعات انتشار: سیزدهمین همایش ملی بهداشت محیط، سال
تعداد صفحات: ۱۰
فاضلاب شور توسط فعالیت های مختلف صنعتی از قبیل کارخانجات فراورده های ماهی ، صنعت نفت ، کارخانجات چرم سازی و ..... تولید می شود . این فاضلاب ها غنی از مواد آلی و TDS اند و مشکل است آنها را با فرایند های بیولوژیکی تصفیه کرد. اما استفاده از باکتری خای نمک دوست تصفیه بیولوژیکی را ممکن می سازد. فاضلاب شهری ، شهر بندر عباس TDS خروجی 9000mg\l دارد . که باعث بروز مشکل در فرایند تصفیه می شود . نمونه لجن جهت خالص سازی اورگانیسم ها از حوضچه لجن برگشتی تصفیه خانه بندر عباس گرفته شد و پس از انتقال به ازمایشگاه پورپلیت نمونه ها در محیط سابرو دکستروز اگار جهت جداسازی قارچ انجام شد و قارچ اسپرژیلوس فلاووس جداسازی شد. منحنی رشد قارچ از طریق گرفتن مس خشک ترسیم شد. هدف از این تحقیق کاهش پارامترهای BOD5 و COD و TDS و EC و NTU توسط اسپرژیلوس فلاووس با روش ناپیوسته بیولوژیکی (Batch) است . دور و دمای شیکر در روش Batch و 200rpm و 37 درجه سانتیگراد بود. مقدار 6ph و 8 و 10 تنظیم شد. زمان ماند جهت کاهش پارامترهای ذکر شده رابطه مستقیم با منحنی رشد اسپرژیلوس فلاووس دارد. نمونه برداری در روش Batch هر 24 ساعت یک بار جهت اندازه گیری کاهش پارامترهای BOD5 و COD و TDS و EC و NTU صورت گرفت درصد حذف BOD5 و COD و TDS و EC و NTU به ترتیب 90\6% و 73\91% و 88\31% و 64\92% و 68\92% در زمان ماند 196 ساعت بود.

۸بررسی تاثیر آلیسین سیر بر میزان تولید نیتریک اکساید ماکروفاژها در برابر کاندیدا آلبیکنس
اطلاعات انتشار: گياهان دارويي، زمستان, دوره  ۸ , شماره  ۲۹، سال
تعداد صفحات: ۷
مقدمه: سیر، گیاهی علفی با ترکیبات متنوعی است که یکی از مهم ترین آنها آلیسین با خواص آنتی بیوتیکی می باشد. قارچ کاندیدا آلبیکنس، مخمری فرصت طلب است که در صورت نقص سیستم ایمنی، عامل بیماری زایی محسوب می شود. مکانیسم های ایمنی در برابر این قارچ، ماکروفاژها هستند که با مکانیسم کشندگی وابسته و غیروابسته به اکسیژن عمل می کنند به طوری که مکانیسم وابسته به اکسیژن، شامل تولید واسطه های فعال اکسیژنی و نیتروژنی است که توسط ماکروفاژهای تولید می شوند و از این طریق میکروارگانیسم ها را از بین می برند.هدف: با توجه به خواص سیر و اثرات مفید احتمالی آلیسین سیر بر روی فعالیت ضدقارچی ماکروفاژها تاثیر آلیسین سیر بر میزان تولید نیتریک اکساید ماکروفاژها در برابر کاندیدا آلبیکنس بررسی شد تا سیر در درمان بیماران دارای نقص سیستم ایمنی مبتلا به کاندیدیازیس مورد استفاده قرار گیرد.روش بررسی: در این تحقیق اثر آلیسین سیر بر فعالیت ماکروفاژها در میزان آزادسازی نیتریک اکساید در برابر کاندیدا آلبیکنس بررسی می شود بدین منظور آلیسین سیر به روش عصاره کلروفرمی به دست آمد و بر روی ماکروفاژهای موش Balb\c از جنس نر با سن 8–6 هفته در شرایط آزمایشگاهی اثر داه شد و کاندیداآلبیکنس را در دو گروه آلیسین دار و بدون آلیسین با ماکروفاژها همراه کرده و نهایتا پس از مقایسه با نمونه های کنترل مثبت و منفی، میزان فعالیت ماکروفاژها از طریق تولید نیتریک اکساید بررسی شد.نتایج: پس از بررسی میزان نیتریک اکساید تولیدی توسط ماکروفاژها، نتایج نشان داد که آلیسین به عنوان یک ماده طبیعی باعث تحریک سیستم ایمنی در برابر این قارچ می شود به طوری که ماکروفاژهای همراه شده با آلیسین، میزان نیتریک اکساید تولیدی بیشتری در مقایسه با گروه بدون آلیسین، داشتند و این با مقایسه نتایج به دست آمده از این دو گروه و گروه های کنترل، به دست آمد.نتیجه گیری: با توجه به اهمیت اثر عامل کاندیدا آلبینکس در ایجاد کاندید یازیس و احتمال استفاده این قارچ از مواد مهاری خود جهت جلوگیری از فعالیت ماکروفاژها و تولید نیتریک اکساید، همچنین با مقایسه مقالات و نتایج دیگران، به این نتیجه رسیدیم که آلیسین به دست آمده از سیر، می تواند تاثیرات بالایی بر روی فعالیت ماکروفاژها در تولیدNO  در برابر عوامل کاندیدیازیس داشته باشد.

۹اثر سیر در جلوگیری از رشد درماتوفیت ها در شرایط آزمایشگاهی و مدل حیوانی
اطلاعات انتشار: ياخته، بهار, دوره  ۸ , شماره  ۱ (۲۹)، سال
تعداد صفحات: ۱۰
هدف: بررسی اثر سیر در جلوگیری از رشد درماتوفیت ها در شرایط آزمایشگاهی و مدل حیوانی به منظور جایگزین کردن یک داروی گیاهی به جای داروهای شیمیایی موجود مواد و روش ها: سیر از همدان تهیه شد. سپس با روش مانتیس حبه های سیر پوست گرفته و با آب استریل هموژن شد و عصاره آبی سیر به دست آمد. سپس با عبور عصاره هموژن شده سیر از فیلترهای 10DIAF از نوع XM و PM با قابلیت های مختلف در عبور مولکول ها محلول روی فیلتر به نام R (برگرفته از Residue) و در انتها، ماده فیلتر شده با نام (Filtrate (F جمع آوری شد. به این ترتیب در 5 مرحله فیلتراسیون فراکش‏های F10، R10، R30، R50، R100، R300 به دست آمد. از روش SDS– PAGE با ژل 14درصد اکریل آمید برای تعیین ماهیت فراکشن ها استفاده شد. از هر یک از فراکشن های به دست آمده از مرحله قبل رقت های 2\1 تا 3200\1 تهیه و بر رشد هر کدام از درماتوفیت ها در محیط کشت اثر داده شد و حداقل غلظت مهار کننده (Minimum Inhibitory Concentration: MIC) تعیین شد. درماتوفیت های مورد بررسی عبارتند از: تریکوفیتون منتاگروفایتیس واریته منتاگروفایتیس، تریکوفیتون منتاگروفایتیس واریته اینتردیجیتال، تریکوفیتون روبروم، تریکوفیتون تونسورانس، اپیدرموفیتون فلوکوزوم، میکروسپوروم کانیس و میکروسپورم جبپسئوم. از موثرترین فراکشن پمادی تهیه شد و اثر آن دردرمان درماتوفیتوزیس ایجاد شده بر روی پوست خوکچه هندی مورد بررسی قرار گرفت.  یافته ها: نتایج نشان می دهد F10 با تمامی رقت ها رشد میکروسپوروم کانیس، اپیدرموفیتون فلوکوزوم، تریکوفیتون تونسورانس، تریکوفیتون روبروم را کاملا متوقف می کند و برای درماتوفیت میکروسپورم جیپسئوم MIC معادل 4\1 و برای درماتوفیت تریکوفیتون منتاگروفایتیس واریته اینتردیجیال MIC معادل 2\1 به دست آمد و درماتوفیت تریکوفیتون منتاگروفایتیس واریته منتاگروفایتیس به همه رقت ها مقاومت نشان داد. همچنین پماد استفاده شده در درمان درماتوفیتوزیس بر روی خوکچه هندی رابطه معکوس معنی داری را بین شدت و قطر ضایعه با طول مدت درمان نشان می دهد (P<0.01).  نتیجه گیری: در این مطالعه مشخص شد موثرترین فراکشن در درمان کچلی، فراکشن F10 است که حاوی ترکیباتی غیرپروتیینی بوده و بهترین داروی موثر در درمان کچلی است.

۱۰تاثیر شرایط محیطی و غذایی بر تولید پروتئاز توسط یک گونه باسیلوس جدا شده از خاک پارک جنگلی لویزان
اطلاعات انتشار: زيست شناسي ايران، , دوره  ۲۴ , شماره  ۲، سال
تعداد صفحات: ۹
خاک پارکهای جنگلی تهران برای باسیلوسهای پروتئولیتیک مورد غربال سازی قرار گرفتند. پارکهای جنگلی مورد آزمایش شامل چیتگر، خجیر، سرخه حصار، لویزان و طالقانی بودند. در مجموع از 5 نمونه خاک مورد آزمایش،  40جدایه باسیلوس به دست آمد که پس از غربال سازی بر روی محیط Skim milk agar، 18 جدایه واجد فعالیت پروتئولیتیکی بودند. با مقایسه قطر هاله های شفاف، یکی از جدایه های پارک جنگلی لویزان –واقع در شمال شرق تهران– به منظور انجام مطالعات آزمایشگاهی بیشتر انتخاب شد. این باکتری بر اساس خصوصیات مورفولوژیکی، رنگ آمیزی گرم، تستهای بیوشیمیایی و نهایتا تعیین توالی 16S rDNA به عنوان Bacillus sp. CR–179 تشخیص داده شد. تولید پروتئاز توسط باسیلوس کشت داده شده در محیط مایع حاوی 1 درصد نشاسته به عنوان منبع کربن و 0.4 درصد عصاره خیسانده ذرت به عنوان منبع نیتروژن در مدت 72 ساعت به بیشترین میزان خود یعنی 340.908 U\mL رسید. نشاسته و مالتوز بهترین سوبسترا برای تولید پروتئاز بودند، در حالی که برخی از قند های خالص از جمله فروکتوز، گلوکز و سوکروز تاثیری بر روی تولید پروتئاز نداشتند. در بین منابع متعدد نیتروژن آلی، عصاره خیسانده ذرت، که از منابع ارزان قیمت است، به عنوان بهترین منبع و به دنبال آن عصاره مخمر، آب پنیر و عصاره گوشت قرار داشتند. این گونه باسیلوس قادر به استفاده از اوره به عنوان یک منبع نیتروژن غیر آلی به منظور رشد و تولید پروتئاز نبود و pH بهینه برای تولید پروتئاز نیز 8 تعیین شد. مطالعات انجام شده بر روی خصوصیات آنزیمی نشان داد که این پروتئاز خام بیشترین فعالیت خود را در pH~9 و دمای 60 درجه سانتی گراد نشان داد که آن را برای به کارگیری در بسیاری از فعالیتهای صنعتی مناسب می سازد.

۱۱استفاده از ضایعات لیگنوسلولزی کشاورزی جهت تولید اقتصادی آنزیم گزیلاناز قلیایی، از سویه بومی Bacillus mojavensis به روش تخمیر غوطه ور و بهینه سازی تولید
اطلاعات انتشار: زيست شناسي ايران، , دوره  ۲۴ , شماره  ۳، سال
تعداد صفحات: ۱۴
در این پروژه ضمن جداسازی سویه بومی مناسب باسیلوس از خاک مزرعه پنبه، طی مراحل غربالگری اولیه و ثانویه، شایستگی آنزیم گزیلاناز تولید شده توسط این سویه، به لحاظ کمی و کیفی فعالیت آنزیمی بررسی گردید. سنجش دما و pH بهینه فعالیت آنزیمی در محدوده ای بالا از دما و pH، با اندازه گیری میزان آزاد شدن قندهای احیا کننده انجام گرفت. بهینه دما و اسیدیته فعالیت آنزیمی گزیلاناز جداسازی شده در 9 pH و دمای 55 درجه سانتی گراد تعیین شد. نتایج مربوط به تعیین ترادف ژنتیکی 16S rRNA سویه غربال شده، 100 درصد تشابه ژنتیکی با توالی 16S rRNA باسیلوس موجاونسیس نشان داد و هویت جدایه مولد آنزیم، تحت عنوان سویه ای بومی از باسیلوس موجاونسیس مشخص گردید. باسیلوس موجاونسیس غربال شده به عنوان جدایه برتر جهت تولید اقتصادی گزیلاناز با استفاده از ملاس، باگاس، سبوس گندم، سبوس جو و شلتوک برنج وارد مرحله بهینه سازی گردید. با اعمال تمامی عوامل ممکن در فرآیند بهینه سازی، افزایش در میزان تولید آنزیم از 194.68 IU\ml به میزانی معادل IU\ml 302.466 پس از فرآیند بهینه سازی، مشاهده شد. موفقیت در تولید آنزیم گزیلاناز با استفاده از سوبسترای ارزان و مناسب و توانایی باکتری جهت استفاده از ضایعات لیگنوسلولزی (سبوس جو به عنوان منبع بهینه)، همچنین تولید گزیلاناز فعال در شرایط قلیایی و دمایی بالا، این سویه را جهت تولید اقتصادی گزیلانازهای مناسب صنعتی نامزد می کند.

۱۲تاثیر نمک درهیدرولیز پرتوسط باسیلوس های دریازی
اطلاعات انتشار: اولین همایش ملی علوم زیستی، سال
تعداد صفحات: ۱۱
باکتریهای هالوفیل باکتریهای اکسترموفیل هستند که درغلظت های مختلف نمکقادر به زنده ماندن هستند این باکتریها کاربردهای مختلف درصنعت دارند عموما برای از بین بردن پسمانده های کارخانجات بسیارمفید واقع شده اند باکتریهای جداشده از آب دریا به گونههای اسپوردار باسیلوس هاست یکسری ازاین باکتریها شناسایی شده اند ازجمله باسیلوس سابتیلیس باسیلوس پامیلوس SB3002 باسیلوس پامیلوس ZED17 این باکتریهاقادر به رشد درغلظت های مختلف نمک 0و5و10درصد دردمای 30درجه سانتیگراد و 7\5–7PH هستند کهدراین حالت هیدرولیز کراتین را با تغییر شرایط بصورت متفاوت انجام میدهند باوجود اینکه این باکتریها دریازی هستند افزایش نمک درصد فعالیت آنزیم را پایین می آورد و آزمایش نشان میدهد که نمک با کاهش فعالیت انزیم باعث کاهش هیدرولیز پرنیز می شود دراین تحقیق روشن شد که باسیلوس های دریازی علاوه برهیدرولیز پرقادر به هیدرولیز پروتئین کازئین و ژلاتین می باشند گرچه هر 5درصد نمک هیدرولیزپررا حدود 7درصد کاهش میدهد.

۱۳بررسی توانایی تولید بیوسورفکتانت توسط Bacillus licheniformis BCRC و Bacillus subtili s HAZ2
اطلاعات انتشار: مجله علوم دانشگاه تهران، بهار, دوره  ۳۵ , شماره  ۱ (بخش زيست شناسي)، سال
تعداد صفحات: ۸
ازدیاد برداشت میکروبی نفت(MEOR)  یکی ازکاربرد های مهم میکروارگانیسم ها در صنعت نفت است. گونه های باسیلوس به طور گسترده ای به عنوان ارگانیسم های نمونه در طی تحقیقات  MEORاستفاده می شود. در این مطالعه، جداسازی و شناسایی باکتری های تولید کننده بیوسورفکتانت مورد ارزیابی قرار گرفته است. 60 سویه از باسیلوس ها از مناطق آلوده به ذخایر نفتی نظیر مسجد سلیمان و پالایشگاه نفت تهران جداسازی شدند. در بررسی توانایی سویه های جدا شده مولد بیوسورفکتانت، تست همولیز، امولیسفیکاسیون، کاهش کشش سطحی انجام شد. همچنین تاثیر pHهای مختلف، غلظت های نمکی، دما و منابع مختلف کربن و نیتروژن را در رابطه با تولید بیوسورفکتانت مورد ارزیابی قرار گرفت. از بین سویه های جدا شده، دو سویه (P1 و L2) بیشترین تحمل نمک را از خود نشان دادند (%8) همچنین سویه های فوق در تولید بیوسورفکتانت بیشترین راندمان را از خود بروز داشته، به طوری که توانستند کشش سطحی محیط رابه ترتیب از 69mN\m به 30 و29mN\m  کاهش دهند. بیوسورفکتانت این دو سویه عمدتا از جنس لیپوپروتئین است.این سویه ها (P1 و L2) همچنین قادر به امولسیفیه کردن نفت خام بودند به طوری که نتایج تست امولسیفیکاسیون آنها به ترتیب 91 و 90% بود آنها به وسیله روش های مورفولوژیکی و تست های بیوشیمیایی با استفاده از کتاب رده بندی سیستماتیک باکتری ها Bergeys و همچنین تکنیک 16SrRNA شناسایی گشتند. این سویه ها با تقریب 99%و97 % متعلق به Bacillus licheniformis و  Bacillus subtilisبودند. بهترینpH  و دما برای تولید بیوسورفکتانت توسط سویه های فوق به ترتیب 6.8 و  37oCمی باشد. همچنین بهترین منبع کربن، نفت خام و بهترین منبع نیتروژن نیترات سدیم بود. به نظر می رسد این سویه ها برای ازدیاد بر داشت میکروبی نفت به صورت EX–Situ کاندید بسیار مناسبی باشند.

۱۴بررسی اثر ضدمیکروبی نانوذرات نقره و مس و مقایسه با هیپوکلریت سدیم بر روی سلول رویشی و اسپور باسیلوس سوبتیلیس و باسیلوس سرئوس
اطلاعات انتشار: زيست فناوري ميكروبي، زمستان, دوره  ۲ , شماره  ۷، سال
تعداد صفحات: ۸
زمینه و هدف: خواص ضدمیکروبی نانوذرات نقره و مس بر روی (B.cereus PTCC (1247), B.subtilis PTCC (6633 بررسی شدند. متوسط اندازه نانوذرات نقره و مس بین 10–40 nm و عموما به شکل حلقوی بودند. هیپوکلریت سدیم که در این مطالعه بررسی شد دارای خواص ضدمیکروبی بدلیل وجود کلر فعال است. هدف از انجام این مطالعه بررسی اثر باکتریسیدالی نانوذرات بود که بدلیل اندازه کوچک و سطح اثر بالایشان امروزه مورد توجه بسیار قرار گرفته اند. نانوذرات با تولید رادیکال آزاد – O2و OH سبب اکسیداسیون و تخریب غشا میکروارگانیسم ها می شوند، در حالیکه کلر موجود در هیپوکلریت سدیم پس از ترکیب با آب اسید هیپوکلروس (HOCL) را تولید می کند که سبب اکسیداسیون پروتئین های غشا سلولی می شود. از اهداف مهم دیگر مورد بررسی، معرفی ماده ضدمیکروبی موثر می باشد.روش بررسی: اثر باکتریسیدالی نانوذرات و هیپوکلریت سدیم بر پایه آزمون دیسک گذاری و چاهک گذاری و بررسی منطقه حساس و نیز کمترین غلظت بازدارندگی (MIC) و کمترین غلظت کشندگی (MBC) بر روی سلول های رویشی انجام گرفته است. اثر ضدمیکروبی نانوذرات و هیپوکلریت سدیم توسط شمارش کلنی ها در ساعات و رقت های مختلف به روش پورپلیت و کشت دولایه بررسی شدند.یافته ها: در این مطالعه دیده شد که B.subtilis بیشترین حساسیت را به هر دو نانوذره در مقایسه با B.cereus دارد. بطوریکه (MIC) آن در نانوذره نقره برابر با 7 ppm و در نانوذره مس برابر 50 ppm و در هیپوکلریت سدیم برابر700 ppm  بدست آمد. اسپورهای B.subtilis در رقت های کمتر از مواد ضدمیکروبی و در زمان صفر از بین رفتند.نتیجه گیری: مشاهده شد که اسپور و سلول رویشی B.subtilis حساسیت بیشتری نسبت به نانوذرات نقره داشتند. نتایج حاصل بیانگر موثر بودن نانوذرات نقره نسبت به سایر مواد ضدمیکروبی مورد بحث می باشد.

۱۵بررسی تولید آزمایشگاهی پلی هیدروکسی بوتیرات در برخی باسیلوسهای مزوفیل و ترموفیل جداسازی شده از خاک
اطلاعات انتشار: زيست فناوري ميكروبي، تابستان, دوره  ۳ , شماره  ۹، سال
تعداد صفحات: ۶
زمینه و هدف: پلیمرهای سنتتیک که از مواد نفتی ساخته می شوند به علت تجزیه ناپذیربودن مدت طولانی در خاک باقیمانده و موجب آلودگی خاکها می شوند، به این دلیل تولید پلی بتاهیدروکسی بوتیرات که از جمله پلیمرهای قابل تجزیه زیستی است اهمیت زیادی دارد. این پلیمر در بیش از 20 جنس باکتریایی از جمله: باسیلوس، ازتوباکتر، آلکالی ژنز، سودوموناس، ریزوبیوم و رودوسپیریلیوم به عنوان منبع ذخیره کربن و انرژی تولید می شوند. در این راستا هدف از انجام این تحقیق تولید این پلیمر در جدایه باسیلوس می باشد.روش بررسی: در این مطالعه 11 سویه از جنسهای مزوفیل باسیلوس که در دمای 30 درجه سانتی گراد و 7 سویه از جنسهای ترموفیل باسیلوس که در 50 درجه سانتی گراد رشد می کردند از خاک جنگل گلستان به روش پورپلیت جداسازی شدند. تولید پلیمر در این سویه ها ابتدا با روشهای اسپکتروفوتومتری بررسی شد و سپس با روشهای گازکروماتوگرافی جرمی و FT–IR تایید شد.یافته ها: محدوده تولید پلیمر در مزوفیلها 48.7–6.72% و در ترموفیلها 39.21–3.84 درصد وزن خشک سلولی بود. بیشترین میزان تولید در مزوفیلها در سویه B11 با %48.70 و در ترموفیلها در سویه B4 با %39.21 بود. بهترین دور شیکر و دما برای سویه منتخب مزوفیل دور 200 و 32 درجه سانتی گراد و برای ترموفیل B4 دور 200 و دمای 45 درجه بود.نتیجه گیری: با توجه به نیازهای غذایی ساده و وفور اعضای جنس باسیلوس در خاک، می توان در آینده و با استفاده از فرمانتور از این دو سویه به عنوان یکی از تولیدکننده های این پلیمر استفاده کرد.

۱۶جذب بیولوژیکی (Cr (VI توسط توده سلولی مرده Aspergillus niger
اطلاعات انتشار: علوم و تكنولوژي محيط زيست، تابستان, دوره  ۱۱ , شماره  ۲ (مسلسل ۴۱)، سال
تعداد صفحات: ۷
Cr (VI) از جمله یون های فلزی است که آلودگی وسیعی را در محیط زیست ایجاد می کند. برای کاهش آلایندگی فلزات سنگین می توان از میکروارگانیسم ها استفاده کرد. در این بررسی برای جداسازی Cr(VI) ازتوده سلولی آسپرژیلوس نایجر استفاده شده است. برای بالا رفتن بازده کار، توده سلولی زنده در NaOH 0.5N جوشانده می شود و پس از رساندن pH آن به حد نرمال مورد استفاده قرار می گیرد. تغییرات pH از جمله عوامل اساسی در جذب Cr(VI) می باشد. بهترین جذب در pH=2 صورت می گیرد. در این تحقیق اثرات تغییرات دما، غلظت، زمان ، دور شیکرو میزان جاذب بررسی شده است و نتایج به دست آمده نشان می دهد که این مقادیر از مدل های فرندلیش و لانگمور پیروی می کنند در ضمن نمودارهای مربوط به هر دو مدل رسم شده، در مدل لانگمور R2=0.9544 و در مدل فرندلیش R2=0.992 می باشد. مشاهدات نشان می دهد با افزایش دما مقدار جذب افزایش می یابد و این دو با هم رابطه مستقیم دارند. مقدار درصد حذف Cr (VI) از محلول بعد از 24 ساعت %74.6 می باشد. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که جوشاندن میسلیوم های قارچ اسپرژیلوس نایجردر NaOH اثر بهتری بر جذب یون های Cr(VI) گذاشته و جذب را تا چندین برابر افزایش می دهد. مقدار سمیت Cr(VI) با تبدیل به Cr(III) نیز کاهش می یابد و مقداری از آن نیز از طریق جذب سطحی حذف می شود.

۱۷بررسی نقش باکتری های جداشده از خاک های آلوده به ترکیبات نفتی در پاک سازی محیط زیست
اطلاعات انتشار: دانش زيستي ايران، بهار, دوره  ۳ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۱۵
هدف از این تحقیق، جداسازی و شناسایی باکتری های مصرف کننده نفت به عنوان منبع انرژی و کربن و تجزیه آن به مواد قابل بازیافت و شناسایی باکتری های مولد بیوسورفکتانت است. برای این منظور از خاک ها و آب های آلوده به ترکیبات نفتی سبک و سنگین نمونه گیری به عمل آمد. برای جداسازی باکتری ها از خاک و آب آلوده، نمونه ها پس از تهیه رقت، کشت داده و برای افزایش تعداد باکتری های جدا شده، نمونه ها در محیط کشت MS1، غنی سازی، و در محیط کشت آگار+ 1% نفت خام استریل کشت داده شدند. سپس از محیط آگار خون دار و محیط%1+ MSS  عصاره مخمر استفاده شد و با بررسی سمیت نفت خام، اندازه گیری تولید بیوسورفکتانت در غلظت های مختلف نمک و فعالیت امولسیفیه کنندگی، سویه ای که بالاترین نتایج مربوط به آن بود به عنوان بهترین سویه مولد بیوسورفکتانت انتخاب شد. در نهایت با استفاده از تعیین توالی 16SrRNA هویت باکتری منتخب تحت عنوان سودوموناس آئروژینوزا شناسایی شد.

۱۸ارزیابی نقش باسیلوسها در تولید بیو سورفاکتانت ها در مطالعه موردی و امکان سنجی استفاده از روش ازدیاد برداشت میکروبی در سازند آسماری در میدان نفتی بی بی حکیمه
اطلاعات انتشار: علوم پايه (دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم تحقيقات)، زمستان, دوره  ۱۹ , شماره  ۷۴/۱ (ويژه نامه زيست شناسي)، سال
تعداد صفحات: ۱۸
مقدمه: با توجه به قدمت تولید چاه های نفتی در سال های اخیر مخازن نفتی دچار افت شدید فشار شده اند به همین منظور در این پژوهش با توجه به شرایط ساختمانی، پارامترهای مخزنی، موقعیت زمین شناسی، مشخصات بیولوژیکی مخزن و ... مطالعه موردی بر روی میدان بی بی حکیمه صورت گرفت.هدف: از انجام این پژوهش بررسی و معرفی بهترین سویه، شرایط بهینه رشد و تولید بیوسورفاکتانت در مخزن آسماری به صورت Ex situ بود.روش بررسی: برای این منظور یک نمونه باسیلوس با مقاومت گرمایی بالا جداسازی و انتخاب شد و توانایی تولید بیوسورفاکتانت در این سویه مورد بررسی قرار گرفت پس از مطالعات مورفولوژی، بیوشیمیایی و ژنتیکی بهترین شرایط جهت تولید بیوسورفکتانت از نظر مقدار کربن، ازت، pH، دما، دور shaker، مقاومت گرمایی و ... مورد ارزیابی قرار گرفت.نتایج: در میدان مورد مطالعه ضخامت متوسط قرارگیری سازند آسماری در یال شمالی تاقدیس میدان بی بی حکیمه در حدود 450 متر و متوسط درجه حرارت در مخزن آسماری نسبت به سایر میادین با توجه به موقعیت ساختمانی کاهش قابل توجهی را نشان می دهد و شرایط بهینه جهت اجرای عملیات ازدیاد برداشت میکروبی قلمداد می شود. با توجه به نتایج مورفولوژیکی، تست های بیوشیمیایی و ژنتیکی باکتری مورد نظر Bacillus licheniformis است. حداقل مقادیر کشش سطحی به دست آمده برای محیط های کشت سویه Bacillus licheniformis جداسازی شده 30mN\m در مقایسه با مقادیری که برای سایر باکتری های مولد بیوسورفکتانت گزارش شده در حد کاملا قابل قبولی قرار داد. نفت خام بهترین منبع کربن آلی برای سویه فوق است. سویه مورد مطالعه در 6pH الی 8 قادر به تولید بیوسورفکتانت بوده ولی بهترین تولید pH بین 6.5 تا 7.5 می باشد. ضریب امولسیفیکاسیون بهترین سویه %91 SBB5 بدست آمد. سدیم نیترات بهترین منبع نیتروژن برای تولید بیوسورفکتانت بوده به طوری که در این منبع سویه قادر به کاهش کشش سطحی به اندازه 30mN\m بوده است. از طرفی ساکارز و گلوگز به ویژه ساکارز قادر به کاهش کشش به میزان 30mN\m می باشد.نتیجه گیری: کاهش فشار مخزنی، موقعیت ساختمانی و شرایط پتروفیزیکی حاکم در میدان نفتی از نظر مشخصات PVT مخزن سیستم رانش Dual در مخزن مورد مطالعه حکم فرماست و در طی سالهای گذشته به علت افت فشار در هر دو سیستم رانش افت فشار از نوع Water conning و Gas conning به وجود آمده است ولی پدیده Gas conning شدیدتر است به همین سبب تامین فشار مخزن و جلوگیری از کاهش فشار افزوده مخزن می تواند نقش به سزایی در افزایش عمر مخزن ایفا نماید. دما در مخزن آسماری در بازه گرمایی 65 تا 120 درجه قرار گرفته است به همین سبب در شرایط مذکور امکان رشد باسیلوس به لحاظ شرایط مخزنی برقرار است. سازند آسماری دارای شکستگی های متعددی است و از نظر تراوایی در وضعیت مناسبی قرار دارد میزان تخلخل و اشباع آب در چاه های مختلف در سازند مورد مطالعه به ترتیب بیش از 7 درصد و کمتر از 50 درصد است.

۱۹ارزیابی فعالیت ضد قارچی Bacillus Cereus علیه قارچ های بیماریزای گیاهی Verticillium Dahliae وPhytophthora Infestans
اطلاعات انتشار: علوم پايه (دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم تحقيقات)، زمستان, دوره  ۲۰ , شماره  ۱/۷۸ (ويژه زيست شناسي)، سال
تعداد صفحات: ۱۲
مقدمه: اغلب گونه های جنس باسیلوس از جمله باسیلوس سرئوس (Bacillus cereus) توانایی تولید ترکیبات ضدقارچی را دارا می باشند که این ترکیبات ضدقارچی به گروه ایتورین تعلق دارند و به همین دلیل این باکتریها یکی از مهمترین انواع باکتری هایی هستند که میتوانند در مبارزه بیولوژیک علیه قارچهای بیماریزای گیاهی مورد استفاده قرار گیرند.هدف: انجام این تحقیق با هدف بررسی اثرات ضدقارچی چندین جدایه از باکتری باسیلوس سرئوس علیه برخی از قارچهای بیماریزای گیاهی و تعیین نوع متابولیت های ضدقارچی تولید شده توسط آنها انجام شد.روش بررسی: به منظور بررسی این نوع ترکیبات و فعالیت ضدقارچی، جدایه هایی از باکتری باسیلوس سرئوس (اعم از جدایه های بومی که از نمونه های خاک جداسازی شدند و همچنین چندین جدایه استاندارد) در محیط نوترینت براث و در انکوباتور شیکردار (30 درجه سانتیگراد و 100 دور در دقیقه) برای 24 ساعت کشت داده شد و فعالیت ضدقارچی آنها علیه قارچهای ورتیسیلیوم داهلی ((Verticillium dahlia بامشخصه ATCC 29091 و فیتوفتورا اینفستانس(Phytophthora infestans)  با مشخصه ATCC16981 طی روش کشت چاهک گذاری مورد بررسی قرار گرفت و بهینه سازی شرایط رشد برای جدایه منتخب این باکتری در همین محیط و برای پارامترهایی مانند منابع کربن (گلوکز، فروکتوز، لاکتوز و ساکارز) و نیتروژن (عصاره مخمر، پپتون، نیترات آمونیم و نیترات سدیم)، اسیدیته(pH~4–6, 7, 8–10)  و دما (32–35◦C, 29–32◦C, 26–29◦C) به منظور افزایش میزان تولید متابولیت های ضدقارچی انجام شد. این متابولیت ها جداسازی و از طریق روش HPLC، با ایتورین A و سورفاکتین خالص مقایسه گردید. همچنین فعالیت ضدقارچی و اثرات سینرژیستی ایتورین A، سورفاکتین و متابولیتهای ضدقارچی باسیلوس سرئوس طی روش کشت چاهک گذاری بررسی شد.نتایج: نتایج نشان داد که این باکتری و متابولیتهای آن می توانند از رشد قارچهای فوق الذکر جلوگیری نماید و همچنین در محیط نوترینت براث حاوی قند گلوکز و پپتون با pH خنثی و دمای 32–35◦C توانایی تولید برخی از پپتیدهای ضدقارچی گروه ایتورین شامل ایتورین A و سورفاکتین را داراست. ترکیبات فعال بصورت پیکهایی در کروماتوگرام HPLC متابولیت های تخلیصی باکتری مشخص شدند که زمان ظهور اکثر آنها مشابه با ایتورین A و سورفاکتین بود. میانگین قطر هاله عدم رشد ورتیسیلیوم داهلی در روش چاهک گذاری در برابر میزان 50 µl از مخلوط حاوی باسیلوس سرئوس، متابولیت های خالص شده آن، غلظت mg\ml1 ایتورین A یا سورفاکتین و مخلوط آنها مورد بررسی قرار گرفت و نتایج به ترتیب 20، 16، 10 و 10 و 14 میلیمتر و برای مخلوط سه تیمار آخر 24 میلیمتر بدست آمد.نتیجه گیری: نتایج حاصل نشان می دهد که این باکتری و متابولیت های ضدقارچی تولید شده توسط آن میتواند در کنترل بیولوژیک بسیاری از قارچهای بیماریزای گیاهی و در نتیجه کنترل خسارت وارده به بسیاری از انواع محصولات کشاورزی، مورد استفاده قرار گیرد.

۲۰بررسی امکان کاهش مواد آلی موجود در گل فیلتر خلاء کارخانجات قند در طی ماندگاری
اطلاعات انتشار: علوم غذايي و تغذيه، زمستان, دوره  ۱۰ , شماره  ۱ (پياپي ۳۷)، سال
تعداد صفحات: ۸
مقدمه: گل کربنات کلسیم، بدلیل ناشناخته ماندن و عدم مطالعات کافی بعنوان یک ماده زاید با صرف هزینه بالا از کارخانجات قند دفع می گردد. با حذف نمودن مواد آلی موجود در آن توسط فلور میکروبی موجود، می توان کربنات کلسیم موجود در آن را آسان تر، جداسازی کرد.مواد و روش ها: اثر دو 7.4 pH و 9 و چهار رقت شاهد، 25%، 50% و 75% و دو زمان دو و چهار هفته بر روی فعالیت فلور میکروبی گل، در جهت کاهش مواد آلی و افزایش درجه خلوص کربنات کلسیم، تغییر هدایت الکتریکی و رنگ گل مورد بررسی قرار گرفت.یافته ها: نتایج نشان داد که، گرچه میزان کربن آلی کاهش و درجه خلوص کربنات کلسیم افزایش می یابد اما بین هیچ یک از متغیرهای زمان، رقت، pH و اثرات متقابل آنها اختلاف معنی داری وجود ندارد. رنگ گل، بیشتر به سمت رنگ های زرد، خاکستری و خاکستری روشن تغییر می یابد. همچنین میزان شوری و هدایت الکتریکی خاک افزایش یافته و تاثیر متغیرهای رقت، pH و اثرات متقابل آنها بر میزان هدایت الکتریکی از نظر آماری دارای اختلاف معنی دار می باشد.نتیجه گیری: با قرار دادن گل، در مکان های سرپوشیده بدون افزودن آب و یا تغییر pH آن، و در یک مدت زمان کوتاه می توان به هدف کاهش مواد آلی نائل گردید و کربنات کلسیمی با درجه خلوص بالاتر و کیفیت بهتر، استخراج نمود.

۲۱بهینه سازی شرایط تولید ترکیبات پروتئینی با خاصیت ضد میکروبی در سه جدایه پروبیوتیک و اثر آن بر Listeria monocytogenes
اطلاعات انتشار: علوم غذايي و تغذيه، زمستان, دوره  ۱۰ , شماره  ۱ (پياپي ۳۷)، سال
تعداد صفحات: ۱۰
مقدمه: باکتریوسین های حاصل از Lactobacillus spp دارای فعالیت مهار کنندگی وسیعی علیه میکروارگانیسم های پاتوژن مواد غذایی اند. هدف از این مطالعه بهینه سازی شرایط تولید ترکیبات پروتئینی در سه جدایه پروبیوتیک و بررسی اثر باکتریوسین استخراج شده بر L. monocytogenes بود.مواد و روش ها: از 20 نمونه ماست محلی جدایه های لاکتوباسیل بدست آمد و به منظور بهینه سازی شرایط تولید ترکیبات پروتئینی، جدایه های بومی و استاندارد در 4 دمای مختلف نگهداری شدند، همچنین تاثیر اکسیژن و دی اکسید کربن و ترکیب محیط کشت در سه محیط Skim milk، MRS و MRS به همراه عصاره مخمر بر روی لاکتوباسیل ها ارزیابی شد و با اضافه کردن ترکیبات معدنی توان تولید باکتریوسین در جدایه ها بررسی گشت.با استفاده از روش لوری، میزان پروتئین محلول تعیین گردید و توسط سولفات آمونیوم، دیالیز و SDS–PAGE باکتریوسین ها استخراج، خالص سازی، وزن مولکولی آنها تعیین و اثر باکتریوسین استخراج شده بر L. monocytogenes ارزیابی شد.یافته ها: در مجموع سه جدایه لاکتوباسیل با فعالیت بالای مهارکنندگی بدست آمد. بیشترین فعالیت باکتریوسین در دمای 30oC بعد از گذشت 23 ساعت در محیط MRS به همراه عصاره مخمر تعیین گردید. نتایج حاصل از تلقیح لاکتوباسیل ها در جو CO25% و انکوباتور معمولی یکسان بود. ترکیبات معدنی هیچ تاثیری در تولید باکتریوسین نداشتند. بهترین سویه Ln10 گزارش شد که هاله عدم رشد آن 30 میلی متر تعیین گردید. نتایج SDS–PAGE ایجاد تک باند پروتئینی با وزن 50 تا 58 کیلودالتون را نشان داد.نتیجه گیری: در این تحقیق، حداکثر تولید باکتریوسین در فازلگاریتمی رشد حاصل شد درحالی که تولید این ترکیبات در سه سویه استاندارد در ابتدای فاز رکود مشاهده گردید.

۲۲تجزیه و سولفورزدایی زیستی نفت خام توسط باسیلوس ها
اطلاعات انتشار: دنياي ميكروب ها، زمستان, دوره  ۱ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۹
سابقه و هدف: امروزه استفاده از میکروارگانیسم ها برای حذف آلاینده های نفتی از محیط زیست بسیار مورد توجه دانشمندان قرار گرفته است. زیرا روش های یا از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه نمی باشد یا باعث به وجود آمدن ترکیبات سمی دیگری در محیط می شوند. هدف از این پژوهش، ارزیابی و تایید حذف زیستی نفت خام به وسیله باسیلوس ها می باشد.مواد و روش ها: در این پژوهش پانزده گونه باسیلوس تجزیه کننده نفت خام از مناطق آلوده به نفت جدا شد و شرایط بهینه رشدشان در محیط پایه نمکی واجد 1 تا 3% نفت خام مورد ارزیابی گردید. سپس با ارزیابی کشش سطحی و میزان کربن کل، نیتروژن و هیدروژن موجود در نفت خام در قبل و پس از تیمار با باکتری با روش ASTM D5291 اندازه گیری شد. همچنین سولفورزدایی زیستی با روش IP 242 مورد بررسی قرار گرفت.یافته ها: از گونه های مورد بررسی دو گونه که بهترین رشد در محیط پایه نمکی واجد نت داشتند، انتخاب گردیدند. اما بیشترین افزایش در چگالی نوری و شمارش سلول های زنده و کاهش pH میط کشت در روز پنجم از دوره آزمایش برای باسیلوس های S6 بدست آمد. زمان تجدید نسل بر روی محیط نمکی حاوی 1% نفت خام برای باسیلوس S6 و S35 به ترتیب 18 و 25 ساعت محاسبه شد. باسیلوس ها قادر به کاهش کشش سطحی محیط به ترتیب از 62 (mN\m) به 31 و 38 بودند که بیانگر آن است که این گونه ها قادر به تولید میزان قابل توجهی بیوسورفکتانت هستند. نتایج نشان داد که میزان کلی کربن از 85 (درصد جرمی) به 41 و 48 (درصد جرمی) به ترتیب برای باسیلوس S6 و S35 کاهش یافته است. همچنین مشخص شد که پس از گذشت یک ماه 42 درصد و 80 درصد از میزان کلی سولفور موجود در نفت به ترتیب توسط باسیلوس S6 و S35 حذف شده و مورد استفاده قرار گرفته است.نتیجه گیری: آنالیزهای آماری بر روی هیدروکربن های موجود در نفت دخام با استفاده از گاز کروماتوگرافی (C13–C30) نشان دهنده اثر تخریب زیستی باسیلوس ها بر روی هیدروکربن های نفتی و توانایی آن ها در استفاده از نفت به عنوان تنها منبع کربن و انرژی می باشد.

۲۳شناسایی کلیفرم های کل و گوارشی و هتروتروف ها به روش میکروبیولوژی و E.coli O157 :H7 به روش های ایمنولوژیک و Real Time PCR در تصفیه خانه آب اصفهان
اطلاعات انتشار: سلامت و محيط زيست، پاييز, دوره  ۳ , شماره  ۳ (پي در پي ۹)، سال
تعداد صفحات: ۱۲
زمینه و هدف: در این مطالعه روند حذف کلیفرم های کل و گوارشی، هتروتروف ها و شناسایی باکتری بیماری زایE.coli O157 :H7 با روش های میکروبیولوژی، ایمنولوژیک و Real Time PCR در آبگیر و واحدهای تصفیه خانه آب اصفهان بررسی گردید.روش بررسی: پروفایل تغییرات کلیفرم های کل و گوارشی، شمارش هتروتروف ها، کدورت و کل کربن آلی در 8 نقطه شامل آبگیر سد چم آسمان، ورودی تصفیه خانه، ته نشینی، ازن زنی، فیلتراسیون و در آب خروجی تصفیه خانه تعیین گردید. وجود باکتریE.coli O157 :H7 در نقاط هشت  گانه، لجن حوض ته نشینی و آب حاصل از شست و شوی معکوس فیلترها با استفاده از روش ایمنولوژیک و Real time PCR مورد بررسی قرار گرفت.یافته ها: ‌در روش ایمنولوژیک با تشکیل ذرات آگلوتیناسیون، و در روش Real time PCR با پروب های نشاندار شده وجود باکتریE.coli O157 :H7 در نمونه لجن حوضچه ته نشینی تصفیه خانه به اثبات رسید، در حالی که نمونه های آب فاقد E.coli O157 :H7 بود. راندمان حذف کلیفرم کل، گوارشی و هتروتروف ها توسط واحد ته نشینی، به ترتیب 59.5، 49، 54.8، ازن زنی: 66، 45.8، 57، فیلتراسیون: 98.8، 98، 78.8، گندزدایی: 96، 100، 91 درصد می باشد.نتیجه گیری: این مطالعه وجود سویه بیماری زای کلیفرم را در لجن حوضچه های ته نشینی تصفیه خانه آب اصفهان اثبات نمود. عدم وجود این سویه در آب خروجی حاکی از آن است که فرایندهای موجود در واحدهای تصفیه خانه قادر به حذف این باکتری قبل از رسیدن به مراحل انتهایی تصفیه خانه مثل فیلترها و واحد گندزدایی می باشند.

۲۴پاکسازی زیستی آب های آلوده به نفت خام توسط باسیلوس های جدا شده از حوضچه های نفتی
اطلاعات انتشار: طلوع بهداشت، تابستان, دوره  ۱۱ , شماره  ۲ (مسلسل ۳۵)، سال
تعداد صفحات: ۱۲
سابقه و اهداف: آب های آلوده به نفت خام یا ترکیبات نفتی یکی از معضلات محیط زیست اند. پاکسازی زیستی یک روش ساده و اقتصادی برای تصفیه آب های آلوده به این آلاینده هاست. هدف از این تحقیق بررسی قدرت تجزیه نفت خام توسط باسیلوس های جداسازی شده از آب های آلوده به نفت خام پالایشگاه نفت اصفهان می باشد.روش بررسی: برای این منظور از آب های آلوده به نفت خام در پالایشگاه نفت اصفهان استفاده شد. نمونه های برداشت شده بر روی محیط MSM کشت داده شده و به آن 10000 ppm نفت به عنوان تنها منبع کربنی باکتری ها اضافه شد. این محیط کشت بر روی تکان دهنده ای با دور 150 rpm و دمای 35 درجه سانتی گراد گرماگذاری شد. برای جداسازی باکتری های مولد بیوسورفکتانت، از بررسی فعالیت همولیتیک به عنوان اولین معیار جداسازی و غربالگری استفاده شد. برای بررسی قدرت تجزیه نفت خام هر 3 سویه خالص شده و کنسرسیوم این 3 سویه تست های ) IRمادون قرمز) و ) GC–MSگاز کروماتوگرافی–اسپکترومتر) گذاشته شد. باسیلوس های خالص شده با روش های تشخیصی بیوشیمیایی و ملکولی شناسایی شدند.یافته ها: از بین 12 سویه جداسازی شده، 8 سویه قادر به لیز نمودن اریتروسیت های گوسفند و تولید هاله همولیز بر روی محیط بلاد آگار بودند. سویه های دارای فعالیت همولیتیک برای مطالعات بعدی انتخاب گردیدند. کشش سطحی 3 سویه قابل پذیرش بود. کنسرسیوم این 3 سویه نیز از نظر تولید بیوسورفکتانت بررسی شد و مقادیر 38، 34،30  mN\m برای 3 سویه خالص شده و mN\m 28  برای کنسرسیوم این 3 سویه بدست آمد. هنگامی که توالی فوق در برنامه BLAST قرار گرفت، نتایج نشان دهنده تشابه 99.8 درصد باکتری های جدا شده با Bacillus subtilis وBacillus cereus  بودند. دو سویهBacillus subtilis  شناسایی شده تنها در 6 نوکلئوتید با هم تفاوت داشتند.نتیجه گیری: بررسی های انجام شده نشان داد، عملکرد کنسرسیوم در تجزیه زیستی بسیار موثرتر از کشت باسیلوس ها به تنهایی بوده، در واقع کنسرسیوم باسیلوس ها با قدرت بیشتری نسبت به باسیلوس ها به تنهایی در تجزیه زیستی نفت خام در آب های آلوده عمل کرده است.

۲۵بررسی توان تثبیت ازت توسط سویه های .Azospirillum spp جدا شده ازخاک پارک های جنگلی تهران
اطلاعات انتشار: دانش ميكروب شناسي، زمستان, دوره  ۱ , شماره  ۱، سال
تعداد صفحات: ۹
در این تحقیق نمونه برداری از 4 پارک جنگلی چیتگر، سرخه حصار، سوهانک و توسکا از مناطق پوشش گیاهی و مناطق بکر از عمق 30–0 سانتی متر تهیه شد. برای جداسازی سویه های Azospirillum spp. ازمحیط کشت اختصاصی نیمه جامد NFb (Nitrogen free malate) و RC (Rodriquez Caceres) استفاده شد و برای تایید از تست های بیوشیمیایی استفاده گردید. برای تعیین جمعیت از روش ( MPN (Most Probably Numberاستفاده گردید. در این روش با استفاده از محیط کشت Rennie و کروماتوگرافی گازی تبدیل استیلن به اتیلن میزان تثبیت ازت مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصل از این تحقیق، نمونه های جداسازی شده راA.brasilense ،A.lipoferum و A.irakense نشان داد. بطور میانگین میزان جمعیت آزوسپیریلوم با استفاده از محیط جامد NFb و RC به ترتیب در منطقه پوشش گیاهی 105×4.3 و 105×1.91 و در منطقه بکر 1.43x105 CFU\g و 0.77x105 CFU\g و در محیط نیمه جامد درمنطقه پوشش گیاهی  CFU\g 102x9.5 و درمنطقه بکر CFU\g 102x2.7 تعیین گردید. میزان تثبیت ازت در A.lipoferum از دو گونه دیگر بیشتر بوده و برابر 86.27 nmol\24Tube  است. این میزان در A.irakense از همه کمتر و برابر  nmol\24Tube 23.92تعیین شد. در گونه A.brasilense  میزان تثبیت ازت 56.4 nmol\24Tube  تعیین گردید.
نمایش نتایج ۱ تا ۲۵ از میان ۶۱ نتیجه